نقد و بررسی
نقد فروپاشی (Ashfall) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فاجعهای عظیم، روایتی پرهیاهو «Ashfall» فیلمی کرهای در ژانر فاجعه است که از تصویری هولناک آغاز میکند: فوران کوه بکدو، زمینلرزههای پیدرپی و شبهجزیرهای که در آستانهٔ آشوبی فراگیر قرار گرفته است. در چنین موقعیتی، گروهی ناهمگون از شخصیتها برای مهار خطر وارد مأموریتی دشوار میشوند؛ مأموریتی که همکاری نیروهایی از کرهٔ شمالی و جنوبی را ضروری میکند.
فیلم از همان ابتدا وعدهٔ تماشایی بزرگی میدهد و میکوشد مقیاس فاجعه را با بحران سیاسی، عملیات نظامی و درام خانوادگی درهم بیامیزد. نتیجه، اثری پرتحرک و پرحادثه است که بیش از آنکه در پی واقعنمایی باشد، به دنبال سرگرمکردن مخاطب با ضرباهنگ یک فیلم جریان اصلی است. تماشاگر در میان ویرانی بخشهایی از فیلم که به زلزله، انفجار و پیامدهای فوران اختصاص دارند، از مهمترین جاذبههای آناند.
ویرانی شهرها و آشفتگی جمعیت، جهان داستان را به فضایی ناپایدار بدل میکند؛ گویی هر لحظه ممکن است نظم باقیمانده نیز فروبریزد. صحنههای اکشن با طراحی پرتحرک و برشهای سریع، حس فوریت را منتقل میکنند و به فیلم انرژی بصری میبخشند. در این لحظات، «Ashfall» به توانایی خود در ساختن سرگرمی عظیممقیاس نزدیک میشود: فیلم میداند چگونه مخاطب را در دل حادثه نگه دارد و میان خطرهای پیدرپی، مجال چندانی برای آسودن باقی نگذارد.
« صحنههای اکشن با طراحی پرتحرک و برشهای سریع، حس فوریت را منتقل میکنند و به فیلم انرژی بصری میبخشند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، جلوههای ویژه کیفیتی یکدست ندارند. برخی نماها بهخوبی گستردگی فاجعه را القا میکنند، اما در بعضی لحظات، تصویر مصنوعی یا کمجزئیات به نظر میرسد و از باورپذیری موقعیت میکاهد. وقتی فیلم بر نمایش ویرانی تکیه میکند، چنین ناهمواریهایی برجستهتر میشوند؛ زیرا تماشاگر از اثری با این مقیاس انتظار دارد جهان تخریبشدهاش پیوسته و قانعکننده به نظر برسد.
زوج مرکزی و نیروی بازیگران یکی از سرمایههای اصلی فیلم، حضور بازیگرانی است که به شخصیتها جذابیت و وزن میبخشند. Ha Jung-woo و Lee Byung-hun در نقش دو همپیمان نامحتمل، رابطهای پویا میسازند؛ رابطهای که از بیاعتمادی و تفاوت منش نیرو میگیرد و در مسیر مأموریت، فرصت تغییر پیدا میکند.
تضاد میان خونسردی و زیرکی یکی، و واکنشهای عملگرایانهٔ دیگری، به صحنههای مشترکشان جان میدهد. این همراهی گاه از خود طرح داستانی گیراتر میشود و در لحظاتی که فیلمنامه به کلیشه نزدیک است، تماشاگر را با شخصیتها درگیر نگه میدارد. Ma Dong-seok نیز با حضوری پررنگ، وجهی دیگر به گروه میافزاید و در میان بازیگران مکمل، Jeon Hye-jin و Bae Suzy به گسترش سویههای سیاسی و خانوادگی روایت کمک میکنند.
« بااینحال، جلوههای ویژه کیفیتی یکدست ندارند. »
شخصیتها و اجرا
مجموعهٔ بازیگران، در کل، آمادگی لازم برای اجرای یک ماجراجویی پرتنش و پرشخصیت را دارد. مشکل آن است که فیلم همیشه فرصت کافی برای پرداختن به همهٔ این شخصیتها فراهم نمیکند؛ در نتیجه برخی از آنها بیش از آنکه بهطور کامل شکل بگیرند، کارکردی در پیشبرد ماجرا پیدا میکنند. قصهای که بیش از اندازه بار برمیدارد فیلمنامه میخواهد در زمانی محدود، چندین محور روایی را همزمان پیش ببرد: تهدید طبیعی، عملیات نظامی، رقابتهای سیاسی، مناسبات شمال و جنوب، خطرهای شخصی و کشمکشهای خانوادگی.
این گستردگی در ابتدا به فیلم احساس مقیاس میدهد، اما هرچه روایت پیش میرود، پراکندگی آن آشکارتر میشود. ایدهٔ همکاری دو سوی شبهجزیره ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد؛ میتواند هم تعلیق ایجاد کند و هم پرسشی دربارهٔ اعتماد، منافع مشترک و امکان همبستگی پیش بکشد. بااینحال، این ظرفیت گاه زیر انبوه مأموریتها و موانع روایی کمرنگ میشود.
ساختار کلی نیز به الگوی آشنای فیلمهای فاجعه و عملیات نجات نزدیک است: بحران بزرگ، گروهی با اختلافهای درونی، نقشهای بسیار پرخطر و زنجیرهای از موانع که هر بار خطر را شدیدتر میکند. آشنایی با این الگو لزوماً عیب نیست؛ چنین ساختاری میتواند بستر مناسبی برای تعلیق و هیجان باشد. اما «Ashfall» در برخی مقاطع به جای آنکه کلیشهها را با پرداخت تازه دگرگون کند، بهسادگی از آنها عبور میکند.
« مجموعهٔ بازیگران، در کل، آمادگی لازم برای اجرای یک ماجراجویی پرتنش و پرشخصیت را دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین امر باعث میشود بعضی تصمیمها و مسیرهای داستانی بیش از حد آسان یا اغراقآمیز جلوه کنند. نوسان میان تراژدی و شوخی یکی از دشوارترین انتخابهای فیلم، رفتوآمد میان لحن جدی و کمدی است. شوخیها میتوانند از فشار موقعیت بکاهند و به رابطهٔ دو قهرمان رنگی انسانی بدهند؛ در صحنههایی نیز همین طنز به جذابیت همراهی آنان کمک میکند.
اما فیلم همیشه مرز میان شوخی و تنش را با ظرافت تنظیم نمیکند. گاهی لحظهای که میتواند مخاطب را با پیامدهای فاجعه روبهرو کند، ناگهان با لحنی سبکتر قطع میشود. در نتیجه، اثر نه بهتمامی درام فاجعه باقی میماند و نه به کمدی ماجراجویانهای منسجم تبدیل میشود. این نوسان برای همه آزاردهنده نیست؛ بخشی از تماشاگران ممکن است همین سرزندگی و بیپروایی را عامل سرگرمکنندگی فیلم بدانند.
مسئله، وجود طنز یا اغراق نیست، بلکه چگونگی پیوند آنها با لحظات جدی است. وقتی تغییر لحن از دل شخصیتها و وضعیت داستان بیرون نمیآید، احساس میشود فیلم در تعیین هویت خود مردد است. این تردید، بهویژه در بخشهایی که روایت انتظار دارد مخاطب همزمان نگران سرنوشت شخصیتها و سرگرم شوخیها باشد، از اثرگذاری عاطفی میکاهد.
« همین امر باعث میشود بعضی تصمیمها و مسیرهای داستانی بیش از حد آسان یا اغراقآمیز جلوه کنند. »
قوتها و کاستیها
ریتم، کشآمدگی و حرکت فیلم با وجود تعدد رخدادها، در تمام مدت ضرباهنگی یکسان ندارد. برخی بخشها بهسرعت از حادثهای به حادثهٔ دیگر میرسند و تعلیق را زنده نگه میدارند، اما میان این نقاط پرتنش، صحنههایی دیده میشود که بیش از اندازه طول میکشند یا اطلاعاتی تکراری عرضه میکنند. روایت گاهی برای جا دادن همهٔ خطوط داستانی، حرکت خود را متوقف میکند؛ گاهی نیز آنقدر شتاب میگیرد که فرصت مکث و تأمل از شخصیتها گرفته میشود.
این نوسان در ریتم، در کنار پراکندگی لحن، باعث میشود تجربهٔ تماشای فیلم یکدست نباشد. با وجود این، قصه معمولاً مسیر کلی خود را حفظ میکند و تماشاگر را از دل بحران بیرون نمیگذارد. جذابیت زوج مرکزی و پیگیری مأموریت، جبرانکنندهٔ بخشی از افتوخیزهاست. فیلم شاید در ساختن تعلیقی پیوسته موفق نباشد، اما برای مخاطبی که از مجموعهای از صحنههای اکشن، بحرانهای تازه و رابطههای پرتنش استقبال میکند، لحظات قابلتوجهی فراهم میآورد.
جمعبندی «Ashfall» فیلمی است که بیشتر از راه مقیاس، انرژی و بازیگرانش اثر میگذارد تا از راه انسجام روایی. صحنههای فاجعه و اکشن، بهویژه هنگامی که با همراهی دو بازیگر اصلی پیوند میخورند، سرگرمکننده و دیدنیاند. در سوی دیگر، داستان شلوغ و آشناست، چند ژانر را بدون پیوندی همواره محکم کنار هم میگذارد و میان جدیت و شوخی نوسان میکند.
« ریتم، کشآمدگی و حرکت فیلم با وجود تعدد رخدادها، در تمام مدت ضرباهنگی یکسان ندارد. »
جمعبندی
جلوههای ویژه نیز گاه چشمگیر و گاه کمرمقاند، و بعضی بخشها از کشآمدگی رنج میبرند. ارزش فیلم در این نیست که نمونهای تازه و بینقص از سینمای فاجعه ارائه میدهد؛ بلکه در تماشاییبودن لحظههای پرحادثه و جذابیت گروه بازیگرانش نهفته است. اگر مخاطب انتظار روایتی دقیق، متوازن و عمیق از یک فاجعهٔ طبیعی داشته باشد، احتمالاً با محدودیتهای فیلم روبهرو میشود.
اما اگر «Ashfall» را بهعنوان یک ماجراجویی پرزرقوبرق و اندکی نامتعارف بپذیرد، میتواند از همراهی با قهرمانان و عبور از موج پیدرپی بحرانها لذت ببرد.
« جلوههای ویژه نیز گاه چشمگیر و گاه کمرمقاند، و بعضی بخشها از کشآمدگی رنج میبرند. »
ثبت دیدگاه