نقد و بررسی
نقد فارغالتحصیلی ارواح (Ghost Graduation) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای میان مدرسه و جهان ارواح «Ghost Graduation» با ایدهای ساده اما پربازده آغاز میشود: معلمی که ارواح را میبیند، مأمور میشود گروهی از دانشآموزانِ شبحوار را به پایان تحصیل برساند. این طرح، هم زمینهای برای کمدی موقعیت فراهم میکند و هم امکان میدهد دبیرستان به فضایی میان گذشته و حال بدل شود؛ جایی که خاطرات نوجوانی، ناکامیهای قدیمی و زندگی روزمره درهم میآمیزند.
فیلم از همان ابتدا روشن میکند که بنا ندارد با قواعد وحشتآفرین ژانر ارواح پیش برود؛ حضور مردگان بیشتر سرچشمهی آشوب و شوخی است تا ترس. جذابیت ایده در پیوند میان دو نوع «ناتمامماندن» نهفته است: درسهایی که دانشآموزان از آن بازماندهاند و تجربههایی که در زندگی فرصت کاملکردنشان را نیافتهاند.
این پیوند ظرفیت عاطفی قابلتوجهی دارد، هرچند فیلم بیش از آنکه در آن مکث کند، از آن برای پیشبرد ماجرا و ساختن موقعیتهای کمیک بهره میگیرد. فیلم در همین حد موفق است که مفهوم فارغالتحصیلی را از یک هدف درسی به استعارهای سبک و قابلفهم برای عبور از گذشته تبدیل کند. مودستو و دشواری کنارآمدن با امر ناممکن مودستو، با بازی Raúl Arévalo، در مرکز این جهان نامتعارف قرار دارد.
« مودستو و دشواری کنارآمدن با امر ناممکن مودستو، با بازی Raúl Arévalo، در مرکز این جهان نامتعارف قرار دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
توانایی او در دیدن مردگان، برخلاف تصورات معمول، نه موهبتی شکوهمند، بلکه سرچشمهی دردسر و بیاعتمادی است. این ویژگی به شخصیت او حالوهوایی کمیک میدهد، اما در عین حال او را از قهرمانان مطمئن و مسلط کمدیهای نوجوانانه جدا میکند: مودستو مردی است که در محیط حرفهای خود جدی گرفته نمیشود و باید میان آنچه میبیند و آنچه دیگران واقعیت میدانند، راهی برای زندگی پیدا کند.
بازی Arévalo بر همین دوگانگی تکیه دارد. او درماندگی و دستپاچگی شخصیت را به شکلی قابلقبول عرضه میکند و واکنشهایش در برابر موقعیتهای فراطبیعی، از مهمترین منابع خندهی فیلم است. بااینحال، فیلمنامه همیشه از ظرفیت این شخصیت برای کاوشی عمیقتر استفاده نمیکند. کشمکش درونی مودستو اغلب در خدمت پیشبرد شوخی یا عبور از مانعی روایی قرار میگیرد و کمتر به تأملی جدی دربارهی انزوا، حرفه یا اعتمادبهنفس بدل میشود.
نتیجه، شخصیتی دوستداشتنی اما نه چندان پیچیده است. گروه ارواح و کمدی نوجوانانه دانشآموزان شبحوار، مجموعهای از تیپهای آشنای کمدی دبیرستانی را شکل میدهند: هرکدام با خلقوخو، رفتار و گرفتاریهایی که در برخورد با نظم مدرسه و یکدیگر به موقعیتهای خندهدار میانجامد. این آشنایی، تماشای فیلم را آسان میکند؛ مخاطب بیدرنگ درمییابد هر شخصیت چه نقشی در گروه دارد و از چه نوع اصطکاکی میتوان انتظار داشت.
« توانایی او در دیدن مردگان، برخلاف تصورات معمول، نه موهبتی شکوهمند، بلکه سرچشمهی دردسر و بیاعتمادی است. »
شخصیتها و اجرا
در عوض، همین وضوح گاه به بهای فردیت تمام میشود و بعضی از ارواح بیش از آنکه شخصیتهایی کامل باشند، حامل یک ویژگی یا یک الگوی شوخی باقی میمانند. فیلم از تفاوت میان نوجوانان زنده و مردگانِ گرفتار در محیط مدرسه برای خلق لحظههای کمیک استفاده میکند. اما این تفاوت بهندرت به مشاهدهای تازه دربارهی نوجوانی یا نسلها تبدیل میشود؛ بیشتر راهی است برای بههمزدن روال عادی کلاس و بهوجودآوردن آشوب.
روابط میان اعضای گروه نیز گاهی زیر سایهی شوخیهای پراکنده قرار میگیرد و مجال چندانی برای شکلگیری پیوندهای عاطفی پیچیده نمییابد. با وجود این، گروه در کنار مودستو انرژی جمعی لازم را برای زنده نگهداشتن فیلم فراهم میکند. ریتم، شوخی و لحن «Ghost Graduation» ریتمی تند دارد و بهندرت اجازه میدهد صحنهها بیش از حد در یک حالت بمانند.
موقعیتها پیدرپی عوض میشوند و شوخیها، در کنار عناصر فانتزی، فضای سرزندهای میسازند. این شتاب برای فیلمی با چنین ایدهای مناسب است: اگر اثر بیش از اندازه در توضیح قواعد جهان ارواح یا پرداخت جدی به گذشتهی شخصیتها توقف میکرد، ممکن بود از سبکبالبودن خود فاصله بگیرد. بااینهمه، کمدی فیلم یکدست نیست.
« فیلم از تفاوت میان نوجوانان زنده و مردگانِ گرفتار در محیط مدرسه برای خلق لحظههای کمیک استفاده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی شوخیها از تضاد میان امر روزمره و فراطبیعی نیرو میگیرند و بهخوبی در موقعیت جا میافتند؛ برخی دیگر متکی بر تکرار، اغراق یا طنزی کمظرافتاند. در نتیجه، خندهها برای همهی تماشاگران به یک اندازه کارساز نخواهند بود. فیلم گاهی ترجیح میدهد شوخی را آشکارا و بیواسطه عرضه کند، نه آنکه بگذارد از شخصیتپردازی یا زیرمتن موقعیت سر برآورد.
این انتخاب با لحن عامهپسند اثر هماهنگ است، اما دامنهی ظرافت کمدی را محدود میکند. نوستالژی و آشناییهای ژانری یکی از لایههای دلنشین فیلم، حس نوستالژی نسبت به کمدیهای نوجوانانهی دهههای پیشین است. دبیرستان، گروهی از جوانان ناسازگار با قواعد و موسیقی و جنبوجوش جمعی، فضایی آشنا میسازند که به فیلمهای نوجوانانهی قدیمی ادای احترام میکند.
این ارجاعها بیشتر در حسوحال و الگوی روایی دیده میشوند تا در بازسازی دقیق یک اثر مشخص؛ فیلم از میراث آن سینما برای ساختن فضایی بیتکلف و بازیگوشانه بهره میبرد. اما ادای احترام و تازگی دو امر متفاوتاند. ساختار داستانی و تیپهای شخصیتی بهسادگی قابلشناساییاند و فیلم معمولاً آنقدر از الگوهای آشنا فاصله نمیگیرد که آنها را دگرگون کند.
« در نتیجه، خندهها برای همهی تماشاگران به یک اندازه کارساز نخواهند بود. »
قوتها و کاستیها
از این رو، نوستالژی برای تماشاگرانی که با کمدیهای دبیرستانی خو گرفتهاند، لذتبخش است، ولی ممکن است برای کسانی که انتظار روایتی نوآورانه دارند، به تکرار تعبیر شود. فیلم بهجای شکستن قواعد ژانر، بیشتر با آگاهی و محبت درون آنها بازی میکند. کارگردانی و پیوند عناصر فانتزی Javier Ruiz Caldera فیلم را در مسیری روشن و بیتکلف هدایت میکند.
ترکیب مدرسه، کمدی و خیالپردازی به شکلی روان پیش میرود و قواعد اصلی داستان برای مخاطب قابلفهم میماند. کارگردانی بیشتر بر زمانبندی شوخیها و حرکت سریع روایت تکیه دارد تا بر فضاسازی هراسآور یا جلوههای نمایشی. همین انتخاب، لحن اثر را از ابتدا تثبیت میکند: اینجا جهان ارواح قرار نیست مخاطب را در وحشت فرو ببرد؛ قرار است نظم معمول مدرسه را بههم بریزد.
با این حال، یکپارچگی لحن همیشه به معنای عمق نیست. بخشهای فانتزی و کمدی بهخوبی کنار هم قرار میگیرند، اما پیوند میان آنها گاه در سطح کارکرد باقی میماند. عناصر فراطبیعی بیشتر وسیلهای برای ایجاد موقعیتاند تا سرچشمهی پرسشی جدی دربارهی مرگ، فقدان یا حافظه. این محدودیت، برای تماشاگرانی که با انتظار یک کمدی سبک به سراغ فیلم میروند، احتمالاً مسئلهای اساسی نخواهد بود؛ ولی مانع از آن میشود که ایدهی مرکزی به اثری ژانری پرلایهتر تبدیل شود.
« فیلم بهجای شکستن قواعد ژانر، بیشتر با آگاهی و محبت درون آنها بازی میکند. »
جمعبندی
جمعبندی «Ghost Graduation» کمدی فانتزیای سرزنده و خوشتماشاست که نیروی اصلی خود را از ایدهی بامزهی معلم و دانشآموزانِ روحگرفته، ریتم تند و حالوهوای نوستالژیک میگیرد. بازی Raúl Arévalo و برخورد او با گروه ارواح، محور سرگرمکنندهی اثر را میسازد و فیلم برای لحظاتی میتواند بهسادگی فضای شاد و بازیگوشانهای پدید آورد.
در مقابل، اتکای زیاد به الگوهای آشنا، شوخیهای گاه تکراری و پرداخت محدود به شخصیتهای فرعی، مانع از آن میشود که فیلم از یک سرگرمی خوشساخت فراتر رود. این اثر بیش از آنکه بخواهد قواعد کمدی دبیرستانی یا فیلمهای ارواح را از نو تعریف کند، با آنها بازی میکند و از ترکیبشان تجربهای سبک و مفرح میسازد.
برای مخاطبی که به کمدی نوجوانانه، فانتزی و شوخیهای پرتحرک علاقه دارد، تماشای آن میتواند دلپذیر باشد؛ اما انتظار داستانی کاملاً تازه یا شخصیتپردازی عمیق، احتمالاً برآورده نخواهد شد. «Ghost Graduation» در نهایت فیلمی است که ارزشش را باید در سرزندگی و سرگرمکنندگیاش جست، نه در بلندپروازی دراماتیک.



ثبت دیدگاه