نقد و بررسی
نقد منِ دیگر (منِ دیگر Another Me (2019))
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و مسئلهٔ تاریخ «منِ دیگر» فیلمی رازآلود و روانشناختی به کارگردانی ایزابل کوشت است که سوفی ترنر در آن نقش فی را بازی میکند. در اطلاعات انتشارِ منابع سینمایی، این فیلم با سال ۲۰۱۳ شناخته میشود، نه ۲۰۱۹؛ بنابراین عنوانی که در درخواست آمده، ظاهراً سال انتشار را نادرست ذکر میکند.
داستان دربارهٔ نوجوانی است که با آشفتگی زندگی خانوادگی و حضور سایهوارِ دختری همسان روبهرو میشود؛ حضوری که بهتدریج امنیت و اطمینان او را از میان میبرد. این طرح، در ظاهر، نوید یک تریلر روانشناختی دربارهٔ هویت، سوگ و اضطراب میدهد؛ وعدهای که فیلم گاه بهخوبی به آن نزدیک میشود و گاه زیر بار پراکندگی روایی از تحقق کاملش بازمیماند.
تعلیق در قلمرو تردید مهمترین نیروی فیلم، نه مجموعهای از رخدادهای هولناک، بلکه تردیدی است که بر ادراک فی سایه میاندازد. آیا آنچه میبیند واقعیت دارد؟ آیا اضطرابهای خانوادگی و نوجوانی، جهان پیرامونش را دگرگون کردهاند؟ فیلم از این پرسشها برای ساختن فضایی بیقرار بهره میگیرد و تماشاگر را در موقعیتی قرار میدهد که ناچار است به جزئیات نگاه کند، بیآنکه بتواند بهسادگی از آنها نتیجهای قطعی بگیرد.
« آیا اضطرابهای خانوادگی و نوجوانی، جهان پیرامونش را دگرگون کردهاند؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه، در لحظههای موفق، تعلیقی آرام و مؤثر میسازد. احساسِ زیر نظر بودن و ناآرامیِ فضای خانه و مدرسه، گاهی بیش از هر تهدید مستقیمی کار میکند. فیلم همچنین با بهرهگیری از آینهها و تصویرهای بازتابیافته، به مسئلهٔ دوگانگی شکلی بصری میدهد؛ انتخابی که با مضمون داستان همخوان است.
بااینحال، رازآلود بودن بهتنهایی برای حفظ تعلیق کافی نیست. هنگامی که روایت نشانههایی مبهم میچیند، اما پیوند میان آنها را بهاندازهٔ لازم روشن نمیکند، تردید از نیروی دراماتیک به سردرگمی بدل میشود. بدل و پرسش هویت ایدهٔ بدلِ همسان، هستهٔ جذاب فیلم است؛ ایدهای آشنا در قصههای دلهرهآور که میتواند از ترسِ جایگزینشدن، گمکردن خویشتن و ناتوانی در اعتماد به نزدیکان سخن بگوید.
«منِ دیگر» از این تمهید برای ایجاد کنجکاوی استفاده میکند، اما ظرفیت آن فراتر از معماییکردن روایت است. بدل میتواند صورت بیرونیِ چیزی باشد که قهرمان از مواجهه با آن میگریزد: اندوهی سرکوبشده، خشم فروخورده یا تصویری ناپایدار از خود. فیلم در اشاره به این امکانها موفقتر از زمانی است که میکوشد همهٔ آنها را در یک خط داستانی منسجم جمع کند.
« این شیوه، در لحظههای موفق، تعلیقی آرام و مؤثر میسازد. »
شخصیتها و اجرا
گاهی به نظر میرسد با تریلری دربارهٔ تعقیب و تهدید روبهرو هستیم؛ گاهی با درامی خانوادگی دربارهٔ بیماری، فقدان و فاصلهٔ عاطفی؛ و گاهی هم اثر به سوی روایتی نمادین دربارهٔ هویت میرود. این مسیرها ذاتاً ناسازگار نیستند، اما اتصالشان به پرداخت دقیقتری نیاز دارد. در نتیجه، برخی مضمونها بیش از آنکه به هم عمق بدهند، در کنار هم باقی میمانند.
بازی سوفی ترنر و دشواری نقش سوفی ترنر مرکز ثقل فیلم است. او باید همزمان آسیبپذیری یک نوجوان، خشم و بیاعتمادی او، و فرسایش تدریجیِ احساس امنیتش را منتقل کند. حضورش در قاب گیرایی دارد و در صحنههایی که فی میان یقین و تردید معلق است، میتواند حس آشفتگی را به تماشاگر منتقل کند. نقش، بهویژه از آن جهت دشوار است که شخصیت باید گاه رفتاری ناپایدار نشان دهد، بیآنکه مخاطب بتواند همیشه تشخیص دهد این ناپایداری از طراحی دراماتیک میآید یا از پرداخت ناموزون.
این تمایز اهمیت دارد، چون رفتارهای فی گاهی بهگونهای تغییر میکنند که همدلی با او دشوار میشود. اگر بناست تماشاگر دربارهٔ انگیزهها و ادراک شخصیت پرسش داشته باشد، فیلم باید نشانههایی دقیقتر برای حفظ پیوند عاطفی فراهم کند. در غیر این صورت، ابهام به فاصله تبدیل میشود. بازی ترنر در بعضی لحظهها این فاصله را کاهش میدهد، اما نمیتواند بهتنهایی خلأهای فیلمنامه را پر کند.
« این مسیرها ذاتاً ناسازگار نیستند، اما اتصالشان به پرداخت دقیقتری نیاز دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگران دیگر نیز در موقعیتهایی قرار میگیرند که شخصیتهایشان بیشتر حامل اطلاعات یا محرک رویدادها هستند تا انسانهایی با مسیر عاطفیِ کامل. خانواده و اندوهِ زیرپوستی یکی از لایههای تأثیرگذار داستان، دگرگونی زندگی خانوادگی فی پس از بیماری پدر اوست. بیماری، در اینجا، صرفاً یک پیشزمینه برای آغاز ماجرا نیست؛ عاملی است که نظم خانه را به هم میزند و آیندهای را که برای فی بدیهی به نظر میرسید، نامطمئن میکند.
مراقبت، نگرانی و تغییر رابطهٔ اعضای خانواده، زمینهای طبیعی برای اضطراب فراهم میآورد. همین بخشها به فیلم امکان میدهند که ترس را نه فقط از بیرون، بلکه از درون خانه و از دلِ تجربهٔ فقدان بسازد. بااینحال، این خط عاطفی نیز همیشه مجال کافی برای گسترش پیدا نمیکند. فیلم انگار میداند که اندوه و فشار خانوادگی اهمیت دارند، اما گاه شتاب دارد آنها را به سود معمای بدل کنار بزند.
حاصل، لحظههایی است که از نظر احساسی بالقوه نیرومندند، ولی پیش از آنکه اثرشان جا بیفتد، روایت به مسیر دیگری میپیچد. مضمون سوگ در این فیلم جذاب و قابلتأمل است، اما میتوانست با پیوندی روشنتر با تحول شخصیت اصلی، عمق بیشتری پیدا کند. فیلمنامه و ناهمواریهای روایت پاشنهٔ آشیل فیلم، پراکندگی در انتخاب مسیر است.
« خانواده و اندوهِ زیرپوستی یکی از لایههای تأثیرگذار داستان، دگرگونی زندگی خانوادگی فی پس از بیماری پدر اوست. »
قوتها و کاستیها
ایدههای متعددی در آن حضور دارند، اما همه به یک اندازه پرورده نمیشوند. برخی رخدادها برای پیشبرد معما ضروری به نظر میرسند، ولی از نظر باورپذیری یا آمادگی قبلی، قانعکننده نیستند. در چنین لحظههایی، تماشاگر بهجای آنکه درگیر پرسش اصلی شود، به این فکر میکند که چرا شخصیتها چنین واکنشی نشان میدهند یا چگونه اطلاعاتی را که دارند به دست آوردهاند.
دیالوگها نیز همیشه از دلِ موقعیت بیرون نمیآیند. گاه بیش از آنکه صدای طبیعی شخصیت باشند، برای رساندن سرنخ یا تأکید بر مضمون نوشته شدهاند. این مسئله، بهخصوص در اثری که بر روان و ادراک شخصیت تکیه دارد، اهمیت زیادی دارد: هر جملهٔ تصنعی میتواند حس واقعیت را سست کند. با این همه، فیلم کاملاً فاقد انسجام نیست.
فضای دلهرهآور، بازی محوری ترنر و خودِ ایدهٔ بدل، بخشهایی از روایت را زنده نگه میدارند؛ اما میان جرقهٔ اولیه و پرداخت نهایی فاصلهای محسوس باقی میماند. جمعبندی «منِ دیگر» اثری است که بیش از آنکه با اجرای بینقص به یاد بماند، با ایدهٔ مرکزی و حالوهوای مبهمش کنجکاوی برمیانگیزد.
« ایدههای متعددی در آن حضور دارند، اما همه به یک اندازه پرورده نمیشوند. »
جمعبندی
فیلم در خلق احساس ناامنی، طرح پرسشهایی دربارهٔ هویت و پیوند دادن ترس به بحران خانوادگی لحظههایی موفق دارد. سوفی ترنر نیز حضوری چشمگیر دارد و به شخصیت اصلی انرژی و آسیبپذیری میبخشد. در برابر، فیلمنامه از پراکندگی، دیالوگهای گاه تصنعی و شخصیتپردازی ناپیوسته آسیب میبیند؛ کاستیهایی که مانع میشوند مضمونهای اندوه و دوگانگی به تجربهای کاملاً یکپارچه تبدیل شوند.
برای تماشاگرانی که از تریلرهای آرام، معماهای روانشناختی و ابهام روایی لذت میبرند، فیلم میتواند جذابیتهایی داشته باشد؛ بهویژه اگر انتظار داشته باشند اثر بیشتر فضاسازی کند تا پاسخی دقیق و بینقص برای همهچیز فراهم آورد. بااینحال، کسانی که انسجام داستانی و انگیزههای روشن شخصیتها را در اولویت میگذارند، احتمالاً با فاصلهای میان ایدهٔ امیدوارکننده و اجرای ناپایدار آن روبهرو خواهند شد.
« فیلم در خلق احساس ناامنی، طرح پرسشهایی دربارهٔ هویت و پیوند دادن ترس به بحران خانوادگی لحظههایی موفق دارد. »
ثبت دیدگاه