نقد و بررسی
نقد واینر (Weiner) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مستندی درباره بازگشت، نه رستگاری «Weiner» ساختهٔ جاش کریگمن و الیس استاینبرگ، به کارزار انتخاباتی آنتونی واینر برای شهرداری نیویورک در سال ۲۰۱۳ میپردازد؛ تلاشی برای بازگشت به سیاست پس از رسوایی پیامها و تصاویر جنسی. اما فیلم خیلی زود از قالب آشنای «سیاستمدارِ در پی جبران گذشته» فراتر میرود.
پرسش اصلی آن نه فقط این است که آیا واینر میتواند دوباره رأیدهندگان را با خود همراه کند، بلکه این است که انسان تا چه اندازه میتواند از پیامدهای رفتار خودش بگریزد، و دیگران تا کجا باید بهای این گریز را بپردازند. اثر، برخلاف بسیاری از مستندهای سیاسی، در پی آن نیست که با شرحی پسینی همهچیز را مرتب و تفسیر کند.
دوربین در دل کارزار میماند و وقایع را در حال شکلگیری دنبال میکند؛ همین نزدیکی، تماشاگر را نه در جایگاه داوری دوردست، بلکه در موقعیت شاهدی قرار میدهد که پیوسته منتظر است ببیند آیا این بار بحران مهار خواهد شد یا نه. این دسترسی کمنظیر، بیش از هر توضیحی، نیروی پیشبرندهٔ فیلم است.
«Weiner» روایت کارزاری است که ظاهراً قرار است فرصتی برای بازسازی وجههٔ عمومی باشد، اما بهتدریج به مطالعهای دربارهٔ خودفریبی، جاهطلبی و ناتوانی در توقف بدل میشود. فیلم از شرح جزئیات حساسترِ مسیر سیاسی واینر پرهیز نمیکند، اما برای رعایت پرهیز از افشای پیچشهای روایی، بهتر است همین اندازه بدانیم که بازگشت او از همان آغاز زیر سایهٔ گذشتهاش قرار دارد.
« اما فیلم خیلی زود از قالب آشنای «سیاستمدارِ در پی جبران گذشته» فراتر میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم و کارزار انتخاباتی واینر موضوع اصلی آن است و مسیر رواییاش را از دل همین رخدادها پیش میبرد. دوربین بهمثابه شاهد و مداخلهگر ویژگی تعیینکنندهٔ فیلم، دسترسی استثنایی آن به پشتصحنهٔ کارزار و زندگی خانوادگی واینر است. دوربین در نشستهای انتخاباتی، گفتوگوهای رسانهای و لحظههای خلوت حضور دارد؛ گاهی چنان نزدیک که تماشاگر فراموش میکند با تصویری تدوینشده روبهرو است.
نزدیکی دوربین، حس واقعبودن را تقویت میکند، اما پرسشی اخلاقی نیز بهوجود میآورد: آیا ثبت هر لحظهای که سوژه اجازهٔ ثبتش را داده، بهمعنای بیطرفی است؟ فیلم خودش این پرسش را لمس میکند، زیرا حضور سازندگان گاه از حالت «مگسی بر دیوار» بیرون میآید و به رابطهای مستقیم میان فیلمساز و سوژه تبدیل میشود.
این حضور، از سوی دیگر، امتیازی دراماتیک است. تماشاگر معمولاً از سیاستمداران نسخهٔ آمادهشدهای از خودشان را میبیند: سخنرانی، موضعگیری و پاسخهای حسابشده. اینجا فاصلهٔ میان چهرهٔ عمومی و آدمی که در اتاقهای بسته واکنش نشان میدهد، آشکارتر میشود. فیلم بهجای آنکه با صدای راوی برای مخاطب حکم صادر کند، فرصت میدهد رفتارها و مکثها خودشان معنا بسازند.
حاصل، نوعی تعلیق واقعگرایانه است: نه تعلیقِ حاصل از ساختگیبودن رخدادها، بلکه کششِ ناشی از ندانستن اینکه شخصیتها در لحظهٔ بعد چه خواهند گفت یا انجام خواهند داد. آنتونی واینر؛ جذابیت ویرانگر واینر در فیلم شخصیتی تکبعدی نیست. او پرانرژی، حاضر جواب و در میدان سیاست بهوضوح ماهر است؛ میتواند در جمع حاضر شود، با رأیدهندگان ارتباط بگیرد و توجه رسانهها را به خود جلب کند.
« فیلم و کارزار انتخاباتی واینر موضوع اصلی آن است و مسیر رواییاش را از دل همین رخدادها پیش میبرد. »
شخصیتها و اجرا
همین تواناییهاست که تماشاگر را از ابتدا درگیر میکند. بااینحال، ویژگیهایی که در سیاست به او قدرت میدهند، در زندگی شخصی و در مدیریت بحران نیز میتوانند به نقطهضعف بدل شوند. اعتمادبهنفس به لجاجت نزدیک میشود؛ میل به پاسخدادن، او را به موقعیتهایی میکشاند که شاید سکوت یا عقبنشینی در آنها خردمندانهتر بود.
فیلم از سادهسازی روانشناختی او پرهیز میکند. بهجای آنکه علت رفتارهایش را با یک تشخیص قطعی توضیح دهد، بارها او را در برابر انتخابها و واکنشهای خودش قرار میدهد. در نتیجه، مخاطب ناچار است میان مهارت سیاسی او و خودویرانگریاش همزمان حرکت کند. گاهی رفتار واینر بهطرزی خندهآور بیمحاباست؛ گاهی همان رفتار خنده را در گلو میخشکاند.
این نوسان، شخصیت را به موضوعی جذاب و در عین حال دشوار برای همدلی بدل میکند: میتوان هوش و شور او را دید، بیآنکه پیامدهای رفتارش را کوچک شمرد. طنز تلخ و کمدیِ معذبکننده «Weiner» در بسیاری از لحظهها به کمدی نزدیک میشود، اما نه از راه شوخیهای ازپیشساخته یا تفسیرهای طنزآمیز بیرونی.
سرچشمهٔ طنز، خودِ موقعیتهاست: فاصلهٔ میان جدیتِ کارزار سیاسی و بیاعتباریای که رسوایی گذشته بر آن سایه انداخته؛ کوشش برای حفظ ظاهر در شرایطی که همه میدانند ظاهر دیگر کفایت نمیکند؛ و واکنشهایی که بهجای حل مسئله، آن را پیچیدهتر میکنند. تماشاگر ممکن است بخندد، اما این خنده اغلب با شرمندگی و ناراحتی همراه است.
« همین تواناییهاست که تماشاگر را از ابتدا درگیر میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کمدی از جنس خندهٔ آسوده نیست؛ بیشتر با تماشای لحظهای همراه است که آدم دلش میخواهد شخصیت از آن بیرون بیاید، اما میبیند خودش راه دیگری را انتخاب میکند. به همین دلیل، احساس «معذببودن» در فیلم نقصی تصادفی نیست، بلکه بخشی از تجربهٔ تماشاست. اثر موقعیت را برای مخاطب بیخطر نمیکند و به او اجازه نمیدهد پشت فاصلهٔ طنز پنهان شود.
در عین حال، شوخیهای رسانهای و بازی با نام خانوادگی واینر ممکن است برای برخی مخاطبان تکراری یا سطحی به نظر برسند؛ فیلم هرجا به هجو آمادهٔ رسانهها نزدیک میشود، خطر آن را دارد که پیچیدگی شخصیت را به یک لطیفهٔ عمومی تقلیل دهد. بااینهمه، طنز تلخ در مجموع بهجای آنکه از تلخی ماجرا بکاهد، آن را برجستهتر میکند.
هاما عابدین و هزینهٔ انسانی سیاست یکی از مهمترین تصمیمهای فیلم این است که ماجرا را تنها به زندگی حرفهای واینر محدود نمیکند. همسرش، هاما عابدین، حضوری خاموش اما تعیینکننده دارد. دوربین بهجای آنکه او را به حاشیهای در زندگی یک سیاستمدار تبدیل کند، به نگاهها، سکوتها و لحظههای آرامش توجه نشان میدهد.
گاهی همین مکثها از گفتوگوهای طولانی گویاترند: خستگی و فاصلهای که در چهره و رفتار او پدیدار میشود، یادآور آن است که رسوایی عمومی، هزینهای خصوصی نیز دارد. فیلم در این بخش از دامِ ترحمفروشی فاصله میگیرد. عابدین صرفاً قربانیای نیست که برای ایجاد تأثر وارد قاب شده باشد؛ او فردی با جایگاه و مسئولیت حرفهای خود است و باید در میانهٔ وفاداری شخصی، فشار رسانهای و تبعات سیاسی تصمیم بگیرد.
« به همین دلیل، احساس «معذببودن» در فیلم نقصی تصادفی نیست، بلکه بخشی از تجربهٔ تماشاست. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، دوربین او را در موقعیتهایی ثبت میکند که آسیبپذیریاش آشکار است. این لحظهها تلخی اثر را عمیقتر میکنند و مانع میشوند رسوایی صرفاً به نمایش سقوط یک چهرهٔ مشهور یا سرگرمیای از جنس تماشای بحران بدل شود. در چنین لحظههایی، فیلم یادآور میشود که یک کنش عمومی ممکن است به زندگی کسانی نیز سرایت کند که انتخاب نکردهاند در مرکز صحنه باشند.
ریتم، تکرار و دشواری تماشا ساختار «Weiner» بر مشاهدهٔ پیوسته استوار است؛ امتیازی که گاهی به نقطهضعف تبدیل میشود. بعضی بخشها آهسته پیش میروند و نشستها یا گفتوگوهای انتخاباتی بیش از اندازه امتداد مییابند. این کشآمدن میتواند حس حضور در یک کارزار واقعی را تقویت کند، اما در عین حال از تمرکز روایی میکاهد.
تماشاگرانی که انتظار تدوینی تند و خطی از بحرانها دارند، ممکن است در بخشهایی احساس کنند فیلم بیش از حد در جزئیات روزمره مکث میکند. تکرار نیز نقشی دوگانه دارد. از یک سو، بازگشت واینر به الگوهای رفتاری مشابه به شخصیتپردازی کمک میکند: او صرفاً درگیر یک اشتباه منفرد نیست، بلکه در چرخهای از تصمیمها و واکنشهای تکرارشونده گرفتار شده است.
از سوی دیگر، همین تکرار ممکن است فرساینده شود. وقتی بیننده بارها میبیند که شخصیت اصلی با وجود هشدارها دوباره به موقعیتی آسیبزا نزدیک میشود، کشش اولیه میتواند جای خود را به خستگی بدهد. این ضعف بهویژه زمانی محسوس است که فیلم پیامدهای یک موقعیت را با مکثهای طولانی دنبال میکند، بیآنکه در هر بار اطلاعات تازه یا لایهای تازه از شخصیت به دست دهد.
« بااینحال، دوربین او را در موقعیتهایی ثبت میکند که آسیبپذیریاش آشکار است. »
جمعبندی
سیاست بهمثابه نمایش عمومی فیلم در کنار مطالعهٔ شخصیت، تصویری از سیاست در عصر رسانه نیز ارائه میکند؛ فضایی که در آن سیاستمدار نه فقط دربارهٔ برنامهها و مواضعش، بلکه دربارهٔ زندگی خصوصی و قابلیت کنترل تصویر عمومیاش قضاوت میشود. دوربینهای خبری، تیترها و گفتوگوهای انتخاباتی پیوسته در حال ساختن تصویری از واینرند، اما فیلم نشان میدهد که خودِ او نیز در این ساختن سهم دارد.
او میکوشد روایت گذشته را در قالبی قابلقبول برای رأیدهندگان بازسازی کند؛ بااینحال، هرچه فاصلهٔ میان روایت رسمی و رفتار واقعی بیشتر شود، مدیریت تصویر دشوارتر میشود. از این منظر، «Weiner» فقط دربارهٔ یک نامزد یا یک رسوایی نیست؛ دربارهٔ سازوکاری است که در آن سیاست، رسانه و زندگی خصوصی بهطرزی فزاینده در هم تنیدهاند.
کارزار انتخاباتی به صحنهای تبدیل میشود که هر واکنش در آن هم رویدادی سیاسی است و هم محتوایی رسانهای. فیلم گاه این چرخه را با تیزبینی ثبت میکند و گاه در همان هیجانِ تماشای بحران گرفتار میشود؛ اما همین ابهام بخشی از ارزش آن است. مخاطب میتواند هم از فروریختن تصویری که سیاستمدار برای خود میسازد آگاه شود و هم از این واقعیت ناراحت باشد که دوربین و رسانه، حتی در لحظههای دردناک، به تولید نمایش ادامه میدهند.
جمعبندی «Weiner» مستندی است که نیروی اصلیاش را از نزدیکی بیسابقه به سوژه میگیرد. فیلم با دوربینی پیگیر، شخصیتی پرتناقض را در دل کارزار انتخاباتی دنبال میکند و از دل طنز تلخ و موقعیتهای معذبکننده، تصویری انسانی و ناآرام میسازد. حضور هاما عابدین، لایهای عاطفی به این روایت میافزاید و اجازه نمید
« کارزار انتخاباتی به صحنهای تبدیل میشود که هر واکنش در آن هم رویدادی سیاسی است و هم محتوایی رسانهای. »



ثبت دیدگاه