نقد و بررسی
نقد موانا (Moana) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در سنت قصهگویی دیزنی «Moana» سفری دریایی و افسانهای است که از الگوی آشنای قصههای دیزنی بهره میگیرد، اما میکوشد آن را در جهانی با پیشینه و حالوهوایی متفاوت بازآفرینی کند. داستان دربارهٔ دختری است که میان مسئولیتش در برابر جامعه و کششی درونی به سوی اقیانوس قرار میگیرد.
وقتی خطری سرزمین او را تهدید میکند، راهی سفری میشود تا مائویی، نیمهخدای افسانهای، را بیابد و به بازگرداندن تعادل کمک کند. همین مأموریت، موتور ماجراجویی فیلم است؛ اما اهمیت سفر تنها در مقصد نیست، بلکه در شناختی است که شخصیت اصلی از تواناییها و جایگاه خود به دست میآورد. فیلم از همان ابتدا نشانههای آشنای قصههای «خروج از خانه»، «سرپیچی از محدودیت» و «اثبات شایستگی» را به کار میگیرد.
بنابراین، تماشاگر بهندرت از مسیر کلی روایت غافلگیر میشود. بااینحال، تفاوت فرهنگی و تصویری جهان فیلم به آن هویتی مستقل میبخشد و مانع میشود که صرفاً تکراری از داستانهای پیشین به نظر برسد. «Moana» بیش از آنکه قواعد این گونه را دگرگون کند، میکوشد با انرژی، موسیقی و جهانسازی خود آن را تازه جلوه دهد.
موآنا؛ شخصیتی در جستوجوی صدای خود موآنا قهرمانی است که انگیزههایش از همان آغاز روشناند: او به سرزمین و مردمش وابسته است، اما نمیتواند ندای کشف و تجربه را نادیده بگیرد. این دوگانگی، شخصیت او را از قالب سادهٔ «دختری که فقط میخواهد از خانه فرار کند» فراتر میبرد. خواستهٔ او نه نفی خانواده و جامعه، بلکه یافتن راهی برای پاسخدادن به مسئولیتی بزرگتر است.
« داستان دربارهٔ دختری است که میان مسئولیتش در برابر جامعه و کششی درونی به سوی اقیانوس قرار میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، سفر دریاییاش هم ماجرایی بیرونی و هم مسیری برای شکلگیری اعتمادبهنفس و استقلال اوست. بااینهمه، بنیان دراماتیک این کشمکش چندان تازه نیست. پدری که از خطر میترسد و دختر جوانی که خواهان رفتن به ناشناختههاست، الگویی آشنا در داستانهای خانوادگی و انیمیشنهای ماجراجویانه است.
فیلم این آشنایی را با پیوند میان خواست فردی و خیر جمعی تا اندازهای غنی میکند، اما همیشه از پیشبینیپذیری فاصله نمیگیرد. گاهی روند تحول موآنا چنان هموار پیش میرود که فشار درونی موقعیت، بیش از آنکه در روابط و تصمیمهای دشوار نمایان شود، در قالب نشانههای آشنا و تأکیدهای موسیقایی بیان میشود.
مائویی و طنزی که به روایت جان میدهد مائویی یکی از مهمترین عاملهای سرزندگی فیلم است. او با اعتمادبهنفس اغراقآمیز، شوخیهای پیدرپی و تصویری که از قهرمانی خویش ساخته، از نخستین حضورش فضایی متفاوت به وجود میآورد. طنز او فقط برای افزودن چند لحظهٔ خندهدار نیست؛ بخشی از شخصیتپردازی اوست و میان ظاهر پرمدعا و نیازهای عاطفیاش فاصله میاندازد.
همین تضاد، مائویی را از یک همراه صرفاً بامزه فراتر میبرد و به شخصیتی تبدیل میکند که خود نیز در مسیر داستان چیزی برای آموختن دارد. تعامل او با موآنا نیز به فیلم نیرویی دونفره میبخشد. این دو نه از آغاز یکدیگر را میپذیرند و نه همیشه در هدف و روش همنظرند؛ ازاینرو، شوخیها و برخوردهایشان بخشی از کشمکش روایی میشود.
« در نتیجه، سفر دریاییاش هم ماجرایی بیرونی و هم مسیری برای شکلگیری اعتمادبهنفس و استقلال اوست. »
شخصیتها و اجرا
مائویی گاهی صحنه را به سود خود میرباید، اما حضورش معمولاً به زیان قهرمان اصلی تمام نمیشود، زیرا موآنا در برابر او منفعل نمیماند. این توازن مهم است: فیلم اجازه نمیدهد جذابیت نیمهخدا بهکلی مرکزیت داستان را از موآنا بگیرد. موسیقی؛ حافظهٔ شنیداری فیلم موسیقی از درخشانترین عناصر «Moana» است و نقش آن به همراهی سادهٔ تصویر محدود نمیماند.
ترانهها حالوهوای عاطفی صحنهها را برجسته میکنند، به شخصیتها مجال بیان خواستههای ناگفته میدهند و فضای فرهنگی اثر را در بافت صوتی آن حاضر نگه میدارند. ترکیب ملودیهای پرشور، ریتمهای پویا و رنگآمیزیهای برگرفته از موسیقی اقیانوسیه، به فیلم صدایی میدهد که از همان نخستین تماشا در ذهن میماند.
حضور چند زبان در ترانهها نیز به گشودگی فرهنگی این جهان کمک میکند. موسیقی فیلم حاصل همکاری Mark Mancina، Lin-Manuel Miranda و Opetaia Foa’i است و تفاوت صداها و نقشهایشان در شکلگیری فضای شنیداری آن محسوس است. اثرگذاری ترانهها در این است که بسیاری از آنها بهجای توقف روایت، آن را پیش میبرند.
بااینحال، تکرار قالب «ترانهٔ بیان آرزو» یا تأکید مستقیم بر احساسات گاهی مسیر عاطفی را بیش از اندازه توضیح میدهد. در چنین لحظههایی، تماشاگر پیش از آنکه از کنش و تصویر به احساس برسد، راهنمایی میشود که چه احساسی باید داشته باشد. این ایراد، قدرت موسیقی را از میان نمیبرد؛ برعکس، نشان میدهد که موسیقی گاه بار بیشتری از دوش درام برمیدارد.
« این توازن مهم است: فیلم اجازه نمیدهد جذابیت نیمهخدا بهکلی مرکزیت داستان را از موآنا بگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، مجموعهای از لحظههای شنیدنی است که در ذهن میمانند، حتی اگر همهٔ آنها از نظر روایی به یک اندازه ضروری نباشند. تصویر و اقیانوسی که شخصیت میشود جهان تصویری فیلم، یکی از دلایل اصلی جذابیت آن است. رنگهای زنده، ساحلها، پوشش گیاهی، قایقها و گسترهٔ اقیانوس، محیطی میسازند که هم خیالانگیز است و هم ملموس.
آب در این اثر فقط پسزمینهای متحرک نیست؛ حضوری فعال دارد و گاه همچون شخصیتی مستقل با قهرمانان رابطه برقرار میکند. این ایده از نظر تصویری ظرفیت فراوانی دارد، زیرا اقیانوس میتواند هم نیرویی شگفت و یاریرسان باشد و هم پهنهای ناشناخته که بر دشواری سفر میافزاید. جزئیات طراحی نیز به جهان فیلم غنا میدهند.
بافت آب، نور، حرکت موجها و تفاوت میان فضای آرام جزیره و پهنهٔ پرآشوب دریا، تماشاگر را در سفر شریک میکند. ترکیب پویانمایی رایانهای با طراحی دستی برخی عناصر، از جمله خالکوبیهای زندهٔ مائویی، به تصویر تنوع بصری میبخشد. سازندگان برای بازنمایی برخی جزئیات مادی و دریانوردی نیز از مشورت فرهنگی بهره بردند؛ رویکردی که میتواند به باورپذیری جهان کمک کند، هرچند بهتنهایی جایگزین ژرفای فرهنگی در روایت نیست.
ریتم سفر و افتوخیزهای داستان ساختار جادهای فیلم بر دریا بنا شده است: قهرمانان از مکانی به مکان دیگر میروند، با مانعهای تازه روبهرو میشوند و رابطهشان در جریان سفر تغییر میکند. چنین الگویی برای ماجراجویی مناسب است، اما فیلم همیشه نمیتواند از یکنواختی آن بگریزد. بخشهایی از سفر دریایی طولانیتر از میزان لازم به نظر میرسند و برخی رویاروییها، با وجود سرگرمکننده بودن، وزن دراماتیک چندانی به مسیر اضافه نمیکنند.
« تصویر و اقیانوسی که شخصیت میشود جهان تصویری فیلم، یکی از دلایل اصلی جذابیت آن است. »
قوتها و کاستیها
در این لحظهها، چشماندازهای زیبا و شوخیها به حفظ جذابیت کمک میکنند، اما ریتم همچنان اندکی کند میشود. یکی از مسئلههای فیلم آن است که همهٔ خردهماجراها به یک اندازه در خدمت تحول شخصیتها نیستند. بعضی صحنهها حس حرکت و کشف را تقویت میکنند، درحالیکه برخی دیگر بیشتر مانند توقفهایی میان دو بخش مهمتر به نظر میرسند.
این ناهمواری، بهویژه در میانهٔ روایت، میتواند از شدت کشش داستان بکاهد. در مقابل، فیلم هرگاه دوباره بر رابطهٔ موآنا و مائویی و معنای مأموریتشان تمرکز میکند، نیروی روایی خود را بازیابی میکند. بنابراین، ضعف اصلی نه در نداشتن لحظههای سرگرمکننده، بلکه در پیوند نامتوازن میان آن لحظههاست.
شخصیتهای فرعی و طنزهای کماثر شخصیتهای فرعی، بهویژه مادربزرگ موآنا، به جهان فیلم گرما و عمق عاطفی میدهند. حضور او در داستان تنها برای راهنمایی قهرمان نیست؛ نوعی پیوند میان خاطره، میراث و امکان انتخاب را نمایندگی میکند. مهربانی و شور او از آن دست کیفیتهایی است که بدون نیاز به حضور دائمی، اثر عاطفی خود را بر روایت میگذارند.
رابطهٔ او با موآنا به داستان نیرویی صمیمی میبخشد و یادآور میشود که ریشهداشتن در یک جامعه الزاماً با ایستایی و محدودشدن برابر نیست. در سوی دیگر، گروهی از موجودات کوچک و پرجنبوجوش فیلم قرار دارند که قرار است طنز و هرجومرج ایجاد کنند. اما شوخیهای متکی بر رفتارهای تکراری و واکنشهای اغراقشده، برای همهٔ مخاطبان به یک اندازه دلنشین نیستند.
« در این لحظهها، چشماندازهای زیبا و شوخیها به حفظ جذابیت کمک میکنند، اما ریتم همچنان اندکی کند میشود. »
جمعبندی
برخی از این موجودات ممکن است یادآور الگوهای طنزآمیز آشنای انیمیشنهای دیگر باشند و به همین دلیل، تازگی لازم را نداشته باشند. این بخشها گاهی حالوهوای کلی فیلم را به کمدیای سبکتر میبرند، بیآنکه شخصیت یا مضمون تازهای به آن بیفزایند. جمعبندی «Moana» فیلمی خوشساخت، پرجنبوجوش و از نظر موسیقی و تصویر بهیادماندنی است.
قدرت اصلی آن در ترکیب ماجراجویی با جهانسازی رنگارنگ و شخصیتهایی است که تضادهایشان به رابطهای سرگرمکننده و گاه اثرگذار میانجامد. مائویی طنز و حرکت میآفریند، موآنا مرکز عاطفی داستان باقی میماند و موسیقی، احساسات و فضای دریایی را در ذهن تماشاگر تثبیت میکند. طراحی اقیانوس نیز به فیلم هویتی بصری میبخشد که فراتر از زیبایی صرف، در شیوهٔ روایت نقش دارد.
در مقابل، قصه از الگوهایی آشنا بهره میبرد و همیشه نمیتواند آنها را به مسیری غافلگیرکننده تبدیل کند. کندشدن بخشهایی از سفر و حضور بعضی شوخیهای کماثر، از یکدستی تجربه میکاهد. بااینحال، این کاستیها دستاوردهای اصلی فیلم را محو نمیکنند. «Moana» بیش از آنکه با پیچیدگی داستانی خود بدرخشد، با موسیقی ماندگار، جهان دیدنی و پیوند عاطفی میان شخصیتها تأثیر میگذارد؛ سفری که جذابیتش نه در ناشناختهبودن مقصد، بلکه در کیفیت همراهی با قهرمان آن است.
« جمعبندی «Moana» فیلمی خوشساخت، پرجنبوجوش و از نظر موسیقی و تصویر بهیادماندنی است. »



ثبت دیدگاه