نقد و بررسی
نقد شهر شب (Ye Cheng) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی با قواعد وارونه «Ye Cheng» یا «Ye Cheng Fu» در ظاهر در قلمرو آشنای درامهای تاریخی و عاشقانه حرکت میکند: خاندانهای بانفوذ، دربار، دسیسه و پیوندی عاطفی که در دل خطر شکل میگیرد. اما برگ برندهٔ اولیهٔ آن، جهانی است که نظم جنسیتیِ معمول این روایتها را وارونه میکند. در سرزمین چو، زنان قدرت سیاسی و جایگاه اجتماعی محوری دارند و مردان در موقعیتی متفاوت از کلیشههای رایجِ درام تاریخی قرار میگیرند.
این جابهجایی صرفاً یک شوخی روایی یا آرایهای ظاهری نیست؛ ظرفیت آن را دارد که دربارهٔ قدرت، وابستگی، منزلت و آزادی فردی پرسشهایی تازه پیش بکشد. سریال در ۱۶ قسمت ساخته شده و داستانش از رمانی به همین نام نوشتهٔ شی گه اقتباس شده است. بااینحال، «Ye Cheng» همیشه از این ظرفیت بهخوبی بهره نمیگیرد.
جهان داستانیاش جذاب است، اما معرفی و قاعدهگذاری آن چنان منسجم و آرام پیش نمیرود که مخاطب از همان ابتدا بتواند بهسادگی در آن ساکن شود. گاهی عناصر تازهٔ جهان بیشتر بهصورت اطلاعاتی پراکنده عرضه میشوند تا اجزای یک نظام اجتماعیِ کاملاً جاافتاده. نتیجه آن است که ایدهٔ مرکزی زودتر از پرداخت جزئیاتش توجه را جلب میکند؛ تماشاگر میبیند این دنیا میتواند معنای متفاوتی داشته باشد، اما همیشه فرصت نمییابد بفهمد آن تفاوت در زندگی روزمره و مناسبات شخصیتها دقیقاً چگونه عمل میکند.
قهرمانی که نقش بازی میکند شو چنگ، زنی از خاندان قدرتمند شو، ناچار است تواناییهای واقعی خود را پنهان کند و تصویری سبکسر و بیقید از خویش بسازد تا تهدیدی برای امپراتور به نظر نرسد. این دوگانگی، شخصیت او را از همان آغاز در موقعیتی دراماتیک قرار میدهد: آنچه دیگران میبینند، با آنچه او هست فاصله دارد.
« اما برگ برندهٔ اولیهٔ آن، جهانی است که نظم جنسیتیِ معمول این روایتها را وارونه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نقشآفرینی اجتماعیاش هم ابزار بقاست و هم محدودیتی که نمیگذارد بهآسانی با اطرافیانش صادق باشد. ایدهٔ زنی که برای حفظ قدرت و امنیت خود باید بیخطریِ ساختگی را به نمایش بگذارد، از جذابترین لایههای داستان است. بااینحال، سریال گاهی بیش از آنکه این تناقض را بهتدریج بگشاید، آن را به محرکی برای حرکت سریع پیرنگ بدل میکند.
شو چنگ میتواند هم زیرک و هم آسیبپذیر باشد، اما شتاب روایت فرصت چندانی برای مکث بر پیامدهای درونی این دوگانگی نمیگذارد. بعضی تصمیمها بهسرعت از راه میرسند و پیش از آنکه اثر روانیشان کاملاً شکل بگیرد، قصه به بحران بعدی میپرد. به همین سبب، شخصیت او در لحظههای خوب زنده و چندلایه به نظر میرسد، اما پیوستگی این لایهها همیشه به یک اندازه قانعکننده نیست.
شن یه و بازیِ وفاداری در سوی دیگر، شن یه با رازها و هویتهای متعددش، موتور اصلی تعلیق داستان است. رابطهٔ او با شو چنگ بر پایهٔ اعتمادی بیدردسر شکل نمیگیرد؛ هر بار که نزدیکی میان آن دو بیشتر میشود، احتمالِ پنهانکاری یا تغییر وفاداری نیز باقی میماند. همین ابهام، زوج اصلی را از الگوی عاشقانهای که تنها با سوءتفاهمهای ساده پیش میرود جدا میکند.
شن یه نه فقط معشوقی مرموز، بلکه نیرویی است که توازن قدرت و امنیت شو چنگ را بارها برهم میزند. معرفی داستان نیز بر دشواری تشخیص دوست از دشمن و ضرورت همپیمانی آن دو در میانهٔ آشوب سیاسی تأکید دارد. بازی یوان هائو در نقش شن یه و جیا زه در نقش شو چنگ، به این رابطه انرژی میدهد. جذابیت زوج اصلی بیش از آنکه به اعترافهای عاطفیِ صریح وابسته باشد، از کشمکش میان مراقبت، سوءظن و کنجکاوی میآید.
« نقشآفرینی اجتماعیاش هم ابزار بقاست و هم محدودیتی که نمیگذارد بهآسانی با اطرافیانش صادق باشد. »
شخصیتها و اجرا
لحظههایی که دو شخصیت در کنار یکدیگر قرار میگیرند، معمولاً از بخشهای گیراتر سریالاند؛ زیرا در آنها گفتوگو و رفتار همزمان میتواند نشانهٔ علاقه یا پوششی برای قصدی پنهان باشد. شیمی میان بازیگران باعث میشود این ابهام صرفاً معمایی مکانیکی به نظر نرسد و پیوند عاطفیِ میانشان باورپذیرتر شود.
البته وقتی روایت برای پیشبرد خود به سرعت از یک گره به گره بعدی میجهد، مجال رشد تدریجی این نزدیکی هم محدود میشود. بازیگران در برابر ناپایداری روایت بازیگران در مجموع به شخصیتها جان میبخشند و نقشآفرینیهای اصلی بهویژه در صحنههای رودررو خوب از کار درآمدهاند. حضور بازیگران مکمل نیز میتواند به فضای سیاسی و اجتماعی قصه وزن بدهد، هرچند همهٔ آنان به یک اندازه فرصت نمییابند از نقشهایشان فراتر بروند.
گاهی شخصیتی فرعی با کاریزما یا حضوری پررنگ، توجه را از خط اصلی میرباید؛ این اتفاق هم نشانهٔ توانایی بازیگر است و هم یادآور آنکه سریال در توزیع درست توجه و بسط شخصیتها همیشه موفق نیست. مشکل محوری، بیش از آنکه از بازیها ناشی شود، به نحوهٔ سازماندهی داستان بازمیگردد. شروع ناگهانی، مخاطب را بیآنکه همهٔ روابط و قواعد را بهخوبی بشناسد، به میانهٔ ماجرا پرتاب میکند.
این انتخاب میتواند حس شتاب و خطر بسازد، اما در اینجا گاه به سردرگمی میانجامد؛ بهخصوص وقتی چند هویت، انگیزه و جبههٔ سیاسی در فاصلهای کوتاه معرفی میشوند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای دنبالکردن کشمکش احساسی شخصیتها، وقت بیشتری را صرف مرتبکردن اطلاعات کند. ریتمی میان کشش و شتاب ریتم سریال یکدست نیست.
« مشکل محوری، بیش از آنکه از بازیها ناشی شود، به نحوهٔ سازماندهی داستان بازمیگردد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بخشهایی از آغاز، بهویژه پیش از آنکه رابطهٔ محوری و تعارضهای سیاسی به اندازهٔ کافی نیرو بگیرند، کمکششاند. بعضی صحنهها بهجای آنکه به شناخت شخصیتها یا ساختن تعلیق کمک کنند، درجا میزنند؛ از همین رو ممکن است بخشی از مخاطبان برای رسیدن به نقطهٔ جذابتر داستان بیتاب شوند. اما هنگامی که پیوند شو چنگ و شن یه در مرکز قرار میگیرد و خطرهای بیرونی جدیتر میشوند، سریال جان تازهای پیدا میکند.
این بهبود، هزینهٔ خود را هم دارد: پس از دورههایی از کندی، داستان ناگهان با سرعت پیش میرود و گرهها یکی پس از دیگری روی هم میافتند. پایانبندی نیز از همین شتاب آسیب میبیند؛ بهجای آنکه همهٔ خطوط اصلی با مکثی متناسب به نتیجه برسند، احساس میشود بخشی از آنها در زمانی فشرده جمع شدهاند.
بدون ورود به جزئیات رویدادها، میتوان گفت این ناهماهنگی میان آغاز کمکشش و بخشهای پایانیِ پرشتاب، یکی از مهمترین ضعفهای ساختاری اثر است. ظرفیت بصری و فرصتهای از دسترفته «Ye Cheng» بیش از آنکه با پیچیدگیِ بینقص جهانسازی یا ظرافت مداومِ روایت به یاد بماند، با ایدهٔ مرکزی و رابطهٔ دو شخصیت اصلی اثر میگذارد.
دنیای زنمحور آن امکان ساختن موقعیتهایی تازه را فراهم میآورد، اما برای آنکه این ایده فراتر از یک فرض جذاب عمل کند، لازم بود پیامدهایش در روابط خانوادگی، سیاست و زندگی روزمره با جزئیات و استمرار بیشتری دیده شود. هرجا سریال بر همین تفاوتها تمرکز میکند، هویت مستقلی مییابد؛ هرجا از کنارشان میگذرد، به قصهای تاریخی و عاشقانه نزدیک میشود که عناصر آشنایش بر تازگی ایده غلبه میکنند.
« بخشهایی از آغاز، بهویژه پیش از آنکه رابطهٔ محوری و تعارضهای سیاسی به اندازهٔ کافی نیرو بگیرند، کمکششاند. »
قوتها و کاستیها
همین فاصله میان استعداد و اجرا، واکنشهای متفاوت به سریال را توضیح میدهد. میتوان از جهان وارونه، بازیها و شیمی زوج اصلی لذت برد، اما همزمان از آشفتگی روایت، شروع ناگهانی و شتاب پایان ناراضی ماند. کوتاهبودن مجموعه مانع کشآمدن بیدلیل آن شده، ولی کوتاهی بهتنهایی تضمینکنندهٔ انسجام نیست؛ گاهی قصه بهجای حذف حشو، فرصت پرداختِ کافی را نیز از خودش میگیرد.
جمعبندی «Ye Cheng» سریالی است با هستهای جذاب و اجرایی ناهموار. جهان زنمحورش، بازیهای قابلقبول و رابطهٔ پرکشش شو چنگ و شن یه، دلایلی روشن برای همراهی با آن فراهم میکنند. در مقابل، روایت گیجکننده، بعضی بخشهای کمرمق و شتابِ بخش پایانی نمیگذارند همهٔ ظرفیتهای ایده به تجربهای کاملاً منسجم تبدیل شوند.
ارزش اصلی اثر در جرقههایی است که میان دو شخصیت و در دل دنیای وارونهاش شکل میگیرد؛ ضعفش آنجاست که این جرقهها را همیشه با فرصت و نظم کافی به آتشی پایدار بدل نمیکند. تماشاگر علاقهمند به عاشقانههای تاریخیِ رازآلود احتمالاً لحظههای دلنشین و ایدههای تازهای در آن مییابد، اما باید بپذیرد که مسیر رسیدن به آن لحظهها هموار نیست.
« همین فاصله میان استعداد و اجرا، واکنشهای متفاوت به سریال را توضیح میدهد. »
ثبت دیدگاه