نقد و بررسی
نقد وقتی تلفن زنگ میزند (When the Old Phone Rings) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خانهای که گذشتهاش را پنهان نمیکند «When the Old Phone Rings» از موقعیتی آشنا در سینمای وحشت آغاز میکند: خانهای که چیزی در آن درست نیست، ساکنانی که آن را جدی نمیگیرند و نشانههایی که بازیگوشیشان را آرامآرام به تهدید بدل میکند. پس از آنکه خانهٔ انجمن برادریشان میسوزد، گروهی از دانشجویان به عمارتی قدیمی پناه میبرند؛ مکانی که گذشتهای هولناک دارد و از همان ابتدا بیش از آنکه سرپناه باشد، گویی بازیگری خاموش در دل ماجراست.
تلفن قدیمی خانه نیز به محور این بازی بدل میشود: تماسهای شوخیآمیز در ابتدا بخشی از سرگرمی جمعیاند، اما بهتدریج مرز میان شوخی و خطر را محو میکنند. معماری وهم و اشیای خاموش قویترین دارایی فیلم، فضای خانه است. وسایل کهنه، عکسهای قدیمی و جزئیات فرسودهٔ عمارت، حس سکونتی موقت در مکانی را میسازند که پیش از ورود شخصیتها نیز زندگی و رازهای خودش را داشته است.
این اشیا صرفاً تزئین صحنه نیستند؛ حضورشان به خانه کیفیتی حافظهمند میدهد و تماشاگر را وامیدارد در هر قاب به دنبال نشانهای بگردد. تلفن قدیمی، در چنین محیطی، از یک ابزار معمولی فراتر میرود و به دریچهای برای ورود گذشته به زمان حال تبدیل میشود. بااینحال، فیلم همیشه از ظرفیت بصری این فضا بهطور کامل بهره نمیگیرد.
« معماری وهم و اشیای خاموش قویترین دارایی فیلم، فضای خانه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خانه زمینهٔ مناسبی برای تعلیق دارد، اما گاه بهجای آنکه سکوت، تاریکی و محدودیت دید را به ابزارهای مؤثر دلهره تبدیل کند، به پسزمینهای برای رفتوآمد و گفتوگو بدل میشود. فضای وهمآلود حاضر است، اما بهرهبرداری از آن یکدست نیست. جمع دوستانه و نیروی گفتوگو در سوی دیگر، انرژی فیلم از رابطهٔ میان اعضای گروه میآید.
گفتوگوهای سریع و شوخطبعانه به صحنههای دوستانه ضرباهنگ میبخشند و شخصیتها را پیش از آنکه گرفتار موقعیت هولناک شوند، در قالب جمعی پرحرف و بازیگوش معرفی میکنند. شوخیها گاه خام و بیپردهاند، اما در محدودهٔ لحن کمدیوحشت فیلم کارکردی روشن دارند: از شدت جدیت میکاهند و تضادی میسازند که در لحظههای تهدید اهمیت پیدا میکند.
این شیمی گروهی یکی از امتیازهای اصلی اثر است، زیرا به تماشاگر دلیلی میدهد که در کنار ترس احتمالی، از بودن با شخصیتها نیز لذت ببرد. بااینحال، شوخیها همیشه به پرداخت شخصیت منجر نمیشوند. بعضی از آنها بیش از آنکه چیزی دربارهٔ افراد یا روابطشان آشکار کنند، صرفاً زمان صحنه را پر میکنند.
« فضای وهمآلود حاضر است، اما بهرهبرداری از آن یکدست نیست. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، گروه گاهی زنده و باورپذیر به نظر میرسد و گاهی مجموعهای از صداهای پرجنبوجوش است که داستان هنوز برای متمایزکردنشان تلاش میکند. طنز و وحشت؛ همنشینی ناپایدار فیلم میکوشد میان کمدی و وحشت رفتوآمد کند، نه آنکه یکی را کاملاً تابع دیگری سازد. تماسهای شوخیآمیز در ابتدا بازی و سرگرمیاند، اما با بالاگرفتن پیامدهایشان همان سازوکار خندهآور رنگی تهدیدآمیز پیدا میکند.
این تغییر لحن، دستکم در ایده، جذاب است: آنچه شخصیتها وسیلهٔ تفریح میپندارند، به عاملی برای از دست رفتن کنترل تبدیل میشود. لحظههای جدی نیز در برابر سبکسری گروه قرار میگیرند و فضای فیلم را از یک کمدی سادهٔ موقعیت فراتر میبرند. اما این تعادل بهندرت بینقص میماند. شوخی ممکن است درست پیش از شکلگیری تعلیق، فشار صحنه را خنثی کند؛ یا صحنهٔ جدی چنان ناگهانی وارد شود که گذار میان دو لحن تصنعی جلوه کند.
فیلم در بهترین لحظاتش از همین ناپایداری برای غافلگیری استفاده میکند، ولی در لحظات ضعیفتر، میاننده را میان دو قرارداد متضاد معلق میگذارد: آیا باید به خطر بخندد یا آن را جدی بگیرد؟ روایتی پرشاخه و کمتمرکز مشکل بنیادیتر فیلم، پراکندگی روایت است. ایدهٔ مرکزی ظرفیت کافی برای پیشبردن یک داستان جمعوجور را دارد، اما مسیر قصه با چند خط روایی و جزئیات فرعی گسترش مییابد؛ بیآنکه همهٔ آنها به یک اندازه ضروری یا هماهنگ باشند.
« لحظههای جدی نیز در برابر سبکسری گروه قرار میگیرند و فضای فیلم را از یک کمدی سادهٔ موقعیت فراتر میبرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، روایتی است که گاه بهجای افزایش پیچیدگی و کنجکاوی، تمرکز خود را از دست میدهد. بیننده ممکن است بهجای دنبالکردن تهدید اصلی، درگیر این پرسش شود که کدام رشتهٔ داستانی قرار است اهمیت بیشتری پیدا کند. این پراکندگی همچنین پیوند میان شخصیتها و حوادث را سست میکند. بعضی رخدادها بیشتر شبیه ایستگاههایی برای جابهجایی لحن یا ایجاد هیجاناند تا حلقههایی در زنجیرهای منسجم.
بنابراین، ایدهٔ جذاب تلفن و عمارت قدیمی همیشه به مرکز ثقل روایت تبدیل نمیشود؛ فیلم بارها از آن دور میشود و سپس میکوشد دوباره به آن بازگردد. ریتمی که مکثهایش به کشآمدن میانجامد ریتم فیلم نیز از همین دشواری تمرکز آسیب میبیند. مکث و کندی میتواند در وحشت به انتظار و اضطراب میدان بدهد، اما در اینجا بعضی بخشها بهجای انباشتن تنش، کشدار میشوند.
صحنههای گفتوگو، که در ابتدا از مهمترین منابع سرگرمیاند، گاه بیش از اندازه ادامه پیدا میکنند و پیشروی داستان را متوقف میسازند. در نتیجه، افزایش خطر همیشه با افزایش هیجان همراه نیست. از سوی دیگر، شوخیها و تغییرهای روایی ضرباهنگی ناهمگون پدید میآورند: فیلم گاهی پرجنبوجوش و سرزنده است و سپس وارد بخشهایی میشود که حرکت داستان در آنها کندتر از ظرفیت موقعیت به نظر میرسد.
« حاصل، روایتی است که گاه بهجای افزایش پیچیدگی و کنجکاوی، تمرکز خود را از دست میدهد. »
قوتها و کاستیها
این نوسان مانع شکلگیری تعلیقی پیوسته میشود؛ تعلیقی که برای چنین داستانی باید از حس بهدامافتادن و نزدیکشدن تهدید نیرو بگیرد. دلهرهای کماثر در عمارتی آمادهٔ ترس با وجود محیط مناسب، لحظههای ترس فیلم چندان نیرومند نیستند. عمارت کهنه و تلفن مرموز مواد اولیهٔ خوبی برای وحشت فراهم میکنند، اما اجرای صحنهها کمتر از آنچه فضا وعده میدهد تأثیر میگذارد.
دلهره گاه به نشانههای آشنای ژانر تکیه میکند، بیآنکه آنها را به تصویری تازه یا تجربهای ماندگار بدل سازد. ترسها بیشتر گذرا هستند تا آنکه پس از پایان صحنه در ذهن بمانند. این محدودیت به احساس تازگی نیز لطمه میزند. فیلم با عناصر شناختهشدهٔ خانهٔ تسخیرشده و شوخیهایی که از کنترل خارج میشوند کار میکند، اما آنها را چنان بازآرایی نمیکند که نتیجه هویتی کاملاً مستقل پیدا کند.
اثر بیش از آنکه قواعد آشنا را دگرگون کند، با همان مصالح آشنا پیش میرود؛ و اگرچه ترکیب کمدی و وحشت لحظاتی سرگرمکننده میآفریند، برای رهایی کامل از حس تکرار کافی نیست. جمعبندی «When the Old Phone Rings» فیلمی است با هستهای سرگرمکننده و فضایی که میتوانست به سرچشمهٔ تعلیقی مؤثر تبدیل شود.
« دلهرهای کماثر در عمارتی آمادهٔ ترس با وجود محیط مناسب، لحظههای ترس فیلم چندان نیرومند نیستند. »
جمعبندی
عمارت قدیمی، اشیای کهنه، تلفن مرموز و گفتوگوهای پرتحرک گروه، در کنار هم حالوهوایی خوشایند برای یک کمدیوحشت میسازند. فیلم همچنین از آمیختن لحظههای شوخ با لحظههای جدی ابایی ندارد و گاهی همین تغییر لحن به آن انرژی میبخشد. بااینهمه، روایت پراکنده، ریتم کشدار و دلهرههای کماثر مانع میشوند که این ایده به تجربهای یکپارچه و بهیادماندنی بدل شود.
اثر در صحنههای جمعی و در بهرهگیری از فضای عمارت موفقتر از لحظاتی است که باید ترس را به اوج برساند. حاصل، فیلمی با جذابیتهای مشخص اما محدود است: سرگرمکننده برای تماشاگرانی که از آمیختگی شوخیهای گروهی و فضای خانهٔ تسخیرشده لذت میبرند، ولی نه چندان تازه یا منسجم که بتواند انتظارات بلندپروازانهتری از ژانر را برآورده کند.
« فیلم همچنین از آمیختن لحظههای شوخ با لحظههای جدی ابایی ندارد و گاهی همین تغییر لحن به آن انرژی میبخشد. »
ثبت دیدگاه