نقد و بررسی
نقد تپها (Taps) | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی از آرمانِ محاصرهشده «Taps» فیلمی دربارهٔ گروهی از دانشآموزان یک آکادمی نظامی است که در برابر تعطیلی مدرسه و واگذاری زمین آن مقاومت میکنند. اما اهمیت اثر تنها در ماجرای تصرف محوطه نیست؛ فیلم میکوشد نشان دهد چگونه وفاداری به یک نهاد، وقتی با غرور، انضباط و احساس تعلق گره میخورد، میتواند به نیرویی مهارنشدنی بدل شود.
Harold Becker این موقعیت را نه همچون ماجرایی صرفاً ماجراجویانه، بلکه به شکل یک بحران اخلاقی و روانی پیش میبرد: دانشآموزان میخواهند از چیزی دفاع کنند که برایشان خانه، گذشته و هویت است، اما ابزارهای دفاعشان همان منطق نظامی و خشونتی است که میتواند آن آرمان را از درون تهی کند. مدرسه بهمثابه هویت آکادمی در «Taps» فقط یک ساختمان یا محل آموزش نیست.
برای دانشآموزان، آنجا نظمی آشنا و جهانی بسته است که معنای زندگی روزمرهشان را شکل داده؛ جهانی با سلسلهمراتب روشن، آیینهای رسمی و تصویری آرمانی از شرافت. تهدید تعطیلی مدرسه، در نتیجه، بهمنزلهٔ تهدیدی علیه خودِ آنان تجربه میشود. فیلم این پیوند را با تأکید بر فضاهای نظامی، لباسها، صفآراییها و تشریفات بهخوبی مجسم میکند.
جزئیات محیطی، بیش از آنکه صرفاً نشانهٔ واقعگرایی باشند، به تماشاگر میفهمانند چرا دانشآموزان برای حفظ این مکان تا این اندازه سرسختاند. بااینحال، فیلم کمتر به جهان بیرون از آکادمی فرصت حضور مستقل میدهد. اجتماع محلی و مقامهای رسمی بیشتر در نقش نیروی مقابل ظاهر میشوند تا شخصیتهایی با انگیزهها و پیچیدگیهای همسنگ دانشآموزان.
« مدرسه بهمثابه هویت آکادمی در «Taps» فقط یک ساختمان یا محل آموزش نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین محدودشدن میدان دید، از یک سو حس محاصره و انزوا را تقویت میکند و از سوی دیگر، بخشی از کشمکش اجتماعی داستان را سادهتر از آنچه میتوانست باشد نشان میدهد. فرماندهی و میراث ژنرال شخصیت ژنرال هارلن باچ، با بازی George C. Scott، در آغاز همچون ستون معنوی مدرسه جلوه میکند. اقتدار او فقط از درجه و جایگاهش نمیآید؛ او برای دانشآموزان نمایندهٔ سنتی است که میخواهند از آن دفاع کنند.
حضور Scott به نقش وزن و شکوه میبخشد، بیآنکه ژنرال را به چهرهای کاملاً بیخطا تبدیل کند. در بازی او نوعی وقار خشن و کنترلشده وجود دارد که با فضای آکادمی تناسب دارد و در عین حال، ردّی از آسیبپذیری را زیر سطح آن پنهان میکند. رابطهٔ میان ژنرال و برایان مورلند یکی از محورهای مهم فیلم است: برایان میکوشد از میراث او پیروی کند، اما تقلید از اقتدار لزوماً به معنای درک درست آن نیست.
فیلم بهجای آنکه این تنش را با گفتوگوهای طولانی توضیح دهد، آن را در رفتار و تصمیمهای شخصیتها میگنجاند. گاه این روش مؤثر است؛ گاه نیز چنان فشرده و جدی به نظر میرسد که تماشاگر فرصت کافی برای سنجیدن لایههای عاطفی ماجرا پیدا نمیکند. برایان مورلند و بار رهبری Timothy Hutton در نقش برایان، مرکز عاطفی و اخلاقی فیلم است.
شخصیت او نه شورشی بیمحابا است و نه فرماندهای بیتردید؛ جذابیت بازی Hutton از همین کشمکش میآید. برایان باور دارد که باید از مدرسه دفاع کند، اما هرچه مسئولیت بیشتری میپذیرد، فاصلهٔ میان نیت آرمانخواهانه و پیامدهای تصمیمهایش آشکارتر میشود. بازیگر، این فاصله را با ترکیبی از خویشتنداری، اضطراب و قاطعیت نشان میدهد و از تبدیل شخصیت به قهرمانی ساده و بیتناقض پرهیز میکند.
« فرماندهی و میراث ژنرال شخصیت ژنرال هارلن باچ، با بازی George C. »
شخصیتها و اجرا
در سوی دیگر، David Shawn با بازی Tom Cruise نمایندهٔ نیرویی تندتر و خطرناکتر است؛ شخصیتی که میتواند انضباط و سلاح را نه ابزار دفاع، بلکه زمینهای برای تشدید بحران ببیند. Sean Penn نیز در نقش Alex Dwyer حضوری متمایز دارد و در لحظات عاطفی، به جمع دانشآموزان وجهی انسانیتر میبخشد.
فیلم از کنار هم گذاشتن این چهرهها تصویری از یک گروه یکدست نمیسازد؛ بلکه نشان میدهد تصمیم جمعی چگونه زیر فشار، به مجموعهای از ارادههای ناهمگون تبدیل میشود. تنش، خشونت و دگرگونیِ اعتراض بخش پرکشش فیلم از تضاد میان هدف اعلامشده و ابزارهای بهکارگرفتهشده نیرو میگیرد. دانشآموزان میخواهند از خانه و سنت خود دفاع کنند، اما بهتدریج در موقعیتی قرار میگیرند که هر تصمیم میتواند آنان را به سوی خشونتی جدیتر ببرد.
«Taps» در این زمینه پرسشی اخلاقی طرح میکند: آیا آرمانی شریف میتواند هر وسیلهای را توجیه کند، یا انتخاب وسیله در نهایت ماهیت همان آرمان را تغییر میدهد؟ پاسخ فیلم مستقیم و نظری نیست؛ بیشتر در اضطراب، شکاف میان دانشآموزان و پیامدهای فزایندهٔ مقاومت شکل میگیرد. بااینهمه، فیلم همیشه در ساختن این گذار کاملاً متقاعدکننده نیست.
بعضی چرخشهای داستانی ناگهانیاند و گاه واکنش شخصیتها با شدتی همراه میشود که زمینهچینی آن بهاندازهٔ کافی گسترش نیافته است. از همین رو، بخشی از تنش به جای آنکه از تحول تدریجی شخصیتها برآید، به رخدادهای پرحادثه و موقعیتهای بیرونی متکی میشود. این انتخاب، هیجان میآفریند، اما گاهی به بهای ظرافت روانشناختی تمام میشود.
« Sean Penn نیز در نقش Alex Dwyer حضوری متمایز دارد و در لحظات عاطفی، به جمع دانشآموزان وجهی انسانیتر میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لحن و ریتم: میان تراژدی و تصنع «Taps» فیلمی است که خود را با جدیتی آشکار پیش میبرد. این جدیت با موضوع آن—نوجوانانی گرفتار در بحرانی نظامی و اخلاقی—همخوانی دارد، اما همیشه به لحن یکدست منجر نمیشود. در برخی صحنهها، تأکید بر شرافت و وفاداری اثرگذار است؛ در برخی دیگر، گفتوگوها بیش از اندازه تصنعی یا احساساتی به گوش میرسند.
لحظههایی که قرار است صمیمیت یا شور جوانانه را نشان دهند، گاه چنان برجسته میشوند که از بافت تلخ داستان فاصله میگیرند. ریتم فیلم نیز ناموزون است. فضای محاصره و انتظار ظرفیت تعلیق زیادی دارد، اما بعضی بخشها طولانی و خشک پیش میروند و تکرار تنش، به جای افزایش تدریجی اضطراب، ممکن است از نیروی آن بکاهد.
در مقابل، موقعیتهایی که شخصیتها ناچار به انتخاب میشوند، فیلم را دوباره زنده میکنند. این نوسان میان مکثهای ممتد و لحظههای پرشتاب، بخشی از تجربهٔ تماشای اثر است: فیلمی که در سکانسهایی گیرایی قابلتوجه پیدا میکند، اما همواره نمیتواند آن کشش را حفظ کند. طراحی فضا و اجرای بازیگران یکی از امتیازهای ماندگار فیلم، استفاده از محیط آکادمی است.
ساختمانها، محوطهها و تشریفات روزانه، فضای محصور و قانونمند داستان را به شکلی ملموس میسازند. مدرسه هم پناهگاه دانشآموزان است و هم دستگاهی که آنان را به اطاعت، رقابت و پذیرش فرمان عادت داده است. این دوگانگی به فیلم عمق میدهد: همان محیطی که حس تعلق و امنیت میبخشد، در وضعیت بحران میتواند بسترِ تصمیمهایی بیرحمانه باشد.
« لحن و ریتم: میان تراژدی و تصنع «Taps» فیلمی است که خود را با جدیتی آشکار پیش میبرد. »
قوتها و کاستیها
بازیها نیز بخش مهمی از نیروی اثر را تأمین میکنند. Scott با اقتدار سنجیدهاش حضوری محوری دارد و Hutton بار اصلی تحول عاطفی داستان را بر دوش میکشد. Cruise و Penn، با دو شیوهٔ متفاوت از شدت و آسیبپذیری، به ترکیب بازیگران رنگ میافزایند. در میان بازیگران جوان، این تفاوتهای شخصیتی کمک میکند گروه دانشآموزان صرفاً به تودهای یکشکل تبدیل نشود، هرچند فیلم برای پرداخت برابر همهٔ آنان فرصت کافی ندارد.
جمعبندی «Taps» در بهترین لحظاتش فیلمی تأثیرگذار دربارهٔ وفاداری، هویت و خطرِ تبدیل آرمان به مجوز خشونت است. فضای آکادمی نظامی، بازی قدرتمند Timothy Hutton و حضور سنگین George C. Scott به اثر ماندگاری میبخشند؛ در کنار آن، نقشآفرینیهای Sean Penn و Tom Cruise به کشمکش میان شور، انضباط و بیپروایی تنوع میدهد.
بااینحال، ریتم کشدار، برخی دیالوگهای تصنعی و جدیتی که گاه از ظرافت درام پیشی میگیرد، مانع از آن میشود که فیلم در همهٔ لحظات به اندازهٔ ایدهٔ مرکزیاش قانعکننده باشد. ارزش «Taps» بیش از آنکه در بینقصبودن روایتش باشد، در تناقضی است که پیش چشم میگذارد: جوانانی میخواهند از میراثی ارزشمند پاسداری کنند، اما در راه این پاسداری با نیرویی روبهرو میشوند که ممکن است همان ارزشها را در معرض نابودی قرار دهد.
همین تضاد، حتی وقتی اجرای فیلم ناهموار میشود، در ذهن باقی میماند.
« بازیها نیز بخش مهمی از نیروی اثر را تأمین میکنند. »



ثبت دیدگاه