نقد و بررسی
نقد به پیش 2023 (Ride On) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سینمای بدلکاری؛ پیشهای رو به فراموشی «راید آن» به کارگردانی لری یانگ، در ظاهر کمدیـاکشنی درباره بدلکاری و اسبی آموزشدیده است؛ اما در ژرفای خود فیلمی درباره پیری، فرسودگی و دشواریِ کنارآمدن با تغییر زمانه است. لاو لو، بدلکاری سالخورده که روزگاری در اوج بوده، هنوز با همان سرسختی به کاری چنگ میزند که هم هویت اوست و هم مایه معاشش.
جهان پیرامونش اما دیگر جهان قهرمانانِ بیادعای پشت دوربین نیست: کار کمتر شده، بدهیها انباشته شده و توجه عمومی با سرعتی گذرا به سوی چهرههایی میرود که ناگهان در فضای مجازی دیده میشوند. فیلم در این زمینه، فقط به نوستالژی گذشته بسنده نمیکند. بدلکاری را حرفهای دشوار و پرخطر نشان میدهد که پشت جلوههای سرگرمکننده سینما پنهان مانده است.
بدن خسته لاو و تواناییاش برای انجام حرکتهای خطرناک، یادآور فاصله میان تصویر قهرمانانه پرده و واقعیت جسمانیِ کسی است که آن تصویر را ممکن میکند. از همین رو، «راید آن» بیش از آنکه مرثیهای برای دوران طلایی سینما باشد، پرسشی درباره ارزش کارهای نادیدهمانده و جایگاه هنرمندی است که دیگر با ذائقه روز هماهنگ نیست.
پیوند لاو لو و اسبش قلب عاطفی فیلم رابطه لاو با اسب بدلکاری محبوبش، رد هِیر، است. این پیوند نه به شکل زینتی و نه صرفاً برای افزودن لحظههای لطیف به روایت به کار میرود؛ بلکه پایهای است که شخصیتپردازی لاو بر آن استوار میشود. اعتماد میان این دو، محصول سالها همکاری و تکرار حرکتهایی است که هرکدام مستلزم شناخت دقیق دیگریاند.
« فیلم در این زمینه، فقط به نوستالژی گذشته بسنده نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در صحنههای مشترکشان، نزدیکیشان بیشتر از طریق مکثها، واکنشها و هماهنگی بدنها شکل میگیرد تا توضیحهای کلامی. فیلم در نمایش این رابطه از اغراقهای عاطفیِ پیاپی پرهیز میکند و همین خویشتنداری به باورپذیری آن کمک میکند. رد هِیر برای لاو فقط حیوانی دوستداشتنی یا وسیلهای برای اجرای بدلکاری نیست؛ همراهی است که بخشی از تاریخ حرفهای و زندگی او را با خود دارد.
از سوی دیگر، فیلم به وابستگی متقابل آنها نیز توجه میکند: لاو به اسب نیاز دارد، اما اسب هم در جهانی که ارزشش را با سود و زیان میسنجند، به مراقبت و وفاداری او وابسته است. در بهترین لحظهها، این رابطه بدون تحمیل احساسات، بار عاطفی روایت را به دوش میکشد. جکی چان و بدنِ بهیادمانده حضور جکی چان در نقش لاو لو لایهای فراتر از بازیگری به فیلم میافزاید.
تماشاگر با دیدن او، ناگزیر به یاد کارنامهای میافتد که بخش بزرگی از آن بر اجرای بدلکاریهای دشوار و پرمخاطره بنا شده است. «راید آن» از این آشنایی بهره میگیرد، اما صرفاً به نمایش ارجاعهای گذشته بسنده نمیکند. فیلم میان مهارتهای قدیمی لاو و محدودیتهای اکنون او فاصله میاندازد: او هنوز میخواهد مانند گذشته عمل کند، ولی بدنش دیگر با ارادهاش همگام نیست.
بازی چان در لحظات کمتحرکتر، خستگی و یکدندگی مردی را نشان میدهد که از دستکشیدن از حرفهاش میترسد. طنز جسمانیِ آشنای او نیز همچنان حضور دارد، ولی این بار گاهی طعم تلخی پیدا میکند؛ زیرا خنده از دل تلاش انسانی برای حفظ تواناییهای رو به افول برمیخیزد. فیلم با استفاده از خاطره عمومی مخاطب از چان، نوعی گفتوگوی میان شخصیت و ستاره میسازد: لاو بدلکاری است که نمیخواهد از میدان کنار برود و چان هنرمندی است که حضورش خود یادآور تاریخ بدلکاری در سینمای اکشن شده است.
« فیلم در نمایش این رابطه از اغراقهای عاطفیِ پیاپی پرهیز میکند و همین خویشتنداری به باورپذیری آن کمک میکند. »
شخصیتها و اجرا
این همپوشانی، هرچند گاه آشکار و مستقیم است، به اثر نیرویی ویژه میدهد. اکشن و کمدی؛ انرژی در برابر فرسودگی صحنههای اکشن «راید آن» از نقاط قوت روشن آن هستند. طراحی حرکتها پرجنبوجوش است و خطر را تا اندازهای واقعی جلوه میدهد؛ نه فقط به کمک شتاب و برخورد، بلکه با تأکید بر هماهنگی، زمانبندی و دقتی که بدلکاری میطلبد.
فیلم از این صحنهها برای سرگرمکردن مخاطب استفاده میکند، اما در عین حال آنها را به مضمون اصلیاش پیوند میزند: لاو هنوز در این کار مهارت دارد، ولی هر حرکت ممکن است هزینهای جسمانی داشته باشد. کمدی نیز از همان تضاد میان اعتمادبهنفس لاو و دشواریهای روزمرهاش نیرو میگیرد. ماجرای دیدهشدن اتفاقی او و اسبش در فضای مجازی، پلی میان گذشته و حال میسازد: مهارتی که سالها در حاشیه مانده، ناگهان به محتوایی تماشایی برای تودهای ناشناس بدل میشود.
ایده جذاب است، اما فیلم چندان در پیامدهای شهرت اینترنتی درنگ نمیکند. شهرت تازه بیشتر ابزاری برای پیشبردن ماجراست تا موضوعی که بهطور مستقل و عمیق بررسی شود. این انتخاب به ریتم سرگرمکننده فیلم کمک میکند، ولی فرصت پرداختن به تفاوت میان دیدهشدن و بهرسمیتشناختهشدن را محدود میسازد.
پدر و دختر؛ ترمیم رابطهای آسیبدیده در کنار قصه بدلکاری، فیلم به رابطه لاو با دخترش، شیائو بائو، میپردازد؛ رابطهای که از فاصله، رنجش و سالهای ازدسترفته شکل گرفته است. لاو پدری است که عاطفه دارد، اما در بیان آن ناتوان است و بارها حرفهاش را بر حضور باثبات در زندگی دخترش مقدم دانسته است.
« این همپوشانی، هرچند گاه آشکار و مستقیم است، به اثر نیرویی ویژه میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شیائو بائو نیز صرفاً مانعی در برابر خواستههای پدر نیست؛ او نگرانیها و ملاحظات خود را دارد و از خطرهایی میترسد که پدر ظاهراً حاضر نیست بپذیرد. بخش خانوادگی فیلم زمانی اثرگذارتر میشود که اختلاف آنها را به تفاوت در شیوه دوستداشتن پیوند میدهد. لاو با محافظت از اسب و ادامه کارش میکوشد به گذشته وفادار بماند؛ دخترش اما از او میخواهد آینده را جدی بگیرد و مسئولیت پیامدهای انتخابهایش را بپذیرد.
بااینحال، آشتی خانوادگی در برخی لحظهها بیش از آنکه از انباشت تدریجی تغییرات شخصیتها برآید، به نشانهها و موقعیتهای عاطفیِ آشکار تکیه میکند. همین امر باعث میشود بعضی لحظههای احساسی حسابشده به نظر برسند، هرچند گرمای رابطه پدر و دختر همچنان قابل لمس است. نوسان لحن و سادگی روایت «راید آن» میان اکشن، کمدی و درام خانوادگی رفتوآمد میکند، اما این سه لحن همیشه به یک اندازه با هم سازگار نمیشوند.
شوخیهای سبک ممکن است در کنار خطرهای حرفهای قرار بگیرند و سپس روایت بیدرنگ به تنش عاطفی خانوادگی برسد. این جابهجاییها گاهی به فیلم تنوع میدهد، اما گاهی نیز از تداوم احساسی صحنهها میکاهد؛ گویی هر بخش برای لحظهای میکوشد فیلمی با حالوهوای متفاوت باشد. مسیر شهرت لاو هم با همین رویکرد سریع و ساده پیش میرود.
تبدیلشدن یک بدلکار بدهکار به چهرهای پرتقاضا، ظرفیت طنز و نقد اجتماعی دارد، اما فیلم جزئیات چندانی از این تغییر ارائه نمیکند. شهرت در اینجا بیش از آنکه فرایندی پیچیده با پیامدهای پیشبینیناپذیر باشد، راهی برای بازکردن فرصتهای تازه است. در نتیجه، بعضی گرهها زودتر از آنچه انتظار میرود شکل میگیرند یا حل میشوند.
« بخش خانوادگی فیلم زمانی اثرگذارتر میشود که اختلاف آنها را به تفاوت در شیوه دوستداشتن پیوند میدهد. »
قوتها و کاستیها
پایانبندی نیز در مسیر عاطفی خود تا حدی قابل پیشبینی است؛ بااینحال، پیشبینیپذیری بهتنهایی اثر را بیاعتبار نمیکند، زیرا فیلم بیشتر بر کیفیت رابطهها و حس انسانی صحنهها تکیه دارد تا بر غافلگیری روایی. جمعبندی «راید آن» فیلمی گرم و صمیمی درباره وفاداری، کار و دشواریِ پذیرفتن گذر زمان است.
نقطه قوت اصلیاش رابطه باورپذیر لاو لو و رد هِیر است؛ پیوندی که هم به صحنههای بدلکاری جان میدهد و هم معنای عاطفی روایت را شکل میدهد. جکی چان با حضوری آگاهانه از سن و کارنامه خود، نقش بدلکاری را ایفا میکند که هنوز دل از حرفهاش نکنده، هرچند بدن و جهان پیرامونش دگرگون شدهاند.
فیلم در پرداخت شهرت ناگهانی و ترمیم رابطه پدر و دختر گاه سادهانگار میشود و میان طنز، اکشن و ملودرام همیشه تعادل یکسانی برقرار نمیکند. بااینهمه، صحنههای پرانرژی، نگاه انسانی به حرفهای پرخطر و رابطهای که بدون دیالوگهای فراوان معنا مییابد، به آن هویتی دلنشین میبخشند. اثر بیش از آنکه قصهای پیچیده یا غافلگیرکننده باشد، ادای احترامی عاطفی به آدمهایی است که خطر را پشت قاب سینما میپذیرند و به همراهانی که در این راه کنارشان میمانند.
« جمعبندی «راید آن» فیلمی گرم و صمیمی درباره وفاداری، کار و دشواریِ پذیرفتن گذر زمان است. »



ثبت دیدگاه