نقد و بررسی
نقد در سوریه (In Syria) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خانهای در محاصره فیلم «In Syria» ساختهٔ Philippe Van Leeuw، بیش از آنکه تصویری از میدان نبرد باشد، روایتی از زندگی در سایهٔ جنگ است؛ از لحظههایی که خشونت در قاب دیده نمیشود، اما حضورش را در هر تصمیم و مکثی تحمیل میکند. داستان در آپارتمانی در دمشق میگذرد؛ خانهای که مادر خانواده میکوشد آن را به پناهگاهی برای فرزندان و دیگر ساکنانش بدل کند.
بیرون، تیراندازی و تهدید تکتیراندازان جریان دارد و درون، کمبود آب، اضطراب و انتظار روزمره را به وضعیتی فرساینده تبدیل کرده است. فیلم در زمانی فشرده و فضایی محدود شکل میگیرد و همین تمرکز، از همان ابتدا تماشاگر را به تجربهای نزدیک و بیواسطه دعوت میکند. عنوان اثر در ترجمهٔ انگلیسی، «در سوریه»، جغرافیای داستان را پیش میکشد؛ اما نیروی اصلی فیلم در پرداختن به معنای «در خانه ماندن» است.
خانه در اینجا نه مأمنی مطمئن، بلکه مرزی شکننده میان امنیت نسبی و خطر بیرونی است. آدمها درون دیوارها پناه میگیرند، اما جنگ همچنان در رفتار، گفتوگو و نگاهشان حضور دارد. همین تناقض، بنیاد درام را میسازد: آیا میتوان در جهانی که هر لحظه ممکن است قواعدش عوض شود، از عادیبودن چیزی حفظ کرد؟
روایتِ روزمرگی و تعلیق فیلم از موقعیتی ساده و قابلفهم آغاز میکند: مادری میخواهد خانوادهاش را زنده و کنار هم نگه دارد. اما سادگیِ نقطهٔ شروع به معنای کممایگی روایت نیست. در «In Syria»، کنشهای کوچک ــ مراقبت از کودکان، آمادهکردن غذا، مدیریت آب و مراقبت از در و پنجره ــ به تصمیمهایی سرنوشتساز بدل میشوند.
« خانه در اینجا نه مأمنی مطمئن، بلکه مرزی شکننده میان امنیت نسبی و خطر بیرونی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر حرکت عادی، زیر فشار محیط معنایی تازه پیدا میکند؛ حتی سکوت یا نگاهکردن به بیرون میتواند نشانهای از ترس، مراقبت یا محاسبه باشد. فیلمنامه از توضیح مستقیم و زمینهچینیهای طولانی پرهیز میکند و بهجای آن، اطلاعات را در دل رفتار شخصیتها و جزئیات خانه مینشاند. این انتخاب، ریتمی پرتعلیق پدید میآورد: تماشاگر، درست مانند ساکنان آپارتمان، با دانستههایی محدود و آیندهای نامطمئن روبهروست.
بااینحال، این شیوه گاهی از شدت فشردگی آسیب میبیند. حوادث سنگین پشت سر هم میآیند و فرصت مکث یا گسترش پیامدهای عاطفیشان همیشه فراهم نمیشود. در لحظاتی، فیلم چنان اصرار دارد که مصائب جنگ را به رخ بکشد که خطر نزدیکشدن به ملودرام را میپذیرد. بازیها و چهرههای انسانی محور عاطفی فیلم را Hiam Abbass در نقش ام یازان شکل میدهد.
بازی او بر نمایش آشکار و پیوستهٔ رنج تکیه ندارد؛ نیروی اجرایش بیشتر در مهار احساسات، نگاههای سنجیده و رفتاری است که میکوشد در برابر آشفتگی بیرونی نظم بسازد. او زنی را تصویر میکند که باید همزمان مراقب دیگران باشد و ترس خود را پنهان کند. این دوگانگی، نقش را از تصویر سادهٔ «مادر فداکار» فراتر میبرد و به آن خستگی، سختگیری و تردید میبخشد.
Diamand Abou Abboud نیز در نقش حلیمه حضوری مؤثر دارد. شخصیت او در دل بحران، با تجربههایی روبهرو میشود که نگاهش به خطر و مسئولیت را دگرگون میکنند. بازی او بهجای آنکه حلیمه را صرفاً قربانی حوادث نشان دهد، بر واکنش و انتخاب او تمرکز میکند. تقابل و همنشینی دو زن، یکی که میکوشد همهچیز را در چارچوبی از کنترل نگه دارد و دیگری که در برابر موقعیت واکنشی متفاوت نشان میدهد، به فیلم بُعدی انسانی میدهد.
« بااینحال، این شیوه گاهی از شدت فشردگی آسیب میبیند. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، همهٔ شخصیتها به یک اندازه مجال پیچیدگی نمییابند؛ برخی بیشتر حامل موقعیت یا نشانهای از آسیب جنگاند تا افرادی با جهان درونیِ مستقل و پرداخته. فضاسازی و زبان تصویر بزرگترین دستاورد فرمی فیلم، تبدیل یک آپارتمان به جهانی کامل است. دوربین نزدیک به شخصیتها میماند و فضای محدود را با دقتی حسابشده ثبت میکند.
فاصلهٔ کم دوربین، تماشاگر را از جایگاه مشاهدهگری امن بیرون میآورد و حس حضور در اتاقها و راهروهای خانه را تقویت میکند. قابها اغلب چنان تنظیم میشوند که مرز میان پناه و حبس مبهم بماند: دیوارها از یکسو ساکنان را از تهدید بیرون جدا میکنند و از سوی دیگر، راه گریز را میبندند. صدا نیز در ساختن این فضا سهمی اساسی دارد.
تیراندازی، صدای بالگردها و سکوتهای سنگین، بیرونِ نادیده را به حضوری مداوم تبدیل میکنند. فیلم لازم نیست هر بار خشونت را نشان دهد؛ گاه صدایی دور یا واکنشی ناگهانی کافی است تا خطر دوباره در ذهن تماشاگر جان بگیرد. این رویکرد، تعلیق را از حادثهای منفرد به وضعیت دائمی بدل میکند. در نتیجه، آپارتمان فقط محل وقوع داستان نیست، بلکه صورت بصریِ تجربهٔ محاصره است: جایی که زمان کش میآید و هر صدای بیرونی میتواند معنایی تهدیدآمیز پیدا کند.
جنگ در مقیاس خانه «In Syria» تصمیم میگیرد از نمای کلی جنگ فاصله بگیرد. در این فیلم، نبردها، نیروهای درگیر و سازوکار سیاسی بحران در مرکز قاب نیستند؛ پیامدهای جنگ بر کسانی دیده میشود که تلاش میکنند زندگی روزانهشان را از هم نپاشند. این محدودکردن میدان روایت میتواند هم نقطهٔ قوت باشد و هم محدودیت.
« فضاسازی و زبان تصویر بزرگترین دستاورد فرمی فیلم، تبدیل یک آپارتمان به جهانی کامل است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
از یکسو، فیلم اجازه نمیدهد رنج شخصیتها در میان اطلاعات و توضیحهای تاریخی گم شود؛ از سوی دیگر، با حذف بخش بزرگی از زمینهٔ سیاسی و اجتماعی، جنگ گاه به نیرویی تقریباً کلی و بیچهره تبدیل میشود. این انتخاب برای درامی متمرکز بر تجربهٔ غیرنظامیان قابلدرک است، اما پیامدهایی دارد. وقتی علتها و پیچیدگیهای بیرون از خانه کمرنگ میمانند، بخشی از خشونت ممکن است بیشتر بهصورت آزمونی برای شخصیتها جلوه کند تا رخدادی ریشهمند در واقعیتی تاریخی.
فیلم در ملموسکردن ترس و بیپناهی موفق است، ولی دربارهٔ گسترهٔ جهانی که این ترس را ساخته، کمتر میگوید. بنابراین اثر را بهتر است نه گزارشی جامع از جنگ، بلکه مطالعهای محدود و عاطفی دربارهٔ زندگی زیر سایهٔ آن دانست. قدرت انتخاب و آسیبپذیری در مرکز فیلم، مسئلهٔ بقا فقط به زندهماندن جسمانی خلاصه نمیشود.
آدمهای درون خانه ناچارند میان نیازهای متعارض تصمیم بگیرند: حفاظت از خانواده، کمک به دیگران، پذیرش خطر و حفظ اندکی از شأن و اختیار فردی. فیلم از این موقعیتها برای نشاندادن نابرابریِ مسئولیتها بهره میگیرد. زنان، کودکان و افراد آسیبپذیر اغلب در وضعیتی قرار دارند که تصمیمهای دیگران بر سرنوشتشان اثر میگذارد، بااینحال شخصیتهای زن در این روایت صرفاً تماشاگر رخدادها نیستند؛ اراده و شیوهٔ مواجههٔ آنان با خطر، کانون اصلی درام است.
با وجود این، فیلم همیشه از دام تبدیلکردن رنج به تصویر نمادین نمیگریزد. برخی شخصیتها بیش از آنکه فرصت یابند با تناقضها و خواستههای شخصیشان شناخته شوند، به نمایندگان گروهی بزرگتر از قربانیان بدل میشوند. چنین رویکردی در اثری که بهدنبال فشردهکردن تجربهٔ جنگ است، قابلفهم است، اما از غنای روانشناختی آن میکاهد.
« این انتخاب برای درامی متمرکز بر تجربهٔ غیرنظامیان قابلدرک است، اما پیامدهایی دارد. »
قوتها و کاستیها
فیلم در لحظاتی که به سکوت، رفتارهای کوچک و واکنشهای پیچیده اعتماد میکند، انسانیتر و اثرگذارتر است؛ در لحظاتی که بر رنج میافزاید تا معنا را برجسته کند، به تصنع نزدیکتر میشود. محدودیتها و میزانسنِ فشرده محدودبودن مکان و بازهٔ زمانی، تنش فیلم را افزایش میدهد، اما جهان داستان را نیز تنگ میکند.
تماشاگر تقریباً تمام تجربه را از درون آپارتمان دریافت میکند و کمتر با زندگی بیرون، گذشتهٔ شخصیتها یا روابط اجتماعی گستردهترشان آشنا میشود. این محدودیت از نظر فرمی منسجم است، اما برای برخی تماشاگران ممکن است به احساس یکنواختی بینجامد؛ بهویژه چون فشار حوادث نیز پیوسته بالا نگه داشته میشود و فرصتهای آرامش نسبی اندکاند.
تراکم مصیبتها مسئلهٔ دیگری است. هر اتفاق بهتنهایی میتواند درامی پرقدرت بسازد، اما کنار هم قرارگرفتن پیاپی آنها گاه اعتبار عاطفی صحنهها را تهدید میکند. وقتی تماشاگر فرصت پردازش یک ضربه را نیابد و بحران بعدی از راه برسد، ممکن است بهجای نزدیکترشدن به شخصیتها، از شدت فشار روایی فاصله بگیرد.
این ایراد، اثرگذاری فیلم را از میان نمیبرد، اما نشان میدهد که مرز میان شدتِ صادقانه و اغراقِ ملودراماتیک در چنین روایتی باریک است. جمعبندی «In Syria» اثری فشرده و پرتنش دربارهٔ شکنندگی زندگی روزمره در دل جنگ است. فیلم با اتکا به فضای محدود، فیلمبرداری نزدیک، طراحی صوتی مؤثر و بازیهای نیرومند، محاصره را از مفهومی دور به تجربهای جسمانی تبدیل میکند.
« جمعبندی «In Syria» اثری فشرده و پرتنش دربارهٔ شکنندگی زندگی روزمره در دل جنگ است. »
جمعبندی
نگاه آن بیش از میدان نبرد، متوجه خانهای است که همزمان پناهگاه و زندان شده و ساکنانی که میکوشند در دل خطر، پیوندهای انسانی و اندکی از اختیار خود را حفظ کنند. محدودیت جهان داستان، کمبود زمینهٔ گستردهتر و انباشت گاه افراطیِ حوادث، مانع از آن میشوند که فیلم در همهٔ لحظات به همان اندازه دقیق و پیچیده بماند.
بااینحال، تمرکز آن بر چهرههای انسانی و جزئیات عادیِ زندگی زیر محاصره، تأثیری پایدار میگذارد. این فیلم نه تصویری جامع از همهٔ ابعاد جنگ، بلکه روایتی نزدیک و تلخ از بهایی است که خشونت بر زندگی خصوصی تحمیل میکند.
« بااینحال، تمرکز آن بر چهرههای انسانی و جزئیات عادیِ زندگی زیر محاصره، تأثیری پایدار میگذارد. »



ثبت دیدگاه