نقد و بررسی
نقد جاذبه (Attraction) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
برخوردی میان فاجعه و خیال «Attraction» با تصویری از آسمانِ ناامن و شهری در آستانهٔ آشوب، از همان آغاز وعده میدهد که با روایتی پرتحرک از نخستین تماس انسان و موجودی فرازمینی روبهرو خواهیم شد. سقوط سفینه در مسکو، نه صرفاً حادثهای عظیم برای نمایش ویرانی، بلکه جرقهای است که ترسها و تعارضهای پنهان جامعه را آشکار میکند.
فیلم میکوشد در کنار هیجانِ یک فاجعهٔ علمیتخیلی، از بیاعتمادی به بیگانه، خشونت جمعی و دشواری فهمِ دیگری نیز سخن بگوید. این شروع پرکشش یکی از امتیازهای روشن فیلم است. حادثه بهسرعت رخ میدهد و آشفتگی پس از آن، تماشاگر را به درون موقعیتی میکشاند که در آن هیچکس تصویر کاملی از ماجرا ندارد.
مردم، نیروهای نظامی و مقامهای رسمی هر یک با اطلاعاتی ناقص و هراسهایی متفاوت واکنش نشان میدهند. همین چندصدایی، در ابتدا امکان میدهد که داستان از یک نمایش سادهٔ حملهٔ بیگانگان فراتر برود و پرسشی انسانیتر مطرح کند: وقتی با چیزی ناشناخته روبهرو میشویم، آیا نخست به شناختنش میاندیشیم یا به دور کردنش؟
مسکو؛ صحنهٔ اضطراب جمعی یکی از انتخابهای مؤثر فیلم، جای دادن بحران در فضای آشنای شهری است. مسکو در اینجا فقط پسزمینهای باشکوه یا نمادی ملی نیست؛ محلهها، خیابانها و ساختمانهای آسیبدیده، اندازهٔ فاجعه را ملموس میکنند. برخورد امر فرازمینی با محیط روزمره، تضادی دیدنی پدید میآورد: جهانی که تا لحظاتی پیش بر قواعد معمول خود استوار بود، ناگهان با حضوری روبهرو میشود که نه میتوان آن را بهسادگی توضیح داد و نه بهآسانی مهار کرد.
« این شروع پرکشش یکی از امتیازهای روشن فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فضای فیلم بهویژه در بخشهای نخست، سرد و متشنج است. ویرانی، گردوغبار و حضور تجهیزات نظامی، حالوهوایی پسافاجعهای به شهر میبخشد و اضطراب مردم را به تصویر درمیآورد. این فضا صرفاً تزئینی نیست؛ به روایت کمک میکند تا نشان دهد ترس چگونه از یک احساس فردی به هیجانی عمومی و گاه خطرناک بدل میشود.
بااینحال، فیلم همیشه در پرداخت این زمینه به همان اندازهٔ تصویرهایش دقیق نیست. گاه جمعیت بیشتر به نیرویی برای پیش بردن صحنهها تبدیل میشود تا گروهی از انسانهای دارای انگیزهها و نگرانیهای متنوع. جلوههای ویژه و نیروی تصویر بخش دیداری «Attraction» از نقاط قوت اصلی آن است. سقوط سفینه، پیامدهای برخورد و طراحی فناوری بیگانه، مقیاسی سینمایی و چشمنواز دارند.
جلوهها فقط برای افزایش هیجان به کار نمیروند؛ در لحظاتی، حس بیگانگی و ناشناختگی را نیز تقویت میکنند. سفینه و سازوکارهای وابسته به آن، تصویری متمایز از تهدیدی میسازند که نمیتوان آن را با ابزارها و تصورات روزمره توضیح داد. فیلمبرداری و طراحی صحنه نیز به ساخت این جهان کمک میکنند.
ویرانی شهری و فضای گرفتهٔ پس از حادثه، در کنار فناوری براق و غریب موجودات فرازمینی، تضادی بصری میسازند که با درونمایهٔ اصلی فیلم همخوان است: برخورد دو جهان که نه زبان مشترکی دارند و نه برداشت یکسانی از قدرت و خطر. گاهی تصویرها از آنچه فیلمنامه میگوید عمیقترند؛ جزئیات محیطی و مقیاس حادثه، حسهایی را منتقل میکنند که گفتوگوها در بیانشان چندان موفق نیستند.
« فضای فیلم بهویژه در بخشهای نخست، سرد و متشنج است. »
شخصیتها و اجرا
از همین رو، «Attraction» در سطح تجربهٔ بصری اغلب قانعکنندهتر از سطح روایت باقی میماند. یولیا و پیوند با هِکون در مرکز داستان، یولیا قرار دارد؛ دختری که نسبتش با حادثه از راه تجربهای شخصی و عاطفی شکل میگیرد. او میان زندگی پیشین خود، خشم و اندوه ناشی از فاجعه، و مواجهه با موجودی متفاوت گرفتار میشود.
آشنایی او با هِکون فرصتی فراهم میکند تا فیلم از تصویر کلیِ «انسان در برابر بیگانه» فاصله بگیرد و رابطهای فردی را در برابر هراس جمعی قرار دهد. این پیوند قرار است امکان اعتماد را در جهانی نشان دهد که همهچیز به سوی دشمنی و سوءظن سوق پیدا میکند. اما همین خط عاطفی، در عین اهمیت موضوعی، از دشواریهای اساسی فیلم است.
رابطهٔ یولیا و هِکون گاه بیش از آنکه از شناخت تدریجی و دگرگونی باورپذیر شخصیتها شکل بگیرد، به اقتضای نیازهای پیرنگ پیش میرود. بعضی لحظهها ظرفیت احساسی دارند، اما تکرار موقعیتهای آشنا و کشآمدن مسیر عاشقانه از نیروی آن میکاهد. فیلم میخواهد پیوند میان دو موجود از دو جهان را نشانهای از اعتماد و همدلی قرار دهد، ولی در بخشهایی بهجای آنکه این اعتماد را در جزئیات رفتاری پرورش دهد، به نشانههای مستقیم و قابلانتظار تکیه میکند.
شخصیتها و منطق روایت یولیا شخصیتی است که میتوانست کشمکش درونی پیچیدهتری داشته باشد؛ کشمکشی میان وفاداری، سوگ، خشم و کنجکاوی. فیلم زمینهٔ لازم را برای این تعارض فراهم میکند، اما همیشه آن را با عمق کافی بسط نمیدهد. در نتیجه، تغییر موضع او گاه سریعتر از آن است که مخاطب بتواند تمام مراحل عاطفی و فکریاش را درک کند.
« از همین رو، «Attraction» در سطح تجربهٔ بصری اغلب قانعکنندهتر از سطح روایت باقی میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
رابطهٔ او با پدرش، فرماندهای که مسئولیت نظامی و نگرانی خانوادگی را همزمان بر دوش دارد، نیز ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد؛ بااینحال، بخشی از تنش این رابطه بیشتر به ابزار پیشبرد داستان بدل میشود تا نتیجهٔ پرداخت کامل گذشته و انگیزههای دو طرف. در سوی دیگر، گروه جوانانی که در برابر وضعیت تازه موضع میگیرند، بازتابی از خشم و واکنشهای شتابزدهٔ اجتماعاند.
حضورشان به فیلم امکان میدهد تا خشونت را صرفاً در نهادهای قدرت خلاصه نکند و نشان دهد که مردم عادی نیز میتوانند در فضای هراس، به حذف و مجازات دیگری گرایش پیدا کنند. با اینهمه، برخی تصمیمها و رخدادها چنان به نیاز لحظهای قصه وابستهاند که انسجام علّی داستان را تضعیف میکنند. وقتی شخصیتها بدون زمینهچینی کافی تصمیمهایی بزرگ میگیرند، تعلیق جای خود را به پرسش دربارهٔ منطق ماجرا میدهد.
مضمون بیگانههراسی و اعتماد ایدهٔ محوری «Attraction» روشن و بالقوه نیرومند است: بیگانه الزاماً دشمن نیست، و ترس از ناشناخته میتواند انسانها را به خشونتی بکشاند که خود از آن میهراسند. فیلم بهواسطهٔ واکنش مردم، فضای نظامیشده و رابطهٔ یولیا با هِکون، دربارهٔ بیگانههراسی، تبلیغات و ناتوانی در شنیدن صدای دیگری تأمل میکند.
برخورد با موجود فرازمینی، آینهای میشود برای سنجش رفتار انسانها با هر کسی که بیرون از دایرهٔ آشنای آنان قرار میگیرد. این مضمون در سطح کلی قابلدرک است، اما پرداخت آن همیشه چندلایه نیست. گاهی شخصیتها بیشتر حامل موضعی اخلاقی یا اجتماعیاند تا انسانهایی با تناقضهای درونی. ازاینرو، پیامِ مدارا و اعتماد در بعضی لحظهها مستقیم و ساده بیان میشود و پیچیدگی موقعیت را کاهش میدهد.
« این مضمون در سطح کلی قابلدرک است، اما پرداخت آن همیشه چندلایه نیست. »
قوتها و کاستیها
فیلم پرسش مهمی میسازد، اما پاسخهای دراماتیکش گاهی زودتر از آنکه از دل تجربهٔ شخصیتها بیرون بیایند، به مخاطب عرضه میشوند. با وجود این، همین دغدغهها به اثر هویتی فراتر از یک فیلم فاجعهمحور میدهند. ریتم و تکرار ساختار فیلم در آغاز از ضرباهنگ مناسبی برخوردار است. حادثه، واکنشهای فوری و گسترش بحران، پیدرپی مخاطب را به مرحلهٔ تازهای از وضعیت وارد میکنند.
اما هرچه روایت از فاجعهٔ اولیه فاصله میگیرد و بر رابطهٔ عاطفی و کشمکشهای فردی متمرکز میشود، بخشی از انرژی آغازین تحلیل میرود. بعضی موقعیتها به شکلهایی آشنا بازمیگردند و داستان بهجای آنکه هر بار معنای تازهای به آنها بدهد، گاه همان تنش را در قالبی دیگر تکرار میکند. قابلپیشبینی شدن مسیر قصه نیز از اثرگذاری بعضی لحظهها میکاهد.
مسئله فقط حدسزدن رخدادهای بعدی نیست؛ مشکل آنجاست که انتخابهای داستانی در بخشهایی چنان به الگوهای شناختهشده تکیه دارند که امکان غافلگیری عاطفی یا فکری محدود میشود. اگر فیلم زمان بیشتری را به پرورش انگیزهها و پیامدهای تصمیمها اختصاص میداد، میتوانست از کلیشههای ژانری عبور کند و رابطهٔ شخصیتها با بحران را منحصربهفردتر سازد.
جمعبندی «Attraction» فیلمی است که میان توانایی دیداری و محدودیتهای روایی فاصلهای محسوس دارد. آغاز پرهیجان، جلوههای ویژهٔ چشمگیر، فضای شهریِ ویران و ایدهٔ برخورد با بیگانه، آن را به اثری سرگرمکننده و از نظر بصری جذاب بدل میکنند. در پس این عناصر، دغدغههایی دربارهٔ ترس، خشونت جمعی و امکان اعتماد نیز حضور دارند؛ دغدغههایی که گاه از قالب داستانی فراتر میروند و به پرسشهایی انسانی بدل میشوند.
« با وجود این، همین دغدغهها به اثر هویتی فراتر از یک فیلم فاجعهمحور میدهند. »
جمعبندی
بااینحال، خط عاشقانهٔ کشدار، شخصیتپردازی نهچندان عمیق، تکرار الگوهای آشنا و برخی رخدادهای کماقناع، مانع از آن میشوند که فیلم به تمامی ظرفیت ایدهاش دست یابد. «Attraction» بیش از آنکه اثری کاملاً منسجم و ماندگار باشد، تجربهای ژانری است که در تصویر و فضا دست پُری دارد و در روایت گاه راهی سادهتر را برمیگزیند.
برای تماشاگر علاقهمند به علمیتخیلی و فاجعههای سینمایی، میتواند سرگرمکننده باشد؛ اما نیروی بصریاش از عمق دراماتیک آن پایدارتر میماند.



ثبت دیدگاه