نقد و بررسی
نقد دوباره دختران به سربازی میروند (Ah Girls Go Army Again) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دنبالهای در امتداد مسیر آشنا «Ah Girls Go Army Again» ادامهٔ کمدی نظامی سنگاپوری «Ah Girls Go Army» است؛ فیلمی که دختران تازهوارد را در مسیر آموزش نظامی پایه دنبال میکند. در این قسمت، سوءبرداشت از رفتار گروهبان چو به تنشهایی در میان گروه میانجامد، درحالیکه دشواریهای آموزش، دختران را به هم نزدیکتر میکند.
همزمان، رابطهٔ جویی با دوستپسرش زیر فشار قرار میگیرد و مسیر آموزش به موقعیتی خطرناک میرسد. فیلم برای پیشبرد ماجرا از همان آمیزهٔ کمدی، درام گروهی و ماجراجویی استفاده میکند که هویت قسمت نخست را شکل داده بود؛ تصمیمی که هم به اثر پیوستگی میبخشد و هم بزرگترین محدودیت آن را آشکار میکند.
این فیلم را Jack Neo کارگردانی کرده است. ریتم بهتر، اما نه روایتی تازه یکی از امتیازهای روشن دنباله، روانتر و جمعوجورتر بودن ریتم آن نسبت به فیلم پیشین است. صحنهها کمتر احساس میشوند که بیوقفه درجا میزنند و تمرینها و موانع نظامی، حرکت روایی قابلقبولی به داستان میدهند. فیلم میکوشد میان شوخی، اصطکاکهای گروهی و لحظههای احساسی تعادل برقرار کند؛ به همین دلیل، تماشای آن در بخشهایی آسانتر از قسمت نخست پیش میرود.
« همزمان، رابطهٔ جویی با دوستپسرش زیر فشار قرار میگیرد و مسیر آموزش به موقعیتی خطرناک میرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، بهبود ریتم با تازگی داستان همراه نیست. موقعیتهای اصلی همچنان بر همان پایهٔ آشنای «گروهی ناهمگون که در مواجهه با دشواریها متحد میشوند» بنا شدهاند. اختلافها و سوءبرداشتها زمینهٔ آشتی و همبستگی میسازند، اما مسیر کلی چنان قابلپیشبینی است که بسیاری از صحنهها بیش از آنکه ادامهای ضروری باشند، بازگویی دوبارهٔ الگوهای قبلی به نظر میرسند.
دنباله در اجرا اندکی چابکتر شده، اما در تخیل روایی چندان از جای خود تکان نمیخورد. کمدیِ آموزش و کارکرد موقعیتها فضای آموزش نظامی همچنان مهمترین منبع سرگرمی فیلم است. تضاد میان نظم سختگیرانهٔ پادگان و واکنشهای متفاوت دختران، امکان شوخیهای بدنی و موقعیتهای کمیک متعددی فراهم میکند.
تمرینها، فرمانها و رقابتهای گروهی، در بهترین لحظهها به جای آنکه فقط میانپردههایی برای خنداندن باشند، شخصیتها را در موقعیتهایی میگذارند که تفاوت خلقوخو و میزان تابآوریشان نمایان شود. اما فیلم بهندرت از این موقعیتها برای ساختن طنزی دقیق یا چندلایه بهره میگیرد. بسیاری از شوخیها بر اغراق و تکرار متکیاند و گاه بهجای آنکه از شخصیتها و روابطشان بجوشند، صرفاً برای پر کردن صحنه حضور دارند.
« بااینحال، بهبود ریتم با تازگی داستان همراه نیست. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، کمدی اثر نامتوازن است: لحظاتی سرگرمکننده و پرتحرک دارد، اما شوخیهایی نیز دیده میشود که بهسبب اجرای نامطمئن یا تأکید بیش از حد، اثر خود را از دست میدهند. فیلم بیش از آنکه طنزی هوشمندانه دربارهٔ آموزش و انضباط باشد، کمدیای سبک و عامهپسند باقی میماند. همبستگی گروهی و تحول کمعمق شخصیتها هستهٔ عاطفی داستان بر نزدیکتر شدن دختران استوار است.
دشواریهای مشترک، سوءتفاهمها و فشار تمرینها بهانهای میشوند تا اعضای گروه از اختلافهای فردی عبور کنند و مسئولیتپذیری بیشتری نشان دهند. این روند با پیام آشنای فیلمهای گروهی ــ ارزش همکاری و پشتیبانی متقابل ــ هماهنگ است و میتواند برای مخاطبی که با شخصیتها همراه شده، لحظههایی خوشایند بسازد.
بااینحال، رشد شخصیتها بیش از آنکه از دگرگونیهای پیچیده و تدریجی برآید، تابع نیازهای داستان است. فیلم به برخی روابط و مسائل شخصی اشاره میکند، اما فرصت کافی برای بسط آنها ندارد. خط داستانی جویی و دوستپسرش نیز در میان ماجراهای آموزشی قرار میگیرد، بیآنکه همواره پیوندی ارگانیک با کشمکش اصلی پیدا کند.
« فیلم بیش از آنکه طنزی هوشمندانه دربارهٔ آموزش و انضباط باشد، کمدیای سبک و عامهپسند باقی میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
گروه، در مجموع، بیش از آنکه مجموعهای از شخصیتهای کاملاً مستقل باشد، همچون یک واحد روایی عمل میکند؛ واحدی که قرار است در پایان آزموده شود و به همبستگی برسد. بازیها و فاصلهٔ میان ایده و اجرا بازیها از نقاط ضعف مهم فیلماند. بخشی از اجراها برای انتقال شوخیهای آشکار و واکنشهای بزرگ طراحی شدهاند، اما اغراق در بیان یا مکثهای نامناسب گاهی باعث میشود لحظهها مصنوعی به نظر برسند.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای آنکه درگیر رابطهها و احساسات شخصیتها شود، متوجه نحوهٔ اجرای صحنه باشد. ضعف اجرا بهخصوص در موقعیتهایی اهمیت پیدا میکند که فیلم از مخاطب میخواهد میان کمدی و احساسات جدیتر جابهجا شود. این مسئله فقط به بازیگران محدود نیست؛ لحن کلی اثر نیز گاهی یکدست نمیماند.
فیلم میان شوخیهای سبک، درگیریهای عاطفی و خطرهای داستانی رفتوآمد میکند، اما گذر از یک فضا به فضای دیگر همیشه نرم و قانعکننده نیست. اگر بازیها ظریفتر و واکنشها طبیعیتر بودند، بسیاری از لحظات گروهی میتوانستند تأثیر بیشتری بگذارند و مضمون پختگی، بهجای آنکه صرفاً اعلام شود، در رفتار شخصیتها احساس شود.
« بازیها و فاصلهٔ میان ایده و اجرا بازیها از نقاط ضعف مهم فیلماند. »
قوتها و کاستیها
تبلیغ محصول و استقلال جهان فیلم یکی از عوامل مخدوشکنندهٔ تجربهٔ تماشا، حضور بیش از اندازهٔ تبلیغ محصول است. وقتی نمایش کالا یا برند با برجستگی زیاد وارد صحنه میشود، جهان داستان برای لحظهای کنار میرود و فیلم به محتوایی تبلیغاتی نزدیک میشود. چنین حضوری بهویژه در اثری که به دنبال ساختن فضای جمعی و باورپذیر پادگان است، میتواند حواسپرتکن باشد: تماشاگر بهجای دنبال کردن شخصیتها، از خود میپرسد چرا قاب و گفتوگو اینقدر آشکار در خدمت معرفی یک محصول قرار گرفتهاند.
این گسست، مسئلهای صرفاً تجاری نیست؛ به لحن اثر هم آسیب میزند. فیلمی با چنین فضای کمدی و گروهی میتواند حضور عناصر روزمره را طبیعی در بافت خود جا دهد، اما تبلیغ صریح و پرتکرار از دل داستان بیرون نمیآید. حاصل، لحظههایی است که انسجام روایی را کمرنگ میکنند و حس دستساز بودن جهان فیلم را افزایش میدهند.
پایان پرتحرک و انرژی نهایی در بخش پایانی، فیلم با حرکت بیشتر و موقعیتهایی پرخطرتر میکوشد انرژی خود را بالا ببرد. این تغییر، بهویژه پس از صحنههای تکراریتر، به اثر شتاب میدهد و باعث میشود پایانبندی حالوهوایی امیدوارانه و خوشایند داشته باشد. صحنههای پرتحرک و تأکید بر واکنش گروهی، با مضمون اتحاد دختران پیوند میخورند و فیلم را در فضایی سرزنده به پایان میرسانند، بیآنکه لازم باشد جزئیات رخدادهای نهایی فاش شود.
« تبلیغ محصول و استقلال جهان فیلم یکی از عوامل مخدوشکنندهٔ تجربهٔ تماشا، حضور بیش از اندازهٔ تبلیغ محصول است. »
جمعبندی
بااینهمه، انرژی پایانی نمیتواند همهٔ کاستیهای پیشین را جبران کند. اگرچه فیلم در پایان میکوشد از الگوی تکراری خود نتیجهای پرشور بسازد، این شور بیشتر از حرکت و هیجان موقعیتها میآید تا از غافلگیری روایی یا تحول عمیق شخصیتها. به همین دلیل، پایانبندی دلنشین است، اما لزوماً در ذهن نمیماند.
جمعبندی «Ah Girls Go Army Again» دنبالهای روانتر و اندکی سرگرمکنندهتر از فیلم پیشین است که از آموزش نظامی دختران، شوخیهای موقعیتی و شکلگیری همبستگی گروهی بهره میگیرد. ریتم جمعوجورتر و پایان پرتحرک آن به نفع فیلماند، اما داستان تکراری، بازیهای نهچندان قانعکننده و تبلیغ آشکار محصولات، مانع از آن میشوند که اثر به تجربهای واقعاً تازه یا اثرگذار بدل شود.
فیلم برای تماشاگر علاقهمند به کمدیهای گروهی سبک میتواند لحظاتی خوشایند داشته باشد؛ اما در نهایت، بیش از آنکه از مسیر قبلی خود فراتر برود، همان مسیر را با کمی شتاب بیشتر تکرار میکند.
« بااینهمه، انرژی پایانی نمیتواند همهٔ کاستیهای پیشین را جبران کند. »



ثبت دیدگاه