نقد و بررسی
نقد همیشه بودهای، همیشه خواهی بود (Always Have, Always Will) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به روزهای ازدسترفته «Always Have, Always Will» در ظاهر از همان الگوی آشنای کمدیهای عاشقانهٔ جوانانه آغاز میشود: دختری پرجنبوجوش و پسری سرد و ممتاز که گذشتهای مشترک دارند، اما هر یک آن گذشته را به شکلی متفاوت به یاد میآورند. فانگ لی، دختر شهری کوچک، در دبیرستان لو یان را کابوس روزهای خود میدانست؛ سه سال بعد، دیدار دوبارهشان در دانشگاه همان خصومت را زنده میکند، با این تفاوت که لو یان دیگر او را به یاد نمیآورد.
این گسست میان خاطره و فراموشی، موتور اصلی روایت است و به سریال امکان میدهد در کنار شوخیها و کشمکشهای عاشقانه، پرسشی عاطفیتر را نیز پیش بکشد: آیا گذشته، حتی وقتی از ذهن پاک شده، همچنان بر رابطهٔ دو نفر اثر میگذارد؟ این مجموعه در سال ۲۰۲۱ ساخته شده و ۲۴ قسمت دارد؛ لی گِهیانگ و چن فانگتونگ نیز نقشهای اصلی را بر عهده دارند.
خاطره بهمثابه نیروی روایی یکی از انتخابهای مؤثر سریال، آشکارکردن گذشته بهتدریج و از راه رفتوبرگشت میان زمان حال و خاطرات دبیرستان است. فلشبکها صرفاً اطلاعاتی دربارهٔ پیشینهٔ دو شخصیت نمیدهند؛ آنها برداشت تماشاگر از رفتار کنونیشان را نیز تغییر میدهند. در ابتدا، بخشی از کنایهها و واکنشهای فانگ لی ممکن است بیش از اندازه تند یا نامتناسب به نظر برسد، اما هر قطعه از گذشته زمینهای تازه فراهم میکند تا رابطهٔ پیچیدهترشان را بهتر بفهمیم.
به این ترتیب، گذشته نه یک ضمیمهٔ تزئینی، بلکه بخشی فعال از پیشروی داستان است. راز فراموشی نیز در همین ساختار جای میگیرد و وعده میدهد که پشت نزاعهای ظاهراً ساده، معنایی عاطفی نهفته باشد. سریال در بخشهایی از مسیر خود بهخوبی از این انتظار بهره میبرد و تماشاگر را وامیدارد میان آنچه شخصیتها به یاد میآورند و آنچه پنهان مانده، ارتباط برقرار کند.
« این مجموعه در سال ۲۰۲۱ ساخته شده و ۲۴ قسمت دارد؛ لی گِهیانگ و چن فانگتونگ نیز نقشهای اصلی را بر عهده دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، این ظرفیت همیشه به نتیجهای همسنگ با وعدهٔ آغازین نمیرسد. هرچه روایت به توضیح راز نزدیکتر میشود، سازوکار معما گاه کمرمقتر از آن جلوه میکند که بتواند بار احساسی انباشتهشده را بهطور کامل حمل کند. جذابیت مسیر بیشتر از فرود نهایی آن است. دو شخصیت، دو شیوهٔ مواجهه فانگ لی با سرزندگی و واکنشهای سریعش انرژی زیادی به صحنهها میآورد.
او در برابر رفتار سرد لو یان منفعل نمیماند و همین مقاومت، رابطه را از یک عاشقانهٔ یکطرفه و قابلپیشبینی دور میکند. بااینهمه، نویسندگان گاهی او را در موقعیتهایی قرار میدهند که تصمیمهایش بیش از آنکه از شخصیتپردازی طبیعی برآیند، برای ایجاد سوءتفاهم یا طولانیکردن کشمکش لازم به نظر میرسند.
تردیدهای او میتوانند بخشی از آسیبپذیریاش باشند، اما تکرار این تردیدها، بهخصوص وقتی راهحل روشنتری پیش رویش است، از انسجام رفتاریاش میکاهد. لو یان نیز بر پایهٔ تیپی آشنا بنا شده است: دانشآموز ممتاز و مغروری که پشت ظاهر خونسردش لایههایی از احساس و آسیبپذیری پنهان دارد. جذابیت این نقش تا اندازهٔ زیادی به فاصلهٔ میان ظاهر کنترلشده و لحظههای کوتاهِ نرمشدن او وابسته است.
بازی لی گِهیانگ به این تضاد کمک میکند؛ او از سردی شخصیت، نوعی شوخطبعی خشک و دلنشین میسازد و اجازه نمیدهد لو یان صرفاً به نمونهای بیروح از «پسر کامل و دستنیافتنی» تبدیل شود. در سوی دیگر، چن فانگتونگ سرزندگی فانگ لی را با واکنشهای چهرهای و ریتم بازیاش تقویت میکند. هماهنگی دو بازیگر، بهویژه در صحنههای کلکل، از نقاط اتکای اصلی سریال است.
« بااینحال، این ظرفیت همیشه به نتیجهای همسنگ با وعدهٔ آغازین نمیرسد. »
شخصیتها و اجرا
شیمی عاشقانه و شیرینی رابطه رابطهٔ مرکزی اثر زمانی بیشترین جذابیت را دارد که بهجای تکیه بر اعترافهای مستقیم، از برخوردهای روزمره و جدلهای کوچک ساخته میشود. دو شخصیت از هر موقعیت ساده فرصتی برای بهچالشکشیدن یکدیگر میسازند؛ در نتیجه، کشش میان آنها بیش از آنکه ناگهان پدیدار شود، در رفتوآمد کلامی و عاطفیشان شکل میگیرد.
لحظههای شیرین نیز اغلب از همین تضاد سرچشمه میگیرند: یکطرف جدی و خویشتندار، طرف دیگر پرتحرک و بیپرده. این ترکیب برای اثری سبک و جوانانه مناسب است و به آن حس بازیگوشی میبخشد. بااینحال، سریال بارها به سوءتفاهمهای آشنا و موقعیتهای آزمودهشدهٔ ژانر بازمیگردد. ورود رقیبان عاطفی، برداشتهای نادرست از رفتار دیگری و موانعی که با گفتوگویی روشن میتوانستند کوتاهتر شوند، گاهی مسیر رابطه را مصنوعی میکنند.
کلیشه بهخودیخود ایراد نیست؛ مسئله آن است که آیا اثر به آن شکل تازهای میدهد یا نه. «Always Have, Always Will» در لحظههای موفقش، بهواسطهٔ بازی دو بازیگر و چابکی اجرا، کلیشهها را خوشتماشا میکند؛ اما در بخشهایی دیگر، بیش از آنکه آنها را دگرگون کند، صرفاً از نو تکرارشان میکند.
ریتم، تدوین و لحن بصری تدوین پرانرژی از مهمترین امتیازهای اجرایی مجموعه است. کاتهای سریع، مکثهای حسابشده و واکنشهای چهرهای بازیگران، به صحنههای کمدی ضرباهنگ میدهند و مانع میشوند گفتوگوهای معمولی بیش از اندازه کش پیدا کنند. تغییر میان زمان حال و گذشته نیز در لحظات موفق، حس کشف تدریجی ایجاد میکند؛ گذشته درست هنگامی به روایت بازمیگردد که بتواند معنای صحنهٔ جاری را جابهجا کند.
« لحظههای شیرین نیز اغلب از همین تضاد سرچشمه میگیرند: یکطرف جدی و خویشتندار، طرف دیگر پرتحرک و بیپرده. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه، بهویژه در نیمهٔ نخست، کمک میکند سریال با وجود آشنایی طرح اصلی، تماشاگر را درگیر نگه دارد. اما چابکی تدوین نمیتواند همهٔ دشواریهای فیلمنامه را بپوشاند. گاه بخشهای فرعی از خط اصلی فاصله میگیرند و شخصیتهایی وارد داستان میشوند که حضورشان بیشتر برای پیشبردن موقعیت یا ساختن مانعی موقت به نظر میرسد.
تغییر لحن میان شوخی، احساسات جدی و کشمکشهای خانوادگی نیز همیشه یکدست نیست؛ برخی گذارها ناگهانیاند و مجال کافی برای جاافتادن عاطفه نمییابند. موسیقی و انتخابهای شنیداری در بسیاری از لحظهها با فضای سبک اثر هماهنگاند و به جذابیت صحنهها میافزایند، اما گاهی نیز تأکید احساسی را بیش از حد آشکار میکنند.
رؤیاها و معنای جوانی در کنار داستان عاشقانه، سریال میکوشد دربارهٔ یافتن مسیر شخصی و بازیابی بخشهایی از خود سخن بگوید. همراهی فانگ لی و لو یان تنها به نزدیکشدن دو نفر محدود نمیشود؛ حضور دیگری، هرچند از راه رقابت و اصطکاک، میتواند شخصیتها را به بازنگری در انتخابها و خواستههایشان وادارد.
از این منظر، دانشگاه در اثر صرفاً پسزمینهای برای آشنایی دوباره نیست، بلکه فضایی برای تجربهکردن استقلال، دوستی و آیندهای نامطمئن است. بااینحال، پرداخت این مضمونها به اندازهٔ پرداخت رابطهٔ اصلی متمرکز نمیماند. رؤیاها گاه بیشتر بهعنوان نشانهای کلی از بلوغ و امید مطرح میشوند تا هدفهایی با وزن دراماتیک مستقل.
« این شیوه، بهویژه در نیمهٔ نخست، کمک میکند سریال با وجود آشنایی طرح اصلی، تماشاگر را درگیر نگه دارد. »
قوتها و کاستیها
وقتی روایت به مسیرهای فرعی میپردازد، پیوند میان آنها و دگرگونی درونی شخصیتها همیشه بهاندازهٔ کافی روشن نیست. بنابراین سریال در بازنمایی حس جوانی و امکان شروع دوباره موفقتر است تا در تحلیل عمیق موانعی که بر سر راه این دگرگونی قرار دارند. جمعبندی «Always Have, Always Will» اثری دوستداشتنی و سرگرمکننده در قلمرو عاشقانههای دانشگاهی است؛ مجموعهای که از شیمی بازیگران اصلی، تدوین چابک و بازی با خاطره و فراموشی برای جاندادن به طرحی آشنا بهره میگیرد.
فلشبکها به روایت لایهای عاطفی میدهند و کلکلهای فانگ لی و لو یان، لحظههای گرم و بامزهای میآفرینند. در مقابل، سوءتفاهمهای تکراری، تصمیمهای گاه نامتقاعدکنندهٔ شخصیت اصلی و پرداخت کماثر راز مرکزی، مانع میشوند ظرفیت دراماتیک طرح بهطور کامل شکوفا شود. این سریال برای تماشاگرانی مناسب است که از عاشقانههای سبک، شخصیتهای جوان و رابطههایی که از دل دشمنی و شوخی شکل میگیرند لذت میبرند.
انتظار روایتی کاملاً تازه یا معمایی با فرجامی تکاندهنده، احتمالاً به ناامیدی میانجامد؛ اما اگر معیار، مجموعهای خوشریتم با بازیهای دلنشین و حالوهوای شیرین جوانی باشد، اثر در بخش مهمی از مسیر خود همان وعده را برآورده میکند.
« فلشبکها به روایت لایهای عاطفی میدهند و کلکلهای فانگ لی و لو یان، لحظههای گرم و بامزهای میآفرینند. »

ثبت دیدگاه