نقد و بررسی
نقد هیچکدام باقی نماندند (And Then There Were None) | 1945
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جزیره بهمثابه صحنهٔ بسته رنه کلر در اقتباس سینمایی سال ۱۹۴۵ از رمان مشهور آگاتا کریستی، معما را در فضایی محدود و خفقانآور میچیند: جزیرهای دورافتاده، عمارتی بزرگ و گروهی از آدمهایی که هیچکدام نمیتوانند با اطمینان به دیگری اعتماد کنند. انزوای جغرافیایی فقط مانعی برای فرار نیست؛ بهتدریج به وضعیتی ذهنی بدل میشود.
راههای ارتباط با جهان بیرون بستهاند و هر صدای نامنتظر، هر نگاه طولانی و هر سکوت میتواند معنایی تهدیدآمیز پیدا کند. عمارتی که در آغاز میتواند نشانهٔ آسایش و نظم باشد، بهسرعت رنگ دیگری میگیرد. مهمانان در محیطی گرفتار شدهاند که ظاهر مرتبش با آشفتگی اخلاقی و ترس فزایندهٔ آنان تضاد دارد.
فیلم از همین دوگانگی بهره میبرد: خشونت را کمتر با نمایش مستقیم، بیشتر با انتظار و حدسزدن پیش میبرد. تماشاگر نیز در جایگاهی مشابه مهمانان قرار میگیرد؛ در خانهای محصور، میان آدمهایی که هر یک چیزی برای پنهانکردن دارند. معما و سازوکار تعلیق جرقهٔ اصلی داستان، پخش صدایی ضبطشده است که هر یک از حاضران را به ارتکاب جرمی هولناک متهم میکند.
« انزوای جغرافیایی فقط مانعی برای فرار نیست؛ بهتدریج به وضعیتی ذهنی بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از آن پس، معما فقط این نیست که قاتل کیست؛ پرسش دشوارتر آن است که چگونه میتوان در جمعی از مظنونان، میان ترس، دروغ و اعترافهای ناقص راهی به حقیقت پیدا کرد. فیلم این پرسش را بهتدریج گسترش میدهد و با هر رویداد تازه، اعتماد شکنندهٔ گروه را کمتر میکند. تعلیق اثر بر اطلاعاتی بنا شده که قطرهچکانی در اختیار تماشاگر قرار میگیرد.
واکنش شخصیتها گاهی از خود رویدادها مهمتر است: چه کسی زودتر از دیگران میترسد، چه کسی میکوشد گفتوگو را به مسیر دیگری ببرد و چه کسی با خونسردی غیرمنتظرهای به اطراف نگاه میکند؟ چنین نشانههایی مخاطب را به مشارکت در معما فرامیخوانند، بیآنکه پاسخها را پیشاپیش روشن کنند. البته فیلم در همهٔ لحظات به یک اندازه متراکم و پرتنش نیست؛ هرگاه شوخیها بیش از اندازه مکث میکنند، ضرباهنگ تهدید اندکی فرو مینشیند.
کارگردانی میان دلهره و طنز یکی از انتخابهای تعیینکنندهٔ کلر، آمیختن دلهره با طنزی سیاه و گاه سبکبال است. این طنز از دل موقعیت نامعقول و هراسآور بیرون میآید: آدمهایی که در محاصرهٔ خطرند، همچنان به آداب معاشرت، عادتهای روزمره و حتی نیازهای کوچک خود چنگ میزنند. همین فاصله میان فاجعهٔ پیش رو و رفتار ظاهراً متمدنانهٔ شخصیتها میتواند خندهای تلخ برانگیزد و در عین حال، شکنندگی نظم اجتماعی آنان را آشکار کند.
« فیلم این پرسش را بهتدریج گسترش میدهد و با هر رویداد تازه، اعتماد شکنندهٔ گروه را کمتر میکند. »
شخصیتها و اجرا
اما این توازن همیشه به سود فیلم عمل نمیکند. بعضی شوخیها آنقدر به فضای تهدیدآمیز نزدیک نمیشوند که طنزی گزنده بسازند و آنقدر کوتاه هم نیستند که بیاثر از کنارشان بگذریم. در چنین لحظاتی، تعلیق که بهتازگی شکل گرفته، فرصت کافی برای تشدید پیدا نمیکند. این نوسان بخشی از لحن ویژهٔ اثر است، اما ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار تریلری کاملاً جدی و یکدست دارند، فاصلهای محسوس میان بخشهای مختلف فیلم ایجاد کند.
بازی گروهی و شخصیتپردازی فیلم بر دوش گروهی از بازیگران شناختهشده پیش میرود و کیفیت آن بیش از آنکه به یک قهرمان یگانه وابسته باشد، از برخورد خلقوخوهای متفاوت نیرو میگیرد. قاضی، پزشک، کارآگاه، خدمتکاران و دیگر مهمانان هرکدام با شیوهای جداگانه با اتهام و خطر روبهرو میشوند. یکی به منطق پناه میبرد، دیگری به اقتدار، و شخصی دیگر میکوشد با شوخی یا انکار، فاصلهای میان خود و هراس ایجاد کند.
از دل همین تفاوتها، صحنههای جمعی فیلم جان میگیرند. با این همه، هماهنگی بازیها همیشه یکسان نیست. برخی بازیگران به سوی اغراق میروند و واکنشهایشان گاه بیش از آنکه اضطراب انسانی را منتقل کند، به اجرای نمایشی نزدیک میشود. این شیوه با طنزپردازی فیلم همخوانی دارد، اما در لحظاتی که اثر به جدیتی بیشتر نیاز دارد، باورپذیری شخصیت را کاهش میدهد.
« اما این توازن همیشه به سود فیلم عمل نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در مقابل، بازیهای مهارشدهتر به فضا وزن میدهند و اجازه میدهند ترس در مکثها، نگاهها و احتیاطهای کوچک ظاهر شود. تضاد میان این دو شیوه هم یکی از نقاط ضعف گروه بازیگری است و هم بخشی از تنوع لحن آن. تصویر، میزانسن و حضور تهدید اهمیت کارگردانی کلر فقط در چیدمان رویدادها نیست؛ او با قاببندی و میزانسن نیز بر حس حبسشدگی تأکید میکند.
راهروها، اتاقهای عمارت و درگاهها به فضاهایی برای دیدهشدن و پنهانماندن بدل میشوند. شخصیتها گاه در قابهایی قرار میگیرند که فاصلهٔ میانشان را برجسته میکند؛ گاه نیز در یک فضای مشترک کنار هماند، اما از نظر روانی در برابر یکدیگر ایستادهاند. این جدایی بصری، بیاعتمادی را پیش از آنکه در گفتوگوها تصریح شود، به چشم میآورد.
فیلم سیاهوسفید از تضاد نور و سایه برای پرورش حس ناامنی بهره میگیرد. حضور تهدید همیشه به شکل یک مهاجم آشکار نیست؛ گاهی خود فضای خانه، سکوت اتاق یا صدایی از جایی نامعلوم، انتظار حادثه را زنده نگه میدارد. این شیوه برای سینمایی که بهجای نمایش بیپردهٔ خشونت بر القا تکیه میکند، مؤثر است.
« تضاد میان این دو شیوه هم یکی از نقاط ضعف گروه بازیگری است و هم بخشی از تنوع لحن آن. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر اغلب فرصت مییابد آنچه را نمیبیند در ذهن کامل کند و همین نادیدنیبودن، بخشی از نیروی دلهرهآور اثر است. اقتباس و تفاوت با رمان یکی از نکتههای مهم در تماشای فیلم، نسبت آن با رمان آگاتا کریستی است. این اقتباس پایان و سرنوشت بازماندگان را به شکلی متفاوت از نسخهٔ ادبی پیش میبرد و به همین دلیل، حالوهوای تلخ و بیرحمانهٔ رمان را تعدیل میکند.
این تغییر تنها جابهجایی یک رویداد در پایان نیست؛ بر معنای کلی داستان نیز اثر میگذارد. داستانی که میتوانست تصویری بیامان از مجازات، گناه و ناگزیری باشد، در نسخهٔ سینمایی راهی برای گشودگی بیشتر پیدا میکند. این تصمیم را میتوان از منظر سینمایی فهمید: فیلمساز و نویسندهٔ فیلمنامه، دادلی نیکولز، میخواستند معما را به تجربهای تماشایی و سرگرمکننده تبدیل کنند و همزمان از فرود بسیار تیرهٔ روایت فاصله بگیرند.
بااینحال، برای دوستداران رمان، این دگرگونی ممکن است هزینهمند باشد. بخشی از نیروی اخلاقی و تلخی بنیادین داستان در همین تفاوت از دست میرود. بنابراین، فیلم را بهتر است نه بازسازی کامل تجربهٔ کتاب، بلکه برداشتی مستقل دانست که بسیاری از عناصر معما را حفظ میکند، اما جهتگیری عاطفی و پایانی متفاوتی برمیگزیند.
« اقتباس و تفاوت با رمان یکی از نکتههای مهم در تماشای فیلم، نسبت آن با رمان آگاتا کریستی است. »
جمعبندی
جمعبندی «And Then There Were None» فیلمی استوار بر ایدهای پرکشش، فضایی بسته و گروهی از شخصیتهای گرفتار در موقعیتی ناممکن است. کارگردانی رنه کلر با اتکا به قاببندی، انتظار و بازی میان دلهره و طنز، جهانی میسازد که در آن هر مهمان میتواند هم قربانی باشد و هم مظنون. بازیهای گروهی به روایت حرکت میبخشند، هرچند اغراق در برخی اجراها و شوخیهایی که گاه از ضرباهنگ تعلیق میکاهند، مانع یکدستی کامل فیلم میشوند.
اثر بیش از آنکه وحشت را با نمایش مستقیم بسازد، بر تعلیق و تصور تماشاگر تکیه میکند؛ امتیازی که هنوز به آن تازگی میدهد. تفاوت با رمان نیز هم جذابیت اقتباس را شکل میدهد و هم سرچشمهٔ ناامیدی احتمالی برای خوانندگان کتاب است. در نهایت، فیلم تجربهای سرگرمکننده و خوشساخت از یک معمای کلاسیک است؛ تجربهای که با وجود نوسانهای لحنی، همچنان در فضای جزیره و عمارت محصور خود، اضطرابِ اعتمادکردن به دیگری را زنده نگه میدارد.
« تفاوت با رمان نیز هم جذابیت اقتباس را شکل میدهد و هم سرچشمهٔ ناامیدی احتمالی برای خوانندگان کتاب است. »



ثبت دیدگاه