نقد و بررسی
نقد گت: محاکمه ویوین امسالم (Gett: The Trial of Viviane Amsalem) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دادگاهی برای بهتعویقانداختن آزادی «گت: محاکمهٔ ویویان امسالم» بهجای آنکه طلاق را رویدادی خصوصی و عاطفی بداند، آن را به مسئلهای حقوقی و اجتماعی بدل میکند: چه کسی اختیار پایاندادن به یک ازدواج را دارد؟ ویویان، زنی که دیگر نمیخواهد در این پیوند بماند، سالها برای گرفتن طلاق به دادگاه خاخامی مراجعه میکند؛ اما روندی که باید به خواستهاش رسیدگی کند، بارها او را به جایگاه متهم میراند.
فیلم، بیآنکه به شرحی نظری یا خطابهای مستقیم متوسل شود، نشان میدهد چگونه سازوکارهای رسمی میتوانند اختیار فرد را محدود کنند و رنجی شخصی را به امری عمومی تبدیل سازند. روایتِ تکرار و تعلیق ساختار فیلم ساده به نظر میرسد: جلسههایی در دادگاه، شهادتهایی که شنیده میشوند یا نادیده میمانند، و پروندهای که پیش نمیرود.
با این حال، تکرار جلسات صرفاً تکرار یک موقعیت نیست؛ هر بار، شکل تازهای از فرسودگی و بیعدالتی آشکار میشود. آنچه در آغاز شاید فقط روندی اداری جلوه کند، بهتدریج به آزمونی برای صبر ویویان و تماشاگر بدل میشود. تعلیق فیلم نیز بیش از آنکه بر راز یا پیچش داستانی متکی باشد، از انتظار میآید: آیا صدای ویویان شنیده خواهد شد؟
« با این حال، تکرار جلسات صرفاً تکرار یک موقعیت نیست؛ هر بار، شکل تازهای از فرسودگی و بیعدالتی آشکار میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آیا جلسهٔ بعدی تفاوتی ایجاد میکند؟ همین انتظار، ریتمی کند و فشرده میسازد. ممکن است بعضی تماشاگران از بازگشت مکرر به دادگاه خسته شوند؛ اما این فرسایش، با تجربهٔ شخصیت اصلی پیوند دارد. کندی، گاه ضعف دراماتیک فیلم است و گاه بخشی از استدلال آن: در نظامی که پاسخ را پیوسته عقب میاندازد، زمان خود به ابزار فشار بدل میشود.
رونیت الکابتز؛ حضوری که قاب را پر میکند بازی رونیت الکابتز، مرکز ثقل فیلم است. او ویویان را نه با فوران دائمی خشم، بلکه با تغییرات ظریف در چهره، سکوت و لحن میسازد. نگاه ثابت، مکث پیش از پاسخ و خستگیای که زیر ظاهر آرام پنهان میماند، گاه بیش از هر سخنرانی دربارهٔ وضعیت او میگویند.
ویویان زنی نیست که صرفاً برای جلب همدردی تماشاگر طراحی شده باشد؛ غرور، سرسختی و گاه تندیاش نیز در شخصیت او حضور دارند. الکابتز نقش را از دو دام دور نگه میدارد: از یک سو، ویویان به قربانیِ بیاختیار و بیصدا فروکاسته نمیشود؛ از سوی دیگر، مقاومت او به قهرمانی بینقص و نمایشی تبدیل نمیگردد.
« ممکن است بعضی تماشاگران از بازگشت مکرر به دادگاه خسته شوند؛ اما این فرسایش، با تجربهٔ شخصیت اصلی پیوند دارد. »
شخصیتها و اجرا
قدرت بازی در همین تناقض است: زنی که ناچار است بارها خواستهاش را توضیح دهد، اما در همان تکرارها میکوشد شأن و اختیار خود را حفظ کند. در مقابل، بازیگران دیگر نیز با واکنشها و سکوتهایشان به فضای دادگاه جان میدهند، هرچند محدودیت روایت باعث میشود برخی شخصیتهای فرعی کمتر از آنچه میتوانستند بسط یابند.
اتاق بسته، جهان گسترده بخش عمدهٔ فیلم در فضایی محدود میگذرد و همین محدودیت، مهمترین انتخاب بصری آن است. اتاق دادگاه نه صرفاً محل وقوع داستان، بلکه نیرویی فعال در آن است: دیوارهای بیروح، چیدمان رسمی و جایگاههای نابرابر، احساس گرفتارشدن را تشدید میکنند. ترکیببندیها اغلب بر فاصلهٔ میان ویویان و صاحبان قدرت تأکید دارند؛ فاصلهای که هم مکانی است و هم نمادین.
فیلم در این چارچوب میکوشد از یکنواختی صرف بگریزد. جابهجایی توجه میان چهرهها، تغییر شدت گفتوگوها و ورود شاهدان، در یک مکان ثابت ضرباهنگی تازه ایجاد میکند. بااینحال، تنوع بصری محدود میماند و بعضی صحنهها از نظر شکل و فضای تصویری به یکدیگر نزدیک میشوند. این محدودیت برای همهٔ مخاطبان به تجربهای مؤثر تبدیل نخواهد شد؛ اما در بهترین لحظات، همان اتاق تنگ را به تصویری از جهانی بدل میکند که راه خروج از آن آسان نیست.
« اتاق بسته، جهان گسترده بخش عمدهٔ فیلم در فضایی محدود میگذرد و همین محدودیت، مهمترین انتخاب بصری آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دادگاه، ازدواج و مناسبات قدرت فیلم از پروندهٔ ویویان برای طرح پرسشی فراتر از سرنوشت یک زوج استفاده میکند: وقتی حق جدایی به رضایت طرفی گره خورده که نمیخواهد آن را بدهد، مرز میان زندگی خصوصی و قدرت نهادی کجاست؟ در چنین وضعی، دادگاه فقط جایی برای شنیدن دعوا نیست؛ با قواعد، تأخیرها و تصمیمهایش در شکلدادن به زندگی افراد دخالت میکند.
فیلم نشان میدهد چگونه زنی که خواستهای روشن دارد، ناچار میشود آن را بارها در برابر کسانی توضیح دهد که اختیار بیشتری برای تعیین سرنوشت او دارند. نگاه اثر به این سازوکار انتقادی است، اما پیچیدگی دراماتیک را هم حفظ میکند. شخصیتها صرفاً مهرههایی برای بیان یک حکم کلی نیستند؛ گفتوگوها گاه طنزی تلخ دارند و رفتارها، از انگیزهها و ملاحظات متفاوت خبر میدهند.
بااینحال، تمرکز بر تجربهٔ ویویان سبب میشود زندگی بیرون از دادگاه چندان گسترش نیابد. این انتخاب توجه را بر ساختار فشار متمرکز میکند، اما در عوض، ابعاد دیگری از جهان شخصیتها را کمرنگ میگذارد. گفتوگو، سکوت و طنز تلخ بار اصلی درام بر گفتوگوهاست؛ کلمات در این فیلم فقط اطلاعات نمیدهند، بلکه میدان کشمکشاند.
« نگاه اثر به این سازوکار انتقادی است، اما پیچیدگی دراماتیک را هم حفظ میکند. »
قوتها و کاستیها
هر پاسخ میتواند راه پرونده را عوض کند، هر طفرهرفتن ممکن است جلسه را به تأخیر بیندازد، و هر سکوت معنایی بیش از سکوت معمولی پیدا کند. از همین رو، فیلم به بازی دقیق بازیگران و ظرافت متن وابسته است. اگر گفتوگوها برای مخاطب جذاب نباشند، تکرار موقعیتها میتواند بیش از اندازه طولانی به نظر برسد.
طنز نیز از دل همین موقعیت تلخ بیرون میآید. گاهی رفتارهای رسمی و منطقهای فرسوده چنان تناقضآمیز میشوند که خندهٔ تماشاگر، بیدرنگ با خشم یا شرمندگی درهم میآمیزد. این طنز، سنگینی موضوع را از میان نمیبرد؛ برعکس، پوچی بعضی مناسبات را برجستهتر میکند. فیلم بهجای آنکه همهچیز را با موسیقی یا واکنشهای اغراقشده توضیح دهد، به کلمات، نگاهها و فاصلههای میان آدمها اعتماد میکند.
جمعبندی «گت: محاکمهٔ ویویان امسالم» اثری کممکان و مبتنی بر گفتوگوست که از محدودیتهایش هم نیرو میگیرد و هم آسیب میبیند. تکرار جلسهها، کمبود تنوع بصری و پرداخت محدود برخی نقشهای فرعی ممکن است برای بخشی از مخاطبان فرساینده باشد. در عوض، بازی نافذ رونیت الکابتز، تنش رو به افزایش و انتخاب هوشمندانهٔ فضای بسته، داستانی کوچک را به مواجههای تکاندهنده با اختیار، زمان و قدرت تبدیل میکند.
« از همین رو، فیلم به بازی دقیق بازیگران و ظرافت متن وابسته است. »
جمعبندی
فیلم پایان را بهانهای برای نمایش صرفِ یک نتیجه نمیسازد؛ ارزش اصلیاش در مسیری است که ویویان برای بهرسمیتشناختهشدن خواستهاش طی میکند. این مسیر، تماشاگر را وامیدارد تا نه فقط از سرنوشت یک زن، بلکه از سازوکاری بپرسد که آزادی او را به تصمیم دیگران وابسته کرده است.



ثبت دیدگاه