نقد و بررسی
نقد من نونکا هستم (I Am Nevenka) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی در سایهٔ قدرت «I Am Nevenka» (با نام اصلی «Soy Nevenka») ساختهٔ Icíar Bollaín، درام زندگینامهای برگرفته از پروندهای واقعی در اسپانیاست؛ پروندهٔ زنی جوان که در جایگاه عضو شورای شهر و مسئول امور مالی، با آزار جنسی و شغلی از سوی شهردار روبهرو میشود و تصمیم میگیرد آن را به محکمه بکشاند.
فیلم از همان ابتدا مسئله را صرفاً به رابطهٔ میان دو فرد فرو نمیکاهد: قدرت سیاسی، مناسبات کاری و شهرت عمومی، همگی در شکلگیری بحران نقش دارند. آنچه روی پرده دیده میشود، رویارویی زنی با مردی قدرتمند است، اما نیروی فشار از شبکهای بزرگتر میآید؛ شبکهای که سکوت را عادی میکند و هزینهٔ اعتراض را بر دوش معترض میاندازد.
بولاین داستان را به صورت درامی پرتنش پیش میبرد و بهتدریج نشان میدهد که آزار چگونه از مرزهای زندگی خصوصی فراتر میرود و محیط کار، روابط اجتماعی و نگاه عمومی را نیز دربرمیگیرد. در این مسیر، فیلم نه با معمایی جنایی طرف است و نه با تعلیقی مبتنی بر پنهانکردن حقیقت؛ تنش اصلی از مشاهدهٔ روندی میآید که در آن، هرچه شخصیت اصلی برای حفظ اختیار خود میکوشد، فشارهای بیرونی گستردهتر میشوند.
بنابراین، تماشاگر بیش از آنکه منتظر کشف یک راز باشد، با پیامدهای روانی و اجتماعی تصمیمی روبهروست که گرفتنش آسان نیست. قدرت چگونه به رفتار روزمره بدل میشود یکی از امتیازهای اثر، نمایش قدرت در شکلهای بهظاهر عادی آن است. شهردار فقط صاحب منصبی بانفوذ نیست؛ نفوذ او در شیوهٔ سخنگفتن، انتظارش از اطرافیان و عادتش به پیشبردن خواستههای شخصی و سیاسی نیز حضور دارد.
« قدرت چگونه به رفتار روزمره بدل میشود یکی از امتیازهای اثر، نمایش قدرت در شکلهای بهظاهر عادی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین پیوند میان قدرت عمومی و سلطهٔ فردی، به روایت وجهی فراتر از شرح یک پرونده میدهد. آزار در فیلم رویدادی جداافتاده یا ناگهانی نیست؛ بهتدریج از دل مناسباتی شکل میگیرد که در آن یک طرف امکان بیشتری برای تعریف وضعیت و تعیین پیامدها دارد. در برابر، انزوای نوِنکا صرفاً حاصل تصمیمهای فردی نیست.
همکاران، آشنایان و فضای اجتماعی پیرامون او بخشی از زمینهای هستند که در آن سکوت، بیطرفی یا بدگمانی میتواند به سود فرد قدرتمند تمام شود. فیلم توجه را به این نکته جلب میکند که فشار اجتماعی همیشه با تهدید آشکار همراه نیست؛ گاهی در نگاهها، شایعهها و پرسشهایی پدیدار میشود که بهجای رفتار متهم، زندگی و شخصیت شاکی را زیر ذرهبین میبرد.
این جابهجاییِ کانون قضاوت، از تلخترین لایههای روایت است. نوِنکا؛ از آسیبپذیری تا کنش Mireia Oriol نقش نوِنکا را با تأکید بر پیچیدگیِ واکنشهای انسانی ایفا میکند. شخصیت او از ابتدا قهرمانی بیتزلزل یا الگویی از شجاعتِ آماده نیست؛ آسیبپذیری، تردید و فشار روانی در بازی او حضور دارند و همین امر تصمیمهایش را باورپذیر میسازد.
استقامت در اینجا به معنای نترسیدن نیست، بلکه توان حرکتکردن در شرایطی است که ترس، تنهایی و هزینهٔ اجتماعی همچنان پابرجا هستند. توجه بازیگر به تغییرات ظریف چهره و بدن، بخشی از بار عاطفی فیلم را به دوش میکشد. گاه مکث یا سکوت نوِنکا بیش از توضیحهای مستقیم، میزان فشار را آشکار میکند.
« همین پیوند میان قدرت عمومی و سلطهٔ فردی، به روایت وجهی فراتر از شرح یک پرونده میدهد. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب به روایت کمک میکند تا تجربهٔ شخصیت از سطح گزارش بیرون بیاید و وجهی جسمانی پیدا کند: مخاطب تنها از آزار باخبر نمیشود، بلکه نشانههای فرسودگی و تلاش برای حفظ خویشتن را نیز در رفتار او میبیند. در مقابل، Urko Olazabal تصویری از مردی میسازد که جذابیت اجتماعی و نفوذ سیاسیاش با رفتار سلطهجویانه درهم آمیخته است.
این بازی از آن رو مؤثر است که شخصیت را به هیولایی بیرون از جامعه تبدیل نمیکند؛ او میتواند در نگاه دیگران خوشنام و دوستداشتنی جلوه کند و همین فاصله میان ظاهر عمومی و رفتار خصوصی، بخشی از خطر و دشواریِ افشاگری را توضیح میدهد. دوربین در فضای تنگ تصویربرداری و میزانسن فیلم اغلب در خدمت احساس محصورشدن قرار میگیرند.
نماهای نزدیک، فاصلهٔ اندک دوربین با چهرهها و قابهایی که فضای تنفس محدودی به شخصیت میدهند، فشار روانی را ملموس میکنند. شهر و نهادهای سیاسی در اینجا فقط پسزمینه نیستند؛ فضای عمومی میتواند برای نوِنکا به محیطی بدل شود که نگاه دیگران در آن همواره حاضر است. هرچه پرونده از حریم شخصی خارج میشود، احساس دیدهشدن نیز سنگینتر میگردد.
این راهبرد بصری بهویژه در بخشهایی که شخصیت با فضای کاری و اجتماعی مواجه است، کارکردی روشن دارد: قدرت نه فقط در گفتوگو، بلکه در چیدمان فضا و جایگاه افراد نیز احساس میشود. بااینحال، فیلم چندان از قراردادهای آشنای درام اجتماعی فاصله نمیگیرد. نماها و میزانسن غالباً کارآمدند، اما کمتر به تصویرهایی جسورانه یا فرمهایی پیشبینیناپذیر میرسند.
« دوربین در فضای تنگ تصویربرداری و میزانسن فیلم اغلب در خدمت احساس محصورشدن قرار میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، روایتی است که فشار را خوب منتقل میکند، ولی از نظر زبان بصری کمتر مخاطب را غافلگیر میسازد. رسانه و محاکمهٔ عمومی محاکمه در این فیلم تنها به دادگاه رسمی محدود نمیماند. حضور رسانهها و واکنش جامعه، فضای دیگری برای داوری میسازند؛ فضایی که در آن، بهجای تمرکز بر رفتار فرد قدرتمند، زندگی خصوصی و انگیزههای شاکی به موضوع پرسش و گمانهزنی تبدیل میشوند.
فیلم با نشاندادن این وارونگی، به شکلی مؤثر از سازوکار سرزنش قربانی انتقاد میکند: گویی برای شنیدهشدن، زن باید نهتنها دربارهٔ آنچه بر او گذشته توضیح دهد، بلکه پیوسته حق حضور و اعتبار خود را نیز اثبات کند. این بخش از روایت اهمیت تاریخی داستان را برجسته میکند، اما همزمان نشان میدهد که تبدیلشدن یک تجربهٔ فردی به پروندهای عمومی، لزوماً به معنای حمایت از فرد آسیبدیده نیست.
شهرت پرونده میتواند صدای او را به گوش جامعه برساند و در همان حال، زندگیاش را به موضوع قضاوتی بیوقفه بدل کند. فیلم با تمرکز بر این تناقض، عرصهٔ عمومی را هم ابزار امکان و هم منبع فشار تصویر میکند. ریتم و محدودیتهای دراماتیک روایت از نظر ریتم، تماشاگر را در بیشتر مسیر درگیر نگه میدارد.
حرکت میان درام شخصی، تنش سیاسی و سویههای حقوقی پرونده، به اثر حالوهوایی نزدیک به تریلر اجتماعی میدهد؛ بدون آنکه هستهٔ عاطفی ماجرا از نظر دور بماند. بازیها و وضوح مسیر داستان نیز سبب میشوند فیلم برای مخاطبی که از پیش با جزئیات پرونده آشنا نیست، قابلدنبالکردن باشد. بااینهمه، همین وضوح گاهی به سادهسازی میانجامد.
« حاصل، روایتی است که فشار را خوب منتقل میکند، ولی از نظر زبان بصری کمتر مخاطب را غافلگیر میسازد. »
قوتها و کاستیها
روایت در برخی مقاطع بیشتر میخواهد رخدادها را مرتب و روشن عرضه کند تا لایههای مبهمتر شخصیتها و ساختارهای پیرامونی را بکاود. بعضی جنبههای ماجرا مجال چندانی برای گسترش نمییابند و در نتیجه، جهان اجتماعی فیلم گاه به مجموعهای از واکنشهای قابلپیشبینی نزدیک میشود. آشناییِ الگوی داستان نیز این احساس را تقویت میکند که با بازگوییِ منظم یک پرونده روبهرو هستیم، نه با اثری که در هر لحظه افق سینمایی تازهای میگشاید.
از این نظر، فیلم گاهی به درام تلویزیونیِ خوشساخت نزدیک میشود: تأثیرگذار و روشن، اما از نظر فرم محافظهکار. این محدودیت از اهمیت موضوع نمیکاهد، ولی میان نیروی اخلاقیِ روایت و جسارت سینمایی آن فاصله میاندازد. اثر در بازنمایی موقعیتها توانمندتر از آن است که در تبدیل آنها به تجربهای فرمیِ متمایز ظاهر میشود.
اقتباس از واقعیت و مسئولیت روایت ساختن فیلمی بر پایهٔ رویدادی واقعی، هم امکان احیای حافظهٔ جمعی را فراهم میکند و هم خطر فروکاستن تجربه به زنجیرهای از نقاط عطف را در پی دارد. «I Am Nevenka» در سویهٔ نخست موفق است: با متمرکزکردن روایت بر زن جوانی که تصمیم میگیرد در برابر ساختار قدرت بایستد، به داستانی تاریخی وجهی انسانی میدهد و یادآور میشود که پیامد آزار تنها به لحظهٔ وقوع آن محدود نیست.
در عین حال، روایتِ فشرده و توضیحیِ فیلم گاه مجال مکث بر تناقضها و پیچیدگیهای گستردهتر را کم میکند. وقتی پروندهای به نماد بدل میشود، ممکن است رنج فردی و زندگی روزمرهٔ او زیر سایهٔ اهمیت تاریخی ماجرا قرار گیرد. فیلم میکوشد از این خطر فاصله بگیرد و نوِنکا را نه صرفاً نماد یک جنبش، بلکه انسانی تحت فشار نشان دهد؛ اما ساختار آشنای درام اجتماعی گاهی او را بیش از اندازه در خدمت پیام مرکزی قرار میدهد.
« از این نظر، فیلم گاهی به درام تلویزیونیِ خوشساخت نزدیک میشود: تأثیرگذار و روشن، اما از نظر فرم محافظهکار. »
جمعبندی
جمعبندی «I Am Nevenka» اثری پرتنش و اثرگذار است که با بازیهای نیرومند، بهویژه بازی Mireia Oriol و Urko Olazabal، تجربهٔ آزار، انزوا و ایستادگی را به شکلی قابلفهم و عاطفی بازنمایی میکند. فیلم در نشاندادن پیوند میان قدرت سیاسی، محیط کار و قضاوت اجتماعی موفق است و یادآوری میکند که هزینهٔ اعتراض را اغلب نه فقط متهم، بلکه شاکی نیز میپردازد.
محدودیت اصلی آن در روایت نسبتاً متعارف، میزانسن کمریسک و پرداختی است که در برخی جاها به توضیح روشن ماجرا بسنده میکند. بااینحال، نیروی انسانی و اخلاقی داستان از این محافظهکاری فراتر میرود. حاصل، فیلمی مهم و تکاندهنده است که شاید از نظر شکل سینمایی کمتر تازه باشد، اما در بازگرداندن توجه به تجربهٔ زنی که در برابر قدرت ایستاد، صریح و ضروری عمل میکند.
« بااینحال، نیروی انسانی و اخلاقی داستان از این محافظهکاری فراتر میرود. »



ثبت دیدگاه