نقد و بررسی
نقد تلافی 2023 (Retribution) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهی مرکزی و نیروی تعلیق «Retribution» از همان دقایق آغازین به سراغ موقعیتی میرود که ظرفیت تعلیق فوری دارد: یک مدیر بانکی، مت ترنر، در میانهی رفتوآمد روزمره درمییابد که بمبی زیر صندلی خودروی او کار گذاشته شده است. فرزندانش نیز در خودرو حضور دارند و تماسگیرندهای ناشناس، او را به انجام مأموریتهایی پیدرپی وادار میکند.
این طرح، ساده و کارآمد است؛ خطر نه در فاصلهای دور، بلکه درست زیر بدن قهرمان و در کنار عزیزانش قرار دارد. جذابیت اولیهی فیلم از همین فشردگی میآید. خودرو هم وسیلهی گریز است و هم زندانی متحرک؛ هر توقف، تغییر مسیر یا تصمیم شتابزده میتواند پیامد مرگبار داشته باشد. فیلم بهخوبی میفهمد که برای ساختن هیجان، لازم نیست در هر لحظه انفجاری رخ دهد: گاهی مکثی کوتاه، تماسی تلفنی یا نگاه مضطرب فرزندان کافی است تا فشار موقعیت افزایش یابد.
بااینحال، ایدهی مرکزی بهتنهایی تضمینکنندهی تازگی نیست و فیلم در ادامه ناچار است بارها همان تهدید بنیادین را با صورتهایی تازه بازآرایی کند. فضای بسته و شهرِ خطر یکی از انتخابهای مؤثر اثر، محدودکردن بخش بزرگی از روایت به فضای خودرو است. تماشاگر، مانند شخصیتها، در محفظهای گرفتار میشود که پنجرههایش رو به خیابانهایی پررفتوآمد باز میشوند، اما راهی مطمئن برای خروج از آن وجود ندارد.
این محدودیت، تضادی سودمند پدید میآورد: شهر گسترده و پرتحرک است، ولی خانواده در فضای کوچک و کنترلناپذیر خودرو محبوس مانده است. برلین در این میان بیش از آنکه شخصیتی مستقل باشد، به شبکهای از مسیرها، چهارراهها و نقاط تعیینشده بدل میشود؛ شهری که قهرمان باید با شتاب از آن عبور کند، اما هر خیابان ممکن است او را به دام تازهای بکشاند.
« فرزندانش نیز در خودرو حضور دارند و تماسگیرندهای ناشناس، او را به انجام مأموریتهایی پیدرپی وادار میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تعقیبوگریزها از این جغرافیا انرژی میگیرند و حضور پلیس و جمعیت، خطر را از سطح یک بحران خانوادگی به آشوبی عمومی گسترش میدهد. در بهترین لحظات، حرکت خودرو و تهدید داخل آن یکدیگر را تقویت میکنند. در لحظاتی دیگر، شهر بیشتر پسزمینهای برای عبور سریع از یک مأموریت به مأموریت بعدی است تا فضایی که حالوهوای خاص خود را بسازد.
ضرباهنگ و تکرار مأموریتها فیلم با ریتمی تند پیش میرود و بهندرت اجازه میدهد تنش برای مدتی طولانی فروکش کند. تماسها، دستورها، تلاش برای دریافت کمک و جابهجایی میان نقاط مختلف، داستان را به جلو میرانند. این ضرباهنگ برای یک تریلر عامهپسند مزیت روشنی دارد: تماشاگر مدام منتظر میماند ببیند قهرمان چگونه از مانع بعدی عبور خواهد کرد و هزینهی انتخابهایش چه خواهد بود.
اما همین سازوکار، در نیمهی بعدی به منبع فرسودگی بدل میشود. مأموریتها غالباً از الگویی آشنا پیروی میکنند: تماس تازه، تهدید شدیدتر، موقعیتی خطرناکتر و فرصتی کوتاه برای واکنش. تغییر مقیاس حادثه همیشه به معنای تغییر کیفیت تعلیق نیست. وقتی فیلم بارها از یک قاعدهی مشابه برای افزایش هیجان استفاده میکند، تماشاگر بهجای درگیرشدن با عدمقطعیت، شروع به حدسزدن شکل مرحلهی بعد میکند.
حاصل، اثری است که سرگرمکننده میماند، اما کمتر غافلگیر میکند. شخصیتها و رابطهی پدر و فرزندان مت ترنر شخصیتی است که بحران، بیش از هر چیز، او را در معرض آزمون قرار میدهد. او باید همزمان به دستورهای مهاجم پاسخ دهد، در خیابان تصمیم بگیرد و مراقب فرزندانش باشد. این چندگانگی، مبنای عاطفی مناسبی برای داستان فراهم میآورد: مسئله فقط نجات خود نیست، بلکه مسئولیت پدری است که در شرایطی بیسابقه باید میان گزینههای ناقص انتخاب کند.
« در بهترین لحظات، حرکت خودرو و تهدید داخل آن یکدیگر را تقویت میکنند. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، پرداخت شخصیتها محدود میماند. رابطهی مت با فرزندانش ظرفیت دراماتیک فراوانی دارد، بهویژه آنجا که ترس، خشم و بیاعتمادی میتواند از دل موقعیت بیرون بیاید. فیلم نشانههایی از فاصلهی خانوادگی و غفلتهای گذشته ارائه میکند، اما کمتر فرصت مییابد این زمینه را به تحولی تدریجی و قانعکننده بدل سازد.
فرزندان گاه بیش از آنکه شخصیتهایی با واکنشها و خواستههای مستقل باشند، عاملی برای تشدید اضطراب پدر به نظر میرسند. لیام نیسن برای ایفای مردی که زیر فشار، میان خشم و ترس نوسان میکند، انتخابی آشناست. حضور او به فیلم وزن و انسجام میدهد و تواناییاش در نمایش اضطراب کنترلشده، بهخصوص در قابهای نزدیک، با محدودیت فضای خودرو سازگار است.
اما فیلم چندان از این ظرفیت برای ساختن وجهی تازه در نقش بهره نمیگیرد. بازیگران دیگر نیز در محدودهی نقشی که فیلمنامه در اختیارشان گذاشته عمل میکنند؛ ازاینرو، بار اصلی اثر بر دوش قهرمان و موقعیت پرتنش باقی میماند. باورپذیری و منطق دراماتیک «Retribution» برای حفظ سرعت، گاه منطق موقعیت را قربانی حرکت مداوم خود میکند.
بعضی تصمیمهای مت در شرایطی گرفته میشوند که انتظار میرود احتیاط یا محاسبهی بیشتری در آنها دیده شود. این انتخابها ممکن است از نظر روایی به حادثهی بعدی راه بدهند، اما همیشه از شخصیتپردازی یا ضرورت روشن همان لحظه برنمیخیزند. در نتیجه، تماشاگر گاهی بهجای نگرانی برای پیامد تصمیم، متوجه دست فیلمنامهنویس در هدایت قهرمان میشود.
« بااینهمه، پرداخت شخصیتها محدود میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
چنین لغزشهایی در فیلمهای پرهیجان نامعمول نیستند، اما میزان پذیرش آنها به قدرت تعلیق بستگی دارد. هرگاه موقعیت بهاندازهی کافی فشرده باشد، تماشاگر ممکن است از کنار جزئیات بگذرد؛ اما وقتی مأموریتها تکراری میشوند، حفرههای منطقی بیشتر به چشم میآیند. از سوی دیگر، فیلم علاقه دارد راز پشت تماسها را در مرکز توجه نگه دارد، ولی مسیر رسیدن به پاسخ، همیشه به اندازهی کافی ظریف و تدریجی نیست.
بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت که تکیهی اثر بر افشاگریهای روایی بیش از آن است که شخصیتها و مضمونها بتوانند وزن مستقلی پیدا کنند. کارگردانی و عناصر فنی کارگردانی نیمرود آنتال بر وضوح حرکت و انتقال سریع اطلاعات متمرکز است. فیلم میخواهد مخاطب بداند خودرو کجاست، چه خطری نزدیک میشود و شخصیتها در چه تنگنایی قرار گرفتهاند.
این شفافیت، برای داستانی که بخش زیادی از آن در حال حرکت میگذرد، ضروری است. تدوین نیز با ضرباهنگی فشرده عمل میکند و از مکثهای طولانی پرهیز دارد؛ انتخابی که انرژی فیلم را حفظ میکند، هرچند گاهی مجال نفسکشیدن به صحنهها و واکنشهای عاطفی نمیدهد. صدا و موسیقی نیز در خدمت فشار روانیاند: زنگ تلفن، صدای خیابان و تغییرات موسیقایی، محیطی میسازند که در آن آرامش همیشه موقتی است.
بااینحال، فیلم کمتر به دنبال خلق زبانی بصری متمایز میرود. قاببندیهای نزدیکِ داخل خودرو در خدمت حس محاصرهاند، اما تصویر و تدوین بهندرت از این محدودیت برای کشف معنایی تازه استفاده میکنند. مهارت فنی وجود دارد، ولی بیشتر برای پیشبردن سرگرمی به کار گرفته میشود تا برای ساختن لحن یا نگاه سینمایی ویژه.
« چنین لغزشهایی در فیلمهای پرهیجان نامعمول نیستند، اما میزان پذیرش آنها به قدرت تعلیق بستگی دارد. »
قوتها و کاستیها
هیجان، مضمون و فرصتهای ازدسترفته در زیر لایهی تعقیبوگریز، فیلم میتوانست پرسشهایی دربارهی مسئولیت اخلاقی در جهان مالی، پیامد تصمیمهای مدیریتی و فاصلهی میان موفقیت حرفهای و مسئولیت خانوادگی مطرح کند. شغل مت و وضعیت زندگی خصوصیاش مصالحی برای بررسی این موضوعها فراهم میکند.
اما اثر عمدتاً آنها را در خدمت توضیح بحران قرار میدهد و سپس دوباره به حرکت خودرو و تهدید فوری بازمیگردد. این انتخاب، فیلم را از پرداختی پیچیدهتر بازمیدارد. شخصیت اصلی فرصت چندانی برای بازاندیشی در کنشهای گذشتهاش پیدا نمیکند و بحران خانوادگی نیز بیشتر به نیرویی برای حفظ تعلیق بدل میشود تا مسیری کامل برای دگرگونی روابط.
در نتیجه، «Retribution» میان دو امکان میایستد: از یک سو تریلری جمعوجور و پرشتاب است که میخواهد مخاطب را سرگرم کند؛ از سوی دیگر، نشانههایی از درامی اخلاقی و خانوادگی در خود دارد که آنها را تا پایان بهطور کامل نمیپروراند. جمعبندی «Retribution» تریلری استوار بر یک ایدهی ساده و مؤثر است: پدری که در خودرو گرفتار شده و باید در حالی که فرزندانش همراه او هستند، در برابر تهدیدی دائمی تصمیم بگیرد.
فضای بسته، خطر متحرک و تعقیبوگریزهای شهری، فیلم را به تجربهای پرتنش و سرگرمکننده تبدیل میکنند و بازی لیام نیسن به حفظ مرکزیت روایت کمک میکند. در مقابل، تکرار الگوی مأموریتها، شخصیتپردازی محدود، تصمیمهای گاه ناموجه و پرداخت کمعمقترِ لایههای خانوادگی و اخلاقی، مانع از آن میشوند که اثر از محدودهی یک تریلر آشنا فراتر برود.
« شغل مت و وضعیت زندگی خصوصیاش مصالحی برای بررسی این موضوعها فراهم میکند. »
جمعبندی
این فیلم برای مخاطبی که به هیجان سریع و موقعیتهای پرخطر علاقهمند است، انتخابی قابلقبول خواهد بود؛ اما کسانی که در کنار تعلیق، به شخصیتهای پیچیده و غافلگیریهای روایی سنجیده نیاز دارند، احتمالاً آن را اثری سرگرمکننده اما کمدوام خواهند یافت.



ثبت دیدگاه