نقد و بررسی
نقد بیرحم (No Mercy) | 2026
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سینما بهمثابه میدانِ قدرت «No Mercy» فیلم داستانیِ علمیتخیلی دربارهٔ محاکمه با هوش مصنوعی یا مسابقهای با شمارش معکوس نیست؛ مستندی به نویسندگی و کارگردانی Isa Willinger است که در سال ۲۰۲۵ ساخته شده و در قالب گفتوگو با فیلمسازان زن، پرسشی را دنبال میکند که از جملهای بهیادمانده از Kira Muratova آغاز شده است: آیا زنان فیلمهای خشنتر و بیپرواتری میسازند؟
این تمایز برای ورود به فیلم اهمیت دارد، زیرا انتظار تریلری پرحادثه را کنار میزند و بهجایش اثری میگذارد که تعلیقش نه از خطرهای داستانی، بلکه از برخورد دیدگاهها و پیچیدگی موضوع میآید. پرسش فیلم در ظاهر ساده است، اما واژهٔ «بیرحم» یا «خشن» در آن معنای ثابتی ندارد. آیا منظور خشونتِ تصویرشده است، صراحت در بیان تجربههای زیسته، یا سرپیچی از قواعدی که سینما را به نگاه مسلط عادت دادهاند؟
فیلم هوشمندانه نشان میدهد که نمیتوان این مفاهیم را به یک تعریف کوتاه فروکاست. «No Mercy» بیشتر از آنکه پاسخ نهایی ارائه کند، مخاطب را وامیدارد به پیشفرضهایش دربارهٔ زنانگی، حساسیت و خشونت نگاه دوباره بیندازد. میراث موراتوا و سرچشمهٔ پرسش نقطهٔ آغاز فیلم، خاطرهٔ شخصی Willinger از گفتوگو با Muratova است؛ کارگردانی که تجربهٔ سانسور و محدودیتهای کاری، سخنش را از بحثی انتزاعی دربارهٔ سبک فراتر میبرد.
« پرسش فیلم در ظاهر ساده است، اما واژهٔ «بیرحم» یا «خشن» در آن معنای ثابتی ندارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اهمیت این آغاز در آن است که فیلم بحث خود را نه از یک نظریهٔ دانشگاهی، بلکه از برخوردی میان دو نسل و دو تجربهٔ سینمایی بنا میکند. جملهٔ Muratova همچون جرقهای عمل میکند: فیلمساز جوانتر را به سفری برای سنجیدن معنای آن میفرستد، بیآنکه از ابتدا نتیجه را معلوم کند. این انتخاب، به مستند رنگ شخصی میدهد و درعینحال پرسشی عمومیتر میسازد.
فیلم نمیخواهد تنها میراث یک فیلمساز را مرور کند؛ میپرسد چه شرایطی باعث میشود تجربه یا نگاه یک گروه در سینما «نرم»، «همدلانه» و کمخطر تصور شود، درحالیکه صراحت و خشونت بهعنوان امتیازهایی مردانه شناخته میشوند. چنین پرسشی هنگامی ثمربخش است که به جای ساختن یک دوگانهٔ تازه، راه را برای دیدن تفاوتهای درونی میان فیلمسازان باز کند.
گفتوگوها و تنوع صداها ترکیب مصاحبهشوندگان از نقاط قوت مستند است. نامهایی چون Catherine Breillat، Virginie Despentes، Alice Diop، Céline Sciamma، Ana Lily Amirpour، Nina Menkes و Monika Treut در کنار دیگر فیلمسازان، تجربهها و زبانهای سینمایی متفاوتی را وارد بحث میکنند. بنابراین فیلم با یک تعریف یکپارچه از «سینمای زنان» پیش نمیرود؛ مخاطب با صداهایی روبهرو میشود که از خشونت، قدرت، بدن، تجربهٔ شخصی و امکان ساختن زبان تصویری مستقل سخن میگویند.
« این انتخاب، به مستند رنگ شخصی میدهد و درعینحال پرسشی عمومیتر میسازد. »
شخصیتها و اجرا
ارزش این بخشها در تفاوت میان پاسخهاست، نه در آنکه همه به یک جمعبندی برسند. برخی گفتوگوها بحث را از پرسش اولیه دور میکنند، اما همین فاصله گاهی روشنگر است: شاید مسئله نه این باشد که زنان ذاتاً فیلمهایی خشنتر میسازند، بلکه این باشد که چه تجربههایی در سینما مجال بازنمایی یافتهاند و چه کسی حق داشته مرزهای نمایش خشونت را تعیین کند.
فیلم در بهترین لحظههایش چنین گشودگیای دارد؛ نمیکوشد سخنان مهمانان را به شعارهایی همجهت تبدیل کند. ساختار و ریتم: اندیشه در حرکت ریتم مستند بر گفتوگو، تصویرهای برگرفته از آثار سینمایی و تأملات خود کارگردان استوار است. این ترکیب اجازه میدهد بحث تنها در سطح حرف باقی نماند: تصویرها بهمثابه شاهد و استدلال وارد میدان میشوند و تماشاگر را به مقایسهٔ گفتهها با خودِ سینما فرامیخوانند.
تدوین، مواد پراکنده را چون رشتهای از برخوردها به هم پیوند میزند؛ گاه پیوندها روشن و اثرگذارند و گاه مسیر بحث حالت پرسهوار پیدا میکند. در نتیجه، فیلم بیشتر شبیه جستوجویی زنده است تا مقالهای تصویری با طرحی کاملاً خطی. این شیوه با ماهیت پرسش تناسب دارد، اما بیهزینه نیست. مخاطبی که انتظار دارد هر بخش مستقیماً به یک نتیجهٔ تازه برسد، ممکن است از گسترش بحث یا تغییر مسیر آن احساس پراکندگی کند.
« ارزش این بخشها در تفاوت میان پاسخهاست، نه در آنکه همه به یک جمعبندی برسند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مستند به جای آنکه مرحلهبهمرحله فرضیهای را اثبات کند، مجموعهای از تجربهها و تأملات را کنار هم میچیند. این انتخاب به گفتوگوها آزادی میدهد، ولی گاهی از تمرکز کلی میکاهد و فرصت نمیدهد برخی ایدهها با عمق بیشتری دنبال شوند. خشونت، بازنمایی و مناسبات قدرت یکی از دستاوردهای فکری فیلم، پیوند دادن خشونت سینمایی با خشونت اجتماعی است.
در این نگاه، پردهٔ سینما آینهای خنثی نیست: انتخاب اینکه چه کسی قربانی باشد، چه کسی نگاه کند، چه چیزی نمایش داده شود و چه چیزی ناگفته بماند، با مناسبات قدرت ارتباط دارد. سخن از «بیرحمی» در سینما، از همین رو، فقط بحثی دربارهٔ میزان تکاندهندگی یک تصویر نیست؛ بحثی است دربارهٔ اختیار، صدا و امکان روایت کردن تجربههایی که معمولاً به حاشیه رانده شدهاند.
بااینحال، مستند در معرض خطر سادهسازیِ خودِ پرسشی است که طرح کرده: اگر از «نگاه زنانه» سخن گفته شود، آیا ناخواسته زنان را به گروهی همگن تبدیل نمیکنیم؟ اهمیت تعدد صداها در این است که اجازه نمیدهد پاسخ چنین پرسشی بدیهی جلوه کند. تجربهٔ زیسته و جایگاه اجتماعی میتوانند در ساخت فیلم اثر بگذارند، اما جنسیت بهتنهایی سبک یا موضع هنری را تعیین نمیکند.
« مستند به جای آنکه مرحلهبهمرحله فرضیهای را اثبات کند، مجموعهای از تجربهها و تأملات را کنار هم میچیند. »
قوتها و کاستیها
فیلم هرگاه این تنش را حفظ میکند، از حکمدادن فاصله میگیرد و به اثری تحلیلیتر بدل میشود. قوتها و محدودیتها قوت اصلی «No Mercy» در انتخاب موضوع و اعتمادش به گفتوگوست. حضور فیلمسازانی با مسیرهای متفاوت، بحث را از یک حکم کلی دربارهٔ «زنان» فراتر میبرد و پیوند میان تجربهٔ فردی و ساختارهای اجتماعی را برجسته میکند.
همچنین آمیختن مصاحبهها با نمونههای سینمایی، به تماشاگر امکان میدهد مفاهیم را در زبان تصویر دنبال کند. مستند برای کسی که به نسبت سینما، جنسیت و قدرت علاقه دارد، زمینهای مناسب برای کشف فیلمسازان و بازاندیشی در شیوهٔ تماشای آثار فراهم میآورد. محدودیت آن بیش از هر چیز به تمرکز مربوط است.
پرسش مرکزی گاهی زیر بار موضوعات گوناگون قرار میگیرد و فیلم بهجای پیشروی روشن، میان دیدگاهها رفتوآمد میکند. این پراکندگی ممکن است برای برخی تماشاگران نشانهٔ آزادی و چندصدایی باشد، اما برای برخی دیگر مانع شکلگیری استدلالی فشرده و منسجم شود. افزون بر این، چون اثر بیش از آنکه پاسخ نهایی عرضه کند به باز کردن مسیر بحث علاقهمند است، پایان تجربه لزوماً حس حلشدن پرسش را به همراه ندارد؛ دستاوردش بیشتر در طرح دقیقتر مسئله است.
« فیلم هرگاه این تنش را حفظ میکند، از حکمدادن فاصله میگیرد و به اثری تحلیلیتر بدل میشود. »
جمعبندی
جمعبندی «No Mercy» مستندی دربارهٔ این نیست که زنان، بهطور ذاتی، خشنتر از مردان فیلم میسازند؛ اثر میکوشد بفهمد این تصور از کجا میآید و چه چیزی را دربارهٔ سینما و جامعه آشکار میکند. فیلم در بهترین لحظههایش نشان میدهد که خشونت تصویری را نمیتوان جدا از اختیار روایت، ساختارهای قدرت و امکان بازنمایی تجربههای حذفشده فهمید.
پراکندگی بحث گاه از انسجام آن میکاهد، اما چندصدایی و کنجکاوی فکریاش همچنان نیروی اصلی اثر است. این مستند بیش از آنکه حکمی قطعی صادر کند، پرسشی را در ذهن تماشاگر باقی میگذارد؛ و برای فیلمی که موضوعش خودِ امکان تعریفکردن «نگاه» است، این شاید انتخابی بجا باشد.
« پراکندگی بحث گاه از انسجام آن میکاهد، اما چندصدایی و کنجکاوی فکریاش همچنان نیروی اصلی اثر است. »
ثبت دیدگاه