نقد و بررسی
نقد دایره (Circle) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی ساده با هستهای ناآرامکننده «دایره» ساختهٔ آرون هَن و ماریو میسکیونه، تریلری علمیتخیلی است که از همان آغاز تماشاگر را بیمقدمه در دل موقعیتی هولناک میاندازد. پنجاه غریبه در تالاری تاریک و ناشناخته به هوش میآیند؛ هرکدام در جایگاهی مشخص، پیرامون گنبدی سیاه در مرکز اتاق. آنان نه از علت حضورشان خبر دارند و نه راهی برای گریز مییابند.
تنها بهتدریج درمییابند که باید دربارهٔ سرنوشت یکدیگر تصمیم بگیرند؛ تصمیمهایی که فاصلهٔ میانشان کوتاه و پیامدشان مرگبار است. این طرح بهظاهر محدود، ظرفیت دراماتیک چشمگیری دارد. فیلم به جای گسترش جهان داستان از راه مکانهای تازه و خردهروایتهای متعدد، همهچیز را در یک فضای بسته متمرکز میکند.
چنین انتخابی خطر یکنواختی را در خود دارد، اما همزمان توجه را به نیروی اصلی اثر میکشاند: آدمهایی که زیر فشار ترس و زمان، ناچارند از ارزشها، داوریها و غریزهٔ بقا سخن بگویند. «دایره» بیش از آنکه دربارهٔ سازوکار این بازی باشد، دربارهٔ انسانهایی است که درون آن گرفتار شدهاند. اتاق بهمثابه جامعهای فشرده تالار فیلم صرفاً پسزمینهای برای تعقیب و گریز یا نمایش خشونت نیست؛ نسخهای کوچک و بیرحم از جامعه است.
آدمهایی با سن، پیشینه، باور و جایگاه اجتماعی متفاوت در فضایی برابر کنار هم قرار گرفتهاند، اما برابری مکانی به معنای برابری واقعی نیست. هرکس میکوشد با زبان، اعتمادبهنفس، تجربه یا اقتدار ادعایی خود بر دیگران اثر بگذارد. در این اتاق، حتی سکوت و شیوهٔ ایستادن نیز میتواند معنایی سیاسی پیدا کند.
« آنان نه از علت حضورشان خبر دارند و نه راهی برای گریز مییابند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
محدودیت فضا به فیلم کمک میکند تا روابط قدرت را بیواسطه نشان دهد. شخصیتها نمیتوانند از جمع فاصله بگیرند یا در خلوتی امن دربارهٔ تصمیمهایشان بیندیشند؛ هر واکنش، پیش چشم دیگران رخ میدهد و به بحثی عمومی بدل میشود. از این رو، فضای بسته نه فقط منشأ تعلیق، بلکه ابزار آزمایش اجتماعی فیلم است.
دوربین نیز با ماندن در همین محدوده، تماشاگر را در موقعیتی نزدیک به حاضران قرار میدهد: شاهد گفتوگوها و تصمیمها هستیم، بیآنکه امکان دخالت داشته باشیم. اخلاق زیر فشار انتخاب مهمترین نیروی محرک «دایره» پرسشی است که از تماشاگر جدا نمیشود: اگر قرار بود در چنین موقعیتی میان آدمها انتخاب کنیم، بر چه اساسی داوری میکردیم؟
فیلم پاسخ آسانی نمیدهد و شخصیتها نیز به نمایندگان یک موضع اخلاقی ثابت فروکاسته نمیشوند. استدلالها تغییر میکنند، ائتلافها شکل میگیرند و میشکنند، و آنچه ابتدا شبیه قضاوتی روشن به نظر میرسد، زیر فشار ترس و منفعت شخصی پیچیدهتر میشود. ارزش فیلم در این است که مفهوم «شایستگی» را به مسئلهای ناآرام بدل میکند.
آیا سن، سلامت، مسئولیت خانوادگی، گذشته یا احتمال سودمندی فرد برای دیگران میتواند معیار انتخاب باشد؟ هر معیار، در عین ادعای عقلانیت، راه را برای حذف گروهی دیگر باز میکند. جمع میکوشد تصمیمی منصفانه بگیرد، اما تعریف انصاف خود به میدان کشمکش بدل میشود. به این ترتیب، فیلم نشان میدهد که اخلاق در شرایط عادی ممکن است مجموعهای از اصول روشن به نظر برسد، اما در وضعیت اضطراری به آسانی با ترس، خودخواهی و مصلحت درهم میآمیزد.
« محدودیت فضا به فیلم کمک میکند تا روابط قدرت را بیواسطه نشان دهد. »
شخصیتها و اجرا
تبعیض، قدرت و سازوکار جمع یکی از جنبههای قابل توجه فیلم، پرداختن به پیشداوریهایی است که در رفتار جمعی آشکار میشوند. شخصیتها از طبقه، نژاد، جنسیت، گرایش و باورهای یکدیگر نشانههایی میسازند و سپس بر پایهٔ همان نشانهها دربارهٔ ارزش جان آدمها حکم میدهند. این روند گاه آشکار و خصمانه است و گاه پشت زبان ظاهراً منطقی پنهان میشود.
فیلم یادآوری میکند که تبعیض فقط حاصل نفرت صریح نیست؛ ممکن است در محاسبههایی ظاهر شود که خود را بیطرف و عملگرایانه جلوه میدهند. در عین حال، «دایره» نشان میدهد که جمع لزوماً خردمندتر از فرد نیست. گاهی گروه با همدلی و پرسشگری پیش میرود، اما گاهی ترس مشترک به همرنگی، قربانیجویی و خشونتی جمعی میانجامد.
کسانی که میکوشند رهبری گفتوگو را به دست گیرند، ممکن است بهسرعت از جایگاه راهنما به هدف حمله تبدیل شوند. این جابهجایی، تصویری تلخ از قدرت میسازد: در جمعی گرفتار، اقتدار پایدار نیست و هرکس ممکن است با تغییر حالوهوای دیگران جایگاهش را از دست بدهد. شخصیتپردازی و گفتوگوها ساختار گروهی فیلم اجازه نمیدهد همهٔ پنجاه شخصیت با عمق یکسان پرداخت شوند.
بسیاری از آنها بیشتر حامل یک موضع، پیشداوری یا واکنشاند تا شخصیتهایی کامل با گذشته و تحول مستقل. این انتخاب با ماهیت آزمایشی اثر سازگار است: قرار نیست تماشاگر زندگی تکتک افراد را دنبال کند، بلکه باید ببیند گروه چگونه از مجموعهای از غریبهها به میدان نزاع بر سر ارزشها تبدیل میشود.
« این روند گاه آشکار و خصمانه است و گاه پشت زبان ظاهراً منطقی پنهان میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، همین ویژگی گاهی از قدرت عاطفی فیلم میکاهد. وقتی شخصیتها بیشتر برای پیشبردن بحث حضور دارند تا برای زیستن در ذهن تماشاگر، مرگ و حذف آنان ممکن است اثر احساسی یکسانی نداشته باشد. گفتوگوها نیز همزمان نقطهٔ قوت و ضعف فیلماند. بحثها به موضوعاتی مهم میپردازند و تماشاگر را به داوری وامیدارند، اما بعضی از آنها بیش از آنکه از واکنش طبیعی آدمها در بحران برآیند، شبیه صورتبندی آشکار مضمونهای فیلماند.
گاه شخصیتها چنان دقیق و مستقیم دربارهٔ مسئلهای اجتماعی سخن میگویند که ساختگی بودن صحنه به چشم میآید. این ناهماهنگی میتواند فاصلهای میان موقعیت پرتنش داستان و لحن خطابی گفتوگوها ایجاد کند؛ بااینهمه، حتی در لحظات تصنعیتر نیز برخورد مواضع، بحثبرانگیز باقی میماند. تعلیق، ریتم و امکانات محدود «دایره» برای ایجاد تعلیق به تعقیبوگریز، بدلکاری یا تغییر مداوم مکان تکیه ندارد.
انتظار برای تصمیم بعدی، واکنش جمع و دگرگونی ائتلافها جای این عناصر را میگیرد. قاعدهٔ زمانیِ تکرارشونده، به صحنهها ضرباهنگی اضطرابی میدهد و تماشاگر را وادار میکند همراه شخصیتها به پیامد هر انتخاب فکر کند. فیلم از این جهت نمونهای از اثری کممکان است که بخش بزرگی از تنش خود را از موقعیت و ایده میسازد، نه از جلوههای پرهزینه.
اما تکیهٔ تقریباً کامل بر یک اتاق و گفتوگو، هزینهٔ خودش را دارد. پس از مدتی، تغییرات صحنهای اندک میشوند و ریتم ممکن است برای برخی تماشاگران یکنواخت یا فرساینده جلوه کند. فیلم راههای محدودی برای گسترش بصری تنش در اختیار دارد و گاه بحثها جای حرکت دراماتیک را میگیرند. از همین رو، اثر بیش از آنکه تریلری پرتحرک باشد، یک نمایش ذهنی و اجتماعی است؛ تماشاگرانی که به گفتوگوهای طولانی و جدل اخلاقی علاقه دارند، احتمالاً بیشتر با آن همراه میشوند، در حالی که مخاطبان جویای تحول روایی پیوسته ممکن است خسته شوند.
« بااینحال، همین ویژگی گاهی از قدرت عاطفی فیلم میکاهد. »
قوتها و کاستیها
پایان، انتظار و اثر پس از تماشا پایانبندی فیلم را بهتر است بدون افشای جزئیات، در نسبت با انتظار تماشاگر سنجید. «دایره» در تمام مسیر خود پرسشهایی دربارهٔ منطق رخدادها، معنای آزمون و امکان داوری نهایی طرح میکند؛ اما پاسخ آن لزوماً همان نوع جمعبندیای نیست که همه از چنین داستانی انتظار دارند.
برای برخی، پایان میتواند ناامیدکننده یا کمپاسخگو باشد؛ برای برخی دیگر، بازماندن بخشی از ابهام با جهان بیرحم و سرد فیلم همخوان است. مهم این است که فیلم در پایان بیش از آنکه همهٔ پرسشها را ببندد، تماشاگر را با احساس و معنایی باقیمانده رها میکند. این انتخاب ممکن است دوگانهای در تجربهٔ تماشا ایجاد کند.
کسی که در پی توضیح کامل و بستهشدن همهٔ خطوط داستانی است، احتمال دارد از نحوهٔ فرود روایت رضایت نداشته باشد. در مقابل، تماشاگری که پایان را امتداد پرسشهای اخلاقی فیلم میبیند، شاید آن را بخشی از اثرگذاری کلی بداند. در هر صورت، «دایره» از آن آثاری است که گفتوگو دربارهٔ انتخابها و واکنش شخصیتها میتواند پس از پایان تماشا ادامه پیدا کند؛ نه لزوماً به این دلیل که همهٔ اجزایش بینقصاند، بلکه چون ایدهٔ مرکزیاش به تجربهای شخصی و ناخوشایند گره میخورد.
جمعبندی «دایره» تریلری کمخرج و محدود در مکان است که نیروی اصلی خود را از یک موقعیت ساده اما پربازده میگیرد: گروهی از غریبهها باید زیر فشار زمان دربارهٔ جان یکدیگر تصمیم بگیرند. فیلم در نمایش سازوکار تعصب، قدرت جمع و شکنندگی اخلاق موفق است و با کنار هم گذاشتن مواضع متضاد، تماشاگر را به تصور جایگاه خودش در چنین بحرانی فرامیخواند.
« این انتخاب ممکن است دوگانهای در تجربهٔ تماشا ایجاد کند. »
جمعبندی
در مقابل، شخصیتپردازی نامتوازن، گفتوگوهای گاه تصنعی، ریتم کمتحرک و پایانی که ممکن است با انتظار برخی مخاطبان جور درنیاید، از کاستیهای آناند. با وجود این نارساییها، ایدهٔ فیلم از آن جنس است که بهآسانی از ذهن بیرون نمیرود. «دایره» بیش از آنکه پاسخی قطعی دربارهٔ طبیعت انسان عرضه کند، پرسشی ناخوشایند پیش میکشد: وقتی انتخاب به ابزار بقا تبدیل شود، مرز میان داوری اخلاقی و توجیه منفعت شخصی تا کجا دوام میآورد؟
« با وجود این نارساییها، ایدهٔ فیلم از آن جنس است که بهآسانی از ذهن بیرون نمیرود. »
ثبت دیدگاه