نقد و بررسی
نقد Wanderlust | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهٔ آغازین: فرار از زندگیای که دیگر کار نمیکند «Wanderlust» با بحرانی ساده اما آشنا آغاز میشود: زندگیای که بر پایهٔ شغل، خانه و وعدهٔ پیشرفت بنا شده، ناگهان ثباتش را از دست میدهد. جورج و لیندا، زوجی ساکن منهتن، با فروپاشی همزمانِ امنیت شغلی و برنامههای آیندهشان روبهرو میشوند.
در چنین وضعی، رفتن به کمونی روستایی نهفقط انتخابی برای یافتن سرپناه، بلکه فرصتی برای آزمودن این پرسش است که آیا میتوان از قواعد روزمره فاصله گرفت و خوشبختی را جور دیگری تعریف کرد. دیوید وین از همان ابتدا به دنبال ساختن درامی سنگین دربارهٔ بحران اقتصادی یا ازخودبیگانگی شهری نیست.
گرفتاری زوج را به سکویی برای کمدی میگیرد و آنها را میان دو جهانِ متضاد قرار میدهد: نظم، مصرف و فشارهای زندگی شهری از یک سو؛ بیقاعدگی، اشتراک منابع و آزادیهای کمون از سوی دیگر. این تقابل نیروی محرک فیلم است و بیشتر موقعیتهای طنزآمیزش از همین برخورد حاصل میشود. «Wanderlust» قرار نیست نسخهای قطعی برای شیوهٔ درست زندگی ارائه دهد؛ بیشتر میخواهد نشان دهد که گاهی فرار از یک بنبست، انسان را با بنبستهای تازهای روبهرو میکند.
« جورج و لیندا، زوجی ساکن منهتن، با فروپاشی همزمانِ امنیت شغلی و برنامههای آیندهشان روبهرو میشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
طنزِ تضادها و محدودهٔ جسارت کمدی فیلم هنگامی بهترین کارکرد را دارد که اختلاف میان تصور جورج و لیندا از زندگی روستایی و واقعیت روزمرهٔ آن را آشکار میکند. زوجی که به دنبال اندکی آسایش و فرصتی برای شروع دوبارهاند، وارد فضایی میشوند که قواعدش با عادتهای آنها سازگار نیست. در نتیجه، حتی رفتارهای معمولی در محیط تازه معنایی غریب پیدا میکنند و واکنشهای محتاطانهٔ آن دو به بخشی از طنز بدل میشود.
بااینحال، فیلم همیشه از این موقعیتها بهرهٔ یکسانی نمیبرد. بعضی شوخیها بر غافلگیری و تفاوت فرهنگی تکیه دارند و بهخوبی از دل شخصیتها بیرون میآیند؛ برخی دیگر به اغراق آشکار یا تکرار یک شوخی آشنا بسنده میکنند. وقتی فیلم برای خنداندن، صرفاً بر بیپروایی ساکنان کمون یا دستپاچگی زوج شهری تأکید میکند، طنز آن کمی مکانیکی میشود.
این لحظهها تماشاگر را از فضای داستان بیرون نمیبرند، اما نشان میدهند که ایدهٔ مرکزی گاهی بیش از آنکه گسترش یابد، در چند الگوی کمیک تکرار میشود. جورج و لیندا؛ مرکز عاطفی فیلم مهمترین امتیاز «Wanderlust» رابطهٔ میان دو شخصیت اصلی است. پل راد در نقش جورج، مردی محتاط و کنایهپرداز را میسازد که در برابر محیط تازه ابتدا موضعی دفاعی دارد.
« بااینحال، فیلم همیشه از این موقعیتها بهرهٔ یکسانی نمیبرد. »
شخصیتها و اجرا
جنیفر انیستون نیز لیندا را با سرزندگی و کنجکاوی پیش میبرد؛ شخصیتی که میتواند به تجربهای تازه دل بدهد، بیآنکه از تردیدهایش کاملاً رها شود. تفاوت واکنشهایشان به کمون، علاوه بر ایجاد موقعیتهای کمدی، رابطهٔ آنها را از یک همراهی ساده به کانون اصلی کشمکش فیلم تبدیل میکند. بازیهای این دو به داستان گرما میبخشد.
حتی وقتی پیرنگ به فرمولهای آشنای کمدی رمانتیک نزدیک میشود، حضورشان کمک میکند رابطه همچنان باورپذیر و دلنشین بماند. جورج و لیندا زوجی بینقص نیستند، اما میانشان نوعی آشنایی و صمیمیت دیده میشود که اجازه نمیدهد اختلافها صرفاً بهانهای برای پیشبرد داستان باشند. فیلم در بهترین لحظاتش نشان میدهد بحران بیرونی چگونه میتواند پرسشهای ناگفتهٔ یک رابطه را آشکار کند: هرکدام از دو نفر چه میخواهد و آیا خواستههایشان هنوز با هم سازگار است؟
کمون؛ آرمانشهر یا مجموعهای از تیپها؟ کمونِ فیلم در نگاه نخست فضایی خیالانگیز دارد؛ مکانی که در آن زندگی روزمره از قراردادهای معمول فاصله گرفته است. اما نگاه «Wanderlust» به این جامعه عمدتاً از دریچهٔ کمدی میگذرد. ساکنان کمون اغلب با ویژگیهای پررنگ و رفتارهای نامتعارف معرفی میشوند و همین امر برای ساختن لحظههای خندهدار مفید است.
« اما نگاه «Wanderlust» به این جامعه عمدتاً از دریچهٔ کمدی میگذرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در عوض، فرصت کمتری پیدا میکنند تا به شخصیتهایی چندوجهی با خواستهها، تناقضها و زندگی مستقل تبدیل شوند. این محدودیت بر مضمون فیلم هم اثر میگذارد. کمون قرار است بدیلی برای زندگی شهری باشد، اما چون بیشتر اعضایش به تیپهای نمایشی نزدیک میشوند، خودِ بدیل نیز کمتر جدی و متقاعدکننده به نظر میرسد.
فیلم گاهی بهجای بررسی اینکه چنین جامعهای چگونه شکل میگیرد یا چه بهایی برای آزادیهایش میپردازد، از ویژگیهای عجیب ساکنان برای شوخی استفاده میکند. بنابراین تقابل دو سبک زندگی جذاب است، اما وزن دو سوی آن برابر نیست: زندگی شهری برای جورج و لیندا تجربهای ملموس دارد، حال آنکه کمون بیشتر صحنهای برای آزمودن و بههمریختن عادتهای آنها باقی میماند.
کارگردانی و ریتم دیوید وین فیلم را با لحنی سبک، پرتحرک و گاه عمداً نامتعارف هدایت میکند. فضای روستایی، در برابر فشردگی و شتاب منهتن، امکان بصری مناسبی برای نمایش تغییر حالوهوای زوج فراهم میآورد. تفاوت محیطها روشن است و تغییر مکان بهسرعت حس ورود به جهانی با قواعد دیگر را ایجاد میکند.
« در عوض، فرصت کمتری پیدا میکنند تا به شخصیتهایی چندوجهی با خواستهها، تناقضها و زندگی مستقل تبدیل شوند. »
قوتها و کاستیها
این وضوح به روایت کمک میکند تا بدون توضیحهای طولانی، زمینهٔ برخوردهای کمدی را بسازد. مشکل اصلی در میانهٔ فیلم پدیدار میشود؛ جایی که تکرار موقعیتهای مشابه، از شتاب اولیه میکاهد. ورود به کمون در آغاز سرشار از تازگی است، اما هرچه شخصیتها بیشتر با قواعد آن روبهرو میشوند، فیلم برای حفظ همان سطح از غافلگیری دشوارتر پیش میرود.
داستان گاه به جای آنکه از تجربههای تازه نتیجهای روایی بگیرد، دوباره به همان الگوی تضاد و واکنش بازمیگردد. همین امر بخشهایی از فیلم را کشدار میکند و مانع میشود کمدی همواره با نیروی نخستینش ادامه یابد. مضمون خوشبختی و انتخاب شخصی زیر لایهٔ شوخیها، فیلم پرسشی ساده و مهم را دنبال میکند: آیا خوشبختی وابسته به ترک زندگی موجود است، یا میتوان در همان چارچوب نیز تغییر ایجاد کرد؟
«Wanderlust» بهجای آنکه زندگی شهری را یکسره محکوم یا زندگی اشتراکی را بیچونوچرا آرمانی کند، هر دو را با امکانها و محدودیتهایشان میسنجد. از این جهت، نگاهش متعادلتر از آن است که در ظاهرِ شوخطبعانهاش به نظر میرسد. بااینهمه، فیلم در پیگیری این پرسشها به عمق زیادی نمیرسد.
« این وضوح به روایت کمک میکند تا بدون توضیحهای طولانی، زمینهٔ برخوردهای کمدی را بسازد. »
جمعبندی
ایدهٔ شروع دوباره و جستوجوی سبکی متفاوت از زندگی در داستان حضور دارد، اما هر بار که میتواند به تأملی جدیتر بدل شود، کمدی دوباره مسیر را در دست میگیرد. این انتخاب الزاماً ضعف نیست؛ «Wanderlust» اساساً کمدیای سرگرمکننده است، نه اثری فلسفی دربارهٔ الگوهای زیستن. بااینحال، اگر تماشاگر انتظار داشته باشد تضاد میان شهر و کمون به بحثی دقیق دربارهٔ آزادی، تعهد یا اقتصاد جمعی تبدیل شود، فیلم احتمالاً کمتر از انتظارش به آن میدان میدهد.
جمعبندی «Wanderlust» کمدیای گرم و خوشتماشا دربارهٔ زوجی است که ناچار میشوند در پی فروپاشی برنامههایشان، شیوهای دیگر از زندگی را بیازمایند. جذابیت اصلی آن در تقابل شهری و روستایی، بازیهای سرزندهٔ پل راد و جنیفر انیستون و شیمی دلنشین میان آنهاست. فیلم از این عناصر موقعیتهای بامزهای میسازد و در پسِ شوخیهایش، پرسشهایی دربارهٔ خوشبختی، سازگاری و انتخاب شخصی قرار میدهد.
در سوی دیگر، بخشی از شوخیها قابلپیشبینیاند، ریتم میانه افت میکند و ساکنان کمون بیش از اندازه به تیپهای کمیک نزدیک میشوند. این کاستیها مانع از آن میشوند که ایدهٔ فیلم به اثری عمیقتر یا منسجمتر بدل شود. بااینحال، «Wanderlust» در آنچه میخواهد باشد ــ کمدیای سبک دربارهٔ بیرونآمدن از روزمرگی و امتحانکردن راهی تازه ــ لحظههای سرگرمکننده و چند برخورد عاطفی مؤثر دارد؛ فیلمی که بیش از آنکه پاسخ نهایی بدهد، یادآوری میکند گاهی خودِ جستوجوی زندگی بهتر، هم خندهدار است و هم دشوار.
« این انتخاب الزاماً ضعف نیست؛ «Wanderlust» اساساً کمدیای سرگرمکننده است، نه اثری فلسفی دربارهٔ الگوهای زیستن. »



ثبت دیدگاه