نقد و بررسی
نقد بالهای فراز برلین (Wings Above Berlin) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت تاریخی و بار دراماتیک «Wings Above Berlin» که با عنوان «Wings Over Berlin» نیز شناخته میشود، درامی جنگی به کارگردانی Konstantin Buslov است که به مأموریت بمباران برلین بهدست نیروی هوایی شوروی در سال ۱۹۴۱ میپردازد. محور روایت، خدمهٔ هنگ نخست هواپیمایی مینوتورپدوی ناوگان بالتیک و فرماندهی سرهنگ یوگنی پرئوبراژنسکی است؛ گروهی که باید با هواپیماهای قدیمی و در شرایطی دشوار، مسافتی طولانی را تا پایتخت آلمان طی کنند.
همین مأموریت، بهخودیخود، مصالحی پرکشش برای فیلمی دربارهٔ اضطراب، انضباط و بهای تصمیمهای نظامی فراهم میآورد. بااینحال، داشتن یک رویداد تاریخی پرتنش الزاماً به معنای شکلگیری درامی پرقدرت نیست. فیلم میان بازسازی یک عملیات نظامی و ساختن قصهای انسانی در رفتوآمد است، اما این دو وجه همیشه به هم گره نمیخورند.
گاه به نظر میرسد واقعهٔ تاریخی بیش از آنکه به بستری برای شناخت شخصیتها بدل شود، خود موضوع اصلی و مقصد نهایی روایت است. نتیجه، اثری است که اهمیت رویدادش را بهروشنی منتقل میکند، اما برای تبدیل آن اهمیت به تجربهای سینماییِ ماندگار، در همهٔ لحظات موفق نیست. تعلیق در آسمان قویترین ظرفیت فیلم در خود مأموریت پروازی نهفته است: هواپیما باید ساعتها بر فراز دریا و قلمرو دشمن حرکت کند، در حالی که سوخت، وضعیت فنی، سرما و خطر پدافند دشمن همگی تهدیدهایی دائمیاند.
گزارش تاریخیِ مسیر نیز بر دشواری پرواز تأکید دارد: مسیری طولانی، بخش بزرگی از آن بر فراز دریا، در ارتفاع زیاد و سرمای شدید. این جزئیات بهخوبی نشان میدهند چرا فضای پرواز میتوانست به قلب تپندهٔ فیلم تبدیل شود. فیلم در بخشهایی از این فرصت استفاده میکند. محصورشدن خدمه در کابین، دوری از زمین و ناتوانی از کنترل کامل شرایط، تصویری از آسیبپذیری انسان در برابر جنگ میسازد.
« بااینحال، داشتن یک رویداد تاریخی پرتنش الزاماً به معنای شکلگیری درامی پرقدرت نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هواپیما در اینجا فقط وسیلهٔ رسیدن به هدف نیست؛ فضایی بسته و شکننده است که خدمه در آن ناچارند هم به تجهیزات اعتماد کنند و هم به یکدیگر. اما تعلیق همیشه بهتدریج انباشته نمیشود. بعضی لحظهها حس خطر را زنده میکنند و برخی دیگر بهجای آنکه فشار مأموریت را افزایش دهند، مکثهایی طولانی و کماثر به نظر میرسند.
از همین رو، تماشاگر ممکن است بیش از آنکه در دل پرواز قرار بگیرد، منتظر بازگشت فیلم به آن باشد. گروهی که باید یک قهرمان شود یکی از انتخابهای بالقوهٔ جذاب اثر، تأکید بر خدمه و همکاری میان افراد است، نه صرفاً بر یک قهرمان منفرد. در مأموریتی از این نوع، کار جمعی اهمیت عملی و اخلاقی دارد: هر فرد بخشی از مسئولیتی را بر عهده دارد که موفقیت یا شکست گروه به آن وابسته است.
این نگاه، امکان پرداختن به تفاوت تجربهها و میزان آمادگی افراد را فراهم میکند؛ از فرماندهای که باید تصمیم بگیرد تا نیروهایی که باید در موقعیتهای ناگوار از دستور و اعتماد پیروی کنند. بااینهمه، شخصیتپردازی اثر همیشه از این امکان بهره نمیبرد. گروه بهعنوان یک واحد نظامی قابلفهم است، اما اعضای آن گاه بیشتر نمایندهٔ نقشهای آشنا در یک درام جنگیاند تا آدمهایی با زندگی درونیِ مشخص.
فیلم میکوشد لحظههایی برای نشاندادن رفاقت، ترس یا تردید فراهم آورد، ولی این لحظهها همیشه بهاندازهای گسترش نمییابند که روابط میان افراد عمق پیدا کند. در نتیجه، خطر و فداکاری در سطح کلی معنا دارند، اما تماشاگر ممکن است با همهٔ شخصیتها پیوند عاطفی یکسانی برقرار نکند. بازیها و لحن بازیگران در بخشهایی که بر آمادگی برای عملیات و سختگیری فضای نظامی تکیه دارد، حضوری جدی دارند.
« اما تعلیق همیشه بهتدریج انباشته نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
مسئله آن است که جدیت گاهی به اغراق نزدیک میشود. برخی واکنشها و تأکیدها چنان آشکار طراحی شدهاند که بهجای ایجاد حس طبیعیِ بحران، مصنوعی جلوه میکنند. این ناهماهنگی بهویژه وقتی بیشتر به چشم میآید که فیلم میکوشد از فضای نظامی به لحظهای عاطفی یا شخصی تغییر مسیر دهد: لحن چنان تغییر میکند که اتصال میان دو صحنه دشوار میشود.
چنین نوسانی الزاماً از ضعف بازیگران بهتنهایی ناشی نمیشود؛ فیلمنامه نیز در ساختن پیوندهای تدریجی میان موقعیتها با دشواری روبهرو است. وقتی شخصیتها ناگهان به نتیجهای احساسی میرسند یا داستان برای پیشبرد هدفی مشخص شتاب میگیرد، رفتارشان کمتر از دل شرایط جاری برمیآید. فیلم گاهی بهجای آنکه اجازه دهد احساس از تجربهٔ مشترک خطر زاده شود، آن را با گفتوگو یا تأکیدهای مستقیم به تماشاگر اعلام میکند.
تدوین و ضرباهنگ یکی از کاستیهای محسوس فیلم، ناپایداری ریتم است. روایت بهجای آنکه از آمادگی برای پرواز به دل مأموریت و سپس به پیامدهای آن حرکتی پیوسته بسازد، در جاهایی تکهتکه احساس میشود. برشها و جابهجایی میان موقعیتها همیشه تنشی را که صحنهٔ پیشین ساخته ادامه نمیدهند. از این رو، بعضی لحظات مهم پیش از آنکه فرصت اثرگذاری پیدا کنند پشت سر گذاشته میشوند و بعضی دیگر بیش از ظرفیتشان کش میآیند.
این مسئله بهویژه برای فیلمی که بر یک پرواز طولانی و طاقتفرسا بنا شده اهمیت دارد. طولانیبودن مأموریت باید به ریتمی حسابشده تبدیل شود: انتظار، فشار، مکث، و سپس تغییر شرایط. اما کندی بهتنهایی تعلیق نمیآفریند؛ تماشاگر باید حس کند هر مکث چیزی به خطر یا شناخت او میافزاید. هرجا صحنهها این کار را نمیکنند، زمان نه به ابزار دراماتیک، بلکه به مانعی در برابر پیشروی روایت بدل میشود.
« مسئله آن است که جدیت گاهی به اغراق نزدیک میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین ناهماهنگی سبب میشود فیلم در بعضی قسمتها شتابزده و در قسمتهایی دیگر بیش از اندازه ممتد به نظر برسد. لحن حماسی و فاصلهٔ عاطفی فیلم آشکارا به دنبال ثبت شجاعت و فداکاری نیروهایی است که مأموریتی دشوار را بر عهده گرفتهاند. این جهتگیری میتواند در بهترین حالت، حماسهای انسانی بسازد: شکوه نه در شعار، بلکه در ترس و مسئولیتی که آدمهای معمولی در شرایط استثنایی میپذیرند.
هرچه اثر به محدودیتهای واقعی خدمه، نگرانیهایشان و وابستگی متقابلشان نزدیکتر میشود، تصویر قهرمانی نیز باورپذیرتر میگردد. اما لحن حماسی در برخی لحظات بر ظرافت انسانی غلبه میکند. وقتی فیلم بیش از حد بر اهمیت تاریخی مأموریت یا بزرگی آن تکیه میکند، پیچیدگی تجربهٔ فردی کاهش مییابد.
رابطهٔ عاطفیِ فرعی نیز به اندازهای که باید در متن اصلی جا نمیافتد؛ بهجای آنکه بُعدی تازه به شخصیتها ببخشد یا تضاد میان زندگی خصوصی و وظیفهٔ نظامی را پررنگ کند، گاه همچون مسیری جداگانه و کماثر کنار خط اصلی قرار میگیرد. در نتیجه، فیلم میان حماسهٔ جنگی و ملودرام شخصی پیوندی کامل برقرار نمیکند.
بازسازی و حدود واقعنمایی بازآفرینی فضای جنگی بخشی مهم از جذابیت فیلم است، اما فیلم تاریخی از جزئیات بصری و نظامی خود نیز اعتبار میگیرد. دربارهٔ این اثر، گزارشی از یک نادقتی مشخص در نوع هواپیماهای بهکاررفته در صحنهٔ حمله منتشر شده است: هواپیماهای نمایشدادهشده با مدلهایی که در عملیات واقعی شرکت داشتند یکسان نیستند.
« همین ناهماهنگی سبب میشود فیلم در بعضی قسمتها شتابزده و در قسمتهایی دیگر بیش از اندازه ممتد به نظر برسد. »
قوتها و کاستیها
چنین خطایی بهتنهایی ارزش نمایشی فیلم را تعیین نمیکند، اما برای تماشاگرانی که به تاریخ هوانوردی و جزئیات نظامی توجه دارند، یادآور میشود که بازسازی سینمایی را نباید بیواسطه سند تاریخی دانست. در عین حال، ارزش اثر فقط به میزان دقت تجهیزات وابسته نیست. مهمتر آن است که جزئیات در خدمت ساختن حس موقعیت قرار بگیرند: محدودیت دید، فرسودگی، سرما و دشواری هماهنگی در پروازی طولانی.
فیلم در این زمینه لحظههایی موفق دارد، ولی پیوستگی و شدت تجربه همواره حفظ نمیشود. هرگاه تصویر و موقعیت نظامی بهتنهایی جایگزین درام شوند، بازسازی به نمایش ظاهری نزدیک میشود؛ هرگاه این عناصر به اضطراب و تصمیمهای شخصیتها متصل باشند، فیلم زندهتر و باورپذیرتر میشود. جمعبندی «Wings Above Berlin» از رویدادی تاریخی بهره میگیرد که ظرفیت فراوانی برای ساختن درامی پرتعلیق و انسانی دارد.
ایدهٔ مأموریت هواییِ دوربرد، خطر فراگیر پرواز و وابستگی خدمه به یکدیگر، بنیانی نیرومند برای فیلم فراهم میکند. اثر در لحظاتی که بر آسیبپذیری هواپیما و آدمهای درون آن تمرکز میکند، فضای جنگ را ملموس میسازد و به وجه جمعیِ شجاعت توجه نشان میدهد. بااینحال، این ظرفیت بهطور کامل به ثمر نمیرسد.
ریتم نامتوازن، تدوین ناپیوسته، بازیهایی که گاه از اندازه میگذرند و پیوند نهچندان طبیعی میان خط جنگی و عاطفی، از قدرت تأثیرگذاری فیلم میکاهند. حاصل، اثری است که موضوعی جذاب و لحظههایی مؤثر دارد، اما در پرداخت روایی و عاطفی به انسجامی که از چنین مأموریت پرخطری انتظار میرود دست نمییابد.
« در عین حال، ارزش اثر فقط به میزان دقت تجهیزات وابسته نیست. »
جمعبندی
تماشای آن بیش از آنکه تجربهای یکدست و نفسگیر باشد، مواجهه با فیلمی است که تصویرهایی از حماسه پیش چشم میگذارد، اما همیشه نمیتواند تماشاگر را درون آن حماسه نگه دارد.
ثبت دیدگاه