نقد و بررسی
نقد امیال ژرف خدایان (Profound Desires of the Gods) | 1968
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جزیرهای بیرون از زمان «میلهای ژرف خدایان» ساختهٔ Shōhei Imamura، بیش از آنکه روایتی متعارف دربارهٔ ورود یک مهندس شهری به جزیرهای دورافتاده باشد، کاوشی گسترده در جهانی است که قواعدش از پیوند طبیعت، اسطوره، خویشاوندی و نیازهای روزمره پدید آمدهاند. کِریا، مهندس توکیویی، برای حفر چاهی به جزیره میآید؛ اما خیلی زود درمییابد که کار فنی او در خلأ انجام نمیشود.
آب، زمین و نیروی کار در اینجا فقط منابع اقتصادی نیستند: هر کدام در شبکهای از باورها و مناسبات اجتماعی معنا دارند. جزیره خود به شخصیتی مستقل بدل میشود؛ فضایی که هم زیبا و زنده است و هم سرسخت و بیاعتنا به میل انسان برای مهار کردنش. امامورا با این انتخاب، از همان آغاز چارچوبی دوگانه میسازد: مهندسی مدرن در برابر جهانبینی کهن، و منطق منفعت در برابر منطق آیین.
بااینحال، فیلم به تقابل سادهٔ «عقل روشنگر» و «خرافهٔ تاریک» تن نمیدهد. هر سوی این کشاکش محدودیتها و تناقضهای خود را دارد و هیچکدام را نمیتوان بیچونوچرا راه رهایی دانست. داستانی که از حاشیهها شکل میگیرد ورود کِریا به جزیره، محور اولیهٔ روایت را فراهم میکند، اما فیلم بهسرعت از آن فراتر میرود.
مهندس به خاندان فوتوری نزدیک میشود؛ خانوادهای مطرود که زندگیاش با تابوها، مناسبات دشوار و اعتقادهایی گره خورده که دیگر ساکنان جزیره نیز در برابرشان موضع دارند. برخورد کِریا با این خانواده، نه مسیر یک قهرمان برای حل مسئله، بلکه دریچهای برای مشاهدهٔ نظمی اجتماعی است که در آن میل، شرم، کار و تعلق به جامعه از یکدیگر جدا نیستند.
« بااینحال، فیلم به تقابل سادهٔ «عقل روشنگر» و «خرافهٔ تاریک» تن نمیدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
روایت گاه از مسیر اصلی منحرف میشود و به رخدادها یا شخصیتهایی میپردازد که در نگاه نخست حاشیهای به نظر میرسند. همین پراکندگی میتواند برای تماشاگر خوگرفته به داستانی فشرده و هدفمند، دشوار باشد. اما این شلختگیِ ظاهری تا اندازهای با جهان فیلم تناسب دارد: جزیره نه صرفاً صحنهای برای کشمکش کِریا، بلکه مجموعهای از زندگیها و عادتهاست که هیچکدام کاملاً در خدمت یک خط داستانی واحد قرار نمیگیرند.
فیلم میخواهد پیش از آنکه داوری کند، مجال مشاهده بدهد. طبیعت، منظره و نیروی بیطرف جهان تصویرهای جزیره از عناصر ماندگار فیلماند. ساحل، پوشش گیاهی، گرما و جانوران، صرفاً پسزمینهای زیبا برای ماجرا نیستند؛ طبیعت حضوری مستقل دارد و به زندگی انسانها شکل میدهد، بیآنکه اخلاق یا عاطفهٔ انسانی را بازتاب دهد.
این نگاه، به فیلم کیفیتی مشاهدهگرانه میبخشد: گویی دوربین گاه از قصه فاصله میگیرد تا خودِ زیستگاه را ثبت کند. زیبایی این تصاویر نیز آرامشبخش و بیخطر نیست. جزیره هم فریبنده است و هم دشوار؛ هم سرچشمهٔ زندگی و هم نیرویی که انسان را از تسلط کامل بر محیطش محروم میکند. در این فضا، کوشش برای حفر چاه معنایی دوگانه مییابد: دستاوردی فنی برای حل نیازهای جامعه و مداخلهای در نظمی که پیش از آمدن مهندس وجود داشته است.
فیلم از این منظر، پرسشی مهم طرح میکند: آیا پیشرفت فقط افزودن ابزارهای تازه است، یا دگرگون کردن رابطهٔ انسان با زمین و کسانی که بر آن زندگی میکنند؟ سنت و تجدد؛ تقابلی پیچیدهتر از یک شعار کِریا نمایندهٔ جهانی است که با تخصص، محاسبه و هدفهای اجرایی پیش میرود. در برابر او، اهالی جزیره با حافظهٔ جمعی، مناسک و باورهای دیرپا زندگی میکنند.
« همین پراکندگی میتواند برای تماشاگر خوگرفته به داستانی فشرده و هدفمند، دشوار باشد. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فیلم سنت را به تصویری شاعرانه و پاک از گذشته تبدیل نمیکند. مناسبات کهن میتوانند خشونتبار و محدودکننده باشند و هزینهٔ خود را بر بدن و آزادی افراد تحمیل کنند. در همان حال، مدرنیته نیز تنها وعدهٔ رفاه نیست؛ با خود قدرت اقتصادی، تغییر شکل جامعه و نگاهی ابزاری به طبیعت و انسان را میآورد.
از همین رو، فیلم نقدی یکسویه بر یکی از دو جهان نیست. پرسش آن بیشتر دربارهٔ سازوکار قدرت است: چه کسی حق دارد قواعد زندگی جمعی را تعیین کند؟ چه کسی از تغییر سود میبرد و چه کسی بار آن را میکشد؟ سرمایهگذاری صنعتی و باورهای مقدس، هر دو میتوانند به نظمهایی بدل شوند که فرد را در خدمت هدفی بزرگتر قرار میدهند.
این پیچیدگی، از «میلهای ژرف خدایان» اثری تأملبرانگیز میسازد؛ فیلمی که بهجای پاسخهای آماده، تضادهایش را در برابر تماشاگر نگه میدارد. خاندان فوتوری و اخلاقِ ناخوشایند فیلم خاندان فوتوری مرکز عاطفی و اخلاقیِ ناآرام فیلم است. طردشدگی آنان تنها نتیجهٔ رفتار فردی اعضای خانواده نیست، بلکه نشان میدهد جامعه چگونه مرزهای «پاکی» و «ناپاکی» را میسازد و سپس آدمها را بر پایهٔ آن دستهبندی میکند.
فیلم در نمایش این خانواده از تعارف پرهیز میکند: روابط خشن و موضوع زنای با محارم، بخشی از جهانی هستند که ممکن است برای بسیاری از تماشاگران آزاردهنده باشند. اهمیت این عناصر در آن است که فیلم از آنها برای شوکآفرینیِ صرف استفاده نمیکند؛ آنها را در متن انزوا، سلطه، تابو و سرنوشت اجتماعی قرار میدهد.
« بااینحال، فیلم سنت را به تصویری شاعرانه و پاک از گذشته تبدیل نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، زمینهمند بودن موضوعات، الزاماً از دشواری تماشای آنها نمیکاهد. بعضی صحنهها بهدلیل صراحت و ناخوشایندیشان فاصلهای جدی میان فیلم و مخاطب ایجاد میکنند. امامورا از تماشاگر نمیخواهد بهسادگی با شخصیتها همدلی کند یا آنان را به داوری اخلاقی فوری بسپارد؛ او وضعیتهایی میسازد که نگاهکردن به آنها آسان نیست و همین دشواری را بخشی از تجربهٔ فیلم میکند.
ریتم، اجرا و شیوهٔ کارگردانی فیلم با زمانی نزدیک به سه ساعت، فرصت فراوانی برای گسترش زندگی جزیره فراهم میکند. این وسعت گاه به سود اثر است: مناسبات میان شخصیتها فرصت شکلگرفتن مییابند و جزیره بهتدریج از یک مکان ناشناخته به جهانی ملموس بدل میشود. در عوض، ریتم کند و روایت پراکنده ممکن است توجه بخشی از مخاطبان را فرسوده کند.
برخی دقایق چنان میگذرند که انتظار میرود فیلم زودتر به نقطهٔ بعدی برسد؛ اما امامورا پیوسته مسیر مستقیم و فشرده را انتخاب نمیکند. اجراها نیز با همین رویکرد سازگارند. بازیگران به شخصیتها حضوری زمینی و بیپیرایه میدهند و فضای فیلم را از حسوحال نمایشیِ تصنعی دور نگه میدارند. حاصل، آمیزهای نامتعارف از مشاهدهگری واقعگرا و کیفیتی رازآلود است.
فیلم در یک قالب ثابت نمیماند: گاهی به زندگی روزمره نزدیک میشود، گاهی به افسانه و اسطوره پهلو میزند و گاهی با لحنی تلخ یا غریب، فاصلهٔ تماشاگر را از آنچه میبیند بیشتر میکند. این تنوع، سرچشمهٔ تازگی اثر است و در عین حال، میتواند حس ناپیوستگی آن را تشدید کند. تجربهای برای تماشاگر صبور «میلهای ژرف خدایان» فیلمی نیست که در همهٔ لحظهها تماشاگر را با کشش رواییِ فوری همراه کند.
« بااینهمه، زمینهمند بودن موضوعات، الزاماً از دشواری تماشای آنها نمیکاهد. »
قوتها و کاستیها
تماشای آن نیازمند تحمل زمان، پذیرش ابهام و آمادگی برای مواجهه با موضوعاتی ناخوشایند است. کسی که به داستانهای فشرده، قهرمانان روشن و نتیجهگیریهای صریح علاقه دارد، ممکن است آن را طولانی و نامتمرکز بیابد. اما برای مخاطبی که از سینمایی تأملی و نامتعارف استقبال میکند، همین ویژگیها بخشی از جذابیت فیلماند.
اثر در نهایت بیش از آنکه دربارهٔ پاسخ یک مهندس به مسئلهٔ آب باشد، دربارهٔ برخورد جهانهاست: جهانی که از بیرون وارد جزیره میشود و جهانی که از پیش، با قواعد خاص خود، در آن جریان داشته است. فیلم نیز این برخورد را به حکمی ساده دربارهٔ برتری سنت یا تجدد تقلیل نمیدهد. نیروی آن در باقیگذاشتن تناقضهاست؛ در نشاندادن اینکه زیبایی میتواند کنار خشونت، و پیشرفت کنار سلطه قرار گیرد.
جمعبندی «میلهای ژرف خدایان» اثری بلند، ناآرام و دشوارپسند است که با تصویرهای زندهٔ جزیره، فضای رازآلود و کاوش در کشمکش میان باورهای کهن و مدرنیته، تجربهای متمایز میآفریند. روایت پراکنده و ریتم کند، در کنار موضوعات آزاردهنده، موانع واقعی آن برای مخاطباند؛ اما همین گستردگی و امتناع از داوری ساده، به فیلم عمق میبخشد.
امامورا جزیره را نه بهشت ازدسترفته میبیند و نه جهانی که با ورود صنعت بهسادگی نجات پیدا کند. حاصل، روایتی چندلایه از میل، قدرت، طبیعت و جامعه است؛ فیلمی که بهجای آنکه بهآسانی تمام شود، ذهن تماشاگر را با پرسشهایش تنها میگذارد.
« تماشای آن نیازمند تحمل زمان، پذیرش ابهام و آمادگی برای مواجهه با موضوعاتی ناخوشایند است. »
ثبت دیدگاه