نقد و بررسی
نقد موطلاییِ توتفرنگی (The Strawberry Blonde) | 1941
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان آرزو و واقعیت «The Strawberry Blonde» ساختهٔ Raoul Walsh، کمدی رمانتیکی است که از دل حسرتی قدیمی، تصویری گرم و گاه تلخ از بلوغ عاطفی میسازد. فیلم با تکیه بر فضای نیویورکِ اواخر قرن نوزدهم و شور زندگی روزمره، قصهٔ Biff Grimes را دنبال میکند: مردی پرحرارت که روزگاری دل به Virginia Brush سپرده، اما رابطهاش با این آرزوی ناکام، زندگی او را به مسیری پیچیده میکشاند.
فیلم بیش از آنکه صرفاً داستان رقابت عاشقانه باشد، دربارهٔ فاصلهٔ میان تصویری است که از خوشبختی در ذهن میسازیم و زندگیای که در عمل پیش روی ما قرار میگیرد. بازگشت به گذشته و ساختار روایت روایت از زمان حال آغاز میشود و سپس به گذشته بازمیگردد؛ خاطرهای که با یک برخورد دوباره جان میگیرد و بخش عمدهٔ فیلم را دربرمیگیرد.
این ساختار به قصه امکان میدهد میان تجربهٔ گذشته و نگاه پختهترِ اکنون رفتوآمد کند. گذشته در اینجا صرفاً مجموعهای از رخدادها نیست، بلکه بازسازی ذهنیِ بیف از روزهایی است که هنوز گمان میکرد خواستههایش تعریف روشنی از خوشبختی به دست میدهند. این انتخاب روایی، بااینحال، همیشه به نفع ریتم عمل نمیکند.
« این ساختار به قصه امکان میدهد میان تجربهٔ گذشته و نگاه پختهترِ اکنون رفتوآمد کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بازگشت طولانی به خاطرات، گاه از حرکت داستان میکاهد و برخی رویدادها را پراکنده جلوه میدهد. از سوی دیگر، همین مکثها به فیلم فرصت میدهند تا محیط اجتماعی و روابط شخصیتها را آرامآرام بپروراند. روایت، بیشتر بر لحن و جزئیات روزمره تکیه دارد تا بر شتاب پیرنگ؛ انتخابی که برای بعضی تماشاگران دلنشین است و برای برخی دیگر کندی به همراه میآورد.
بیف گریمز؛ نیروی کمدی و آسیبپذیری James Cagney نقش بیف را با انرژیای بازی میکند که به شخصیت هم جذابیت میبخشد و هم بیقراریاش را آشکار میکند. بیف زود از کوره در میرود، لجوج است و گاه در تشخیص نیت دیگران سادهدلانه عمل میکند، اما بازی کگنی اجازه نمیدهد این ویژگیها به کاریکاتور بدل شوند.
پشت تندی و اعتمادبهنفس ظاهری او، جوانی دیده میشود که میخواهد جایگاه خود را در جهان پیدا کند و برای آرزویش، یعنی دندانپزشکشدن، دستوپا میزند. کگنی که برای نقشهای پرتنش و خشن نیز شناخته میشد، در این فیلم وجهی نرمتر از توانایی خود را به نمایش میگذارد. حرکات سریع، واکنشهای ناگهانی و شوخیهای بدنیاش کمدی را زنده میکنند؛ اما لحظات آرامتر نشان میدهند که بازی او صرفاً به پرتحرکی وابسته نیست.
« بازگشت طولانی به خاطرات، گاه از حرکت داستان میکاهد و برخی رویدادها را پراکنده جلوه میدهد. »
شخصیتها و اجرا
بیف در کشاکش میان غرور و نیاز به محبت، هم خندهدار است و هم قابلهمدلی. ویرجینیا و ایمی؛ تفاوت میان شیفتگی و صمیمیت Rita Hayworth در نقش ویرجینیا، حضوری چشمگیر و آگاهانه فریبنده دارد. او برای بیف بیش از یک دختر زیباست: تجسم آرزویی است که بیف به آن معنایی بزرگتر از واقعیت میدهد.
همین فاصله میان تصویر ذهنی و انسان واقعی، سرچشمهٔ بخشی از طنز فیلم است. ویرجینیا در مرکز نگاه بیف قرار دارد، اما روایت بهتدریج نشان میدهد که شدت شیفتگی او لزوماً به معنای شناخت عمیق یا سازگاری نیست. در سوی دیگر، Olivia de Havilland در نقش ایمی شخصیتی را میسازد که جذابیتش از حضور آرام، هوشمندی و استقلال رأی میآید.
رابطهٔ او با بیف بهجای تکیه بر افسون لحظهای، از گفتوگو و همراهی شکل میگیرد. شیمی میان کگنی و دی هاویلند یکی از ستونهای عاطفی فیلم است: تقابل میان تندی بیف و خویشتنداری ایمی، صحنههایی میآفریند که هم خندهدارند و هم صمیمانه. فیلم در این تضاد، تفاوت میان عاشقشدن با یک تصویر و ساختن رابطهای واقعی را برجسته میکند.
« بیف در کشاکش میان غرور و نیاز به محبت، هم خندهدار است و هم قابلهمدلی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
هوگو و دوستیِ ناسالم Jack Carson در نقش هوگو، دوست بیف و رقیب عاطفی او، با صدایی پرطنین و رفتاری مطمئن، شخصیتی میآفریند که حضورش هم مایهٔ شوخی است و هم عامل تنش. هوگو میداند چگونه اعتماد دیگران را به سود خود به کار گیرد؛ دوستیاش با بیف، از این رو، مرزی ناپایدار میان رفاقت و بهرهکشی دارد.
فیلم از طریق او نشان میدهد که فریب همیشه با چهرهای آشکار و تهدیدآمیز ظاهر نمیشود؛ گاهی پشت صمیمیت و وعدههای جذاب پنهان میماند. بااینهمه، شخصیت هوگو بیش از آنکه کاوشی روانشناختی و پیچیده باشد، در خدمت پیشبرد موقعیتهای کمیک و گرههای داستانی قرار میگیرد. این سادگی با حالوهوای عامهپسند فیلم سازگار است، ولی بخشی از کشمکشها را قابلپیشبینی میکند.
تقابل او و بیف، بیش از آنکه نبردی میان دو جهانبینی باشد، آزمونی برای سنجیدن قضاوت، اعتماد و جاهطلبی بیف است. طنز، موسیقی و جهان نوستالژیک یکی از امتیازهای فیلم، ساختن جهانی است که گذشته را نه به شکل بازسازیای خشک، بلکه همچون خاطرهای رنگگرفته و سرزنده عرضه میکند. موسیقیها و ترانههای دوره، از جمله «The Band Played On»، در بافت داستان جا میافتند و به آن ضربآهنگی دلپذیر میدهند.
« این سادگی با حالوهوای عامهپسند فیلم سازگار است، ولی بخشی از کشمکشها را قابلپیشبینی میکند. »
قوتها و کاستیها
این قطعات فقط نشانهای تزئینی از زمانه نیستند؛ گاهی جمع را به حرکت درمیآورند و گاهی حالوهوایی مشترک میسازند که شخصیتها در آن به هم نزدیک یا از هم دور میشوند. کمدی فیلم نیز از تضاد میان ظاهر آراسته و رفتارهای بیپرده، از سوءتفاهمها و از تندخویی بیف نیرو میگیرد. Alan Hale در نقش پدر بیف و بازیگران مکمل، به این فضای پرجنبوجوش غنا میبخشند.
طراحی صحنه و لباس و فیلمبرداری سیاهوسفید، گذشته را به قلمرویی خیالانگیز بدل میکند؛ فضایی که گرمایش بیشتر از دقت تاریخیِ موشکافانه، از لحن مهربان و خاطرهساز فیلم میآید. جنسیت، قومیت و محدودیتهای زمانه تماشای امروزی فیلم نیازمند توجه به فاصلهٔ تاریخی آن است. برخی شوخیها و تیپسازیها، بهویژه در بازنمایی جنسیت و قومیت، با معیارهای کنونی کهنه یا ناخوشایند به نظر میرسند.
فیلم گاه از کلیشههای رایج زمان تولیدش برای ساختن خنده بهره میگیرد و همیشه از پیامدهای آنها فاصلهگذاری انتقادی نمیکند. در عین حال، ایمی شخصیتی است که استقلال فکری و مشارکت اجتماعیاش به او جایگاهی فراتر از نقش صرفاً تزئینی میدهد؛ هرچند نگاه فیلم به این استقلال، همچنان در چارچوب کمدی رمانتیک هالیوودی آن دوره باقی میماند.
« کمدی فیلم نیز از تضاد میان ظاهر آراسته و رفتارهای بیپرده، از سوءتفاهمها و از تندخویی بیف نیرو میگیرد. »
جمعبندی
جمعبندی «The Strawberry Blonde» فیلمی گرم و دلنشین است که نیروی اصلیاش را از بازی پرانرژی James Cagney، همراهی دوستداشتنی Olivia de Havilland و فضای موسیقایی و نوستالژیکش میگیرد. ساختار بازگشتی و کشآمدن شیفتگی بیف به ویرجینیا گاه ریتم را کند میکند، و برخی شوخیها نیز امروز بهروشنی تاریخمصرفگذشتهاند.
بااینحال، فیلم در مرکز خود پرسشی ساده و ماندگار دارد: آیا خوشبختی همان چیزی است که سالها در آرزویش بودهایم، یا چیزی که در پیوندهای واقعی و روزمره شکل میگیرد؟ پاسخ فیلم، بیآنکه از لطافت و طنز فاصله بگیرد، ارزش تجربه را در شناخت تدریجیِ عشق و خودشناسی میجوید.
« پاسخ فیلم، بیآنکه از لطافت و طنز فاصله بگیرد، ارزش تجربه را در شناخت تدریجیِ عشق و خودشناسی میجوید. »
ثبت دیدگاه