نقد و بررسی
نقد استادان رقص (The Dancing Masters) | 1943
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کارنامهٔ لورل و هاردی «The Dancing Masters» ساختهٔ Malcolm St. Clair، کمدی سیاهوسفیدی از سال ۱۹۴۳ است که لورل و هاردی را در یکی از دورههای متأخر فعالیت سینماییشان نشان میدهد. فیلم حدود یک ساعت زمان دارد و از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با اثری پرپیچوخم یا بلندپروازانه روبهرو باشیم؛ مقصد اصلی، فراهمکردن موقعیتهایی برای حضور این زوج و بازی با آشفتگیهای روزمره است.
آنها اینبار آموزگار رقصاند و گرفتاریهایشان از جایی آغاز میشود که سرنوشت مدرسهٔ کمرونقشان با اختراع جوانی آرمانگرا و ماجرایی مربوط به بیمه گره میخورد. فیلم بهجای آنکه این خطوط داستانی را با دقتی کامل در هم ببافد، آنها را بیشتر بهانهای برای زنجیرهای از سوءتفاهمها و خرابکاریها قرار میدهد.
قصه بهمثابه زمینهٔ کمدی هستهٔ داستان، کمککردن به مخترعی جوان برای فروش اختراع و جلب رضایت پدر دختر محبوبش است؛ در کنار آن، نقشهٔ اولی برای بهدستآوردن پول بیمه از راه صدمهزدن به استن، رشتهای جداگانه از دردسرها را شکل میدهد. این دو مسیر در ظاهر وعدهٔ یک کمدی پرتحرک را میدهند، اما پیوندشان همیشه محکم و طبیعی نیست.
فیلم گاهی از یک موقعیت به موقعیت دیگر میجهد و تماشاگر را بیشتر با منطق «حالا ببینیم چه فاجعهای پیش میآید» پیش میبرد تا با یک پیرنگ منسجم. با این همه، سادگی روایت الزاماً نقطهضعف مطلق نیست. داستان چنان سبک و کمتکلف پیش میرود که تماشاگر فرصت دارد توجهش را از چرایی دقیق رخدادها بردارد و به واکنشهای دو قهرمان بسپارد.
« جایگاه فیلم در کارنامهٔ لورل و هاردی «The Dancing Masters» ساختهٔ Malcolm St. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در بهترین لحظهها، نقشههای کوچک و تصمیمهای عجولانه نه برای حل مسئله، بلکه برای ساختن مسئلهای تازه به کار میآیند؛ همان چرخهای که کمدی زوج را زنده نگه میدارد. البته خط اختراع و ماجرای بیمه، در مجموع بیش از آنکه به یکدیگر معنا بدهند، گاه رقیب یکدیگر برای جلب توجه میشوند. شیمی بازیگران و هنر دونفره مرکز ثقل فیلم، همچنان رابطهٔ بازیمحور استن و اولی است.
لورل با چهرهٔ معصوم، مکثهای نابجا و بیخبری ظاهریاش، بیآنکه خود را مقصر بداند، اوضاع را پیچیدهتر میکند؛ هاردی نیز با وقار ساختگی و میل دائمیاش به کنترل صحنه، در برابر هر آشوبی واکنشی بزرگتر نشان میدهد. خنده غالباً از فاصلهٔ میان این دو ساخته میشود: یکی نمیفهمد چرا کار خراب شده و دیگری مطمئن است که میتواند با اندکی اقتدار همهچیز را درست کند.
این هماهنگی حاصل تقسیم سادهٔ نقشها نیست؛ هر حرکت، نگاه و مکث یکی، پاسخی از دیگری میطلبد. هاردی وقتی میکوشد برتری و آگاهی خود را حفظ کند، ناخواسته بستر سقوط بعدیاش را میسازد؛ استن هم با بیگناهی ظاهری، همان نظمی را بههم میریزد که اولی سخت در پی برقراری آن است. در «The Dancing Masters» این شیمی هنوز کار میکند و لحظههایی میآفریند که حتی وقتی لطیفهٔ اصلی از پیش قابل حدس است، اجرای دونفره آن را تماشایی میسازد.
با این حال، فیلم کمتر از آثار شاخص آنها مجال میدهد یک شوخی از چند مرحلهٔ دقیق و فزاینده عبور کند. کمدی دیداری و لحظههای ماندگار نیروی اصلی فیلم در کمدی دیداری است: بدنها، اشیا و فضاها به ابزارهای دردسر بدل میشوند و شخصیتها اغلب در برابر محیطی قرار میگیرند که از کوچکترین بیاحتیاطیشان بحرانی تازه میسازد.
« شیمی بازیگران و هنر دونفره مرکز ثقل فیلم، همچنان رابطهٔ بازیمحور استن و اولی است. »
شخصیتها و اجرا
رقابت بر سر ساعت، نمونهای روشن از این جنس شوخی است؛ یک شیء عادی بهانهای میشود تا غرور، لجبازی و سوءبرداشت در قالب کنشهای کوچک اما پیدرپی آشکار شوند. صحنههای مربوط به بطریهای نوشابه نیز از بازی با انتظار تماشاگر بهره میبرند: هرچه شخصیتها بیشتر میکوشند اوضاع را مهار کنند، احتمال از دسترفتن کنترل بیشتر میشود.
اوج پرتحرک فیلم، ماجرای اتوبوس است؛ دنبالهای که آشفتگی جسمانی و حرکت را به شکلی برجسته به کار میگیرد. جذابیتش بیش از آنکه از منطق واقعگرایانهٔ رخدادها بیاید، از افزایش بیوقفهٔ خطر و دستپاچگی شخصیتها ناشی میشود. البته جلوههای تصویری و شیوهٔ ساخت این بخش امروز آشکارا کهنه به نظر میرسند؛ فاصلهٔ میان واقعیت صحنه و تمهیدهای سینمایی به چشم میآید.
اما انرژی اجرایی و ریتم حادثه هنوز میتواند آن را به یکی از بخشهای خوشتماشای فیلم بدل کند. ریتم، ساختار و کارگردانی فیلم با شتابی مناسب برای کمدی سبک حرکت میکند و از کشدادن بیش از اندازهٔ موقعیتها پرهیز دارد. این فشردگی به سود سرگرمکنندگی است: صحنهای که شوخیاش تمام شده، معمولاً زود جای خود را به گرفتاری بعدی میدهد.
در مقابل، همین شتاب فرصت گسترش برخی ایدهها را محدود میکند. مدرسهٔ رقص، که در عنوان فیلم هم برجسته شده، میتوانست زمینهای برای شوخیهای مکرر با آموزش، حرکت و ناهماهنگی بدنی باشد؛ اما فیلم خیلی زود از ظرفیت آن فاصله میگیرد و بخش عمدهٔ روایت را به ماجراهای دیگر میسپارد. در نتیجه، عنوان و خط داستانی اصلی همیشه بهطور کامل بر هم منطبق نیستند.
« اوج پرتحرک فیلم، ماجرای اتوبوس است؛ دنبالهای که آشفتگی جسمانی و حرکت را به شکلی برجسته به کار میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
«آموزگاران رقص» بیشتر نقطهٔ عزیمت قصه است تا محوری که همهٔ موقعیتها را سازمان دهد. این پراکندگی در کنار سادگی و شتاب فیلم، حسی دوگانه ایجاد میکند: از یک سو، اثر بیدرنگ سرگرم میکند؛ از سوی دیگر، گاه به مجموعهای از طرحهای کمدی نزدیک میشود که پیوندشان با رشتهای روایی کمجان برقرار مانده است.
با اینهمه، کارگردانی اجازه میدهد صحنهها روان پیش بروند و تمرکز اصلی از زوج کمدی دور نشود. بازیگران مکمل و حضور کوتاه رابرت میچم بازیگران مکمل بیشتر نقشهای لازم برای راهانداختن ماجرا را بر عهده دارند: مخترع جوان، دختر مورد علاقهاش و پدری که باید رضایتش جلب شود، هر یک بخشی از مسیر داستان را شکل میدهند.
آنها در قیاس با لورل و هاردی شخصیتهایی کمعمقترند و عمدتاً در خدمت حرکت پیرنگ باقی میمانند. Margaret Dumont نیز با حضورش، فضای آشنای کمدی اجتماعی را تقویت میکند، هرچند فیلم مجال چندانی برای پرداخت مستقل به شخصیتهای فرعی ندارد. یکی از نکتههای جالب برای تماشاگر امروزی، حضور کوتاه و بینام Robert Mitchum در نقش فروشندهای متقلب است.
این نقش کوچک، بهتنهایی تأثیر ساختاری مهمی بر فیلم ندارد و نباید انتظار داشت حضوری طولانی یا محوری باشد؛ جذابیت آن بیشتر از دیدن چهرهٔ جوان بازیگری میآید که بعدها به شهرت رسید. حضور او برای کسانی که سینمای کلاسیک را دنبال میکنند، نوعی کشف فرعی و دلپذیر است، نه دلیلی مستقل برای ارزیابی فیلم.
« آموزگاران رقص» بیشتر نقطهٔ عزیمت قصه است تا محوری که همهٔ موقعیتها را سازمان دهد. »
قوتها و کاستیها
شوخیهای تاریخمصرفدار و محدودیتهای فیلم فاصلهٔ تاریخی، بر دریافت بخشی از شوخیها اثر گذاشته است. بعضی از موقعیتها به شیوهای از کمدی بدنی و بازی با آسیبهای جسمانی متکیاند که امروز ممکن است برای تماشاگرانی کماثرتر یا آشناییزدوده به نظر برسد. شماری از لطیفهها نیز تکرار همان الگوی آشنای گاف، واکنش خشمگینانه و خرابکاری بعدیاند و به همین دلیل، میان لحظههای موفق فیلم بخشهایی کمرمقتر دیده میشود.
تماشاگرانی که با ریتم و قراردادهای کمدی کلاسیک خو گرفتهاند، احتمالاً از این تکرار کمتر دلزده میشوند. ضعف مهمتر، ناهمواری فیلمنامه است. رابطهٔ میان اختراع، مشکلات مالی، بیمه و دلبستگی جوانانه همیشه با منطق محکم پیش نمیرود؛ برخی رخدادها بیشتر به ضرورتِ ساختن شوخی بعدی وابستهاند تا به تصمیمهایی باورپذیر از سوی شخصیتها.
این کاستی مانع از آن میشود که فیلم به اوجهای کمدی لورل و هاردی برسد؛ اما از ارزش لحظههای مستقلش هم نمیکاهد. اثر را بهتر است نه بهعنوان شاهکاری بینقص، بلکه بهعنوان نمونهای خوشگذران و ناهموار از همکاری متأخر این دو کمدین تماشا کرد. جمعبندی «The Dancing Masters» فیلمی ساده، پرجنبوجوش و گاه پراکنده است که بیش از انسجام داستانی، بر دوام شیمی لورل و هاردی تکیه دارد.
رقابت بر سر ساعت، بازی با بطریها و دنبالهٔ اتوبوس، نشان میدهند که این زوج هنوز میتوانند از اشیای معمولی و موقعیتهای کوچک، لحظههای کمیک بسازند. در برابر آن، بخشهایی از شوخیها کهنه شدهاند و داستان اختراع و بیمه به اندازهٔ کافی منظم و قانعکننده نیست. بااینحال، فیلم برای تماشای بیتکلف و لذتبردن از حضور دو بازیگر اصلی، انتخابی دلنشین است؛ اثری که لازم نیست هر صحنهاش شاهکار باشد تا گاهی خندهای صادقانه برانگیزد.
« شوخیهای تاریخمصرفدار و محدودیتهای فیلم فاصلهٔ تاریخی، بر دریافت بخشی از شوخیها اثر گذاشته است. »
جمعبندی
علاقهمندان به سینمای کلاسیک از بازی دونفره و حضور گذرای رابرت میچم سود خواهند برد، و تماشاگرانی که در پی پیرنگی استوار یا کمدیای کاملاً تازهاند، محدودیتهای آن را زودتر احساس خواهند کرد.
ثبت دیدگاه