نقد و بررسی
نقد مرگ برای زنده ماندن (Dying to Survive) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت و زمینه «Dying to Survive» که عنوان اصلیاش بهمعنای «من خدای دارو نیستم» است، از موقعیتی ساده اما پرتنش آغاز میکند: مردی معمولی و گرفتار تنگنای مالی، راهی غیرقانونی برای تهیه دارویی ارزانتر از هند پیدا میکند؛ دارویی که بیماران مبتلا به سرطان خون توان خرید نمونهٔ رسمی و گرانقیمت آن را ندارند.
فیلم در ابتدا از دل این وضعیت، طرحی نزدیک به ماجرای قاچاق و تجارت بیرون میکشد؛ اما بهتدریج روشن میکند که مسئلهٔ اصلی، خودِ دارو نیست، بلکه فاصلهٔ میان حقِ زندهماندن و توان مالیِ برخورداری از درمان است. اثر به ماجرایی واقعی الهام گرفته و همین پیوند با واقعیت، به درگیری اخلاقی آن وزن میبخشد.
بااینحال، فیلم در پی بازسازی مستندوار رویدادها نیست؛ شخصیتها و موقعیتها را در خدمت درامی عامهفهم قرار میدهد. نتیجه، قصهای است که هم میخواهد سرگرم کند و هم تماشاگر را با پرسشی ناآرامکننده روبهرو سازد: وقتی قانون، بازار و نیاز انسانی در برابر یکدیگر قرار میگیرند، اطاعت از کدامیک عادلانهتر است؟
دگرگونی چنگ یونگ محور عاطفی فیلم، تغییر تدریجی چنگ یونگ است؛ مردی که در آغاز بیش از هر چیز به نجات کسبوکار و حل گرفتاریهای خودش فکر میکند. او قهرمانی آرمانی نیست و فیلم نیز نمیکوشد از همان ابتدا چنین تصویری بسازد. رفتارهای حسابگرانه و خودخواهانهاش، نقطهٔ عزیمت تحول او هستند؛ تحولی که با دیدن بیماران و خانوادههایی شکل میگیرد که هزینهٔ درمان، آنان را به مرز درماندگی رسانده است.
« اثر به ماجرایی واقعی الهام گرفته و همین پیوند با واقعیت، به درگیری اخلاقی آن وزن میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قدرت این مسیر در آن است که دلسوزی چنگ یونگ ناگهان و بیمقدمه پدیدار نمیشود. رابطهٔ او با بیماران، بهویژه کسانی که خودشان نیز با بیماری و فشار اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، نگاهش را آرامآرام تغییر میدهد. روایت نشان میدهد که همدلی گاه از تجربهٔ مستقیم رنج دیگری آغاز میشود؛ اما برای آنکه این دگرگونی کاملاً باورپذیر بماند، به فرصت و ظرافت بیشتری نیاز دارد.
فیلم گاهی گذارهای درونی شخصیت را با تأکیدهای نمایشی کوتاه میکند و در نتیجه، بخشی از تحول او بیشتر اعلام میشود تا آنکه در سکوتها و انتخابهای روزمرهاش رشد کند. شخصیتها و بازیها بازی شو ژنگ در نقش چنگ یونگ، مهمترین تکیهگاه فیلم است. او مردی را به تصویر میکشد که غرورش با ترس، مصلحتجویی و گاه خشم درهمتنیده است.
تغییر حالتهای او، از معاملهگریِ بیاعتنا تا انسانی که دیگر نمیتواند پیامد تصمیمهایش را نادیده بگیرد، در بسیاری از لحظهها با جزئیات رفتاری منتقل میشود. بهویژه آنجا که چهره و مکث جای توضیح کلامی را میگیرند، بازی او به فیلم عمق میدهد. بازی وانگ چوانجون نیز در نقش بیماری که چنگ یونگ را وارد این ماجرا میکند، لطافت و آسیبپذیری مؤثری دارد.
تَن جوئو و دیگر بازیگران گروه، جهان بیماران را از حالت پسزمینهٔ صرف بیرون میآورند و به آن گرمای انسانی میبخشند؛ هرچند برخی از آنان در مقایسه با شخصیت اصلی فرصت کمتری برای شکلگیری مستقل دارند. همین نابرابری در پرداخت، گاه حس میدهد که شخصیتهای فرعی بیش از آنکه زندگی کامل خود را داشته باشند، برای پیشبردن مسیر عاطفی چنگ یونگ به کار گرفته شدهاند.
« قدرت این مسیر در آن است که دلسوزی چنگ یونگ ناگهان و بیمقدمه پدیدار نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
طنز، تعلیق و دگرگونی لحن یکی از جذابیتهای فیلم، آمیختن طنز با موضوعی سنگین است. بخشهایی از روایت حالوهوای کمدیِ تلخ و حتی ماجرای پرتحرک قاچاق را دارند: شخصیتها با تدبیرهای خام، رقابت و سوءتفاهم روبهرو میشوند و موقعیتهایی پدید میآید که هم خندهدار است و هم از اضطراب خالی نیست.
این شوخطبعی، بهجای آنکه رنج بیماران را بیاهمیت جلوه دهد، گاهی همچون راهی برای تابآوردن در برابر آن عمل میکند. بااینحال، لحن فیلم در ادامه تیرهتر و جدیتر میشود. این تغییر با دگرگونی انگیزهٔ چنگ یونگ تناسب دارد، اما همیشه به نرمی انجام نمیگیرد. گاه فیلم از ریتم یک کمدی پرحادثه به ملودرامی صریح میرسد و فاصلهٔ میان این دو، محسوس میشود.
در صحنههای عاطفی، موسیقی و تأکید بازیها بعضیوقتها بیش از اندازه جهتدهندهاند؛ گویی فیلم نگران است که مبادا تماشاگر احساس موردنظرش را دریافت نکند. چنین اصراری میتواند اثرگذاری لحظه را کم کند، زیرا اندوهی که مجال خاموشی و ابهام داشته باشد، معمولاً ماندگارتر از احساسی است که آشکارا به تماشاگر تحمیل میشود.
اخلاق، قانون و اقتصاد درمان «Dying to Survive» در مرکز خود، کشمکشی میان قانون و اخلاق قرار میدهد. داروی ارزان، امیدی عملی برای بیمارانی است که از پس هزینهٔ درمان رسمی برنمیآیند؛ اما تهیه و توزیع آن از مسیر قانونی انجام نمیشود و نگرانی دربارهٔ ایمنی و نظارت پزشکی نیز از میان نمیرود.
« طنز، تعلیق و دگرگونی لحن یکی از جذابیتهای فیلم، آمیختن طنز با موضوعی سنگین است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم مسئله را به انتخابی آسان میان «قانون بد» و «قاچاقچی خوب» فرو نمیکاهد، هرچند گاهی در تقسیم نقشها به سوی همین دوگانه متمایل میشود. پرسش بنیادیتر آن است که اگر دسترسی به درمان به توان پرداخت وابسته باشد، قانون در خدمت چه کسی قرار گرفته است؟ فیلم با طرح این پرسش، از ماجرای یک فرد فراتر میرود و ساختاری را نشان میدهد که در آن بیمار ناچار است میان خطرِ درماننشدن و خطرِ درمانی نامطمئن یکی را انتخاب کند.
جملهٔ تلخِ «فقر خودش یک بیماری است» عصارهٔ نگاه اجتماعی اثر به شمار میآید؛ عبارتی که هم ساده است و هم بهسبب تصویرهایی که فیلم از خانوادههای بیماران میسازد، در ذهن میماند. بااینهمه، پیچیدگی این مسئله گاهی زیر فشار پیام روشن فیلم کمرنگ میشود. مخالفان چنگ یونگ بهاندازهٔ کافی چندوجهی نیستند و سازوکارهای قانونی و اقتصادی بیشتر در مقام مانع ظاهر میشوند تا نظامی با تناقضهای درونی.
ازاینرو، پرسشهای اخلاقی فیلم نافذند، اما همواره به کاوشی به همان اندازه پیچیده نمیرسند. ریتم و ساختار دراماتیک فیلم در بخشهایی که شبکهٔ توزیع شکل میگیرد و شخصیتها کنار هم قرار میگیرند، نیروی روایی خوبی دارد. تماشاگر شاهد گسترش کسبوکار، افزایش خطر و دگرگونی روابط است؛ بنابراین تعلیق، تنها از احتمال دستگیری نمیآید، بلکه به تصمیمهایی وابسته میشود که هرکدام میتوانند زندگی چندین نفر را تغییر دهند.
این پیوند میان کنش بیرونی و تحول درونی، بخش مهمی از جذابیت اثر است. اما روایت در مجموع بیش از اندازه کش میآید. برخی موقعیتها پس از آنکه معنا و کارکردشان را رساندهاند، ادامه پیدا میکنند و تکرار مکرر فشار عاطفی، از نیروی صحنههای بعدی میکاهد. فیلم گاهی بهجای آنکه به تماشاگر اعتماد کند تا پیامد یک تصویر را در ذهن خود ادامه دهد، همان معنا را دوباره با گفتوگو یا صحنهای احساسی توضیح میدهد.
« پرسش بنیادیتر آن است که اگر دسترسی به درمان به توان پرداخت وابسته باشد، قانون در خدمت چه کسی قرار گرفته است؟ »
قوتها و کاستیها
فشردهتر شدن این بخشها میتوانست هم ریتم را چابکتر کند و هم لحظههای عاطفی را مؤثرتر سازد. جمعبندی «Dying to Survive» در بهترین لحظههایش، داستانی دربارهٔ دارو یا قاچاق نیست؛ دربارهٔ انسانهایی است که وقتی درمان به کالایی دستنیافتنی بدل میشود، ناچارند مرزهای قانون و وجدان را از نو بسنجند.
دگرگونی چنگ یونگ، بازیهای باورپذیر و ترکیب طنز با تعلیق، فیلم را به اثری درگیرکننده تبدیل میکند و پرسش محوریاش پس از پایان نیز باقی میماند: آیا قانونی که نیازهای حیاتی را از دسترس بسیاری دور میکند، میتواند بیچونوچرا عادلانه تلقی شود؟ در برابر این قوتها، کشآمدن روایت، برخی صحنههای عاطفیِ بیشازحد آشکار و پایانبندیِ مرتب و حسابشده قرار دارد.
فیلم گاهی پیچیدگی واقعیت را به چارچوبی خوشساخت و روشن محدود میکند؛ بااینحال، نیروی انسانیِ قصه و پیوند آن با مسئلهای ملموس، از این محدودیت فراتر میرود. اثر نه پاسخی نهایی برای تعارض قانون و وجدان میدهد و نه میتواند همهٔ زخمهای ساختاری را در قاب سینما درمان کند؛ اما بهخوبی نشان میدهد که در پشت هر بحث دربارهٔ قیمت و مقررات، زندگیهایی واقعی و آسیبپذیر قرار دارند.
« فشردهتر شدن این بخشها میتوانست هم ریتم را چابکتر کند و هم لحظههای عاطفی را مؤثرتر سازد. »
ثبت دیدگاه