نقد و بررسی
نقد عاشقان (The Lovers) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نگاهی به قصه و حالوهوای فیلم «The Lovers» ساختهٔ Azazel Jacobs، کمدیـدرامی عاشقانه دربارهٔ زناشویی است که نه با شور جوانی آغاز میشود و نه با قطعیتی اخلاقی پیش میرود. مری و مایکل، زوجی که سالها در کنار هم زیستهاند، به آستانهٔ جدایی رسیدهاند و هر یک درگیر رابطهای بیرون از ازدواج است.
اما درست وقتی تصمیم دارند زندگی مشترکشان را به پایان برسانند، میانشان جاذبهای تازه سر برمیآورد؛ بازگشتی ناگهانی به صمیمیتی که گمان میکردند از دست رفته است. سفر پسرشان جوئل و دوستدخترش ارین به خانه نیز این وضعیت را پیچیدهتر میکند، زیرا خانوادهای که از بیرون در آستانهٔ فروپاشی به نظر میرسد، ناگهان نمایی متفاوت از خود نشان میدهد.
فیلم از همین تضاد ساده نیرو میگیرد: دو نفر که در یک خانه زندگی میکنند، اما انگار از دو جهان جدا آمدهاند؛ و درست هنگامی که راه خروج را انتخاب کردهاند، دوباره به سوی یکدیگر کشیده میشوند. این ایده ظرفیت یک ملودرام پرهیجان را دارد، اما Jacobs آن را به قصهای آرام، کمادعا و گاه غریب تبدیل میکند.
فیلم بهجای توضیحدادن عشق، تغییر آن را در رفتارهای کوچک و سکوتهای میان شخصیتها نشان میدهد. ازدواج بهمثابه عادت و حافظه هستهٔ احساسی فیلم، پرسشی آشنا اما همچنان پیچیده است: چه چیزی دو نفر را پس از سالها کنار هم نگه میدارد؟ عشق، عادت، خاطره، مصلحت یا ناتوانی از تصور زندگیای دیگر؟
« این ایده ظرفیت یک ملودرام پرهیجان را دارد، اما Jacobs آن را به قصهای آرام، کمادعا و گاه غریب تبدیل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مری و مایکل در آغاز نه دشمنانی آشکارند و نه زوجی که با یکدیگر صمیمانه سخن بگویند. فاصلهٔ میانشان بیشتر در لحنهای خنثی، مکثها و حرکات بدن دیده میشود؛ نوعی سردی روزمره که در آن زندگی مشترک هنوز برقرار است، اما معنای آن فرسوده شده. بااینحال، فیلم ازدواجشان را صرفاً میدان بیاعتنایی معرفی نمیکند.
رابطهٔ این دو گذشتهای دارد که هم در گفتوگوها و هم در عادتهای مشترکشان خود را نشان میدهد. جاذبهٔ دوبارهٔ آنان نه مانند عشقی کاملاً تازه، بلکه چون خاطرهای جسمانی و عاطفی بازمیگردد؛ چیزی که زیر لایههای دلزدگی و روزمرگی پنهان مانده است. همین نگاه، فیلم را از روایتهای سادهٔ «بازگشت به عشق نخستین» دور میکند.
شور میان این دو میتواند واقعی باشد، اما واقعیتش لزوماً پاسخ پرسشهای دشوار ازدواج را نمیدهد. لحن نامتعارف و طنز زیرپوستی «The Lovers» در انتخاب لحن، به شکلی آگاهانه میان جدیت و خنده حرکت میکند. موقعیتهایش گاه بهراستی تلخاند، اما فیلم اجازه نمیدهد تلخی به خطابه تبدیل شود. طنز از دل تناقضها بیرون میآید: از جدیت بیش از اندازهٔ بعضی گفتوگوها، از تلاش شخصیتها برای پنهانکردن حقیقت، یا از فاصلهٔ میان آنچه میگویند و آنچه رفتارشان آشکار میکند.
این شوخیها معمولاً کوتاه و کمصدا هستند؛ بیشتر لبخندی ناگهانی میسازند تا خندهای بلند. از این منظر، سادگی روایت یکی از امتیازهای فیلم است. داستان با شاخوبرگهای اضافی پوشانده نمیشود و بهجای آن، فضای کافی برای مشاهدهٔ شخصیتها فراهم میآورد. صمیمیت اثر از همین نزدیکی به زندگی عادی میآید: آدمهایی که نه قهرماناند و نه شرور، بلکه در تصمیمهای عاطفی خود متناقض، خودخواه و گاهی آسیبپذیرند.
« مری و مایکل در آغاز نه دشمنانی آشکارند و نه زوجی که با یکدیگر صمیمانه سخن بگویند. »
شخصیتها و اجرا
البته همین لحن برای همه خوشایند نیست. فیلم گاهی چنان آرام و کمتأکید پیش میرود که شوخیها و موقعیتهایش ممکن است کمجان به نظر برسند. بازیها؛ مرکز ثقل عاطفی بخش بزرگی از جذابیت فیلم بر دوش بازیگران اصلی است. Debra Winger مری را با خویشتنداری و ظرافتی بازی میکند که اجازه میدهد احساسات شخصیت بیشتر از زیر سطح دیده شوند.
او در نگاهها و مکثها، هم خستگی زنانهای را منتقل میکند که سالها در رابطهای فرسوده مانده، هم آمادگی برای تجربهٔ دوبارهٔ شور و نزدیکی را. بازیاش از اغراق دور است و همین خویشتنداری با فضای کمادعای فیلم هماهنگ میشود. Tracy Letts در نقش مایکل نیز حضوری گرم و باورپذیر دارد. او به شخصیت، نوعی دستوپاچلفتیبودن و آسیبپذیری میبخشد که با ظاهر معمولی و زندگی روزمرهاش تضاد دلنشینی پیدا میکند.
شیمی میان Winger و Letts مهمترین دارایی فیلم است: رابطهٔ آنها هم اندکی ناشیانه به نظر میرسد و هم آشنا، گویی دو نفر پس از مدتها دوباره دارند زبان مشترکشان را پیدا میکنند. بازیگران مکمل، از جمله Aidan Gillen و Melora Walters، نقشهایی را شکل میدهند که فشار عاطفی بیرونی داستان را افزایش میدهند؛ هرچند فیلم فرصت چندانی برای پیچیدهکردن جهان درونی آنان فراهم نمیکند.
ریتم، تصویر و موسیقی ریتم فیلم آگاهانه کند است، اما این انتخاب گاهی به بهای کشآمدن روایت تمام میشود. سکوتها و لحظههای روزمره به شخصیتها فرصت میدهند در قاب حضور داشته باشند، ولی بعضی بخشها بیش از آنکه معنایی تازه بیفزایند، همان حالت بلاتکلیفی را ادامه میدهند. در نتیجه، تماشاگرانی که انتظار پیشرفت پیوستهٔ داستان یا دگرگونیهای پرشتاب دارند، ممکن است احساس کنند فیلم بیش از اندازه درجا میزند.
« فیلم گاهی چنان آرام و کمتأکید پیش میرود که شوخیها و موقعیتهایش ممکن است کمجان به نظر برسند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضای بصری نیز در همین مسیر حرکت میکند: رنگها و محیطهای روزمره، حس زندگیای را میسازند که از بیرون مرتب و آرام است، اما درونش شور و نارضایتی انباشته شده. این انتخاب به مضمون فرسودگی خدمت میکند، هرچند گاه تصویر کلی فیلم بیش از حد خاکستری و بیرمق جلوه میکند. موسیقی Mandy Hoffman، با لحنی رمانتیکتر از آنچه در ظاهر جهان فیلم انتظار میرود، تضادی معنادار ایجاد میکند؛ انگار موسیقی احساسی را بیان میکند که شخصیتها خودشان از گفتنش ناتواناند.
این فاصله برای برخی تماشاگران جذاب و برای برخی دیگر تصنعی یا بیش از اندازه پررنگ خواهد بود. خانواده و میراث عاطفی حضور جوئل و ارین داستان را از رابطهٔ زناشویی فراتر میبرد و به پیامدهای خانوادگی آن نزدیک میکند. جوئل والدینش را نه در مقام زوجی که هنوز امکان نزدیکی دارند، بلکه بهعنوان نمونهای از شکست عاطفی میشناسد.
برداشت او از ازدواجشان، حاصل سالها مشاهده و شکلگیری تصویری تلخ از خانه است. از این رو، تغییر رفتار پدر و مادر برایش صرفاً خبری خوشایند نیست؛ چیزی در آن ناآشنا و حتی گیجکننده وجود دارد. ارین، در سوی دیگر، نقش ناظری را دارد که فاصلهاش با خانواده اجازه میدهد بعضی رفتارها را بیپیشداوری ببیند.
رویارویی نسلها در فیلم، پرسشی دشوار را پیش میکشد: آیا فرزندان تنها شاهد اختلاف والدیناند یا ناخواسته میراث نگاه آنان به عشق و تعهد را نیز با خود حمل میکنند؟ فیلم پاسخ قطعی نمیدهد، اما نشان میدهد تصمیمهای بزرگ زوجها در خلأ گرفته نمیشوند؛ خانواده، حتی وقتی موضوع گفتوگو نیست، در اتاق حضور دارد.
« این انتخاب به مضمون فرسودگی خدمت میکند، هرچند گاه تصویر کلی فیلم بیش از حد خاکستری و بیرمق جلوه میکند. »
قوتها و کاستیها
محدودیتهای روایت ایدهٔ مرکزی فیلم تازه و گیراتر از اجرای بینقص آن است. بخشهایی از رابطههای بیرونی مری و مایکل، بیش از آنکه شخصیتهای مستقلی بسازند، کارکردی روایی دارند: فشار میآورند، مطالبه میکنند و راه فرار را دشوارتر میسازند. به همین سبب، گاهی دشوار است بفهمیم چه چیزی این رابطهها را از ابتدا برای دو شخصیت اصلی جذاب کرده است.
فیلم به جای پرداختن عمیق به انگیزههای همهٔ افراد، توجه خود را به زوج محوری محدود میکند؛ انتخابی که تمرکز میآفریند، اما در عوض برخی شخصیتهای فرعی را کمعمق میگذارد. پایانبندی نیز ممکن است برای بخشی از مخاطبان ناامیدکننده باشد. بدون آشکارکردن جزئیات آن، میتوان گفت فیلم در لحظههای پایانی بهجای جمعکردن روشن و قاطع مضمونهایش، بر ابهام و تداوم تناقضها تکیه میکند.
این انتخاب با نگاه فیلم به روابط سازگار است، اما ممکن است حس ناتمامماندن یا کمرمقی ایجاد کند. اثری که بازیها و ایدهاش چنین وعدهٔ عاطفی نیرومندی میدهند، در پایان همهٔ آن ظرفیت را به نتیجهای به همان اندازه قانعکننده تبدیل نمیکند. جمعبندی «The Lovers» فیلمی کوچکمقیاس و شخصیتمحور است که جذابیتش بیش از آنکه در پیچشهای داستانی باشد، در مشاهدهٔ دو آدم آشنا نهفته است: زوجی خسته که ناگهان میفهمند گذشتهشان هنوز کاملاً خاموش نشده، اما نمیتوانند بهآسانی معنای این بیداری را تعیین کنند.
سادگی صمیمانهٔ روایت، طنز کمصدا و بازیهای گرم Debra Winger و Tracy Letts، فیلم را به تجربهای متفاوت از عاشقانههای قراردادی بدل میکند. در مقابل، کندی ریتم، رنگوبوی بیش از حد خاکستری و پرداخت محدود برخی رابطههای فرعی، گاه از نیروی اثر میکاهند. پایان نیز ممکن است رضایت کامل ایجاد نکند، اما با جهان اخلاقیِ نامطمئن فیلم پیوند دارد؛ جهانی که در آن عشق بهتنهایی نه گناه را پاک میکند و نه راه درست را نشان میدهد.
« محدودیتهای روایت ایدهٔ مرکزی فیلم تازه و گیراتر از اجرای بینقص آن است. »
جمعبندی
حاصل، اثری نابرابر اما اندیشیدنی است: روایتی آرام دربارهٔ اینکه شاید یک ازدواج نه کاملاً مرده باشد و نه واقعاً نجاتیافته، بلکه میان این دو وضعیت معلق بماند.
ثبت دیدگاه