نقد و بررسی
نقد صندوق نفت (The Oil Fund) | 2018
«The Oil Fund» در ظاهر یک کمدی درباره یکی از عجیبترین تناقضهای جهان معاصر است: کشوری با تصویر عمومیِ ساده، مرفه و سوسیالدموکرات که در پشت درهای بسته، میلیاردها سرمایه را در پیچیدهترین بازارهای جهان جابهجا میکند. سریال با قرار دادن شخصیتهای داستانی در مرکز این ماشین مالی، از برخورد اخلاق عمومی با منطق سودآوری قصهای هجوآمیز و در عین حال جدی میسازد. جذابیت اصلی اثر نیز نه در نمایش زرقوبرق ثروت، بلکه در همین شکاف میان زندگی روزمره و قدرت اقتصادی نهفته است.
M
Motion Blur
+1
وعده ژانری؛ کمدی در قلمرو میلیاردها
«The Oil Fund» از همان نقطهای آغاز میکند که میتوانست بهراحتی به یک تریلر مالی یا درام سیاسی تبدیل شود، اما مسیر دیگری را انتخاب میکند: کمدیدرامی درباره مناسبات پشت پرده صندوق سرمایهگذاری دولتی نروژ. ایده مرکزی ساده اما بالقوه بسیار حاصلخیز است؛ گروهی از مدیران و سرمایهگذاران باید سرمایهای عظیم را برای آینده مردم کشور مدیریت کنند، در حالی که همزمان با قواعد اخلاقی، بوروکراسی دولتی، منافع شخصی و وسوسه دائمیِ کسب سود بیشتر دستوپنجه نرم میکنند. همین ترکیب، فضای مناسبی برای طنز موقعیت و هجو سازمانی ایجاد میکند. M Motion Blur +1 نکته هوشمندانه در طراحی این جهان آن است که سریال نمیکوشد مفهوم سرمایهگذاری را بیش از حد فنی یا دانشگاهی جلوه دهد. در عوض، امور پیچیده مالی را به روابط انسانی، رقابت، جاهطلبی و تضاد میان افراد تبدیل میکند. مخاطب لازم نیست با سازوکار دقیق بازارهای جهانی آشنا باشد تا موقعیتهای کمدی را درک کند. آنچه اهمیت دارد این است که تصمیمهای به ظاهر انتزاعی، در نهایت به سرنوشت سرمایهای تعلق دارند که قرار است آینده یک جامعه را تأمین کند.
« پول عمومی، وقتی در دست افراد خصوصیوار قرار میگیرد، منطق خودش را پیدا میکند. »
هسته طنز سریال نیز دقیقاً در همین تضاد شکل میگیرد. از یک سو با ارزشهایی مانند مسئولیت اجتماعی، آیندهنگری و رفاه عمومی روبهرو هستیم و از سوی دیگر با شخصیتهایی که در فضای رقابتی سرمایهگذاری، موفقیت را با عملکرد مالی میسنجند. نتیجه، کمدیای است که بیش از آنکه بر شوخیهای منفرد تکیه کند، از خودِ موقعیت اجتماعی شخصیتها طنز میسازد. N Nordisk Film & TV Fond
روایت و ریتم؛ قصهای که از تضاد نیرو میگیرد
ساختار مجموعه بر زندگی حرفهای و شخصی مدیران و سرمایهگذاران صندوق تمرکز دارد و شخصیت محوری آن، Per Grepp، سرمایهگذاری بااستعداد و جاهطلب است که باید میان فشار برای کسب بازدهی و محدودیتهای اخلاقی و نهادی تعادل برقرار کند. در نتیجه، موتور روایی سریال بیش از آنکه بر یک معمای واحد استوار باشد، از زنجیرهای از تعارضهای کاری و شخصی تغذیه میکند. هر تصمیم مالی میتواند پیامد سازمانی داشته باشد و هر مسئله سازمانی نیز به روابط انسانی سرایت کند. W WildBunch TV +1 این انتخاب روایی یک مزیت مهم دارد: سریال مجبور نیست برای جذاب ماندن، دائماً بحرانهایی مصنوعی ایجاد کند. محیط کاریِ خودِ شخصیتها به اندازه کافی پرتنش است. مسئله این نیست که آیا سرمایهای وجود دارد یا نه؛ مسئله این است که چه کسی تصمیم میگیرد، با چه انگیزهای تصمیم میگیرد و مرز میان منفعت عمومی و جاهطلبی فردی کجاست. به همین دلیل، حتی گفتگوهای اداری و جلسات کاری نیز میتوانند بخشی از کشمکش دراماتیک باشند. با این حال، ریتم مجموعه در همه لحظات یکدست نیست. قالب کوتاه قسمتها باعث میشود روایت ناچار باشد ایدههای خود را سریع مطرح کند و بسیاری از موقعیتها پیش از آنکه کاملاً عمق پیدا کنند، جای خود را به موقعیتی تازه میدهند. این ویژگی برای کمدی تلویزیونی امتیاز محسوب میشود، زیرا مانع کشدار شدن ماجراهاست؛ اما از سوی دیگر گاهی اجازه نمیدهد برخی تضادهای اخلاقی یا روابط شخصیتها به اندازه ظرفیتشان بسط پیدا کنند. سریال در بهترین لحظاتش دقیقاً زمانی کار میکند که کمدی و درام به یک اندازه جدی گرفته شوند. F FMDb
شخصیتها و اجرا؛ انسانهایی پشت عددها
Per Grepp مهمترین برگ برنده شخصیتپردازی سریال است، زیرا او نمونهای از شخصیتی است که نمیتوان بهسادگی در قالب قهرمان یا ضدقهرمان قرارش داد. جاهطلبی او از جنس شرارت کلاسیک نیست؛ او واقعاً میخواهد موفق باشد، واقعاً به کارش علاقه دارد و در چارچوب ذهنی خودش میتواند افزایش سرمایه را نوعی خدمت عمومی بداند. همین ابهام اخلاقی، شخصیت را برای کمدی مناسب میکند. او در عین اعتمادبهنفس، در معرض فشارهای نهادی و شخصی قرار دارد و همین تضاد، ظرفیت زیادی برای موقعیتهای طنزآمیز فراهم میآورد. W WildBunch TV +1 Thomas Gullestad در نقش اصلی تلاش میکند میان جذابیت ظاهری، خودشیفتگی حرفهای و آسیبپذیری پنهان شخصیت تعادل برقرار کند. بازی او بیش از آنکه بر نمایش مستقیم احساسات استوار باشد، از زبان بدن، مکثها و نوع برخورد شخصیت با محیط اطرافش استفاده میکند. Per باید همزمان فردی بسیار مطمئن و انسانی گرفتار فشار به نظر برسد و اجرای Gullestad این دو وجه را در کنار یکدیگر نگه میدارد. در نتیجه، شخصیت به کاریکاتوری از مدیران مالی تبدیل نمیشود، هرچند سریال عمداً جنبههای اغراقآمیز او را برجسته میکند. شخصیتهای پیرامونی نیز بیشتر از آنکه صرفاً نقش مکمل داستان را داشته باشند، نماینده نیروهای متفاوتی هستند که بر تصمیمگیری مالی اثر میگذارند. از کارمندان و مدیران گرفته تا نمایندگان اخلاق و سیاست، هرکدام بخشی از نظامی را تشکیل میدهند که شخصیت اصلی باید در آن حرکت کند. با این حال، برخی از آنان بیشتر بهعنوان ابزار طنز یا کارکرد روایی عمل میکنند و فرصت کمتری برای تبدیل شدن به شخصیتهایی کاملاً چندلایه پیدا میکنند.
« مسئله فقط این نیست که چه مقدار پول به دست میآوری؛ مسئله این است که برای بهدستآوردنش چه چیزی را نادیده میگیری. »
فضا و فرم؛ تضاد میان سادگی و تجمل
یکی از جذابترین عناصر «The Oil Fund» در طراحی جهان آن نهفته است. سریال از تضادی تصویری و مفهومی استفاده میکند که در اساس، قلب ایده آن را تشکیل میدهد: زندگی نسبتاً معمولی و مینیمالیستیِ شخصیتها در برابر مقیاس حیرتانگیز سرمایهای که با آن سروکار دارند. این تضاد در معرفی پروژه نیز بهعنوان یکی از سرچشمههای اصلی طنز اثر مورد تأکید قرار گرفته است؛ کارمندانی که زندگی شخصیشان با تصویری از ثروت افسانهای فاصله دارد، در محیط کاری درباره سرمایهگذاریهای عظیم جهانی تصمیم میگیرند. N Nordisk Film & TV Fond +1 این رویکرد باعث میشود سریال از کلیشه معمول آثار مالی فاصله بگیرد. در بسیاری از درامهای والاستریتی، قدرت اقتصادی با خودروهای گرانقیمت، عمارتهای عظیم و سبک زندگی افراطی نمایش داده میشود. «The Oil Fund» در عوض از فرهنگ نروژی و تناقض میان ظاهر ساده و قدرت اقتصادی عظیم استفاده میکند. همین انتخاب، طنز را بومیتر و هویت سریال را متمایزتر میکند. از منظر فرم نیز اثر تلاش میکند تصویری بیش از حد سنگین یا رسمی از جهان مالی ارائه ندهد. حرکت میان دفترهای کاری، موقعیتهای خانوادگی و فضاهای بینالمللی باعث میشود مقیاس داستان دائماً تغییر کند. یک لحظه شخصیتها درباره مسئولیت اجتماعی صحبت میکنند و لحظهای دیگر با واقعیت بیرحم رقابت اقتصادی روبهرو میشوند. این جابهجایی مداوم، بخشی از هویت فرمی سریال است. با این حال، همین سادگی گاهی میتواند به نقطه ضعف تبدیل شود. جهان مالی سریال ظرفیت بصری و دراماتیک بسیار گستردهای دارد، اما اثر عمداً از تبدیل شدن به نمایش پرزرقوبرق سرمایهداری فاصله میگیرد. برای مخاطبی که انتظار یک درام مالی پرتنش و باشکوه دارد، این رویکرد ممکن است کمحادثه یا حتی خویشتندارانه به نظر برسد. در مقابل، برای مخاطبی که طنز اجتماعی را در جزئیات و تناقضهای روزمره جستوجو میکند، همین انتخاب یکی از نقاط قوت اثر است.
قوتها و ضعفها؛ طنزی که جدیتر از ظاهرش است
مهمترین نقطه قوت سریال، انتخاب موضوعی است که هم ظرفیت طنز دارد و هم به پرسشهای اجتماعی واقعی متصل میشود. صندوق نفت تنها یک محیط اداری نیست؛ نمادی از تناقضهای اقتصاد مدرن است. چگونه میتوان از منابع طبیعی برای ساختن آینده استفاده کرد و در عین حال از منطق سود کوتاهمدت فاصله گرفت؟ آیا میتوان سرمایهگذاری را کاملاً از ارزشهای اخلاقی جدا کرد؟ و زمانی که پول متعلق به جامعه است، مسئولیت تصمیمگیرندگان در برابر آن دقیقاً تا کجا امتداد پیدا میکند؟ سریال این پرسشها را در قالب مقاله اقتصادی مطرح نمیکند، بلکه آنها را به کشمکش شخصیتها تبدیل میکند. N Nordisk Film & TV Fond +1 یکی دیگر از نقاط قوت، پرهیز نسبی از دوگانه ساده «سرمایهدار بد در برابر دولت خوب» است. سریال میفهمد که مسئله پیچیدهتر از این تقسیمبندی است. مدیران صندوق برای سودآوری تلاش میکنند، اما سودآوری در چارچوبی تعریف میشود که قرار است در خدمت جامعه باشد. از سوی دیگر، نهادهای نظارتی نیز لزوماً نماینده حقیقت مطلق نیستند. همین چندلایگی باعث میشود طنز اثر فقط علیه یک گروه خاص نباشد؛ بلکه کل سازوکار تصمیمگیری را هدف بگیرد. ضعف اصلی را باید در نوسان میان طنز تند و درام جدی جستوجو کرد. بعضی موقعیتها به اندازه کافی فرصت پیدا نمیکنند تا پیامدهای احساسی یا اخلاقی خود را نشان دهند و گاهی شخصیتپردازی به خدمت شوخی درمیآید. همچنین ریتم اپیزودیک و زمان نسبتاً کوتاه قسمتها باعث میشود برخی خطوط داستانی بیش از آنکه به نقطهای عمیق برسند، صرفاً کارکرد موقعیتی پیدا کنند. این مشکل به معنای شکست ساختار نیست، بلکه نشان میدهد سریال در قالب کمدی کوتاه، بخشی از ظرفیت دراماتیک موضوع خود را قربانی سرعت و چابکی میکند. W WildBunch TV +1
« طنز سریال زمانی بیشترین اثر را دارد که خنده، بلافاصله به یک سؤال اخلاقی ناخوشایند تبدیل شود. »
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ یک کمدی مالی با هویت اسکاندیناویایی
«The Oil Fund» را میتوان بخشی از موج تازهای دانست که صنعت تصویر نروژ در آن به سراغ موضوع نفت و پیامدهای اقتصادی آن رفت؛ موضوعی که برای مدت طولانی حضور محدودی در داستانگویی نمایشی نروژ داشت. از این منظر، اهمیت مجموعه تنها به قصه شخصیتهایش محدود نمیشود. اثر تلاش میکند یکی از مهمترین ساختارهای اقتصادی کشور را از پشت درهای بسته بیرون بیاورد و به موضوعی برای فرهنگ عامه تبدیل کند. C
Cambridge University Press
در عین حال، «The Oil Fund» را نباید اثری دانست که قصد دارد سازوکار واقعی صندوق نفت را بهصورت مستند توضیح دهد. این مجموعه یک کمدیدرام داستانی است و جهان خود را برای ایجاد موقعیتهای نمایشی دستکاری میکند. بنابراین ارزش آن بیش از دقت آموزشی، در تواناییاش برای تبدیل یک ساختار اقتصادی پیچیده به مسئلهای انسانی است. مخاطب در نهایت با نمودارهای مالی از سالن خارج نمیشود؛ با تصویر آدمهایی مواجه میشود که باید میان شغل، جاهطلبی، اخلاق و مسئولیت اجتماعی انتخاب کنند. مخاطب مناسب سریال کسی است که از کمدیهای محیط کاری، طنز اجتماعی و داستانهایی درباره برخورد نهادها با شخصیتهای فردی لذت میبرد. علاقه به درامهای مالی نیز کمک میکند، اما شرط اصلی تماشای اثر نیست. برعکس، اگر کسی انتظار تعلیق مداوم، بحرانهای مالی عظیم یا روایتی در مقیاس آثار جدی والاستریتی داشته باشد، احتمالاً با ریتم و لحن متفاوتی مواجه خواهد شد. اینجا بازار سرمایه بیشتر بهانهای برای مطالعه رفتار انسانهاست تا موضوعی برای نمایش فنون اقتصادی. در نهایت، ارزش «The Oil Fund» در این است که موضوعی ظاهراً خشک و تخصصی را به میدان برخورد میان اخلاق، قدرت، غرور و زندگی روزمره تبدیل میکند. اثر در بهترین لحظاتش نشان میدهد که سرمایه هنگفت، پیش از آنکه یک عدد باشد، مجموعهای از تصمیمهای انسانی است و پشت هر تصمیم نیز فردی با انگیزهها، ضعفها و تناقضهای خودش ایستاده است. سریال الزاماً همه ظرفیتهای این ایده را به یک اندازه به کار نمیگیرد، اما هویت مشخص و زاویه دید متمایزی دارد.
جمعبندی؛ وقتی ثروت ملی به کمدی تبدیل میشود
«The Oil Fund» اثری است که جذابیتش را از یک تناقض بنیادین میگیرد: چگونه ممکن است کشوری با تصویری ساده و آرام، یکی از پیچیدهترین و قدرتمندترین ساختارهای سرمایهگذاری دولتی را در خود جای داده باشد؟ سریال پاسخ خود را در قالب کمدیدرام ارائه میکند و به جای آنکه از ثروت صرفاً شگفتزده شود، به آدمهایی نگاه میکند که باید این ثروت را مدیریت کنند. همین تمرکز انسانی باعث میشود داستان از یک کنجکاوی اقتصادی فراتر برود. در مقام نقد، اثر بیش از هر چیز بهخاطر موضوع، لحن و نگاهش قابل توجه است. طنز آن زمانی میدرخشد که تضاد میان ارزشهای اجتماعی و منطق بازار را بدون شعارزدگی به موقعیت دراماتیک تبدیل میکند؛ و زمانی از نفس میافتد که سرعت اپیزودیک اجازه نمیدهد یک ایده یا شخصیت به اندازه کافی عمق پیدا کند. با وجود این نوسان، «The Oil Fund» هویتی روشن دارد و میداند قرار نیست نسخه اسکاندیناویایی یک درام مالی متعارف باشد. در مجموع، این مجموعه را میتوان کمدیدرامی هوشمند درباره قدرت، پول و مسئولیت دانست؛ اثری که پشت ظاهر شوخطبع خود پرسشی جدی پنهان کرده است: وقتی ثروت یک ملت در اختیار گروه کوچکی از تصمیمگیرندگان قرار میگیرد، مرز میان منفعت عمومی و جاهطلبی شخصی چگونه تعریف میشود؟ «The Oil Fund» پاسخ قطعی و سادهای برای این پرسش ارائه نمیکند و دقیقاً به همین دلیل، پس از پایان هر موقعیت کمیک، چیزی برای فکر کردن باقی میگذارد. M N W Sources
ثبت دیدگاه