نقد و بررسی
نقد دریای آبی عمیق ۳ (Deep Blue Sea 3) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به دریای آبی «Deep Blue Sea 3» فیلمی از جنس سرگرمیهای ژانری است: دور از جاهطلبیهای بزرگ، اما متکی بر موقعیتی روشن و مؤثر؛ انسانهایی در محاصرهٔ آب، و شکارچیانی که قواعد بازی را برهم میزنند. فیلم به کارگردانی John Pogue، دنبالهای مستقیم بر قسمت پیشین و سومین اثر مجموعه است.
با این حال، تماشای آن وابستگی مطلقی به شناخت دو فیلم قبلی ندارد؛ پیوندهای داستانی و اشاراتی به گذشته وجود دارد، اما روایت عمدتاً میکوشد ماجرای مستقل خود را پیش ببرد. جزیرهای میان پژوهش و فاجعه اِما کالینز و گروهش در جزیرهٔ لیتل هَپی، نزدیک سواحل آفریقای جنوبی، به بررسی تأثیر تغییرات اقلیمی بر کوسههای سفید بزرگ مشغولاند.
جزیره و روستای ماهیگیری متروکش، از همان آغاز بیش از آنکه پسزمینهای خنثی باشند، بخشی از دراماند: محیطی فرسوده و آسیبپذیر که حضور آدمها در آن موقت و نامطمئن به نظر میرسد. ورود ریچارد، دوستپسر سابق اِما، و گروه همراهش این سکون را برهم میزند و پژوهش آرام ساحلی را به جدالی برای بقا بدل میکند.
فیلم از تقابل دو وضعیت بهره میگیرد: زندگی کوچک و کمامکانات گروه اِما، و هیاهوی گروهی که با ادعای مأموریتی علمی به جزیره آمدهاند. این تقابل به روایت نیروی محرکه میدهد، هرچند سازوکار آشنای آن را نیز آشکار میکند: ورود بیگانه، پنهانکاری، شکاف میان گفتهها و انگیزهها، و سپس آشکار شدن خطری بزرگتر از تصور شخصیتها.
« فیلم به کارگردانی John Pogue، دنبالهای مستقیم بر قسمت پیشین و سومین اثر مجموعه است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جغرافیای بصری و فضای زیرآب یکی از امتیازهای فیلم، انتخاب محیطی است که هم از نظر دیداری گیرایی دارد و هم ظرفیت تعلیق. جزیرهٔ نیمهویران، سازههای نزدیک آب و فضای محدود زیر سطح دریا، حس ناامنی را پیوسته تقویت میکنند. در چنین مکانی، خطر فقط از دل آب نمیآید؛ خود محیط نیز میتواند به تلهای بدل شود.
راههای فرار محدودند و هر تصمیم برای جابهجایی، عبور از آب یا پناه گرفتن، بالقوه عواقبی دارد. فیلم با بهرهگیری از نور روز و چشماندازهای باز، از کلیشهٔ رایجِ پنهان کردن همهچیز در تاریکی فاصله میگیرد. این انتخاب به صحنهها وضوح میدهد و تضادی خوشایند میسازد: منظره ممکن است آرام و زیبا باشد، اما آرامش آن شکننده است.
طراحی موقعیتهای نیمهغرقشده و فضاهای تنگ نیز به بعضی لحظات، کیفیتی ملموس میبخشد؛ تماشاگر میتواند محدودیت حرکت و دشواری نفس کشیدن را درک کند، نه آنکه فقط نظارهگر خطری دوردست باشد. کوسهها و ساخت تعلیق در فیلمی با چنین عنوان و پیشفرضی، حضور کوسهها باید فراتر از تزئین داستان باشد.
«Deep Blue Sea 3» در بخشهایی که تهدید را بهتدریج نزدیک میکند، موفق است: نشانههای خطر، فضای زیرآب و حملههایی که از دل انتظار سر برمیآورند، به روایت ضرباهنگ میدهند. صحنههای حمله، بهویژه وقتی از محدودیت مکانی جزیره و سازههای آن استفاده میکنند، از لحظات پرکشش فیلماند. کوسهها به اندازهای حضور دارند که انتظار مخاطب ژانر را برآورده کنند، هرچند فیلم همیشه در مرکز توجه نگهشان نمیدارد.
« جزیرهٔ نیمهویران، سازههای نزدیک آب و فضای محدود زیر سطح دریا، حس ناامنی را پیوسته تقویت میکنند. »
شخصیتها و اجرا
اثر دیداری آنها در مجموع برای یک فیلم سرگرمکنندهٔ هیولایی کارآمد است، اما در برخی نماها تفاوت کیفیت جلوهها محسوس میشود. این نوسان، لحظاتی از باورپذیری را تضعیف میکند؛ با این حال، طراحی موقعیت و تدوین پرتحرک معمولاً اجازه نمیدهد نقص فنی به مانع اصلی تماشا بدل شود. فیلم بیش از آنکه به واقعگرایی علمی تکیه کند، به کشش صحنه و غافلگیری لحظهای متکی است.
ریتم، اکشن و منطق روایی ریتم فیلم عموماً تند است و بهندرت اجازه میدهد داستان برای مدتی طولانی از حرکت بازبماند. این شتاب برای مخاطبی که به دنبال یک تریلر کوسهمحور است، امتیاز محسوب میشود؛ در عین حال، گاهی مانع شکلگیری مکثهای لازم برای پرورش اضطراب یا روابط میان شخصیتها میشود.
فیلم در پی آن است که پیوسته حادثهای تازه پیش روی مخاطب بگذارد، اما تعدد موقعیتهای اکشن همیشه با رشد متناسب داستان همراه نیست. بخشی از کشمکشها نیز از تصمیمهایی پدید میآیند که بیشتر برای پیش بردن صحنه لازماند تا آنکه از منطق شخصیتها برآیند. در ژانر وحشت، خطاهای انسانی میتوانند تعلیقزا باشند؛ مشکل وقتی بروز میکند که این خطاها پشتوانهٔ شخصیتی کافی نداشته باشند.
در اینجا، برخی انتخابها چنان شتابزدهاند که به جای تشدید خطر، فاصلهای میان مخاطب و روایت ایجاد میکنند. مسیر کلی داستان نیز از الگوهای شناختهشدهٔ فیلمهای جانورمحور چندان دور نمیشود و بسیاری از نشانههای روایی برای تماشاگر باتجربه آشنا خواهند بود. شخصیتها و بازیها اِما محور اخلاقی و عملی روایت است؛ پژوهشگری که میکوشد میان مسئولیت علمی، دلبستگی به محیط و ضرورت حفاظت از اطرافیان تعادل برقرار کند.
« فیلم بیش از آنکه به واقعگرایی علمی تکیه کند، به کشش صحنه و غافلگیری لحظهای متکی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Tania Raymonde نقش او را با انرژی و صلابت پیش میبرد و به قهرمان فیلم حضوری قابلپیگیری میدهد. با این حال، شخصیتپردازی اِما بیش از آنکه پیچیدگیهای درونی او را بکاود، بر کارآمدیاش در موقعیتهای خطرناک تکیه دارد. در نتیجه، تماشاگر بیشتر با کنشهای او همراه میشود تا با دنیای عاطفیاش.
رابطهٔ اِما و ریچارد، گذشتهای مشترک را به متن میآورد، اما گاه حس میشود که این گذشته بیشتر وسیلهای برای افزودن تنش است تا رابطهای کاملاً باورپذیر و چندلایه. اعضای گروه اِما و ساکنان جزیره نیز در لحظاتی به فیلم گرما میبخشند، ولی فرصت یکسانی برای پرداخت نمییابند. در سوی دیگر، شخصیتهای منفی بهویژه از انگیزههایی کمجان و کمتوضیح رنج میبرند.
بازیها عموماً متناسب با لحن فیلماند، اما حتی بازیگرانی که حضور مؤثری دارند نمیتوانند کاستیهای متن را بهکلی جبران کنند. تغییرات اقلیمی؛ ایدهای فراتر از پسزمینه؟ اشاره به تغییرات اقلیمی میتوانست فیلم را از یک ماجرای صرفاً هیولایی فراتر ببرد. ایدهٔ پژوهش دربارهٔ دگرگونی رفتار کوسهها در محیطی که خود در معرض نابودی است، ظرفیت ایجاد پیوندی معنادار میان فاجعهٔ طبیعی و طمع انسانی را دارد.
جزیرهٔ در حال غرق شدن، تصویر روشنی از این脆ندگی به دست میدهد و حضور جانوران در زیستگاهی متغیر میتواند پرسشی دربارهٔ مسئولیت انسان طرح کند. با این همه، فیلم بیشتر از این مضمون بهعنوان زمینهای برای وقوع خطر استفاده میکند تا آنکه پیامدهای آن را بهطور جدی بکاود. مضمون محیطزیستی در چند نقطه به روایت معنا میدهد، اما به تحلیل عمیق یا موضعی پیچیده بدل نمیشود.
« Tania Raymonde نقش او را با انرژی و صلابت پیش میبرد و به قهرمان فیلم حضوری قابلپیگیری میدهد. »
قوتها و کاستیها
از این رو، فیلم میان هشدار زیستمحیطی و سرگرمی پرحادثه در رفتوآمد است، بیآنکه همیشه بتواند این دو را به شکلی طبیعی در هم ادغام کند. جایگاه فیلم در ژانر «Deep Blue Sea 3» را باید در درجهٔ نخست فیلمی برای دوستداران تریلرهای جانورمحور و سرگرمیهای بیتکلف دانست. جذابیتش در ابداع زبان تازهای برای ژانر نیست؛ در ترکیب محیط دیدنی، صحنههای حمله، موقعیتهای محدودکننده و ضرباهنگ نسبتاً پرتحرک است.
از این منظر، فیلم گاهی بهخوبی وظیفهٔ سرگرمکردن را انجام میدهد، حتی اگر نتواند تعلیقش را تا پایان در سطحی یکدست نگه دارد. در مقابل، کسانی که از یک دنباله انتظار شخصیتهایی پرعمق، پیچشهایی واقعاً غافلگیرکننده یا روایتی نوآورانه دارند، احتمالاً با محدودیتهای آشکار آن روبهرو میشوند.
فیلم از فرمول آشنای «آدمها، آب و شکارچی» بهره میبرد و بهندرت میکوشد آن را بهطور جدی بازتعریف کند. نتیجه اثری است که بیشتر با اجرای صحنهها به یاد میماند تا با داستان یا مضمونش. جمعبندی «Deep Blue Sea 3» دنبالهای پرتحرک و دیداری است که از فضای جزیرهٔ در معرض آبگرفتگی و صحنههای زیرآبی برای ساخت تعلیق بهره میگیرد.
حملههای کوسهها و چند موقعیت محدودکننده، لذت ژانری فیلم را تأمین میکنند و برای تماشاگرانی که به سرگرمیهای هیولایی علاقه دارند، لحظاتی خوشایند میآفرینند. اما داستان کلیشهای، شخصیتهای کمپرداخت، انگیزههای کماقناع و تصمیمهای گاه نامعقول، مانع آن میشوند که فیلم از حد یک دنبالهٔ قابلتماشا فراتر برود.
« فیلم از فرمول آشنای «آدمها، آب و شکارچی» بهره میبرد و بهندرت میکوشد آن را بهطور جدی بازتعریف کند. »
جمعبندی
ارزش اصلی اثر در فضاسازی و حرکت مداوم آن است، نه در تازگی روایت یا عمق مضمون. فیلمی است که میداند چگونه خطر را به تصویر بکشد، اما کمتر میداند چگونه به شخصیتها و ایدههایش عمق ببخشد؛ تجربهای سرگرمکننده برای علاقهمندان ژانر، با کاستیهایی که بهسادگی از نظر پنهان نمیمانند.
« ارزش اصلی اثر در فضاسازی و حرکت مداوم آن است، نه در تازگی روایت یا عمق مضمون. »
ثبت دیدگاه