نقد و بررسی
نقد زیر درخت (Under the Tree) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
درختی در مرزِ خانهها در «Under the Tree» درختی معمولی به مرکز نزاعی نامعمول بدل میشود: سایهاش بر آفتابگیر همسایه میافتد و همین شکایت کوچک، رشتهای از واکنشهای متقابل را به راه میاندازد. فیلم از همین موقعیت ساده، تصویری تلخ و گاه خندهآور از شکنندگی مناسبات همسایگی میسازد؛ جایی که ادب و مدارا تا وقتی دوام دارند که کسی احساس نکند حقش پایمال شده است.
هرچه نزاع پیش میرود، درخت کمتر بهانهای برای بحث و بیشتر نشانهای از لجاجت، مالکیت و میل به برتری میشود. فیلم در کنار ماجرای همسایهها، زندگی آتلی را نیز دنبال میکند؛ مردی که پس از بحران زناشویی به خانهٔ پدر و مادرش بازمیگردد و ناخواسته درگیر تنشهای آنان میشود. این دو خط داستانی در کنار هم قرار میگیرند تا نشان دهند کدورتهای شخصی و خانوادگی چگونه میتوانند از دل دلخوریهای کوچک سر برآورند و فضای زندگی روزمره را مسموم کنند.
فیلم، بیآنکه برای این پیوندها توضیحی سنگین عرضه کند، آنها را در ساختاری موازی پیش میبرد. طنز سیاهِ بیتعارف مهمترین امتیاز فیلم، طنزی است که از دل موقعیتهای ناخوشایند و رفتارهای کودکانه بیرون میآید. این طنز نه برای آرامکردن فضا، بلکه برای تیزتر کردن آن به کار میرود: خندهای که بلافاصله با شرمندگی یا نگرانی همراه میشود.
شخصیتها گاه چنان با جدیت از حق خود دفاع میکنند که پافشاریشان مضحک به نظر میرسد؛ اما فیلم اجازه نمیدهد تماشاگر آنان را صرفاً به چشم تیپهای کمیک ببیند. زیر این مضحکه، رنجش، ترس و خشم واقعی نهفته است. لحن اثر میان کمدی و درام حرکت میکند، بیآنکه مرزی روشن میان این دو بکشد. همین ابهام، تجربهٔ تماشایش را ویژه میکند: رخدادها ممکن است خندهدار باشند، اما خنده به معنای بیاهمیتبودن پیامدها نیست.
« هرچه نزاع پیش میرود، درخت کمتر بهانهای برای بحث و بیشتر نشانهای از لجاجت، مالکیت و میل به برتری میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از تماشاگر نمیخواهد یک طرف را بیچونوچرا محکوم کند؛ بلکه نشان میدهد چگونه هر طرف، با توجیه رفتار خودش، به ادامهٔ چرخهٔ خصومت کمک میکند. خشونت کلامی و لجاجت روزمره در چنین فضایی بهتدریج هم خندهآور میشوند و هم هولناک. تشدید تدریجیِ خصومت ساختار اصلی فیلم بر افزایش پلهپلهٔ تنش بنا شده است.
شکایت دربارهٔ درخت، در آغاز مسئلهای قابل حل به نظر میرسد؛ بااینحال، واکنشها بهجای آنکه راهی برای سازش باز کنند، به نشانههایی از بیاعتمادی و مقابله بدل میشوند. فیلم با خویشتنداری نشان میدهد که چگونه یک اختلاف ساده، وقتی با غرور و میل به تلافی گره بخورد، از کنترل بیرون میرود.
این روند یکی از عوامل اصلی کشش داستان است: مخاطب میبیند که هر اقدام تازه، بهجای پایاندادن به ماجرا، قدم بعدی را محتملتر میکند. در عین حال، این صعود تدریجی همیشه با ضرباهنگی متناسب همراه نیست. بهویژه در دو سوم ابتدایی، فیلم بیش از اندازه مکث میکند و برخی موقعیتها را طولانیتر از نیازشان نگه میدارد.
تکرار دلخوریها و رفتارهای خصمانه گاه حس میکند که داستان دور خود میچرخد، درحالیکه انتظار میرود زودتر به مرحلهای تازه برسد. این کندی از قدرت ایدهٔ مرکزی نمیکاهد، اما ممکن است حوصلهٔ تماشاگرانی را که به روایت پرشتابتر عادت دارند، بیازماید. دو خانواده، دو میدانِ بحران خط داستانی آتلی و زندگی زناشوییاش، از نظر مضمون با دعوای همسایهها همنواست: هر دو دربارهٔ رنجشهایی هستند که حلوفصل نمیشوند و هر طرف برای خودش روایتی موجه میسازد.
« خشونت کلامی و لجاجت روزمره در چنین فضایی بهتدریج هم خندهآور میشوند و هم هولناک. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، این خردهداستان به اندازهٔ ماجرای درخت تازه یا گیرایی ندارد. بحران رابطهٔ آتلی و همسرش بیشتر به الگویی آشنا از سوءتفاهم، سرزنش و کشمکش خانوادگی نزدیک میشود و در بخشهایی، تمرکز را از هستهٔ جذابتر فیلم میگیرد. این پراکندگی دو اثر متضاد دارد. از یکسو، جهان فیلم را گستردهتر میکند و نشان میدهد اختلافهای خانوادگی و همسایگی از سازوکارهای عاطفی مشابهی تغذیه میکنند.
از سوی دیگر، چون خط آتلی گاهی دیر به ماجرای اصلی بازمیگردد، انتظار برای ادامهٔ جدال همسایهها طولانیتر میشود. بنابراین، پیوند دو روایت از نظر موضوعی معنادار است، اما از نظر ریتم همیشه به سود فیلم عمل نمیکند. شخصیتها و بازیها شخصیتهای فیلم نه قهرمانانی آرام و خردمندند و نه شرورانی یکدست.
هرکدام در لحظههایی رفتاری چنان نامعقول از خود نشان میدهند که تماشاگر را از آنان دور میکند؛ اما همین عیبهاست که به نزاع باورپذیری میبخشد. فیلم در داوری اخلاقی عجله ندارد و بیشتر به تماشای سازوکارِ توجیهکردن میپردازد: آدمها بهجای پذیرش سهم خود در تشدید بحران، رفتار طرف مقابل را دلیل موجهی برای واکنش بعدی میدانند.
بازیها نیز با همین لحن سنجیده هماهنگاند. بازیگران شخصیتها را با اغراق کمیکِ آشکار اجرا نمیکنند؛ در نتیجه، موقعیتهای مضحک درون جهانی نسبتاً واقعگرا رخ میدهند و همین تضاد، طنز تلخ فیلم را قویتر میکند. این رویکرد بهخصوص در صحنههای رویارویی مؤثر است: تنش در نگاهها، مکثها و گفتوگوهای بهظاهر معمولی شکل میگیرد و اغلب پیش از آنکه به انفجار برسد، آرامآرام در فضا رسوب میکند.
« بااینهمه، این خردهداستان به اندازهٔ ماجرای درخت تازه یا گیرایی ندارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
درخت بهمثابه استعاره درخت فقط موضوع دعوا نیست؛ بهتدریج به نمادی از مرزی بدل میشود که هر خانواده میخواهد معنای آن را به سود خود تعیین کند. مسئلهٔ سایه و آفتاب، در ظاهر دربارهٔ استفاده از حیاط است، اما در عمق به پرسشی دربارهٔ حق، کنترل و تحمل دیگری میرسد. هر طرف میخواهد خانهاش قلمرویی کاملاً در اختیار خودش باشد، حالآنکه زندگی کنار همسایهها ناگزیر با محدودیت و سازش همراه است.
این استعاره زمانی اثرگذارتر میشود که فیلم از تبدیلشدنش به نمادی صریح و توضیحدادهشده پرهیز میکند. درخت همانقدر واقعی و روزمره باقی میماند که تماشاگر بتواند بفهمد چرا اختلاف از آن آغاز شده است؛ در عین حال، تبدیلشدنش به کانونی برای انباشت خشم، به فیلم امکان میدهد دربارهٔ طبیعت خصومت حرف بزند.
نتیجه، تصویری از تمدنی ظاهراً آرام است که زیر سطح آراستهاش، غرور و کینه بهآسانی بیدار میشوند. ریتم و پایانبندی فیلم در نیمهٔ پایانی جان تازهای میگیرد و کشمکشهایی که پیشتر با مکث و تکرار پیش رفتهاند، سرانجام به پیامدهای جدیتری میرسند. از این مرحله به بعد، جذابیت ماجرا بیشتر میشود و تماشاگر بهتر درمییابد که چرا آن رشته از دلخوریهای کوچک اهمیت داشته است.
بااینحال، پایانبندی ممکن است برای همه رضایتبخش نباشد. مسیر کلیِ تشدید نزاع تا حدی قابل حدس است و ضربهٔ آخر، با وجود اثرگذاری، لزوماً غافلگیرکننده یا بهیادماندنی از کار درنمیآید. در اینجا بخشی از تأثیر فیلم به انتظار مخاطب وابسته است. کسی که از طنز سیاه و فرجامهای تلخ استقبال میکند، ممکن است انتخاب فیلم را همراستا با جهانبینیاش بداند؛ اما تماشاگر دیگری شاید احساس کند پایان، بیش از آنکه حاصل پیچیدگی شخصیتها باشد، به یک جمعبندی نمایشی نزدیک شده است.
« این استعاره زمانی اثرگذارتر میشود که فیلم از تبدیلشدنش به نمادی صریح و توضیحدادهشده پرهیز میکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم در دقایق پایانی سرگرمکننده و پرکشش باقی میماند، ولی اثر نهاییاش به اندازهٔ مسیر رسیدن به آن نیرومند نیست. جمعبندی «Under the Tree» کمدی سیاهی دربارهٔ نزاعی ظاهراً پیشپاافتاده است که بهواسطهٔ غرور و تلافی، ابعادی بسیار بزرگتر پیدا میکند. طنز گزنده، بازیهای کنترلشده و توانایی فیلم در تبدیل یک شکایت کوچک به کشمکشی پرتنش، از نقاط قوت آناند.
در مقابل، کندی بخشهای ابتدایی و کمتازگی خط زناشویی آتلی از تمرکز و سرعت روایت میکاهند؛ پایان نیز شاید برای برخی بیش از اندازه قابل پیشبینی باشد. با وجود این ناهمواریها، فیلم در ترسیم لحظهای موفق است که مدارا جای خود را به کینه میدهد و آدمها در پی اثبات حقانیت خود، امکان بازگشت به زندگی عادی را از بین میبرند.
تماشای آن بیش از آنکه دعوتی به همدلی با یکی از دو طرف باشد، مواجههای با منطقِ فرسایندهٔ خصومت است؛ منطقی که گاهی از سایهٔ یک درخت آغاز میشود و بهسادگی در محدودهٔ حیاط باقی نمیماند.
« طنز گزنده، بازیهای کنترلشده و توانایی فیلم در تبدیل یک شکایت کوچک به کشمکشی پرتنش، از نقاط قوت آناند. »
ثبت دیدگاه