نقد و بررسی
نقد مسابقه رسلمنیا (WWE WrestleMania 39 Sunday) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شکوه صحنه و انتظار تماشاگران شب دوم رسلمنیا ۳۹ در ورزشگاه سوفای، بیش از آنکه صرفاً ردیفی از مسابقههای بزرگ باشد، نمایشی از پیوند میان کشتی حرفهای و تئاتر زنده است. معماری عظیم ورزشگاه، ورودیهای پرزرقوبرق، نورپردازی و موج واکنشهای تماشاگران به هر لحظه، به رویداد کیفیتی آیینی میبخشد؛ گویی هر مسابقه نه فقط برای تعیین برنده، که برای ساختن خاطرهای جمعی طراحی شده است.
همین فضا گاه به اجراها نیرویی فراتر از آنچه در خود رینگ میگذرد میدهد و گاه، برعکس، کمبودهای روایت را آشکارتر میکند. این شب از همان آغاز میان دو گرایش در نوسان است: نمایشهای سریع و پرتحرک برای گرمکردن جمعیت، و رقابتهایی که میخواهند بار عاطفی و داستانی سنگینتری به دوش بکشند.
حاصل، برنامهای است ناهموار اما پرلحظه؛ شبی که در بخشهایی برق میزند و در بخشهایی زیر وزن انتظارات خودش قرار میگیرد. کشتی بهمثابه روایت در رسلمنیا، فنون و ضربهها تنها بخشی از ماجرا هستند. نگاه، مکث، واکنش تماشاگران و سابقهٔ رقابتها نیز در شکلدادن به درام نقش دارند. شب دوم این سازوکار را بهخوبی به کار میگیرد، بهویژه در مسابقهٔ اصلی که پیرامون تقابل کودی رودز و رومن رینز ساخته شده است.
« کشتی بهمثابه روایت در رسلمنیا، فنون و ضربهها تنها بخشی از ماجرا هستند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رودز با انگیزهای روشن وارد میدان میشود و رینز حضوری دارد که از اقتدار و تسلط طولانیمدت او بر داستان حکایت میکند. اهمیت مسابقه نه فقط در عنوان قهرمانی، بلکه در پرسشی نهفته است که از ابتدا تا پایان همراه تماشاگر میماند: آیا قهرمان تازهای میتواند مسیر قدرت را تغییر دهد؟ بااینحال، تکیهٔ برنامه بر دخالتهای بیرونی و الگوهای آشنای تهدید و نجات، گاهی از نیروی درونی رویارویی میکاهد.
داستانی که ظرفیت آن را دارد تا سرنوشت دو شخصیت را بر پایهٔ انتخابها و تواناییهایشان پیش ببرد، بار دیگر به سازوکارهای آشنای اطراف رینگ متوسل میشود. این انتخاب شاید با منطق جهان داستانی مجموعه سازگار باشد، اما از شدت اثرگذاری لحظههای پایانی میکاهد و نتیجه را برای بخشی از مخاطبان قابلپیشبینیتر میکند.
مسابقهٔ سهنفره؛ ضرباهنگ و خشونت نمایشی درخشانترین نمونهٔ کشتیِ جسمانی شب، رویارویی گونتر، شیمس و درو مکاینتایر بر سر قهرمانی بینقارهای است. مسابقه بر سرعت محض یا زنجیرهای طولانی از فنون پیچیده تکیه نمیکند؛ نیروی اصلیاش از برخورد سه سبک و سه شخصیت میآید. شیمس با سرسختی و ضربههای سنگین پیش میرود، مکاینتایر توازن میان قدرت و چابکی را حفظ میکند و گونتر با خونسردی و دقت، نقش حریفی را دارد که هر حرکتش میتواند توازن مسابقه را برهم بزند.
شخصیتها و اجرا
حضور سه نفر در رینگ، امکان پدیدآمدن لحظههای غافلگیرکننده را فراهم میکند: هرگاه دو رقیب در آستانهٔ تسلط بر مسابقهاند، نفر سوم میتواند جریان را قطع کند. این رفتوبرگشتها، همراه با ضربههای کوبنده و واکنش پرشور جمعیت، مسابقه را به تجربهای فیزیکی و پرتنش بدل میسازد. مهمتر آنکه رقابت میان این سه نفر فقط مجموعهای از لحظههای نمایشی نیست؛ هرکدام در پی اثبات برتری خود است و همین رقابت، حتی بدون گفتوگوی طولانی، از دل اجرا خوانده میشود.
بیانکا بلير و آسکا؛ دو سبک در یک رینگ مسابقهٔ بیانکا بلير و آسکا برای قهرمانی زنان راو از تقابل دو شخصیت و دو شیوهٔ مبارزه نیرو میگیرد. بلير نمایندهٔ قدرت بدنی و اعتمادبهنفسی است که با حضور مسلطش همراه میشود؛ آسکا نیز با انعطاف، تجربه و سبک غیرمتعارف خود میکوشد این تسلط را خنثی کند.
کشمکش میان این دو به مسابقه هویتی روشن میدهد و تماشاگر را به پیگیری تغییر موازنهها فرامیخواند. اجرای هر دو کشتیگیر نیرومند است و استقبال جمعیت به مسابقه انرژی میبخشد. بااینحال، اتصال بخشهای مختلف مبارزه همیشه یکدست نیست. برخی لحظهها با شتاب و هیجان پیش میروند، اما گذار میان آنها گاهی بیش از اندازه حسابشده به نظر میرسد.
« کشمکش میان این دو به مسابقه هویتی روشن میدهد و تماشاگر را به پیگیری تغییر موازنهها فرامیخواند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، مسابقه به اوجهای مؤثری میرسد، بیآنکه در تمام مدت همان شدت عاطفی را حفظ کند. این نوسان، ارزش اجرا را از میان نمیبرد، اما مانع آن میشود که رویارویی در شمار بینقصترین بخشهای شب قرار گیرد. میان سرگرمی و وقفهٔ ناخواسته بخشهای دیگر برنامه، کیفیتی متغیر دارند. مسابقهٔ بروک لزنر و اوموس بیش از آنکه روایتی پیچیده بسازد، بر تضاد اندازه و قدرت دو رقیب بنا شده است.
این ایده برای ایجاد هیجان فوری کارآمد است، اما مجال چندانی برای تحول دراماتیک فراهم نمیکند. مسابقهٔ چهارنفرهٔ تیمی زنان نیز فرصت حضور چند چهره را یکجا فراهم میآورد، ولی کوتاهی زمان، به رشد رقابتها و شخصیتهای حاضر مجال کافی نمیدهد. بازگشت شین مکماهون قرار است لحظهای غافلگیرکننده و سرگرمکننده باشد، اما مصدومیت واقعی او جریان برنامه را ناگهان تغییر میدهد.
ورود اسنوپ داگ برای نجات موقعیت، واکنشی سریع و متناسب با فضای نمایشی رویداد است، اما این جایگزینی نمیتواند غیبت مسابقهای را که وعده داده شده بود کاملاً جبران کند. این بخش بیش از آنکه بهعنوان یک مسابقهٔ کامل به یاد بماند، نشانهای از شکنندگی اجرای زنده است: برنامهای دقیق میتواند در چند ثانیه به مسیری دیگر کشیده شود.
« در نتیجه، مسابقه به اوجهای مؤثری میرسد، بیآنکه در تمام مدت همان شدت عاطفی را حفظ کند. »
قوتها و کاستیها
در سوی دیگر، مسابقهٔ سلول جهنمی میان اج و فین بالور بر تئاتر تاریک، ظاهرهای نمادین و خشونت نمایشی تکیه دارد. این رویارویی از نظر تصویر و فضای صحنه چشمگیر است، اما طولانیبودن و مکثهایش گاه از شتاب درام میکاهد. نمایش بزرگ هست، ولی انسجام و شدت آن در سراسر مسابقه یکسان نمیماند. مسابقهٔ اصلی و سنگینی انتظار رودز و رینز مسابقهای طولانی و پر از تغییر موازنه ارائه میکنند.
هر دو میدانند چگونه با مکثها و واکنش جمعیت کار کنند؛ نزدیکشدن به پیروزی و بازگشت دوباره به خطر، ضرباهنگی میسازد که مخاطب را درگیر نگه میدارد. تماشاگران در این لحظات تنها ناظر نیستند، بلکه بخشی از روایتاند: تشویق و سکوت آنان به هر حرکت معنای بیشتری میبخشد. اما وقتی مسابقه به نقطهٔ حساس خود نزدیک میشود، دخالت سولو سیکوا و حضور اطرافیان رینز، نتیجه را از تقابل مستقیم دو چهره دور میکند.
چنین رویکردی با تصویر رینز بهعنوان قهرمانی برخوردار از نیرویی جمعی تناسب دارد، ولی بهایش کاهش استقلال پیروزی اوست. از سوی دیگر، شکست رودز برای مخاطبانی که مدتها چشمبهراه تحقق مسیر قهرمانی او بودند، ناامیدی شدیدی به همراه داشت. این پایانبندی جسورانه است، اما جسارت بهتنهایی تضمینکنندهٔ رضایت نیست؛ اثر نهایی آن به نحوهٔ ادامهٔ داستان وابسته میماند.
« در سوی دیگر، مسابقهٔ سلول جهنمی میان اج و فین بالور بر تئاتر تاریک، ظاهرهای نمادین و خشونت نمایشی تکیه دارد. »
جمعبندی
جمعبندی شب دوم رسلمنیا ۳۹ رویدادی با اوجهای چشمگیر و افتوخیزهای محسوس است. مسابقهٔ سهنفرهٔ گونتر، شیمس و مکاینتایر نمونهای درخشان از کشتی پرقدرت و پرتنش است؛ رویارویی بلير و آسکا نیز با حضور قدرتمند دو رقیب و حمایت تماشاگران، لحظات مؤثری میسازد. شکوه ورزشگاه و نیروی جمعیت، به اجراها ابعادی بزرگتر میبخشد و مسابقهٔ اصلی نیز با بار داستانی سنگین خود توجه را تا پایان حفظ میکند.
بااینهمه، پایان ناامیدکننده برای بخشی از مخاطبان، اتکای مسابقهٔ اصلی به دخالت بیرونی و چند بخش کمرمقتر، مانع شکلگیری شبی یکپارچه میشود. این برنامه بیش از آنکه بینقص باشد، مجموعهای از لحظههای بهیادماندنی است: بعضی از جنس مهارت، بعضی از جنس نمایش و بعضی از جنس بحثبرانگیزی.
همین آمیزه، رسلمنیا ۳۹ یکشنبه را به رویدادی تبدیل میکند که ارزشش نه فقط در آنچه در رینگ رخ داد، بلکه در واکنشهایی است که پس از خاموششدن نورهای ورزشگاه برانگیخت.
« جمعبندی شب دوم رسلمنیا ۳۹ رویدادی با اوجهای چشمگیر و افتوخیزهای محسوس است. »
ثبت دیدگاه