نقد و بررسی
نقد بسیار مخفی (So Undercover) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای جذاب با دو جهان ناسازگار «So Undercover» کمدی جناییِ سبکی است که از برخورد دو جهان متفاوت نیرو میگیرد: مولی موریس، کارآگاهی خصوصیِ سرسخت و خیاباندیده، باید در هیئت دختری دانشجو وارد انجمنی دانشگاهی شود و مراقب شاهدی مهم باشد. موقعیت مرکزی ظرفیت شوخی، سوءتفاهم و تعلیق را دارد؛ کسی که به مشاهده و بدگمانی خو گرفته، ناچار میشود خود را با جمعی هماهنگ نشان دهد که قواعدش را نمیشناسد و چندان هم جدی نمیگیرد.
فیلم از این تضاد برای ساختن موقعیتهای کمیک استفاده میکند، اما بهندرت آن را به کاوشی دقیقتر در هویت، اعتماد یا فاصلهٔ میان ظاهر و باطن بدل میسازد. مولی؛ میان کارآگاهی و نقشآفرینی مولی در آغاز با اعتمادبهنفس و مهارت عملی معرفی میشود؛ شخصیتی که بهجای تکیه بر تشریفات، از هوش خیابانی و مشاهدهٔ دقیق بهره میبرد.
مأموریت تازه، اما، او را به جایی میبرد که قدرتش نه در پنهانکاری حرفهای، بلکه در وانمودکردن به کسی دیگر سنجیده میشود. این جابهجایی میتوانست بستری برای بررسی جدیترِ نقاب اجتماعی باشد: مولی چهقدر از رفتار تازهاش را بازی میکند و چهقدر از آن، جنبهای از خودش است که پیشتر مجال بروز نداشته؟
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این پرسش را مطرح میکند، اما بیشتر به شکل چاشنی داستانی از کنارش میگذرد. مایلی سایرس برای نقش، انرژی و سرزندگی لازم را دارد و در صحنههای پرتحرک حضورش فیلم را از رخوت کامل نجات میدهد. بااینحال، گذار میان چهرهٔ خشن و بیتعارف مولی و شخصیت ساختگیاش همیشه باورپذیر نیست. گاه چنین به نظر میرسد که فیلم از ما میخواهد تغییر رفتار او را بیدرنگ بپذیریم، بیآنکه زمان کافی برای دیدن دشواری یا پیامدهای آن صرف کند.
طنز و لحن؛ شوخیهایی با هدفگیری نامطمئن کمدی فیلم عمدتاً از تقابل مولی با فضای انجمن دانشجویی، اصطلاحات و آداب آن، و تلاشش برای جاافتادن میان دخترانی میآید که در نگاه نخست سطحی و کلیشهای تصویر میشوند. این موقعیتها گاهی به شوخیهایی سبک و بیدردسر میانجامند؛ همان جنسی از طنز که برای تماشای گذرا مناسب است و از مخاطب انتظار درگیری عاطفی یا فکری زیادی ندارد.
مشکل آنجاست که فیلم در انتخاب مخاطب و لحن خود یکدست نیست. برخی شوخیها نوجوانانه و سادهاند، درحالیکه بعضی دیگر به اشاراتی بزرگسالانه تکیه میکنند؛ ترکیبی که نه هویتی روشن به اثر میدهد و نه همیشه خنده میسازد. دیالوگهایی که قرار است زبان نسل جوان را بازتاب دهند، گاه تصنعی به گوش میرسند و شوخیهایی که باید از کلیشهها فاصله بگیرند، خود گرفتار همان کلیشهها میشوند.
« فیلم این پرسش را مطرح میکند، اما بیشتر به شکل چاشنی داستانی از کنارش میگذرد. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه، لحنی است که بیش از آنکه ظریف یا تیزبین باشد، به کمدیهای تلویزیونیِ جوانپسند نزدیک میشود. دانشگاه و انجمن؛ پسزمینهای پرزرقوبرق اما کمعمق فضای دانشگاه در فیلم بیش از آنکه محیطی زنده و پیچیده باشد، مجموعهای از نشانههای آشناست: اتاقهای مشترک، مناسبات گروهی، رقابت برای پذیرفتهشدن و تصویر اغراقشدهای از زندگی دانشجویی.
انجمن، در ابتدا، همچون دنیایی بسته و پر از تیپهای قراردادی جلوه میکند. با پیشرفت داستان، فیلم میکوشد نشان دهد اعضای آن را نمیتوان تنها بر اساس ظاهرشان داوری کرد؛ این تلاش با مضمون پنهانبودن حقیقت هماهنگ است، اما شخصیتپردازیها آنقدر کممایهاند که دگرگونی نگاه مولی همیشه وزن عاطفی کافی پیدا نمیکند.
از این رو، دانشگاه بیشتر یک صحنهٔ نمایشی برای مأموریت است تا مکانی که حس زندگی مستقل داشته باشد. فیلم از ظرفیت تقابل دو فرهنگ ــ دنیای عملگرای مولی و محیط اجتماعیِ پرقاعدهٔ انجمن ــ استفاده میکند، اما کمتر میپرسد این تفاوتها از کجا میآیند یا افراد چگونه درون آنها شکل میگیرند.
« نتیجه، لحنی است که بیش از آنکه ظریف یا تیزبین باشد، به کمدیهای تلویزیونیِ جوانپسند نزدیک میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
معما و تعلیق؛ غافلگیری در دل فرمولی آشنا لایهٔ جنایی، داستان را از یک کمدی سادهٔ ورود غریبه به محیطی تازه فراتر میبرد. مولی باید در میان اعضای انجمن به دنبال سرنخ بگردد و در عین حال از دختری محافظت کند که حضورش با پروندهای پرخطر پیوند خورده است. این بخش به فیلم ضرباهنگ میدهد و مانع میشود ماجرا صرفاً به زنجیرهای از شوخیهای دانشگاهی محدود بماند.
پیچش داستانی میتواند برای مخاطبی که با دقت دنبال سرنخها نمیگردد غافلگیرکننده باشد و به روایت لحظهای از هیجان ببخشد. بااینحال، زمینهچینی و منطق معما همیشه به همان اندازهٔ غافلگیری محکم نیست. فیلم گاهی بهجای کاشتن سرنخهای دقیق، به تغییر مسیرهای ناگهانی تکیه میکند؛ ازاینرو، اثر پیچش بیشتر در شوک کوتاهمدت آن است تا در حس رضایتبخشِ بازنگریِ نشانههای پیشین.
بهتر است همینجا بمانیم: معما بخشی از جذابیت فیلم است، اما موتور رواییِ کاملاً استواری نیست. بازیها و شخصیتهای فرعی جرمی پیون و مایک اوملی در نقشهایی ظاهر میشوند که میتوانستند تکیهگاههای محکمتری برای داستان باشند. رابطهٔ مولی با پدرش، از معدود پیوندهایی است که امکان ایجاد گرما و صمیمیت واقعی دارد؛ همین رابطه به شخصیت اصلی بُعدی انسانیتر میدهد و انگیزههایش را از سطح یک مأموریت صرف فراتر میبرد.
« این بخش به فیلم ضرباهنگ میدهد و مانع میشود ماجرا صرفاً به زنجیرهای از شوخیهای دانشگاهی محدود بماند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، فیلم این خط عاطفی را نیز در حدی محدود نگه میدارد و بارها آن را به ابزار پیشبرد ماجرا تبدیل میکند. شخصیتهای انجمن بیشتر با ویژگیهای ظاهری و نقشهای آشنا معرفی میشوند تا با خواستهها و تناقضهای فردی. در نتیجه، بازیگران فرعی فرصت اندکی برای ساختن آدمهایی متمایز دارند.
شماری از لحظات گروهی سرزندهاند، اما پیوند میان اعضا بهاندازهای شکل نمیگیرد که همکاری یا اعتمادشان در ادامه عمیقاً اثرگذار باشد. ریتم و ارزش سرگرمی «So Undercover» با ریتمی نسبتاً تند پیش میرود و بهندرت اجازه میدهد بخشهای داستانی بیش از اندازه طول بکشند. همین چابکی از نقاط قوت آن است: حتی وقتی روایت وارد مسیرهای پیشبینیپذیر میشود، جابهجایی میان موقعیتهای کمدی، مأموریت و روابط شخصی، تماشای فیلم را آسان میکند.
برای شبی که انتظار سرگرمی سبک و بیتکلف از فیلم میرود، این ویژگی میتواند کافی باشد. اما سرعت بهتنهایی جای پرداخت را نمیگیرد. بعضی اتفاقها چنان زود رخ میدهند که فرصت نمییابند تأثیر لازم را بگذارند؛ در بخشهایی نیز داستان از یک موقعیت به موقعیت بعدی میجهد، بیآنکه رابطهٔ علت و معلولی یا بار عاطفی آنها بهخوبی جا بیفتد.
« بااینحال، فیلم این خط عاطفی را نیز در حدی محدود نگه میدارد و بارها آن را به ابزار پیشبرد ماجرا تبدیل میکند. »
جمعبندی
فیلم بهسرعت تمام میشود، اما این سبکپایی گاه با شتابزدگی اشتباه گرفته میشود. جمعبندی «So Undercover» فیلمی سبک و خوشتماشاست که از ایدهای مناسب برای کمدی و معمای جنایی بهره میگیرد، اما ظرفیت آن را بهطور کامل به کار نمیبندد. ریتم سرحال، فضای مفرح و یک غافلگیری داستانی میتوانند تجربهٔ تماشای آن را دلنشین کنند؛ در مقابل، فیلمنامهٔ کلیشهای، شوخیهای نامتوازن و شخصیتپردازی کمعمق، مانع میشوند اثر از سرگرمی گذرا فراتر برود.
این فیلم برای مخاطبی که چیزی ساده و بیدردسر میخواهد، میتواند انتخابی پذیرفتنی باشد؛ اما اگر انتظار کمدی تیزبین، معمای خوشساخت یا درامی با دگرگونیهای باورپذیر داشته باشد، احتمالاً از فرصتهای ازدسترفتهاش بیش از لحظات موفقش یاد خواهد کرد.
« فیلم بهسرعت تمام میشود، اما این سبکپایی گاه با شتابزدگی اشتباه گرفته میشود. »
ثبت دیدگاه