نقد و بررسی
نقد شیر در زمستان (The Lion in Winter) | 1968
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصری که به میدان نبرد بدل میشود «The Lion in Winter» بیش از آنکه بازسازیِ باشکوهی از تاریخ باشد، درامی خانوادگی است که تاریخ را به صحنهای برای نمایش عطش قدرت، رنجشهای دیرپا و رقابت بر سر عشق و میراث تبدیل میکند. داستان در کریسمس سال ۱۱۸۳ میگذرد؛ هنری دوم، الینور آکیتن، سه پسرشان و چند چهره سیاسی در یک دژ گرد هم آمدهاند تا مسئله جانشینی را تعیین کنند.
اما انتخاب وارث تنها بهانهای برای رویارویی است: هر شخصیت، در کنار تاجوتخت، خواهان چیزی شخصیتر است؛ دیدهشدن، انتقام، امنیت یا اثبات برتری. فیلم از همان ابتدا فضای بسته و پرفشارش را میسازد. دیوارهای سنگی، راهروهای سرد و اتاقهایی که گفتوگو در آنها به نبرد بدل میشود، حس محاصره را تقویت میکنند.
بیرون از این جمع، قلمروها و لشکرها وجود دارند؛ اما درام اصلی درون خانواده جریان دارد. این محدودیت مکانی، بهجای آنکه فیلم را کوچک کند، کشمکش را فشردهتر و متمرکزتر میسازد. نمایشنامهای در جامه سینما فیلم به نمایشنامهای از James Goldman تکیه دارد و این خاستگاه در ساختار آن آشکار است.
بخش بزرگی از روایت از راه گفتوگو پیش میرود؛ شخصیتها اطلاعات را نه فقط برای روشنکردن ماجرا، بلکه برای آزمودن، فریبدادن و زخمیکردن یکدیگر به زبان میآورند. جملهها غالباً تیز، فشرده و سرشار از کنایهاند؛ گویی هر مکالمه، دور تازهای از یک بازی سیاسی است. این گرایش به کلام، هم بزرگترین امتیاز فیلم است و هم مهمترین مانع آن.
« فیلم از همان ابتدا فضای بسته و پرفشارش را میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در بهترین لحظات، دیالوگها چنان پرانرژیاند که سکوت میان آنها نیز معنایی تهدیدآمیز پیدا میکند. شوخیها از دل تلخی بیرون میآیند و خنده، بهجای آنکه تنش را از میان ببرد، گاه آن را عریانتر میکند. بااینحال، انباشت گفتوگو و رفتوبرگشتهای طولانی ممکن است ریتم را کند کند؛ بهویژه برای تماشاگرانی که انتظار دارند درام تاریخی بیش از سخن، بر حرکت و حادثه متکی باشد.
هپبورن و اوتول؛ دو مرکز ثقل Katharine Hepburn در نقش الینور، حضوری نافذ و حسابگر دارد. او شخصیت را به ملکهای صرفاً مقتدر یا مادری اندوهگین تقلیل نمیدهد؛ در چهرهاش هم هوش سیاسی دیده میشود و هم زخمی شخصی که هرگز کاملاً التیام نیافته است. الینور میداند چگونه با یک مکث یا نگاهی کوتاه، حریف را از توازن بیرون ببرد.
قدرت او در این نیست که همیشه بلندتر سخن بگوید، بلکه در این است که از ضعف دیگران و نیز از آسیبپذیری خودش آگاه است. Peter O’Toole در برابر او هنری دوم را به فرمانروایی بدل میکند که اقتدارش با بیقراری درآمیخته است. او شوخ، خودرأی و پرجنبوجوش است، اما زیر این ظاهر، تردید و فرسودگی نیز جریان دارد.
تقابل این دو بازیگر نیروی اصلی فیلم را میسازد: آنها با هم تاریخ مشترکی دارند و هر جملهشان هم میتواند حملهای سیاسی باشد و هم اشارهای به گذشتهای خصوصی. صحنههای مشترکشان بهندرت آرام میماند؛ حتی شوخیها نیز از رقابت و رنجش خالی نیستند. خانواده، سیاست و میراث اثر در ظاهر درباره جانشینی است، اما پرسش عمیقترش این است که قدرت چگونه به رابطههای انسانی نفوذ میکند.
« در بهترین لحظات، دیالوگها چنان پرانرژیاند که سکوت میان آنها نیز معنایی تهدیدآمیز پیدا میکند. »
شخصیتها و اجرا
در این خانواده، محبت بهندرت بیقیدوشرط باقی میماند؛ گاه به پاداشی بدل میشود که باید به دست آورد، گاه ابزاری برای نفوذ است و گاه زخمی که هیچکس حاضر نیست نشانش دهد. والدین و فرزندان با هم پیوند دارند، اما این پیوند در سایه رقابت بر سر آینده و جایگاه، مدام دگرگون میشود. پسران نیز صرفاً مهرههایی برای پیشبرد نقشه پدر و مادر نیستند.
هرکدام میکوشند از جایگاه خود در خانواده معنایی بسازند و در این مسیر، تصویر متفاوتی از قدرت عرضه میکنند. فیلم در ترسیم تفاوت میان توانایی، جاهطلبی و شایستگی ظرافت دارد؛ بااینحال، برخی شخصیتها عمداً رنگوبویی کمیک یا نامطمئن دارند. این لحن میتواند جذاب باشد، اما گاهی چنان بر دستوپاچلفتیبودن یک شاهزاده تأکید میکند که جدیگرفتن او در مقام رقیبی سیاسی دشوار میشود.
طنز، زهر و بازی قدرت طنز فیلم از جنس شوخیهای سبک و رهاییبخش نیست. اینجا خنده بیشتر واکنش به بیرحمی شخصیتهاست؛ کسی با جملهای بامزه دیگری را تحقیر میکند، یا زیرکی کلامی پرده از حقیقتی ناخوشایند برمیدارد. همین آمیختگی طنز و تلخی، فضای اثر را از شکوه خشکِ بسیاری از درامهای تاریخی جدا میکند.
گفتوگوها گاه چنان امروزی و تند به گوش میرسند که فیلم، با وجود لباسها و معماری قرونوسطایی، از مخاطب امروز فاصله نمیگیرد. در این جهان، اعتماد کالایی کمیاب است. پیشنهادها ممکن است دام باشند و عقبنشینیها، بخشی از نقشهای بزرگتر. هیچکس بهسادگی از انگیزههایش پرده برنمیدارد و تماشاگر ناچار است پشت ظاهر هر سخن، احتمال دیگری را نیز ببیند.
« والدین و فرزندان با هم پیوند دارند، اما این پیوند در سایه رقابت بر سر آینده و جایگاه، مدام دگرگون میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این منطق، تعلیق را زنده نگه میدارد، هرچند گاه شمار دسیسهها و تغییر موضعها چنان فشرده میشود که پیگیری همه ظرایف نیازمند توجهی پیوسته است. کارگردانی و فضای بصری Anthony Harvey با تکیه بر فضاهای سنگی و ترکیببندیهای نسبتاً مهارشده، محیطی سرد و ناآرام میآفریند. فیلم بهجای آنکه مدام با نماهای باشکوه و حرکتهای نمایشی بر عظمت تاریخ تأکید کند، بیشتر به حضور بازیگران و تنش درون قاب اعتماد دارد.
همین انتخاب، با ماهیت صحنهمحور اثر سازگار است: نگاهها، فاصله میان شخصیتها و نحوه نشستن یا ایستادنشان، بخشی از مناسبات قدرت را بیان میکند. طراحی صحنه و پوشش، جهان مادی و خشنتری از قرونوسطا میسازند تا تصویری بزکشده و تشریفاتی. بااینهمه، فیلم قصد ندارد سندی دقیق از یک رویداد تاریخی باشد؛ شخصیتها و زمینه سیاسی تاریخیاند، اما رویارویی اصلی در قالب درامی داستانی و نمایشی شکل گرفته است.
ارزش اثر را بنابراین باید بیشتر در خوانش انسانی و سیاسیاش جستوجو کرد تا در بازسازی موبهموی تاریخ. ریتم و تجربه تماشاگر «The Lion in Winter» فیلمی است که از تماشاگر مشارکت میطلبد. باید به واژهها گوش سپرد، تغییر لحنها را دریافت و رابطه میان گفتهها و ناگفتهها را دنبال کرد. برای کسی که از نبردهای لفظی، بازیهای روانی و شخصیتهای متناقض لذت میبرد، این تمرکز میتواند بسیار گیرا باشد.
اما همان ویژگی برای مخاطبی که خواهان روایت پرتحرکتر است، به نقطهضعف بدل میشود: برخی صحنهها طولانی میشوند و گفتوگو چنان بر تصویر غلبه میکند که پیشروی داستان کند به نظر میرسد. این کندی فقط مسئله سرعت نیست؛ گاهی فیلم در بازگشت به همان اختلافها و تهدیدها، تأکید بیش از اندازه پیدا میکند.
« طراحی صحنه و پوشش، جهان مادی و خشنتری از قرونوسطا میسازند تا تصویری بزکشده و تشریفاتی. »
قوتها و کاستیها
در عوض، این تکرارها حس فرسودگی روابط را نیز منتقل میکنند: شخصیتها بارها همان زخمها را باز میکنند، چون هیچکدام توان یا میلی برای رهاکردن آنها ندارند. بنابراین میزان اثرگذاری فیلم تا حد زیادی به تحمل و علاقه تماشاگر نسبت به درام کلاممحور بستگی دارد. جمعبندی «The Lion in Winter» درامی تاریخی است که قلبش در مناسبات خانوادگی میتپد.
بازی درخشان Katharine Hepburn و Peter O’Toole، دیالوگهای تند و آمیختگی هوشمندانه طنز با خصومت، آن را به اثری ماندگار و پرشخصیت تبدیل میکند. فیلم نشان میدهد جنگ بر سر تاجوتخت میتواند همزمان جنگی برای عشق، احترام و جبران گذشته باشد؛ و اینکه در خانوادهای گرفتار قدرت، صمیمیت و سلطه بهآسانی از یکدیگر جدا نمیشوند.
پرحرفی، کندی مقطعی و نامتوازنبودن برخی شخصیتها ممکن است تجربه تماشا را برای همه یکسان دلپذیر نکند. بااینحال، فیلم در بهترین لحظههایش چنان زنده است که قصر سردش به صحنهای برای بازیگری و کلام بدل میشود؛ صحنهای که در آن هر لبخند میتواند تهدید باشد و هر شوخی، حقیقتی دردناک را پنهان کند.
« بنابراین میزان اثرگذاری فیلم تا حد زیادی به تحمل و علاقه تماشاگر نسبت به درام کلاممحور بستگی دارد. »
ثبت دیدگاه