نقد و بررسی
نقد نویگیتر (The Navigator) | 1924
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ برخورد با جهان «دریانورد» ساختهٔ باستر کیتون، بیش از آنکه بر قصهای پیچیده تکیه کند، از برخورد دو شخصیت ناآزموده با جهانی بزرگ، بیاعتنا و سرشار از موانع نیرو میگیرد. رولو تردوی، جوانی ثروتمند و شتابزده، در پی خواستگاری از بتی اوبراین است؛ اما وقتی پیشنهادش پذیرفته نمیشود، سفر دریاییِ از پیش تدارکدیده را بهتنهایی آغاز میکند.
رشتهای از اشتباهها او و بتی را به کشتیای میرساند که در اقیانوس سرگردان میشود. همین موقعیت ساده، بستری میسازد برای آزمودن آدمهایی که تا پیش از آن عادت داشتهاند دیگران کارهایشان را انجام دهند. فیلم در آغاز، دلبستگی رولو را نه عشقی پخته و متقابل، بلکه تصمیمی ناگهانی و خودمحورانه تصویر میکند.
او خواستگاری را همچون برنامهای آماده میبیند که تنها کافی است بتی در آن جای بگیرد. این نگاه، هم سرچشمهٔ کمدی است و هم نشانهای از ناپختگی او. سفر دریایی قرار است خیال رمانتیکش را تکمیل کند، اما در عمل او را از آسایشِ طبقاتیاش بیرون میکشد و ناچار میکند با واقعیت روبهرو شود. روایتِ اپیزودیک و پرتحرک ساختار «دریانورد» بر زنجیرهای از موقعیتها بنا شده است: هر دشواری، مسئلهای تازه پیش میآورد و هر راهحل، اغلب گرفتاری دیگری میسازد.
این روایت اپیزودیک، گاه انسجام دراماتیک را کمرنگ میکند، اما در عوض به فیلم آزادی میدهد تا از امکانات موقعیت مرکزیاش بهره بگیرد. کشتی فقط محل وقوع داستان نیست؛ جهانی بسته و شناور است که هر گوشهاش میتواند به صحنهای برای ناکامی، کشف یا بدلکاری بدل شود. پویایی اثر از همین تغییر مداوم وضعیتها میآید.
« رشتهای از اشتباهها او و بتی را به کشتیای میرساند که در اقیانوس سرگردان میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دو شخصیت ابتدا در فضای عظیم کشتی گماند و حتی یافتن یکدیگر برایشان دشوار است؛ سپس باید با نیازهای روزمرهای کنار بیایند که پیشتر از چشمشان پنهان بوده است. فیلم بهجای آنکه این دگرگونی را با گفتوگوهای طولانی توضیح دهد، آن را در کنش نشان میدهد: در مکثها، حرکتها و کوششهای ناموفق.
نتیجه، قصهای است که پیوسته پیش میرود، هرچند همهٔ بخشهایش به یک اندازه خندهآور یا ضروری نیستند. کشتی بهمثابه صحنه و شخصیت مهمترین دستاورد بصری فیلم، استفادهٔ خلاقانه از کشتی است. راهروها، عرشه، اتاقها و ابزارهای دریایی، دکورهایی ثابت و بیجان باقی نمیمانند؛ هرکدام در جریان کنش معنای تازهای پیدا میکنند.
فضای کشتی گاهی تهدیدآمیز، گاهی مضحک و گاهی بهطرزی غریب خلوت است. تماشاگر همراه شخصیتها درمییابد که محیطی آشنا برای کارکنان کشتی، برای این دو مسافر ناآزموده مجموعهای از رازها و دشواریهاست. این طراحی مکانی، کمدی را از دل میزانسن بیرون میآورد. فاصلهها، درها و وسایل، حرکت بدن را محدود میکنند و همین محدودیت سرچشمهٔ بسیاری از شوخیها میشود.
کشتی بزرگ است، اما در عین حال مرزهایش شخصیتها را در خود محبوس میکند؛ تضادی که هم حس ماجراجویی میآفریند و هم تنهایی آنها را برجسته میسازد. در بخشهای دریایی، این حسِ انزوا بهتدریج حالوهوایی رازآلودتر پیدا میکند و فیلم، برای لحظاتی، از کمدی صرف فاصله میگیرد. بدنِ کیتون و منطق بدلکاری کیتون بازیگری است که بدنش را همچون ابزار اصلی روایت به کار میگیرد.
« نتیجه، قصهای است که پیوسته پیش میرود، هرچند همهٔ بخشهایش به یک اندازه خندهآور یا ضروری نیستند. »
شخصیتها و اجرا
چهرهٔ آرام و کمتغییر او در برابر آشوب پیرامون، تضادی کمیک پدید میآورد: هرچه موقعیت دشوارتر میشود، او کمتر به واکنشهای اغراقآمیز متوسل میشود. این خویشتنداری، شخصیت رولو را به مردی بدل میکند که گویی هر حادثه را با جدیتی کامل میپذیرد، حتی وقتی آشکار است که هیچ مهارتی برای ادارهٔ اوضاع ندارد.
بدلکاریهای فیلم صرفاً نمایش توان جسمانی نیستند؛ اغلب از منطق موقعیت و رابطهٔ بدن با اشیا شکل میگیرند. کیتون حرکت را چنان دقیق طراحی میکند که خطر واقعی و شوخی در یک قاب کنار هم قرار میگیرند. تماشاگر از یک سو نگران پیامد حرکت است و از سوی دیگر میبیند که همان حرکت چگونه به نتیجهای پیشبینینشده و خندهآور میرسد.
با این حال، فیلم بیش از آنکه کمدیِ خندههای پیدرپی باشد، اثری ماجراجویانه با لحظههای کمدی درخشان است. بعضی شوخیها اثرگذارند، اما برخی دیگر امروز کشدار یا کمرمق به نظر میرسند. بتی و رابطهای که در حال تغییر است بتی در آغاز در برابر تصمیم ناگهانی رولو استقلال نشان میدهد و پیشنهادش را نمیپذیرد.
حضور او در کشتی، رابطه را از خیال یکطرفهٔ رولو بیرون میآورد و به موقعیتی میکشاند که هر دو باید برای بقا و ادارهٔ زندگی روزمره همکاری کنند. همین تغییر، امکان تحول رابطه را فراهم میکند؛ نه از راه اعترافهای عاشقانه، بلکه از مسیر تجربهٔ مشترک و مواجهه با گرفتاریها. بااینهمه، فیلم در پرداخت شخصیت بتی به اندازهٔ رولو فرصت و پیچیدگی فراهم نمیکند.
« بدلکاریهای فیلم صرفاً نمایش توان جسمانی نیستند؛ اغلب از منطق موقعیت و رابطهٔ بدن با اشیا شکل میگیرند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بخش عمدهای از شوخیها و کنشهای بدنی حول کیتون شکل میگیرند و بتی بیشتر در مقام همراه و همسفر او قرار میگیرد. این نابرابری از محدودیتهای روایت و سنت کمدی آن دوره حکایت دارد. با وجود این، بتی صرفاً حضوری تزئینی نیست: واکنشها و تصمیمهایش در شکلگیری موقعیتها مؤثرند و رابطهٔ میان آن دو را از یک خیال ساده به همراهیای ناگزیر و قابلباورتر تبدیل میکنند.
کمدیِ روزمره و نابرابریِ مهارتها یکی از ایدههای مؤثر فیلم، روبهروکردن دو فرد مرفه با کارهایی است که پیشتر دیگران برایشان انجام میدادند. غذا پختن، استفاده از وسایل و ساماندادن به زندگی در کشتی، در ظاهر کارهایی سادهاند، اما برای رولو و بتی به آزمونهایی دشوار تبدیل میشوند. طنز این بخشها از فاصلهٔ میان اعتمادبهنفس آنان و ناتوانی عملیشان سرچشمه میگیرد.
آنها کمکم میآموزند که آسایش پیشینشان طبیعی و خودبهخودی نبوده، بلکه بر کار نامرئی دیگران تکیه داشته است. در این بخشها، فیلم لحنی سرزنده و بازیگوش دارد و اشیا را به ابزارهای روایی بدل میکند. کوشش برای ساختن راهحلهای ابتکاری، هم سرگرمکننده است و هم نوعی تغییر شخصیت را نشان میدهد: رولو بهجای آنکه فقط انتظار خدمت داشته باشد، ناچار میشود دست به کار شود.
البته برخی شوخیها به شرایط و قراردادهای فرهنگی سالهای ساخت فیلم وابستهاند و امروز طراوت سابق را ندارند. با این حال، کمدیِ ناشی از آزمونوخطای انسانی و درماندگی در برابر ابزارها هنوز میتواند برای مخاطب تازهکار هم جذاب باشد. محدودیت تاریخی و سایهٔ نژادپرستی تماشای امروزین «دریانورد» بدون توجه به بخش پایانی آن کامل نیست.
« این نابرابری از محدودیتهای روایت و سنت کمدی آن دوره حکایت دارد. »
قوتها و کاستیها
تصویر مردم بومی در این بخش از کلیشههای نژادپرستانهٔ رایج در سینمای آن دوره پیروی میکند: آنان نه بهعنوان انسانهایی دارای انگیزه و زندگی مستقل، بلکه همچون تهدیدی یکدست و غریب عرضه میشوند. این انتخاب، لحن ماجراجویانهٔ فیلم را از نظر اخلاقی مسئلهدار میکند و میتواند تجربهٔ تماشای اثر را بهطور جدی تحتتأثیر قرار دهد.
اشاره به بافت تاریخی، این تصویر را توضیح میدهد، اما از اثر آن نمیکاهد. بهتر است فیلم را همزمان در دو سطح دید: بهعنوان نمونهای از مهارت کمیک و بصری کیتون، و بهعنوان محصول فرهنگیِ زمانهای که کلیشههای نژادی را بهسادگی وارد سرگرمی میکرد. توجه به این دوگانگی نه انکار ارزشهای سینمایی اثر است و نه پذیرش بیچونوچرای محدودیتهایش؛ بلکه راهی است برای تماشایی دقیقتر و مسئولانهتر.
جمعبندی «دریانورد» اثری خوشساخت و پرتحرک است که قدرتش را از فضای کشتی، دقت بدلکاریهای باستر کیتون و تبدیل گرفتاریهای روزمره به ماجراجویی میگیرد. فیلم در همهٔ لحظات به یک اندازه خندهدار نیست و روایت اپیزودیکش گاه بیش از آنکه عمق شخصیتها را بکاود، بهدنبال موقعیتی تازه برای نمایش کنش است.
بااینحال، خلاقیت بصری و بازی جسمانی کیتون به اثر هویتی ماندگار میبخشند. ارزش تماشای فیلم در آن است که هم سرگرمیِ سینمای صامت را زنده میکند و هم امکان دیدن شیوهٔ کار یک کمدین بزرگ را فراهم میآورد؛ کمدینی که از مکث، حرکت و برخورد با اشیا زبان میسازد. در کنار این قوتها، شوخیهای فرسوده و تصویر نژادپرستانهٔ بخش پایانی یادآور میشوند که آثار کلاسیک را باید با لذت و نگاه انتقادی، هر دو، تماشا کرد.
« اشاره به بافت تاریخی، این تصویر را توضیح میدهد، اما از اثر آن نمیکاهد. »
ثبت دیدگاه