نقد و بررسی
نقد رویاهای شیرین (Nice Dreams) | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیایی که از همان آغاز از هم میپاشد «Nice Dreams» ساختهٔ ۱۹۸۱ تامی چونگ، کمدیای از جنس بیخیالیِ عمدی است؛ فیلمی که نه میخواهد داستانی خوشساخت و پرگره تعریف کند و نه شخصیتهایش را در مسیر دگرگونیهای عمیق قرار دهد. چیچ و چونگ فروشندگان بستنیای هستند که محصولشان ترکیبی غیرعادی دارد و کسبوکارشان ناگهان آنقدر رونق میگیرد که خیال زندگیای ثروتمندانه را در سر میپرورانند.
اما شور و شوقشان بهسرعت با تصمیمهای نسنجیده، برخوردهای تصادفی و گرفتاریهایی روبهرو میشود که آنها را از رؤیای آسایش دور میکند. فیلم از همین شکاف میان آرزوهای بزرگ و توان ناچیز شخصیتها برای ادارهٔ زندگیشان، بخشی از نیروی کمدی خود را میسازد. عنوان فیلم نیز حالوهوای آن را روشن میکند: رؤیا در اینجا چیزی منظم، دستیافتنی یا حتی جدی نیست؛ بیشتر خیالپردازیای گذراست که شخصیتها در آن غرق میشوند و لحظهای بعد، با واقعهای تازه از آن بیرون میافتند.
«Nice Dreams» از همان ابتدا وعدهٔ سفری پرماجرا نمیدهد، بلکه تماشاگر را به تماشای زیستن دو مرد در امتداد هوسهای لحظهایشان دعوت میکند. این انتخاب برای بعضی مخاطبان دلنشین است، اما برای کسانی که از کمدی انتظار پیشروی روایی دارند، میتواند بهسرعت فرساینده شود. چیچ و چونگ؛ نیروی اصلی فیلم بزرگترین امتیاز اثر، همچنان پیوند نمایشی میان چیچ مارین و تامی چونگ است.
آنها لازم نیست برای خنداندن تماشاگر به شوخیهای پیچیده یا دیالوگهای حسابشده تکیه کنند؛ مکثها، بدفهمیها، نگاهها و تفاوت واکنشهایشان به یک موقعیت، اغلب بهتنهایی مادهٔ خام صحنه را فراهم میکند. چیچ معمولاً بیش از همراهش درگیر پیامدهای موقعیت میشود، درحالیکه چونگ با آرامشی تقریباً نفوذناپذیر، انگار از پیش پذیرفته است که هر اتفاقی ممکن است بیفتد.
« چیچ و چونگ؛ نیروی اصلی فیلم بزرگترین امتیاز اثر، همچنان پیوند نمایشی میان چیچ مارین و تامی چونگ است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تفاوت، در بهترین لحظات، ضرباهنگی خودمانی و بیتکلف میسازد. بااینحال، شیمی میان دو بازیگر همیشه نمیتواند ضعف مصالح نوشتاری را جبران کند. برخی صحنهها بر پایهٔ همان الگوی آشنا بنا شدهاند: شخصیتها چیزی را درست متوجه نمیشوند، واکنشی اغراقآمیز نشان میدهند و سپس موقعیتی مشابه تکرار میشود.
در چنین لحظههایی، فیلم بیش از آنکه از رابطهٔ این دو کمدین بهره بگیرد، به انتظار تماشاگر از شخصیتهای تثبیتشدهٔ آنها متکی است. بنابراین، خندهها بیشتر از شناخت قبلی و همراهی با شیوهٔ اجراییشان میآیند تا از تازگی شوخیها. کمدیِ تکهتکه و روایتِ گریزان ساختار «Nice Dreams» بیش از آنکه روایتی یکپارچه باشد، رشتهای از موقعیتها و خردهپیرنگهاست.
بازگشت چیچ به دونا و گرفتاریای که از حضور دوستپسر سابق او، اَنیمال، پدید میآید، در کنار ماجرای پولی که چونگ از دست میدهد و پناهبردن آن دو به آسایشگاهی روانی قرار میگیرد. اما این خطوط داستانی همیشه بهنحوی محکم به یکدیگر گره نمیخورند؛ گاه فیلم از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میپرد، بیآنکه پیوندی روشن میان آنها بسازد.
حتی نشانههایی که به نظر میرسد قرار است به محور اصلی ماجرا تبدیل شوند، ممکن است پس از مدتی کنار گذاشته شوند. این پراکندگی را میتوان بخشی از منطق کمدی فیلم دانست: شخصیتها خودشان هم در جهانی زندگی میکنند که در آن برنامهریزی و پیامدهای منطقی چندان اعتباری ندارد. بااینهمه، نیت هنری نمیتواند جای انسجام را کاملاً بگیرد.
« این تفاوت، در بهترین لحظات، ضرباهنگی خودمانی و بیتکلف میسازد. »
شخصیتها و اجرا
وقتی هر خردهپیرنگ به فرصتی برای یک شوخی تازه بدل میشود، تماشاگر ممکن است حس کند فیلم مدام آغاز میشود، اما کمتر به مقصد مشخصی نزدیک میشود. حاصل، تجربهای شبیه مجموعهای از طرحهای کمدی است که رشتهای نازک آنها را به هم وصل کرده است. شوخیهایی میان ابتکار و لودگی طنز فیلم بر اغراق، رفتارهای نامتعارف و بازی با جهان نشئهوار شخصیتها تکیه دارد.
همین فضای شلخته گاهی جذابیتی خاص به اثر میدهد: «Nice Dreams» بیش از آنکه بخواهد هر شوخی را صیقل دهد، به آشفتگی و بیقاعدگی اجازهٔ حضور میدهد. چند موقعیت واقعاً خندهدار از همین بیپروایی بیرون میآیند؛ لحظههایی که فیلم چنان بیاعتنا به آراستگی پیش میرود که همین بیاعتنایی به طنزش بدل میشود.
اما فاصلهٔ میان بیقاعدگیِ خلاق و لودگیِ تکراری در این فیلم باریک است. بسیاری از شوخیها کودکانهاند و به تکرار کنش، اغراق در واکنش یا بهرهگیری از رفتارهای خام متکی میشوند. گاهی نیز شوخی نه از مشاهدهٔ دقیق شخصیت یا موقعیت، بلکه از این فرض میآید که هر رفتار نامتعارفی خودبهخود خندهآور است.
نتیجه برای مخاطب یکدست نیست: ممکن است لحظهای از جسارت و بداههپردازی فیلم لذت ببرد و اندکی بعد با شوخیای روبهرو شود که صرفاً طولانی یا کممایه است. حضورهای مکمل و لحظههای ماندگار در میان چهرههای مکمل، پل روبنز حضوری چشمگیر دارد. او در نقش بیماری در آسایشگاه، انرژیای آشکارا متفاوت با خونسردی چیچ و چونگ وارد فیلم میکند.
« حاصل، تجربهای شبیه مجموعهای از طرحهای کمدی است که رشتهای نازک آنها را به هم وصل کرده است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیاش پرتحرک، غافلگیرکننده و آگاهانه اغراقآمیز است؛ گویی شخصیتش از قواعد همان صحنهها نیز پیروی نمیکند. این تفاوت، هر بار که روبنز ظاهر میشود، به فضای آشنای فیلم تکانی میدهد و از یکنواختی آن میکاهد. نقشهای مکمل دیگر نیز به رنگارنگی جهان فیلم کمک میکنند، هرچند بسیاری از آنها بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل و پرداختشده باشند، برای ایجاد یک برخورد یا شوخی به کار گرفته شدهاند.
در گروه بازیگران، استیسی کیچ و تیموتی لیری نیز حضور دارند. این حضورها بهترین نمونهٔ توانایی فیلم در ساختن لحظههایی بهیادماندنیاند، حتی وقتی کل مسیر داستان در ذهن نمیماند. «Nice Dreams» گاهی به لطف یک بازی یا یک رفتار نامنتظر جان میگیرد، نه به سبب پیوندی که آن لحظه با ساختار کلی فیلم دارد.
این ویژگی هم امتیاز است و هم محدودیت: فیلم لحظات بامزهٔ پراکنده کم ندارد، اما انباشتهشدن آنها الزاماً تجربهای منسجم و رضایتبخش نمیسازد. ریتم و لحن ریتم فیلم عمداً تنآساست، اما تنآسایی همیشه به آرامش دلپذیر تبدیل نمیشود. مکثهای طولانی و رفتوآمدهای بیشتاب میتوانند با شخصیتهای بیخیال آن هماهنگ باشند، ولی در بخشهایی به کشآمدن صحنهها و افت انرژی میانجامند.
در کمدیای که بخش مهمی از نیروی خود را از غافلگیری میگیرد، وقتی هر موقعیت بیش از اندازه ادامه پیدا میکند، شوخی ممکن است پیش از پایان صحنه اثرش را از دست بدهد. تماشاگرِ همدل با سبک چیچ و چونگ احتمالاً این مکثها را بخشی از لحن اثر میپذیرد؛ تماشاگر دیگر شاید آنها را صرفاً نشانهٔ کمبود ضرباهنگ بداند.
« بازیاش پرتحرک، غافلگیرکننده و آگاهانه اغراقآمیز است؛ گویی شخصیتش از قواعد همان صحنهها نیز پیروی نمیکند. »
قوتها و کاستیها
لحن فیلم نیز میان خیالپردازی بیضرر، هزل و شوخیهای گاه ناپسند در نوسان است. این نوسان برای برخی از جذابیتهای ناهموار اثر سرچشمه میگیرد، اما ممکن است امروز با واکنشهای متفاوتی روبهرو شود. فیلم در پی آن نیست که فاصلهای انتقادی از تمام رفتارها و شوخیهایش بگیرد؛ بیشتر به جریان همان جهان رها و بیقید اعتماد میکند.
ازاینرو، لذت تماشایش تا حد زیادی وابسته به میزان سازگاری مخاطب با این لحن است. جمعبندی «Nice Dreams» فیلمی است که بیش از هر چیز با حضور چیچ و چونگ، فضای نامنظم و تعدادی لحظهٔ کمدیِ غیرمنتظرهاش به یاد میماند. این اثر در ساختن یک روایت منسجم و حفظ ضرباهنگ موفقیت یکسانی ندارد؛ داستان پراکنده است، برخی خردهپیرنگها بهقدر کافی پرورده نمیشوند و شوخیهای تکراری میتوانند خستهکننده باشند.
در مقابل، بیپرواییِ آشفتهٔ فیلم و هماهنگی دو بازیگر اصلی، برای مخاطبی که با کمدیهای رها و تکهتکه کنار میآید، جذابیتی واقعی دارد. این نه کمدیای است که هر شوخیاش به هدف بزند و نه اثری که انسجام روایی را در اولویت بگذارد. ارزشش بیشتر در حالوهوا و لحظههای پراکندهای است که از دل بینظمی بیرون میآیند؛ لحظههایی که گاه خندهدارند و گاه تنها یادآوری میکنند که بیقاعدگی، بهتنهایی، جانشین طنز نیست.
«Nice Dreams» بیش از آنکه یک رؤیای سینمایی کامل باشد، گردش نامرتبی در ذهن و جهان دو شخصیت است؛ سفری که برای برخی خوشگذرانانه و برای برخی دیگر طولانی و کمثمر خواهد بود.
« لحن فیلم نیز میان خیالپردازی بیضرر، هزل و شوخیهای گاه ناپسند در نوسان است. »
ثبت دیدگاه