نقد و بررسی
نقد کودک مکون (The Baby of Mâcon) | 1993
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نمایشی در دل نمایش «فرزند ماکون» از همان آغاز تماشاگر را در فضایی قرار میدهد که قواعد واقعیت در آن استوار نیستند. آنچه میبینیم، نه بازسازی تاریخیِ آرام و متعارف، بلکه اجرایی نمایشی در برابر دیدگان اشراف است؛ جهانی که در آن بازیگران، تماشاگران و شخصیتهای داستانی در لایههایی روی هم میافتند.
این تمهید، صرفاً بازی فرمی یا جلوهای تزئینی نیست: فیلم از دل آن میپرسد چه کسی حق دارد داستان را تعریف کند، باور عمومی چگونه ساخته میشود و تماشاگر تا چه اندازه در آنچه بر صحنه میگذرد شریک است. این ساختار به اثر حالوهوایی آیینی و ناآرام میبخشد. فاصلهگذاری میان صحنه و واقعیت گاه روشن است و گاه عمداً از میان میرود؛ ازاینرو تماشاگر مدام باید جایگاه خود را بازبسنجد.
فیلم قصهای را پیش میبرد، اما همزمان سازوکار قصهگویی، تماشای رنج و قدرتِ نمایشدادن را نیز موضوع خود میکند. همین خودآگاهیِ نمایشی، اثر را از یک درام تاریخی ساده دور میسازد. زیباییِ حسابشده و جهانِ مصنوع بزرگترین دستاورد فیلم در طراحی جهان بصری آن است. قابها چنان ترکیببندی شدهاند که گویی هر تصویر بخشی از تابلویی زنده است؛ معماری، لباسها و اشیای صحنه در کنار هم فضایی میسازند که هم باشکوه است و هم بهشکل محسوسی مصنوعی.
« این ساختار به اثر حالوهوایی آیینی و ناآرام میبخشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تصنع، ضعف یا لغزشی در بازنمایی واقعیت نیست؛ انتخابی هنری است که یادآوری میکند با جهانی ساختهشده، و در نتیجه با حقیقتی دستکاریپذیر، روبهرو هستیم. نورپردازی و رنگها نیز در خدمت همین کیفیتاند. شکوه بصری فیلم بهجای آنکه صرفاً تماشاگر را مجذوب کند، نوعی فاصله و بیگانگی میآفریند.
زیبایی گاه چنان سرد و متقارن است که با خشونت و تباهیِ مضمون در تضاد قرار میگیرد. این تضاد مؤثر است: اثر نشان میدهد چگونه نمایشِ پرزرقوبرق میتواند نیرویی خشن را در خود پنهان کند و حتی آن را به منظرهای برای تماشا بدل سازد. ایمان، قدرت و اقتصاد معجزه در مرکز روایت، ادعای معجزه و بهرهبرداری از باور مردم قرار دارد.
فیلم نشان میدهد که اعتقاد فقط تجربهای شخصی یا معنوی نیست؛ میتواند به کالایی عمومی تبدیل شود، سود تولید کند و در رقابت میان قدرتهای اجتماعی دستاویز قرار گیرد. خواهر کودک با تکیه بر شور و نیاز مردم، داستانی میسازد که هم آنان را جذب میکند و هم برای خودش منفعت دارد. در این میان، مرز میان فریبکاری آگاهانه و میل جمعی به باورکردن، بهسادگی قابل تشخیص نیست.
« نورپردازی و رنگها نیز در خدمت همین کیفیتاند. »
شخصیتها و اجرا
نقد اثر متوجه سازوکار قدرت دینی و نهادهایی است که میتوانند ایمان را تعریف، تنظیم یا مجازات کنند. بااینحال، فیلم به جدلی مستقیم و ساده فروکاسته نمیشود. تلخیِ نگاهش از آنجا میآید که باور تودهها، سودجویی فردی و خشونت سازمانیافته را در یک میدان مشترک قرار میدهد. هیچیک از این نیروها بهتنهایی توضیحدهنده تمام ماجرا نیستند؛ فاجعه از برخورد آنها پدید میآید.
این رویکرد ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار تصویری همدلانه یا متعادل از نهادهای کاتولیکی دارند، ناخوشایند باشد، اما تندیِ آن با منطق جهان بیرحم فیلم سازگار است. بدن، تماشا و خشونت «فرزند ماکون» از بدن انسان بهعنوان یکی از میدانهای اصلی معنا استفاده میکند. زایش، زیبایی، رنج و مجازات، تنها رویدادهایی در پیرنگ نیستند؛ به تصاویر و نمایشهایی تبدیل میشوند که دیگران دربارهشان داوری میکنند و از آنها بهره میبرند.
فیلم در اینجا پرسشی ناراحتکننده پیش میکشد: چه زمانی رنجِ یک انسان به تماشایی برای دیگران بدل میشود، و تماشاگر با ادامهدادنِ نگاه خود چه سهمی در این سازوکار پیدا میکند؟ خشونت در اثر اغلب بهصورت عریان و بیپرده عرضه میشود. برخی لحظات عمداً آزارندهاند و احتمال دارد برای بخشی از مخاطبان از حد تحملشان فراتر روند.
« نقد اثر متوجه سازوکار قدرت دینی و نهادهایی است که میتوانند ایمان را تعریف، تنظیم یا مجازات کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این انتخاب همیشه بینقص نیست؛ گاهی شدت تصویر چنان بر تجربه غلبه میکند که تأمل درباره مضمون را به حاشیه میراند. بااینهمه، حذف این زبری نیز از نیروی اثر میکاست. فیلم نمیخواهد خشونت را به استعارهای پاکیزه و دلپذیر تبدیل کند؛ تماشاگر را در برابر تصویری میگذارد که آسودگیِ تماشای منفعلانه را برهم میزند.
بازیها و حضورهای رازآمیز بازیها بهجای تکیه بر روانشناسیِ واقعگرایانه و توضیحهای روشن، از کیفیتی آیینی و تا حدی رازآلود بهره میگیرند. شخصیتها گاهی بیش از آنکه افرادی با زندگی درونیِ کاملاً آشکار باشند، حامل نیروهایی بزرگتر به نظر میرسند: جاهطلبی، ایمان، هوس، ترس یا اقتدار.
این شیوه با فضای نمایشی فیلم هماهنگ است و به بازیها حالتی اغراقشده، اما هدفمند میدهد. جولیا اورموند در نقش خواهر، ترکیبی از هوش، اراده و ابهام را به تصویر میکشد. تماشاگر بهسختی میتواند او را در یک داوری اخلاقیِ ساده محصور کند، زیرا فیلم پیوسته میان کنشگری و اسارت، نیرنگ و باور، دستکاری و تسلیم نوسان میکند.
« بااینهمه، حذف این زبری نیز از نیروی اثر میکاست. »
قوتها و کاستیها
رالف فاینز نیز با حضوری چشمگیر به فضای متشنج اثر نیرو میبخشد. بازی او در کنار دیگر نقشهای اصلی، به فیلم کمک میکند تا شخصیتها را همزمان واقعی و همچون چهرههایی در یک آیین نمایشی جلوه دهد. ریتم و دشواریِ دنبالکردن روایت ساختار نامتعارف فیلم، بخشی از جذابیت و در عین حال یکی از موانع آن است.
روایت بهجای آنکه همهچیز را با رابطههای علتومعلولیِ روشن مرتب کند، بر جابهجایی میان لایههای نمایش، تغییر ناگهانیِ حالوهوا و انباشت تصویرهای نمادین تکیه دارد. تماشاگر باید فعالانه پیوندها را دنبال کند و بپذیرد که همه پرسشها پاسخ فوری نمیگیرند. این روش برای مخاطبی که از سینمای رواییِ سرراست انتظار دارد، میتواند خستهکننده یا گیجکننده باشد.
بعضی صحنهها طولانی میشوند و تأکید بر تصویر، گاه حرکت درام را کند میکند. اما کندی همیشه به معنای بیهدفی نیست: فیلم برای آنکه فضای آیینی و سنگینی اخلاقیِ خود را تثبیت کند، به زمان نیاز دارد. میزان موفقیت این انتخاب به حوصله و آمادگی تماشاگر برای مواجهه با اثری دشوار بستگی دارد.
« رالف فاینز نیز با حضوری چشمگیر به فضای متشنج اثر نیرو میبخشد. »
جمعبندی
جمعبندی «فرزند ماکون» فیلمی تماشایی به معنای آسوده و سرگرمکننده نیست؛ اثری است که با زیباییِ تصنعی، خشونتِ بیپرده و روایتِ چندلایه، مخاطب را به پرسشگری وامیدارد. قدرت بصری، بازیهای پررمزوراز و تأمل درباره ایمان، نمایش و بهرهکشی از باور مردم، آن را به تجربهای متمایز بدل میکنند.
در برابر، ابهام روایی و صحنههای آزارنده میتوانند فاصلهای جدی میان فیلم و تماشاگر ایجاد کنند. ارزش فیلم بیش از آنکه در پاسخدادن باشد، در ناآرامکردنِ داوریهای ساده است. این اثر درباره قدرتی است که از روایتکردن، تماشاگری و باور عمومی پدید میآید؛ و درباره جهانی که در آن حقیقت، بهمحض آنکه روی صحنه قرار گیرد، ممکن است به ابزار سلطه یا معامله بدل شود.
«فرزند ماکون» برای هر سلیقهای ساخته نشده، اما برای تماشاگر پذیرا، تصویری ماندگار و تلخ از پیوند میان ایمان، قدرت و نمایش بر جای میگذارد.
« در برابر، ابهام روایی و صحنههای آزارنده میتوانند فاصلهای جدی میان فیلم و تماشاگر ایجاد کنند. »
ثبت دیدگاه