نقد و بررسی
نقد تعطیلات نشنال لمپون (National Lampoon's Vacation) | 1983
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرح سفر و وعدهٔ کمدی «National Lampoon's Vacation» از رؤیایی ساده و آشنا آغاز میشود: پدری میخواهد تعطیلاتی بهیادماندنی برای خانوادهاش ترتیب دهد و آنان را با خودرو به شهربازی والیورلد ببرد. اما فاصلهٔ میان برنامهٔ بینقصی که کلارک گریسوولد در ذهن دارد و واقعیتی که پیوسته از کنترلش خارج میشود، موتور اصلی فیلم است.
سفر جادهای، با توقفها و دردسرهای غیرمنتظرهاش، به رشتهای از موقعیتهای کمیک بدل میشود؛ موقعیتهایی که هرکدام ضربهای دیگر به خوشبینی سرسختانهٔ کلارک وارد میکنند. فیلم بهجای آنکه بر یک ماجرای واحد و پیچیده تکیه کند، از ساختاری اپیزودیک بهره میبرد: خانواده از یک مرحله به مرحلهٔ بعد میرود و هر بار با مانعی تازه روبهرو میشود.
همین شکل روایی، حس سفر را زنده نگه میدارد؛ گویی تماشاگر نیز در کنار گریسوولدها نشسته و نمیداند پیچ بعدی جاده چه آشفتگیای به همراه خواهد داشت. «Vacation» ساختهٔ Harold Ramis و نوشتهٔ John Hughes است و در قالب کمدی جادهای، جاهطلبی مضحکِ رسیدن به تعطیلاتی کامل را به دستمایهٔ شوخی تبدیل میکند.
کلارک گریسوولد؛ قهرمانِ حسننیتِ افراطی مرکز ثقل فیلم، کلارک است؛ مردی که نیتش خیر است، اما اطمینانش به درستی تصمیمهای خودش گاه به اندازهٔ دردسرهایی که میخواهد حل کند مشکلساز میشود. او میخواهد خانواده را شاد کند و از تعطیلات تصویری بسازد که همه از آن لذت ببرند، ولی نمیتواند بپذیرد که سفر واقعی الزاماً با نقشهٔ ذهنیاش هماهنگ نیست.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تضاد، شخصیت او را هم خندهدار میکند و هم گاهی طاقتفرسا. Chevy Chase با انرژی بدنی، مکثهای کمیک و واکنشهای بزرگنمایانه، کلارک را به شخصیتی بهیادماندنی تبدیل میکند. بازی او میان خوشروییِ نمایشی و کلافگیِ رو به انفجار حرکت میکند؛ هرچه اوضاع دشوارتر میشود، ظاهر مطمئن کلارک بیشتر ترک برمیدارد.
بااینحال، فیلم همیشه فاصلهٔ لازم را از او حفظ نمیکند. در برخی لحظهها، اصرار و خودمحوریاش از مرز طنز عبور میکند و تماشاگر را بهجای خندیدن، از او خسته میسازد. همین ویژگی البته بخشی از منطق شخصیت است: کلارک باید هم دوستداشتنی باشد و هم منشأ بسیاری از گرفتاریها. کمدیِ انباشتی و ریتم سفر یکی از موفقیتهای فیلم در طراحی کمدی، شیوهٔ انباشتهشدن مصیبتهاست.
هیچ اتفاقی بهتنهایی الزاماً فاجعهای بزرگ نیست؛ اما هر دشواری روی دشواری قبلی مینشیند و سفر را قدمبهقدم از نظم دورتر میکند. از این رو، خنده تنها از خودِ حادثه نمیآید، بلکه از واکنش شخصیتها و از آگاهی تماشاگر به این نکته سرچشمه میگیرد که اوضاع هنوز میتواند بدتر شود. این ریتم به فیلم جنبوجوش میدهد و مانع از آن میشود که سفر به پسزمینهای یکنواخت بدل شود.
هر ایستگاه فرصتی است برای برخوردی تازه، سوءتفاهمی دیگر یا شکافی میان تصوری که کلارک از سفر دارد و تجربهای که خانواده واقعاً از سر میگذراند. در عین حال، ساختار اپیزودیک گاهی پیوند میان بخشها را سست میکند: بعضی موقعیتها بیشتر به طرحی مستقل برای یک شوخی شبیهاند تا مرحلهای ضروری در تحول داستان.
« این تضاد، شخصیت او را هم خندهدار میکند و هم گاهی طاقتفرسا. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، همین پراکندگی با ماهیت سفر جادهای تناسب دارد؛ سفری که معمولاً نه به شکل یک خط مستقیم، بلکه از مجموعهای از توقفها و حوادث در خاطر میماند. خانواده در سایهٔ رؤیای کلارک هرچند کلارک خود را مسئول شادی خانواده میداند، فیلم نشان میدهد که این مسئولیتپذیری گاهی بیش از آنکه شنیدن خواستههای دیگران باشد، به تحمیل تصور شخصی او از خوشبختی تبدیل میشود.
همسر و فرزندانش در مسیر، صرفاً همراهان خاموشِ برنامهٔ او نیستند؛ واکنشهای آنان به آشفتگی سفر، فاصلهٔ میان رؤیای پدر و تجربهٔ واقعی خانواده را آشکار میکند. از این منظر، کمدی فیلم تنها دربارهٔ بداقبالی نیست؛ دربارهٔ توقعات سنگینی هم هست که آدمها به نامِ «خاطرهسازی» بر خود و نزدیکانشان تحمیل میکنند.
Beverly D’Angelo در نقش Ellen حضور متعادلی دارد و در برابر شتاب و خودفریبی کلارک، نوعی واقعبینی انسانی قرار میدهد. رابطهٔ این دو، در دل اغراقهای کمیک، به فیلم لنگری عاطفی میبخشد. البته شخصیتپردازی اعضای خانواده به یک اندازه عمیق نیست و بخش بزرگی از توجه روایت همچنان به کلارک معطوف میماند.
اما همین تمرکز، بهروشنی نشان میدهد که سفر از چشمانداز مردی روایت میشود که اصرار دارد همهچیز را مدیریت کند، حتی وقتی دیگر چیزی در اختیارش نیست. لحن، شوخیها و گذر زمان کمدی «Vacation» بیپرواست و گاه از شوخیهای بدنی، موقعیتهای شرمآور و رفتارهای نامتعارف نیرو میگیرد. این بیپروایی با فضای کمدی عامهپسند دههٔ هشتاد پیوند دارد، اما برای تماشاگر امروز همیشه به یک اندازه خوشایند نیست.
« رابطهٔ این دو، در دل اغراقهای کمیک، به فیلم لنگری عاطفی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی شوخیها همچنان بهسبب زمانبندی دقیق یا غافلگیریشان کار میکنند؛ برخی دیگر کهنه، زننده یا متکی به نگاههاییاند که اکنون دشوارتر میتوان بیتأمل از کنارشان گذشت. فیلم از این جهت اثری یکدست نیست: گاهی جسارتش به آزادیِ کمیک میانجامد و گاهی صرفاً بر بیپروایی تکیه میکند. این مسئله تنها به محتوای شوخیها محدود نمیشود؛ شدت و فراوانی آنها نیز ممکن است برای بخشی از مخاطبان خستهکننده باشد.
فیلم کمتر مکث میکند تا لطافت یا تأملی طولانی بسازد و بیشتر به دنبال ضربهٔ بعدی است. در نتیجه، تماشاگرانی که با کمدیِ شلوغ و اغراقآمیز ارتباط نمیگیرند، احتمالاً فاصلهای محسوس با آن خواهند داشت. در مقابل، برای کسانی که از آشفتگیِ فزاینده و موقعیتهای خارج از کنترل لذت میبرند، همین بیمهاری بخشی از جذابیت اثر است.
بازیگران مکمل و لحظههای ماندگار قدرت فیلم تنها به اجرای Chevy Chase وابسته نیست. گروه بازیگران مکمل به شکلهای گوناگون به جهان پرهرجومرج سفر رنگ میزنند و حضورهای کوتاهتر نیز گاه با یک رفتار یا واکنش بهیادماندنی در ذهن میمانند. از میان آنها، John Candy در نقشی فرعی حضوری گرم و دلپذیر دارد؛ اجرایی که بیآنکه بخواهد توجه فیلم را از مسیر اصلی منحرف کند، به فضای آن جان میدهد.
Imogene Coca و Randy Quaid نیز با شخصیتهایی متمایز، بر حس پیشبینیناپذیری ماجراها میافزایند. کارکرد این بازیگران بیش از آنکه بر دگرگونیهای پیچیدهٔ شخصیتی استوار باشد، بر ایجاد برخوردهای کمیک و تفاوت لحنها تکیه دارد. چنین رویکردی گاهی به سود فیلم است، زیرا سفر را از یکنواختی نجات میدهد؛ گاهی هم باعث میشود بعضی شخصیتها بیشتر ابزار شوخی باشند تا انسانهایی با زندگی مستقل.
« فیلم از این جهت اثری یکدست نیست: گاهی جسارتش به آزادیِ کمیک میانجامد و گاهی صرفاً بر بیپروایی تکیه میکند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، تنوع چهرهها و موقعیتها به فیلم کمک میکند تا جهان جادهایاش را گستردهتر و پرحادثهتر جلوه دهد. کارگردانی و معنای تعطیلاتِ بینقص کارگردانی Harold Ramis در خدمت حرکت و انباشت موقعیتهاست. او بهجای سنگینکردن فیلم با تأکیدهای عاطفی، اجازه میدهد رفتارهای شخصیتها و پیامدهای مضحک تصمیمهایشان بخش عمدهٔ معنا را بسازند.
فضای سفر، از خودرو تا مکانهای توقف، زمینهای برای آشکارشدن خصلتهای کلارک فراهم میکند: او در برابر هر مانع، بهجای بازنگری در مقصد یا شیوهٔ رسیدن، بیشتر بر ادامهدادن پافشاری میکند. در زیرِ لایهٔ شوخیها، فیلم تصویری آشنا از خانوادهای میسازد که میکوشد برای خود خاطرهای بینقص فراهم کند، اما با واقعیتی پیشبینیناپذیر روبهرو میشود.
طنز اثر در شکاف میان این دو نهفته است. تعطیلات قرار است فرصتی برای آسودگی باشد، ولی همین توقعِ آسودگی میتواند به سرچشمهٔ فشار بدل شود؛ بهویژه وقتی یکی از اعضای خانواده مسئولیتِ شادی همه را بهتنهایی بر عهده میگیرد. فیلم این ایده را با ظرافت فلسفی نمیکاود، اما در قالب کمدی بهخوبی ملموسش میکند.
جمعبندی «National Lampoon's Vacation» کمدیای پرتحرک و گاه بیملاحظه است که از برخورد میان نقشههای خوشبینانهٔ کلارک گریسوولد و واقعیتِ مهارنشدنی سفر نیرو میگیرد. بازی پرانرژی Chevy Chase، ریتمِ مبتنی بر بحرانهای پیاپی و فضای سفر جادهای، فیلم را سرگرمکننده میسازد؛ در برابر، شوخیهای کهنه یا زننده و خودمحوریِ آزاردهندهٔ کلارک ممکن است بخشی از مخاطبان را پس بزند.
« بااینحال، تنوع چهرهها و موقعیتها به فیلم کمک میکند تا جهان جادهایاش را گستردهتر و پرحادثهتر جلوه دهد. »
جمعبندی
جذابیت اثر بیش از آنکه در ظرافت یا انسجام کامل باشد، در انرژی بیقرار و شناخت کمیکش از این حقیقت است که سفرهای خانوادگی بهندرت مطابق برنامه پیش میروند. این فیلم با همهٔ نابرابریهایش، هنوز تصویری زنده از رؤیای تعطیلاتِ کامل و آشوب خندهداری است که میتواند آن را از هم بپاشد.
ثبت دیدگاه