نقد و بررسی
نقد گربه من باش (Be My Cat) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فانتزیِ سبک در جامهٔ عاشقانه «Be My Cat» از همان آغاز بر قراردادی آگاهانه با تماشاگر تکیه میکند: اینجا قرار نیست با فانتزیای سختگیرانه و جهانسازیِ بینقص روبهرو شویم؛ قرار است قصهای سبک، بازیگوش و رمانتیک را دنبال کنیم که نیروی اصلیاش از برخورد دو شخصیت ناهمگون میآید. سو شیاوهه، صاحب مهربان فروشگاه حیوانات خانگی، با یافتن گوی روح آبی ناخواسته پای شاهزادهای از کهکشان دیدبلیو را به زندگی خود باز میکند.
شاهزاده در کالبد مو شیوران، سرداری مرموز از چینگچیو، ظاهر میشود و پیمان ارباب و خدمتکار میان آن دو، زمینهٔ ماجراهایی را فراهم میآورد که کمکم به نزدیکی و دلبستگی میرسد. این ترکیبِ جهانهای ناسازگار ــ فروشگاهی کوچک و روزمره در کنار افسانههای شاهزادگان و نیروهای جادویی ــ به سریال هویتی قابلشناسایی میدهد، هرچند نه چندان تازه.
«Be My Cat» بیش از آنکه بخواهد قواعد فانتزی عاشقانه را دگرگون کند، از بازی با همان قراردادهای آشنا لذت میبرد: برخورد اولیهٔ پرتنش، همزیستی ناخواسته، رازهای پنهان و عشقی که از دل کشمکش سر برمیآورد. زوجی که بار قصه را به دوش میکشد مهمترین سرمایهٔ اثر، شیمی میان سو شیاوهه و مو شیوران است.
رابطهٔ آنها در آغاز بر تفاوت منش و جایگاه بنا شده است: او سرزنده، صمیمی و اهل ملاحظه است؛ او غرور و اقتدار یک فرمانده را با رفتارهای شاهزادهوار و گاه کودکانه درهم میآمیزد. همین تضاد به صحنههای مشترکشان انرژی میبخشد و اجازه میدهد حتی موقعیتهای ساده، رنگی کمیک پیدا کنند. جذابیت این زوج فقط در شوخیهای آشکار نیست؛ بخش مهمی از آن از شیوهٔ واکنشدادنشان به یکدیگر میآید.
« زوجی که بار قصه را به دوش میکشد مهمترین سرمایهٔ اثر، شیمی میان سو شیاوهه و مو شیوران است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
سو شیاوهه در برابر رفتارهای پرمدعای مو شیوران صرفاً تسلیم نمیشود و رابطه را از حالت یکطرفه بیرون میآورد. مو شیوران نیز، با وجود ظاهر سرد و جایگاه نظامیاش، در موقعیتهای روزمرهای قرار میگیرد که غرورش را به بازی میگیرند. این رفتوبرگشت، به عاشقانهای ساده اما خوشریتم میانجامد؛ عاشقانهای که بیشتر بر صمیمیت و بانمکی تکیه دارد تا بر کششهای ملودراماتیک سنگین.
کمدیِ گربهمحور و لذتِ بیتکلف هویت گربهایِ شاهزاده صرفاً یک تزئین داستانی نیست؛ سرچشمهٔ بخش چشمگیری از طنز سریال است. رفتارهای غریزی، خودپسندی و حساسیتهای گربهوار او در کنار اقتدار نظامیاش تضادی بامزه میسازد. اثر هرگاه از این تضاد استفاده میکند، به سرزندگی میرسد: شاهزادهای که انتظار میرود همواره فرمان بدهد، ناگهان گرفتار عادتها و واکنشهایی میشود که بیشتر به موجودی نازپرورده و بازیگوش شباهت دارد.
این شوخیها گاهی آشکارا اغراقآمیزند و از همان جنس طنزیاند که بیش از ظرافت، بر غافلگیری و شیرینی لحظه متکی است. برای مخاطبی که با این لحن همراه شود، نتیجه سرگرمکننده است؛ بهویژه که سو شیاوهه نیز در بسیاری از موقعیتها نقشی فعال در شکلگیری شوخی دارد. او فقط تماشاگر رفتارهای شاهزاده نیست، بلکه با تصمیمها و شیطنتهایش صحنه را پیش میبرد.
همین مشارکت، کمدی را از تکرار یکنواختِ «گربهٔ بامزه» نجات میدهد. قصهای آشنا با قواعدی ناپایدار در مقابلِ جذابیت زوج اصلی، طرح داستانی نقطهضعف روشن سریال است. ایدهٔ بیدارشدن شاهزادهای فرازمینی، پیوند با کالبد یک سردار و پیمان ناخواسته، ظرفیت بسیاری برای ساختن جهانی منسجم دارد؛ اما اثر بیشتر به کارکرد فوری هر ایده توجه میکند تا پیامدهای منطقی آن.
« سو شیاوهه در برابر رفتارهای پرمدعای مو شیوران صرفاً تسلیم نمیشود و رابطه را از حالت یکطرفه بیرون میآورد. »
شخصیتها و اجرا
قوانین جادویی و رازهای جهان داستان گاه هنگامی معرفی میشوند که برای حرکت بعدی روایت لازماند، بیآنکه پیشتر زمینهای کافی برایشان فراهم شده باشد. به همین دلیل، بعضی گرهها نه از دل علتومعلول روشن، بلکه با شتابی محسوس باز میشوند یا به مسیر دیگری میپیوندند. ماجراهای مشترک دو شخصیت، گاه بیش از آنکه یک رشتهٔ پیوسته و دقیق باشند، مجموعهای از موقعیتها به نظر میرسند که هدفشان نزدیککردن قهرمانان یا افزودن چاشنی رازآلودگی است.
این ضعف در اثری سبک و کوتاه لزوماً آن را از کار نمیاندازد، اما مانع میشود که جهان فانتزیاش به اندازهٔ رابطهٔ مرکزی باورپذیر و بهیادماندنی شود. ریتم تند و پایانبندیِ کموضوح شتاب روایت در بخشهایی از سریال به نفع سرگرمی عمل میکند. اثر کمتر در یک موقعیت درجا میزند و مسیر رابطه را با سرعتی پیش میبرد که برای یک عاشقانهٔ سبک خوشایند است.
بااینحال، همین سرعت گاه به بهای حذف مکثهای لازم تمام میشود. برخی تغییرات احساسی و تصمیمهای مهم چنان سریع رخ میدهند که فرصت کافی برای رسوبکردن در ذهن مخاطب پیدا نمیکنند. این مسئله در بخش پایانی محسوستر میشود. با انباشتهشدن رازها و قواعد جادویی، روایت گاه وضوح خود را از دست میدهد و مخاطب ممکن است برای فهم ارتباط میان بعضی اتفاقها ناچار شود بیش از آنچه لازم است حدس بزند.
پایان، از نظر عاطفی میکوشد حس رضایت و شیرینی بر جای بگذارد، اما مسیر رسیدن به آن همیشه به یک اندازه روشن نیست. بنابراین بهتر است سریال را با انتظارِ حلوفصل دقیق همهٔ معماها دنبال نکرد؛ لذت اصلی آن بیشتر در همراهی با شخصیتهاست تا در گرهگشایی حسابشده. بازیها و جهان بصری بازی تیان شیوی در نقش سو شیاوهه به شخصیت سرزندگی و گرمایی میدهد که برای حفظ لحن اثر ضروری است.
« ریتم تند و پایانبندیِ کموضوح شتاب روایت در بخشهایی از سریال به نفع سرگرمی عمل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
او میتواند شیطنت، مهربانی و اندکی لجبازی را در کنار هم نگه دارد، بیآنکه قهرمانش به تصویری یکدست و بیتغییر تبدیل شود. شیمی او با شیائو کایژونگ نیز از عوامل اصلی جذابیت سریال است. کایژونگ در نقش مو شیوران، غرور و جدیت ظاهری را با لحظات مضحک و کودکانه ترکیب میکند و هرگاه داستان مجال میدهد، توجه را به خود جلب میکند.
بااینحال، کیفیت تولید همیشه همپای ایدهٔ رنگارنگ اثر نیست. لباسها گاهی ارزان و کمجزئیات به نظر میرسند و به جهان تاریخیـفانتزی قصه، شکوه بصری مورد انتظار را نمیبخشند. این کاستی بهخصوص هنگامی به چشم میآید که سریال میکوشد از فضای روزمرهٔ فروشگاه به قلمروهای درباری و رازآلود منتقل شود.
طراحی صحنه و پوشش، در مجموع کارکرد روایی خود را انجام میدهند، اما کمتر به ساختن فضایی ماندگار کمک میکنند. جایگاه شخصیتهای فرعی شخصیتهای فرعی به قصه تنوع میدهند و در بعضی لحظات به گسترش فضای طنز یا پیشبرد رازها کمک میکنند، اما پرداخت آنها همواره عمیق نیست. برخی از آنان بیشتر بر اساس نقش آشنای خود در ملودرامهای عاشقانه و فانتزی حرکت میکنند تا بر پایهٔ انگیزهای پیچیده و مستقل.
ازاینرو، جهان سریال در اطراف زوج اصلی پررنگتر و زندهتر است و هرچه از آنها فاصله میگیریم، احتمال روبهروشدن با تیپهای آشناتر افزایش مییابد. این محدودیت، البته با ماهیت سبک و کمتکلف اثر تناسب دارد؛ «Be My Cat» ادعای یک حماسهٔ چندلایه ندارد. اما اگر مخاطب انتظار داشته باشد که هر شخصیت فرعی مسیری کامل و تأثیرگذار داشته باشد، احتمالاً با کمبودهایی روبهرو خواهد شد.
« شیمی او با شیائو کایژونگ نیز از عوامل اصلی جذابیت سریال است. »
قوتها و کاستیها
کارکرد اصلی این چهرهها بیشتر حفظ حرکت قصه و فراهمآوردن موقعیتهای تازه برای قهرمانان است. جمعبندی «Be My Cat» اثری است که ضعفهایش را نمیتوان نادیده گرفت: قصه از تازگی چندانی برخوردار نیست، قواعد جهان جادوییاش گاه ناپایدار میشوند، بعضی اتفاقها با شتاب پیش میروند و جلوهٔ بصری آن نیز همیشه چشمگیر نیست.
بااینحال، سریال در هدف سادهتر خود موفقتر است: ساختن عاشقانهای سبک و خندهآور که تماشاگر را با زوجی دوستداشتنی همراه کند. اگر جذابیت رابطهٔ اصلی، شوخیهای گربهمحور و حالوهوای بیدردسر برای تماشاگر مهمتر از انسجام کامل روایت باشد، «Be My Cat» میتواند انتخابی خوشگذران و دلنشین باشد.
این اثر بیش از آنکه بهخاطر پیچیدگی داستان در خاطر بماند، بهواسطهٔ بازیگوشی دو شخصیت مرکزی و لحظات شیرین میان آنها اثر میگذارد؛ و همین، در محدودهای که برای خود برگزیده، نقطهٔ قوت تعیینکنندهاش است.
« کارکرد اصلی این چهرهها بیشتر حفظ حرکت قصه و فراهمآوردن موقعیتهای تازه برای قهرمانان است. »
ثبت دیدگاه