نقد و بررسی
نقد اینفلوئنسر (Influencer) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای هوشمندانه دربارهٔ زندگیِ نمایشی «Influencer» از یک تناقض آشنا نیروی تعلیق میسازد: زنی که زندگیاش را برای مخاطبانی ناشناس به نمایش میگذارد، در سفری دور از خانه تنها میماند و برای ساختن تصویری دلخواه از خوشبختی، واقعیت روزمرهاش را پشت عکسها و پستها پنهان میکند. مدیسون در تایلند با سیدبلیو روبهرو میشود؛ زنی که ظاهراً در سفر آزادتر و بینیازتر است و او را به تجربههایی بیرون از برنامهٔ معمولش میکشاند.
این مواجهه کمکم از دوستی و ماجراجویی فاصله میگیرد و حالتی تهدیدآمیز پیدا میکند. فیلم بهجای آنکه شبکههای اجتماعی را صرفاً پسزمینهای تزئینی قرار دهد، آنها را درون منطق داستان مینشاند: حضور آنلاین میتواند هم راهی برای کسب توجه باشد و هم پوششی برای تنهایی، فریب و دستکاری.
همین پیوند، هستهٔ خلاقانهٔ اثر است. ترس اصلی نه از فناوریای نامأنوس، بلکه از فاصلهٔ میان تصویری است که آدمها عرضه میکنند و کسی که در زندگی واقعیاند. تضاد میان مدیسون و سیدبلیو مدیسون و سیدبلیو دو شیوهٔ متفاوت از حضور در جهان را نمایندگی میکنند. مدیسون پیوسته به ثبت و عرضهٔ تجربههایش وابسته است؛ سفر برای او نه فقط دیدن مکانها، بلکه تولید تصویری جذاب از دیدن آنهاست.
سیدبلیو، دستکم در ظاهر، از این نیاز فاصله دارد و با آسودگی در محیط تازه حرکت میکند. این تفاوت، کشش اولیهٔ میان آن دو را باورپذیر میسازد: سیدبلیو چیزی را به مدیسون نشان میدهد که گویی در زندگی خودش از دست داده است. اما فیلم در این تقابل، از داوری سادهانگارانه پرهیز میکند. بیاعتنایی به فضای مجازی لزوماً نشانهٔ صداقت یا سلامت نیست، همانطور که حضور در آن بهخودیخود آدم را سطحی و فریبکار نمیکند.
« این مواجهه کمکم از دوستی و ماجراجویی فاصله میگیرد و حالتی تهدیدآمیز پیدا میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مسئله بیشتر به چگونگی استفاده از تصویر و اعتماد مربوط است. هرچه رابطهٔ دو زن تیرهتر میشود، تماشاگر ناچار است بارها برداشت خود را از انگیزهها و جایگاه شخصیتها بازبینی کند؛ نیرویی که به تعلیق فیلم جان میدهد. تعلیق و بازی با انتظار تماشاگر فیلم از رازآلودگی رابطهٔ مرکزی خود بهره میگیرد و اطلاعات را چنان پخش میکند که مدیسون، سیدبلیو و بیننده هیچگاه به دانشی یکسان دسترسی نداشته باشند.
این نابرابریِ آگاهی، زمینهٔ مناسبی برای بدگمانی میسازد. رفتارهایی که ابتدا میتوانند صمیمانه یا حتی دلسوزانه به نظر برسند، بهتدریج معنایی دیگر پیدا میکنند و بعضی رویدادها مسیر روایت را تغییر میدهند. بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت فیلم در بخشهایی از این بازی روایی موفق است و غافلگیریهایش به جذابیت معما میافزایند.
بااینحال، همهٔ پیچشها به یک اندازه استوار نیستند. گاهی فیلم برای رسیدن به غافلگیری، از شخصیتها و شرایط انتظار دارد تصمیمهایی بگیرند که بیش از آنکه طبیعی جلوه کنند، در خدمت پیشبرد نقشهٔ داستاناند. همین وابستگی به اطلاعات پنهان نیز ممکن است بعضی مسیرها را برای تماشاگر زیرک زودتر آشکار کند.
بنابراین تعلیق اثر در بهترین لحظاتش حاصلِ بازی با اعتماد و هویت است، اما در لحظاتی دیگر به تدبیرهای رواییِ اندکی محسوس تکیه میکند. ریتمی که گاه بیش از حد مکث میکند «Influencer» با شتاب سراغ تهدید نمیرود. مدت قابلتوجهی صرف ساختن حالوهوای سفر، نمایش تنهایی مدیسون و شکلگیری رابطهٔ او با سیدبلیو میشود.
« مسئله بیشتر به چگونگی استفاده از تصویر و اعتماد مربوط است. »
شخصیتها و اجرا
این مکث در آغاز بیفایده نیست: فیلم میخواهد تجربهٔ کند و بیحادثهٔ مدیسون را در برابر تصویری پرزرقوبرقی بگذارد که از سفرش به دیگران نشان میدهد. بااینحال، همین انتخاب ممکن است برای بخشی از تماشاگران به کندی آزاردهنده تبدیل شود. مشکل اصلی آن است که گاه مکثها بهاندازهٔ کافی به شناخت شخصیت یا افزایش تنش نمیافزایند.
فیلم برای ورود به بخشهای پرتحرکتر زمان میگذارد، اما در مسیر رسیدن به آنها همیشه از کشش لازم برخوردار نیست. در نتیجه، تجربهٔ تماشای آن میتواند نوسان داشته باشد: صحنههایی که حس تنهایی و ناامنی را مؤثر میسازند، در کنار بخشهایی قرار میگیرند که انتظارِ اتفاق بعدی را طولانیتر از حد لازم میکنند.
فضاسازی و جغرافیای ناآرام تایلند در فیلم فقط منظرهای چشمنواز نیست؛ تضادی است میان جلوهٔ کارتپستالیِ مقصد گردشگری و بیپناهی کسی که در آن غریب مانده است. مکانهای زیبا و تجربههای بهظاهر ایدهآل، در کنار فاصله از خانه و دشواری ارتباط، وجهی ناآرام پیدا میکنند. فیلم از این تضاد برای بیثبات کردن حس امنیت استفاده میکند: منظرهای که در قاب تلفن میتواند رؤیایی به نظر برسد، در زندگی واقعی الزاماً پناهگاه نیست.
رنگمایهٔ سرد اثر نیز به همین حس کمک میکند. حتی در محیطهای گرم و پرنور، نوعی فاصله و بیاعتمادی در تصاویر باقی میماند. این انتخاب، حالوهوایی خاص پدید میآورد و اجازه نمیدهد زیبایی مکانها به آرامشی ساده بدل شود. بااینهمه، فضاسازی گاه از نظر عاطفی مؤثرتر از خود اجراست؛ فیلم ایدهٔ تصویری روشنی دارد، اما همیشه آن را با ضرباهنگ و پرداخت یکدست همراه نمیکند.
« بااینحال، همین انتخاب ممکن است برای بخشی از تماشاگران به کندی آزاردهنده تبدیل شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها و مرکز ثقل فیلم بازی کَساندرا ناد در نقش سیدبلیو از عناصر برجستهٔ اثر است. او شخصیتی را میسازد که در ظاهر آرام و مطمئن است، اما زیر این آسودگی چیزی لغزنده و مبهم جریان دارد. جذابیت بازی در آن است که سیدبلیو را از همان ابتدا به نشانهای آشکار از خطر تبدیل نمیکند؛ رفتار او میتواند در موقعیتهای مختلف رنگ عوض کند و همین ابهام، تماشاگر را در تشخیص نیتش مردد نگه میدارد.
امیلی تننت نیز برای مدیسون آسیبپذیری و بیقراری لازم را فراهم میکند. شخصیت او از تضاد میان تصویر عمومی و تجربهٔ خصوصی نیرو میگیرد، هرچند فیلم گاهی فرصت کافی برای ژرفتر کردن این کشمکش نمیدهد. رابطهٔ بازی دو بازیگر، بهویژه در بخشهایی که اعتماد میان آنها محل پرسش است، به روایت کیفیتی زنده میبخشد.
بااینحال، بازیها همیشه نمیتوانند خلأهای فیلمنامه را بپوشانند؛ برخی موقعیتها به واکنشهایی نیاز دارند که از نظر روانی کمی پروردهتر باشند. مضمونها و محدودیتهای آنها فیلم پرسشی جذاب را پیش میکشد: وقتی حضور آنلاین آدمها بر پایهٔ گزینش و نمایش ساخته شده، دیگران تا چه اندازه میتوانند به آنچه میبینند اعتماد کنند؟
مدیسون خود را به مخاطبانی عرضه میکند که او را از طریق محتوا میشناسند، نه از راه رابطهای نزدیک و پایدار. این وضعیت امکان نوعی جعلِ هویت و سوءاستفاده از فاصلهٔ عاطفی را فراهم میکند. اثر بهدرستی یادآوری میکند که شمار دنبالکنندگان یا فراوانی تصویرها لزوماً به معنای داشتن شبکهای واقعی از حمایت و شناخت نیست.
« بازیها و مرکز ثقل فیلم بازی کَساندرا ناد در نقش سیدبلیو از عناصر برجستهٔ اثر است. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، مضمون اجتماعی فیلم گاهی بیش از آنکه کاویده شود، به موتور پیشبرندهٔ یک تریلر بدل میگردد. ایدهٔ فاصله میان هویت دیجیتال و واقعیت ظرفیت پرداختی عمیقتر دارد، اما روایت معمولاً ترجیح میدهد آن را در خدمت معما و تهدید قرار دهد. این انتخاب برای سرگرمی کارآمد است، ولی مانع از آن میشود که فیلم به تأملی کاملاً چندلایه دربارهٔ شهرت، تنهایی و اقتصاد توجه تبدیل شود.
جمعبندی «Influencer» تریلری با هستهای خلاقانه و فضایی متمایز است که از زندگی نمایشی در شبکههای اجتماعی، منبعی مناسب برای تعلیق میسازد. تضاد مدیسون و سیدبلیو، بازی حسابشدهٔ کَساندرا ناد و استفاده از مناظر تایلند برای ساختن ناامنی، فیلم را از یک روایت معمولیِ سفرِ ناموفق فراتر میبرند.
در عین حال، کندی ریتم، برخی گرههای کمباور و اجرایی که گاهی نیمهتمام به نظر میرسد، از تأثیر نهایی آن میکاهند. این فیلم برای تماشاگرانی جذابتر خواهد بود که از معماهای روانشناختی، شخصیتهای مبهم و روایتهایی دربارهٔ اعتماد در عصر تصویر لذت میبرند. برای کسانی که انتظار دارند تعلیق از همان آغاز پیوسته بالا بگیرد یا مضمون اجتماعی با عمق بیشتری بررسی شود، تجربه ممکن است ناهموار باشد.
اثر بیش از آنکه بینقص باشد، صاحب ایده و حالوهواست؛ ایدهای که لحظات بهیادماندنی میآفریند، اما اجرای آن همیشه به اندازهٔ ظرفیتش قانعکننده نیست.
« بااینحال، مضمون اجتماعی فیلم گاهی بیش از آنکه کاویده شود، به موتور پیشبرندهٔ یک تریلر بدل میگردد. »
ثبت دیدگاه