نقد و بررسی
نقد برای پیروزی (Battle of the Bulge) | 1965
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یادآوری حماسی از نبردی پیچیده فیلم «Battle of the Bulge» ساختهٔ Ken Annakin، با چشماندازی وسیع و گروهی از بازیگران نامآشنا، نبرد آردن را به قالب یک حماسهٔ جنگی کلاسیک درمیآورد. داستان در واپسین زمستان جنگ جهانی دوم میگذرد؛ زمانی که متفقین گمان میکنند توان تهاجمی آلمان رو به پایان است، اما ضدحملهای گسترده نظم جبهه را برهم میزند و پیشروی نیروهای آمریکایی را با تهدیدی جدی روبهرو میکند.
فیلم از همان آغاز میکوشد مقیاس نبرد را به رخ بکشد: جبههای پهناور، تانکهایی سنگین، تصمیمهایی سرنوشتساز و سربازانی که ناگهان درمییابند دشمن هنوز توان ضربهزدن دارد. بااینحال، این اثر را نباید بازسازی دقیق یک نبرد تاریخی دانست. فیلم رویدادهای چند هفتهای را در روایتی فشرده و نمایشی گرد میآورد و از شخصیتهای داستانی برای پیشبرد درام بهره میگیرد.
حاصل، اثری است که بیشتر به بازآفرینی سینماییِ تصور عمومی از یک نبرد بزرگ شباهت دارد تا گزارشی جزئینگر از آنچه در آردن رخ داد. این فاصله میان شکوه نمایشی و دقت تاریخی، کلید فهم قوتها و کاستیهای فیلم است. روایت؛ میان گزارش جنگ و درام قهرمانانه روایت فیلم چند محور را همزمان دنبال میکند: تلاش افسران متفقین برای فهمیدن قصد دشمن، فرماندهی آلمانی که مأمور پیشبرد حمله است، و سربازانی که در میدان نبرد با پیامدهای تصمیمهای کلان روبهرو میشوند.
این ساختار به فیلم امکان میدهد از یک قهرمان واحد فراتر برود و جنگ را همچون شبکهای از محاسبه، خطا، جسارت و بقا تصویر کند. در بهترین لحظات، تماشاگر حس میکند هر تصمیم در یک نقطه از جبهه میتواند سرنوشت گروهی دیگر را در نقطهای دورتر تغییر دهد. اما گستردگی روایت همیشه به عمق نمیانجامد.
« بااینحال، این اثر را نباید بازسازی دقیق یک نبرد تاریخی دانست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
شخصیتها و موقعیتهای متعدد گاه بهجای آنکه لایههای پیچیدهتری از نبرد بسازند، صرفاً مسیر رسیدن به صحنهٔ بعدی را هموار میکنند. فیلم میان گفتوگوهای فرماندهان، تنشهای سربازان و صحنههای درگیری رفتوآمد دارد، ولی این بخشها همیشه از نظر دراماتیک به هم جوش نمیخورند. در نتیجه، برخی خطوط داستانی بیش از آنکه ضروری یا پرورده جلوه کنند، به نشانههایی برای نمایش ابعاد مختلف جنگ بدل میشوند.
این انتخاب به فیلم حالوهوایی کلاسیک و روایی میدهد، اما گاهی آن را از تجربهٔ انسانیِ نزدیک به سربازان دور میکند. جنگ در اینجا هم صحنهٔ ترس و فرسودگی است و هم میدان آزمودن قهرمانی؛ فیلم در ترسیم اولی مکثهایی دارد، اما بارها به دومی بازمیگردد و از همینرو تصویری آشنا و گاه قابلپیشبینی از قهرمان جنگی میسازد.
صحنههای نبرد و مقیاس بصری یکی از مهمترین جاذبههای فیلم، تلاش آن برای خلق تصویری بزرگمقیاس از نبرد است. قابهای عریض، حرکت خودروهای زرهی و آرایش نیروها، به اثر حس یک حماسهٔ سینمایی میبخشند؛ گویی تماشاگر نه فقط شاهد نبرد چند شخصیت، بلکه ناظر جابهجایی نیروها در پهنهای وسیع است.
این رویکرد، بهخصوص در صحنههایی که حملهٔ تانکها و واکنش نیروهای آمریکایی را کنار هم قرار میدهند، انرژی بصری قابلتوجهی پدید میآورد. فیلم در طراحی درگیریها بیش از آنکه بر آشفتگیِ مهارنشدنی جنگ تکیه کند، به وضوح و شکوه صحنهها اهمیت میدهد. حرکتها غالباً خوانا هستند و تماشاگر میتواند بفهمد نیروها کجا قرار دارند و تهدید از کدام سو نزدیک میشود.
« صحنههای نبرد و مقیاس بصری یکی از مهمترین جاذبههای فیلم، تلاش آن برای خلق تصویری بزرگمقیاس از نبرد است. »
شخصیتها و اجرا
این وضوح برای یک فیلم پرشخصیت و پرحادثه سودمند است، اما گاهی به قیمت از دسترفتن حس سردرگمی و بینظمی میدان نبرد تمام میشود. جنگی که در واقعیت زیر فشار آبوهوا، کمبود تجهیزات و قطع ارتباط شکل میگیرد، در فیلم اغلب به نمایشی منظم و قابلتماشا تبدیل میشود. با وجود این فاصله، طراحی صحنههای نبرد در ایجاد هیجان موفق است.
هرگاه فیلم از گفتوگوهای طولانی فاصله میگیرد و به حرکت و خطر بازمیگردد، ضرباهنگش جان میگیرد. از همین رو، بخشهای اکشن احتمالاً بیش از خطوط فرعی یا گفتوگوهای توضیحی در خاطر میمانند. بازیگری و چهرههای ستارهمحور حضور Henry Fonda، Robert Shaw، Robert Ryan، Charles Bronson و Telly Savalas به فیلم وزن و جذابیتی فوری میدهد.
هر یک با تصویر سینماییِ آشنای خود وارد جهان اثر میشوند: Fonda با خونسردی و اقتدار، Shaw با صلابت فرماندهی و نوعی خشکی حسابشده، و Bronson با حضوری کمحرف و زمینی. بازیگران مکمل نیز به جهان فیلم رنگ میبخشند و مانع میشوند که شخصیتهای نظامی صرفاً به نامها و درجهها تقلیل یابند.
در میان آنها، Robert Shaw بهسبب نقش فرمانده آلمانی بیش از دیگران در مرکز توجه قرار میگیرد. اجرای او نه به هیولاسازی ساده رضایت میدهد و نه فرمانده را به چهرهای بیتردید ستایشبرانگیز بدل میکند؛ بیشتر بر انضباط، اراده و فاصلهٔ عاطفی او تکیه دارد. همین انتخاب، شخصیت را برای درام جذاب میکند، هرچند فیلم گاه بیش از اندازه به کاریزمای بازیگر و تقابل چهرههای ستارهای متکی میشود.
« با وجود این فاصله، طراحی صحنههای نبرد در ایجاد هیجان موفق است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این اتکا یکی از دوگانگیهای اثر است. از یکسو، ستارگان کیفیت بازیگری و کشش نمایشی را بالا میبرند؛ از سوی دیگر، حضور پررنگ آنان ممکن است تمرکز را از خود نبرد و نیروهای گمنامی که آن را تجربه کردند، به سوی تقابل قهرمانان داستانی ببرد. در نتیجه، فیلم بیش از آنکه پرترهای جمعی از سربازان باشد، حماسهای متکی بر چند چهرهٔ برجسته است.
موسیقی و ساختن حس حماسی موسیقی Benjamin Frankel نقشی اساسی در تعیین لحن فیلم دارد. ملودیهای پرشکوه و تأکیدهای ارکسترال، به صحنهها وسعت و ضرباهنگ میبخشند و حس سرنوشت تاریخی را تقویت میکنند. موسیقی در لحظههای پرتنش، نیروی عاطفی تصاویر را بالا میبرد و در بخشهای آرامتر، شکوهی کلاسیک به روایت میدهد.
حتی هنگامی که شخصیتها در گفتوگو گرفتارند، موسیقی یادآوری میکند که فیلم خود را اثری دربارهٔ رویارویی بزرگ ارتشها میبیند. این تأکید موسیقایی گاهی بیش از اندازه آشکار است و احساس را برای تماشاگر توضیح میدهد، بهجای آنکه بگذارد از دل تصویر و بازی بیرون بیاید. بااینهمه، موسیقی از عناصر ماندگار فیلم است؛ بخشی از همان سنت حماسههای جنگی که در آنها ارکستر نهفقط همراه صحنه، بلکه سازندهٔ مقیاس و اهمیت آن است.
در این فیلم، موسیقی بیش از گفتوگوها در ایجاد پیوند میان لحظههای پراکنده موفق عمل میکند. تاریخ، جغرافیا و مسئلهٔ باورپذیری مهمترین محدودیت فیلم در نسبت آن با تاریخ است. خود اثر نیز رویدادها را به شکلی نمایشی بازآرایی میکند و نبردی طولانی و پیچیده را در محدودهای کوتاهتر و قابلروایت میگنجاند.
« در نتیجه، فیلم بیش از آنکه پرترهای جمعی از سربازان باشد، حماسهای متکی بر چند چهرهٔ برجسته است. »
قوتها و کاستیها
این فشردهسازی، بهتنهایی امری نامتعارف در سینما نیست؛ مسئله آنجاست که تغییرها گاهی تصویری سادهشده از عملیات واقعی میسازند و نقشها و روندهای تاریخی را کمرنگ یا نادقیق نشان میدهند. از جمله، بازنمایی نیروی هوایی متفقین و برخی جنبههای فرماندهی و جبههبندی، با پیچیدگی تاریخی نبرد فاصله دارد.
فضای بصری نیز همیشه با تصور زمستان سخت آردن هماهنگ نیست. فیلم در اسپانیا ساخته شد و تفاوت محیط فیلمبرداری با جنگلها و شرایط زمستانی میدان واقعی، در برخی نماها به چشم میآید. افزون بر آن، بخشی از تجهیزات و خودروهای زرهی با دوره و نبردی که فیلم قصد بازنمایی آن را دارد، سازگاری کامل ندارند.
چنین ناهمخوانیهایی برای تماشاگر آشنا با تاریخ نظامی میتواند باورپذیری را کاهش دهد؛ برای مخاطب عادی نیز گاه حس مصنوعیبودن صحنهها را تقویت میکند. البته فیلم در بعضی عناصر به واقعیت نزدیک میشود: غافلگیری آغازین، فشار ناشی از کمبود منابع، و برتری موقت تانکهای سنگین آلمان در روایت جایگاه دارند.
همچنین استفاده از سربازان آلمانیِ مبدل به آمریکاییها به رویدادهایی واقعی پیوند دارد. اما این نکتهها، فیلم را به منبعی آموزشی یا بازسازی قابلاتکا تبدیل نمیکنند؛ ارزش تاریخی آن بیشتر در نشاندادن نگاه سینمای جریان اصلی دههٔ شصت به جنگ نهفته است. ریتم و ساختار طولانی مدت طولانی فیلم بهخودیخود عیب نیست؛ روایت یک نبرد بزرگ میتواند به زمان نیاز داشته باشد.
« از جمله، بازنمایی نیروی هوایی متفقین و برخی جنبههای فرماندهی و جبههبندی، با پیچیدگی تاریخی نبرد فاصله دارد. »
جمعبندی
مشکل آن است که فیلم در بخش میانی گاه انرژی اولیه را حفظ نمیکند. پس از معرفی تهدید و شخصیتها، روایت برای مدتی در گفتوگوها و جابهجایی میان خطوط فرعی مکث میکند، بیآنکه هر مکث به افزایش چشمگیر تعلیق یا شناخت شخصیتها بینجامد. همین نابرابری سبب میشود آغاز و بخشهای پرتحرک پایانی اثر برجستهتر به نظر برسند و میانهٔ فیلم کشدار جلوه کند.
در این بخش، فیلم گاه در توضیح راهبردها و تأکید بر موقعیتها بیش از اندازه میایستد. اطلاعات نظامی میتواند به ساختن تنش کمک کند، اما وقتی تکرار شود یا از درام جدا بماند، حرکت روایت را کند میکند. این کندی بهویژه برای تماشاگر امروزی که به روایتهای فشردهتر خو گرفته، محسوس است. بااینحال، ریتم آرامتر گاهی امکان میدهد نقشهٔ کلی نبرد و تفاوت میان تصمیمهای فرماندهی و تجربهٔ سربازان روشنتر شود؛ بنابراین مسئله، صرفاً آهستگی نیست، بلکه چگونگی استفاده از زمان است.
جمعبندی «Battle of the Bulge» فیلمی است با دو چهره: حماسهای پرستاره و چشمنواز که صحنههای نبرد، موسیقی و حضور بازیگرانش جذابیت ماندگاری دارند؛ و روایتی کشدار و از نظر تاریخی آزاد که نمیتواند پیچیدگی واقعی نبرد آردن را با دقت بازتاب دهد. قوت فیلم در مقیاس، شکوه و سرگرمکنندگی سینمایی آن است؛ ضعفش در سادهسازی تاریخ، ناهمخوانی برخی تجهیزات و افت ضرباهنگ در بخش میانی.
تماشای آن برای علاقهمندان به حماسههای جنگی کلاسیک و صحنههای نبرد گسترده میتواند لذتبخش باشد،
« مشکل آن است که فیلم در بخش میانی گاه انرژی اولیه را حفظ نمیکند. »



ثبت دیدگاه