نقد و بررسی
نقد گستاخ (Chhichhore) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایت میان دو زمان «Chhichhore» به کارگردانی Nitesh Tiwari فیلمی درباره شکست است، اما نه از آن زاویهای که شکست را صرفاً مقدمهای برای پیروزی بعدی بداند. نقطه عزیمت قصه، ناکامی راگاو در آزمونی سرنوشتساز و بستریشدن او در بیمارستان است؛ پدرش، انی، برای بازگرداندن امید به زندگی، خاطرات دوران دانشجویی خود را بازمیگوید.
فیلم از این مسیر، گذشتهای پرهیاهو را کنار اکنونی آکنده از نگرانی مینشاند و میکوشد میان تجربه پدر و بحران پسر پلی عاطفی بسازد. این ساختار دوگانه، مهمترین تمهید روایی اثر است. خوابگاه و دانشگاه فضایی برای بازی، رقابت و شکلگیری رفاقتاند؛ بیمارستان اما مکانی محدود و سنگین است که هر حرکت و کلمه در آن معنایی جدیتر پیدا میکند.
تضاد این دو جهان، امکان میدهد خاطرات انی تنها نوستالژی نباشند و در برابر مسئلهای ملموس قرار گیرند: چگونه میتوان به نوجوانی یادآوری کرد که یک نتیجه، تمام زندگی او را تعریف نمیکند؟ بااینحال، فیلم همیشه نمیتواند این دو لحن و دو زمان را بهنرمی به هم پیوند دهد. خاطره دانشگاهی؛ نیروی اصلی فیلم بخش دانشگاهی فیلم از انرژی جمعی بهره میبرد.
« این ساختار دوگانه، مهمترین تمهید روایی اثر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گروهی از دانشجویان که در محیط دانشگاه برچسب «بازنده» خوردهاند، با تفاوتهای رفتاری و عادتهای گاه اغراقآمیزشان، زمینهساز موقعیتهای کمدی و کشمکشهای دوستانه میشوند. فضای خوابگاه با شلوغی، رقابتهای کوچک، شوخیها و مناسبات روزمرهاش، حس مکانی زنده را منتقل میکند؛ جهانی که شخصیتها در آن نه فقط درس میخوانند، بلکه با شکست، غرور و نیاز به پذیرفتهشدن نیز روبهرو میشوند.
طنز فیلم در بهترین لحظات از شخصیتها و برخوردهایشان برمیآید، نه از شوخیهایی که بیارتباط با قصه به آن افزوده شده باشند. همین امر به فضای خوابگاه صمیمیتی دلنشین میدهد. تماشاگر میتواند از شوخیها لذت ببرد، اما همزمان متوجه شود که رقابت و تلاش برای اثبات خود، در ذهن این جوانان اهمیتی فراتر از یک بازی دارد.
فیلم از این طریق خاطره دانشگاهی را به تجربهای جمعی تبدیل میکند؛ تجربهای که هم خنده دارد و هم شرمندگی، هم رفاقت و هم ترس از کمآوردن. دوستی و معنای شکست هسته فکری «Chhichhore» در فاصله میان برچسب اجتماعی و ارزش واقعی آدمها شکل میگیرد. شخصیتها در آغاز با نام و جایگاهی تعریف میشوند که دیگران برایشان ساختهاند، اما آنچه بهتدریج اهمیت پیدا میکند، نحوه مواجههشان با محدودیتهاست.
« همین امر به فضای خوابگاه صمیمیتی دلنشین میدهد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم میگوید موفقیت و شکست، بهتنهایی معیار سنجش انسان نیستند؛ کوشش، دوامآوردن و توان بازگشت پس از زمینخوردن نیز بخشی از ارزش فردند. این پیام بهویژه در نسبت میان انی و راگاو معنا مییابد. پدر صرفاً نصیحت نمیکند؛ میکوشد تجربهای شخصی را به زبان قابلفهم برای پسرش بدل کند. این انتخاب، پیام فیلم را از جملهای انگیزشی فراتر میبرد و به آن ریشهای عاطفی میدهد.
بااینحال، اثر گاه چنان بر رساندن همین معنا پافشاری میکند که شخصیتها به ابزار انتقال پیام نزدیک میشوند. لحظههایی که فیلم اجازه میدهد پیچیدگی تجربهها خودشان سخن بگویند، اثرگذارتر از جاهایی هستند که نتیجه اخلاقی داستان آشکارا توضیح داده میشود. بازیها و شیمی گروهی بخش مهمی از جذابیت فیلم به هماهنگی بازیگران گروهی وابسته است.
بازیگران نقش دوستان انی، هر یک با خصلت و ریتمی متفاوت وارد جمع میشوند و در کنار هم حس رفاقتی باورپذیر میسازند. شوخیها زمانی بهتر مینشینند که از تفاوت شخصیتها و آشنایی دیرینهشان سرچشمه میگیرند؛ گروه چنان به نظر میرسد که اعضایش پیش از آغاز فیلم نیز سالها یکدیگر را میشناختهاند.
« این پیام بهویژه در نسبت میان انی و راگاو معنا مییابد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Sushant Singh Rajput در نقش انی، میان شور جوانی و سنگینی مسئولیت پدری تعادل برقرار میکند. اجرای او در بخش گذشته سرزنده است و در زمان حال، اضطراب و درماندگی شخصیتی را نشان میدهد که میخواهد پسرش را از ناامیدی بیرون بکشد. Shraddha Kapoor نیز در نقش مایا حضوری مؤثر دارد، هرچند فیلم در پرداخت لایههای شخصیت او به اندازه برخی دیگر از اعضای گروه فرصت نمیگذارد.
بازیگران مکمل، با تفاوتهای آشکارشان، موتور کمدی و عاطفی داستاناند؛ اما همه آنان فرصت یکسانی برای تبدیلشدن به شخصیتهایی چندوجهی پیدا نمیکنند. لحن میان کمدی و درام یکی از دشوارترین کارهای فیلم، جابهجایی میان کمدی خوابگاهی و درام بیمارستانی است. این تضاد در اصل ظرفیت زیادی دارد: خندههای گذشته میتوانند در اکنون معنایی تازه پیدا کنند و صمیمیت دوستان قدیمی، در برابر وضعیت بحرانی راگاو، وزن عاطفی بیشتری بیابد.
اما گذارها همیشه بهاندازه کافی طبیعی نیستند. گاهی فیلم از موقعیتی سنگین به شوخیای سبک میپرد، بیآنکه فاصله عاطفی میان این دو فضا بهخوبی پر شده باشد. این نوسان ممکن است شدت برخی لحظههای جدی را کم کند. از سوی دیگر، اگر فیلم تنها در تلخی و نگرانی باقی میماند، بخش مهمی از گرما و سرزندگی خود را از دست میداد.
« Sushant Singh Rajput در نقش انی، میان شور جوانی و سنگینی مسئولیت پدری تعادل برقرار میکند. »
قوتها و کاستیها
بنابراین مسئله، وجود کمدی یا درام نیست، بلکه میزان پیوند میان آنهاست. اثر در لحظاتی موفقتر است که شوخیها از رابطه شخصیتها برمیآیند و خود به بخشی از پیوند عاطفی آنان تبدیل میشوند؛ در لحظاتی دیگر، تغییر لحن بیشتر به یک قطع ناگهانی شباهت دارد. فیلمنامه؛ گیرایی در دل آشنایی قصه از الگوهایی آشنا بهره میگیرد: گروهی از دوستان دانشگاهی، خاطرات گذشته، رقابتی که شخصیتها را به هم نزدیک میکند و درسی درباره ارزش واقعی زندگی.
فیلم در این عناصر تازگی چشمگیری ندارد و گاه میتوان مسیر کلی آن را حدس زد. بعضی شخصیتها نیز بیش از آنکه مستقل و پیچیده باشند، با یک ویژگی برجسته معرفی میشوند و در همان چارچوب باقی میمانند. در نتیجه، گروه بهیادماندنی است، اما همه اعضای آن به یک اندازه عمق نمییابند. بااینهمه، آشنایی الگوها مانع تماشاییبودن فیلم نمیشود.
جزئیات فضای خوابگاه، گفتوگوهای زنده و شیمی بازیگران به مواد آشنا جان میدهند. فیلمنامه همچنین از موقعیت پدر و پسر برای قرار دادن مسئله فشار تحصیلی در مرکز قصه استفاده میکند؛ فشاری که فقط به یک آزمون محدود نیست و از ترس قضاوتشدن و تصور آیندهای بسته نیز تغذیه میکند. کاستی فیلم آنجاست که گاهی پیچیدگی این مسئله را به پیامی ساده و آماده فرومیکاهد، اما نیروی عاطفی داستان همچنان مخاطب را با خود همراه میکند.
« بنابراین مسئله، وجود کمدی یا درام نیست، بلکه میزان پیوند میان آنهاست. »
جمعبندی
جمعبندی «Chhichhore» فیلمی گرم و سرگرمکننده درباره دوستی، شکست و امید است که بیش از هر چیز از انرژی گروهی بازیگران و فضای پرجنبوجوش خوابگاه نیرو میگیرد. نگاهش به ارزش تلاش و بیاعتباری برچسبهایی چون «برنده» و «بازنده» قابلتأمل است، بهخصوص وقتی از دل رابطه پدر و پسر بیان میشود.
در مقابل، اتکا به کلیشههای خاطرات دانشگاهی، سطحیماندن برخی شخصیتها و ناهماهنگی گاهبهگاه میان لحن کمدی و درام، از انسجام و تازگی اثر میکاهد. با وجود این ضعفها، فیلم در ایجاد حس رفاقت و یادآوری این نکته موفق است که زندگی را نمیتوان به یک نتیجه یا ناکامی فروکاست. ارزش «Chhichhore» نه در پیچیدهبودن روایت، بلکه در صمیمیتی است که میان شخصیتهایش شکل میدهد و در گرمایی که از دل آن به تماشاگر منتقل میشود.
ثبت دیدگاه