نقد و بررسی
نقد قرار امبر (Dating Amber) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی ساده برای روایتی صمیمی «Dating Amber» ساختهٔ دیوید فرین، در ظاهر از تمهیدی آشنا آغاز میشود: دو نوجوان که در مدرسه هدف بدگمانی و آزار همسالاناند، برای خاموشکردن شایعهها وانمود میکنند با یکدیگر رابطه دارند. ادی و امبر از این توافق سودی فوری میبرند؛ نقش زوجی پذیرفتنی را بازی میکنند تا فشار نگاه دیگران را کمتر کنند.
اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که مسئلهٔ اصلی، خودِ این نمایش نیست، بلکه فاصلهای است که هر یک میان آنچه از خود میداند و آنچه جرئت دارد به زبان بیاورد، تجربه میکند. داستان در ایرلند دههٔ نود میگذرد؛ فضایی که بافت کوچک و بستهٔ آن، احساس زیر نظر بودن را به تجربهای روزمره بدل میکند.
مدرسه، خانه و شهر هرکدام به شکلی از شخصیتها میخواهند خود را در قالبی ازپیشساخته جا دهند. از اینرو، رابطهٔ ساختگی ادی و امبر تنها ترفندی برای رهایی از آزار نیست؛ پناهگاهی موقت است که به آن دو اجازه میدهد در کنار یکدیگر، بینیاز از نقشبازیکردن، اندکی راحتتر نفس بکشند. رفاقت در مرکز روایت قلب فیلم، نه رازهای پنهان و نه پیچشهای داستانی، بلکه دوستی میان ادی و امبر است.
« ادی و امبر از این توافق سودی فوری میبرند؛ نقش زوجی پذیرفتنی را بازی میکنند تا فشار نگاه دیگران را کمتر کنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
آنها از جنس یکدیگر نیستند و واکنشهای متفاوتی به فشار محیط نشان میدهند، اما همین تفاوت رابطهشان را زنده میکند. امبر صریحتر و جسورتر است؛ ادی بیشتر در خود فرو میرود و از روبهروشدن با حقیقت هراس دارد. فیلم این فاصله را به تقابلی ساده میان «قوی» و «ضعیف» تبدیل نمیکند. شجاعت امبر هم بیهزینه نیست و تردید ادی نیز صرفاً نشانهٔ بیارادگی نیست؛ هرکدام راهی برای دوامآوردن در شرایطی دشوار یافتهاند.
گرمای رابطهٔ آن دو از لحظههای کوچک میآید: شوخیها، سکوتهای راحت و گفتوگوهایی که در آنها میتوانند از فشار دنیای بیرون فاصله بگیرند. فیلم بهخوبی درمییابد که دوستی گاهی پیش از آنکه راهحل باشد، نوعی شاهدبودن است؛ کسی که تو را میبیند، حتی وقتی هنوز خودت نمیتوانی با اطمینان خویشتن را بپذیری.
همین کیفیت است که قصه را از یک کمدی نوجوانانهٔ مبتنی بر سوءتفاهم فراتر میبرد. خودپذیری در برابر نقشهای تحمیلی ادی و امبر تنها با دشواریِ شناختن خود روبهرو نیستند؛ آنها با فشارهایی نیز مواجهاند که آینده را برایشان از پیش تعریف میکنند. ادی تصور میکند باید راه پدرش را دنبال کند و به ارتش بپیوندد؛ امبر در فکر ساختن زندگیای متفاوت در لندن است.
« امبر صریحتر و جسورتر است؛ ادی بیشتر در خود فرو میرود و از روبهروشدن با حقیقت هراس دارد. »
شخصیتها و اجرا
این دو آرزو صرفاً مقصدهای جغرافیایی نیستند. هرکدام تصویری از راه رهاییاند: یکی به شکلی از نظم و تأیید بیرونی پناه میبرد و دیگری میخواهد به فضایی برود که امکان انتخاب و زیستن آزادانهتری برایش داشته باشد. فیلم با ظرافت نشان میدهد که انکار همیشه از ناآگاهی سرچشمه نمیگیرد؛ گاهی فرد چیزی را دربارهٔ خود میداند، اما پیامدهای پذیرفتنش را تاب نمیآورد.
ادی در این کشاکش، بیش از آنکه با یک تصمیم روشن مواجه باشد، در چرخهای از عقبنشینی و هراس گرفتار میشود. در برابر او، امبر میکوشد آیندهای را تصور کند که در آن مجبور نباشد برای آرامکردن دیگران، بخشهایی از خویش را پنهان کند. این تفاوت، تنش اصلی فیلم را میسازد، بیآنکه دو شخصیت را به نمونههایی آموزشی و یکبعدی تقلیل دهد.
طنز، زخم و حالوهوای ایرلندی طنز فیلم بیشتر از جنس طعنه و مشاهدهٔ رفتارهای روزمره است تا شوخیهای پرهیاهو. بخشی از خندهها از فاصلهٔ میان جدیت نوجوانان و آشفتگی واقعی زندگیشان پدید میآید؛ بخشی دیگر، از گفتوگوهای تند و واکنشهایی که با بیپروایی شخصیتها سازگارند. این شوخطبعی فضایی گرم میسازد، اما قرار نیست زخمهای قصه را محو کند.
« این دو آرزو صرفاً مقصدهای جغرافیایی نیستند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از آزار و تعصب، یا از فشار خانواده و مدرسه، تصویری بیخطر و تزئینی ارائه نمیدهد. در کنار این لحظههای خندهدار، اندوه و اضطراب نیز پیوسته حضور دارند. آنچه به اثر صمیمیت میبخشد، رفتوآمد طبیعی میان این دو لحن است: شخصیتها میتوانند در یک موقعیت بخندند و در موقعیتی دیگر از ناتوانی خود در بیان حقیقت درمانده شوند.
حالوهوای ایرلندیِ فیلم نیز صرفاً پسزمینهای دیدنی نیست؛ محیط اجتماعی و حسی قصه را شکل میدهد و به آن هویتی مشخص میبخشد. موسیقی و فضای محلی در کنار شوخیهای خشک و صریح، به جهان فیلم گرمایی میدهند که از تقلید کلیشهایِ «فیلم نوجوانانه» فاصله میگیرد. بازیها و شیمی دو بازیگر بخش مهمی از باورپذیری فیلم بر دوش بازیگران اصلی آن است.
فیون اوشی در نقش ادی، اضطراب را بیشتر از راه مکثها، نگاههای گریزان و واکنشهای کوچک منتقل میکند تا از طریق بیان مستقیم. او شخصیت را نه به نوجوانی کاملاً درمانده بدل میکند و نه به قهرمانی آمادهٔ پیروزی؛ ادی انسانی است که میخواهد از رنج فاصله بگیرد، اما هنوز راه مواجهه با آن را نمیشناسد.
« فیلم از آزار و تعصب، یا از فشار خانواده و مدرسه، تصویری بیخطر و تزئینی ارائه نمیدهد. »
قوتها و کاستیها
لولا پتیکرو نیز به امبر سرزندگی و تیزی میبخشد، بیآنکه آسیبپذیری او را پنهان کند. جسارت امبر گاه به سپری برای پنهانکردن ترسها و اندوههایش تبدیل میشود و بازی پتیکرو این دو سطح را در کنار هم نگه میدارد. مهمتر از توانایی جداگانهٔ هر بازیگر، شیمی میان آنهاست: گفتوگوها و واکنشهایشان چنان طبیعی پیش میرود که رفاقتشان احساسشده و تدریجی به نظر میرسد.
بازیگران مکمل نیز با حضورهای کوتاهتر، به مناسبات خانوادگی و اجتماعی پیرامون این دو وزن میدهند. ریتم و محدودیتهای فیلم «Dating Amber» در آغاز به اندازهٔ ظرفیت ایدهاش سریع و گیرا نیست. فیلم برای استقرار در جهان شخصیتها و معرفی فشارهایی که بر آنان وارد میشود، زمانی صرف میکند که گاه حس کشآمدن دارد.
همچنین، انباشتهشدن چند مسئله در کنار یکدیگر—از زورگویی و تنش خانوادگی گرفته تا رؤیای مهاجرت و بحران هویت—سبب میشود بعضی مسیرها بیش از حد شلوغ به نظر برسند. همهٔ این خطها فرصت یکسانی برای بسطیافتن پیدا نمیکنند و گاهی روایت میان لحن کمدی و درام، کمی پراکنده میشود. تصویر زورگویی نیز، با آنکه از نظر موضوعی در خدمت جهان فیلم است، در برخی لحظهها بر الگوهای آشنای آزار مدرسه تکیه میکند.
« لولا پتیکرو نیز به امبر سرزندگی و تیزی میبخشد، بیآنکه آسیبپذیری او را پنهان کند. »
جمعبندی
تکرار این موقعیتها ممکن است برای بخشی از تماشاگران خستهکننده شود، بهخصوص اگر از همان ابتدا انتظار پرداختی تازهتر داشته باشند. بااینحال، ضعف اصلی فیلم نه فقدان عاطفه، بلکه ناهماهنگی میان گستردگی موضوعات و فرصت محدود آن برای پرداخت کامل آنهاست. هرگاه تمرکز دوباره به دوستی ادی و امبر بازمیگردد، اثر جان میگیرد و از پراکندگی فاصله میگیرد.
جمعبندی «Dating Amber» فیلمی بینقص یا کاملاً نوآورانه نیست؛ شروع کمکشش، تکرار بعضی کلیشهها و شلوغی بخشهایی از روایت، از انسجام آن میکاهد. بااینحال، این کاستیها بر نیروی عاطفی رابطهٔ مرکزی فیلم غلبه نمیکنند. اثر در ترسیم دوستیای که هم پناه است و هم فرصتی برای دیدن حقیقت، موفق عمل میکند و با اتکا به بازیهای گرم و لحنی میان شوخی و اندوه، داستانی انسانی میسازد.
ارزش اصلی فیلم در این است که خودپذیری را رخدادی فوری و آسان نشان نمیدهد. پذیرفتن خویشتن، بهویژه در محیطی که از نوجوانان میخواهد مطابق انتظار دیگران رفتار کنند، فرایندی همراه با تردید، ترس و نیاز به همراهی است. فیلم با نگاه مهربانانهاش به ادی و امبر یادآوری میکند که گاهی نخستین گام به سوی آزادی، یافتن کسی است که بتوان در کنارش، دستکم برای مدتی، نقش بازی نکرد.
« هرگاه تمرکز دوباره به دوستی ادی و امبر بازمیگردد، اثر جان میگیرد و از پراکندگی فاصله میگیرد. »
ثبت دیدگاه