نقد و بررسی
نقد مستر لی، روحیهات را حفظ کن (Cheer Up Mr. Lee) | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه اثر و ایدهٔ مرکزی «Cheer Up Mr. Lee» فیلمی کرهای از سال ۲۰۱۳ به نویسندگی و کارگردانی Lee Byeong-heon است؛ اثری که از قالب مستندنما بهره میگیرد تا زندگی روزمرهٔ فیلمسازی جوان و جویای نام را به تصویر بکشد. گروهی تلویزیونی دوربینش را به سوی مردی میگیرد که میان معاشرتهای بیحاصل، تعلل و خیال ساختن نخستین فیلم بلندش در رفتوآمد است.
هنگامی که سرانجام پیشنویسی قابلقبول مینویسد و فرصتی برای ورود به مرحلهٔ تولید پیدا میکند، فاصلهٔ میان رؤیا و واقعیت کمکم آشکار میشود. فیلم از همین شکاف، هم مادهٔ کمدی میسازد و هم امکان نوعی تأمل تلخ دربارهٔ ناکامی و فرسودگی را میجوید. مستندنمایی؛ دوربین بهمثابه ناظر و داور انتخاب قالب مستندنما، در آغاز، تصمیمی هوشمندانه به نظر میرسد.
حضور گروه تلویزیونی به فیلم اجازه میدهد زندگی خصوصی شخصیت را به نمایش بدل کند و همزمان پرسشی دربارهٔ خودِ این نمایش پیش بکشد: آیا مرد واقعاً در حال آمادهکردن فیلمش است، یا فقط در برابر دوربین تصویری از یک فیلمساز به نمایش میگذارد؟ دوربین، در این معنا، صرفاً ابزار ثبت رویدادها نیست؛ گاهی به عاملی تبدیل میشود که رفتار شخصیت را شکل میدهد و تناقض میان ادعا و عمل او را برجسته میکند.
« فیلم از همین شکاف، هم مادهٔ کمدی میسازد و هم امکان نوعی تأمل تلخ دربارهٔ ناکامی و فرسودگی را میجوید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این ظرفیت خودآگاهانه یکی از سرچشمههای طنز اثر است. فیلمسازِ درون فیلم، در میان دوستان، فضای شخصی و مناسبات حرفهای، پیوسته به تصویری که از خود میسازد نزدیک میشود و از آن فاصله میگیرد. بااینحال، فیلم همیشه این امکان را تا انتها پی نمیگیرد. گاه دوربین به جای آنکه لایهای تازه به موقعیت بیفزاید، تنها تماشاگر رخدادهایی است که میتوانستند با پرداختی پویاتر، معنای بیشتری پیدا کنند.
جهان پشتصحنه و جذابیت روزمرگی یکی از دلنشینترین ویژگیهای فیلم، توجه به حاشیههای فرایند فیلمسازی است: انتظار برای آنکه چیزی سرانجام پیش برود، گفتوگوهای پراکنده، وعدههای بزرگ و موانع کوچک و پیدرپی. این جهان نه با شکوه و هیجان متعارفِ «ساختن یک فیلم»، بلکه با آشفتگی و فرسایش روزمرهاش جان میگیرد.
تفاوت میان رؤیای خلاقانه و کار طاقتفرسای تحقق آن، بستری مناسب برای طنزی واقعبینانه فراهم میآورد. بااینحال، همین فضا گاه از ظرفیت بالقوهاش کمتر بهره میگیرد. فیلم در آغاز ما را به این انتظار میرساند که نگاهی پیوسته و گسترده به سازوکار تولید، تصمیمگیریها و دشواریهای عملی ساخت فیلم خواهیم داشت؛ اما بخشهایی از روایت در حلقهای تکراری از تعلل، گفتوگو و ناکامی باقی میماند.
« این ظرفیت خودآگاهانه یکی از سرچشمههای طنز اثر است. »
شخصیتها و اجرا
بنابراین، جهان پشتصحنه در لحظههایی زنده و سرگرمکننده است، اما همیشه به تجربهای رواییِ عمیقتر تبدیل نمیشود. طنز؛ میان طراوت و تکرار طنز فیلم از آنجا نیرو میگیرد که شخصیتها را نه قهرمانانی آرمانی، بلکه آدمهایی گرفتار خودفریبی، عادت و ضعف نشان میدهد. نگاه اثر به آنان تا حدی خودآگاهانه است: گویی میداند که رفتارهایشان میتواند هم مضحک باشد و هم اندوهبار.
این دوگانگی به شوخیها کیفیتی تازه میبخشد؛ خنده گاهی از موقعیتی برمیخیزد که در ظاهر سبک است، اما زیر سطح آن نشانی از شکست یا سرخوردگی دیده میشود. اما طراوت اولیهٔ طنز در سراسر فیلم به یک اندازه دوام نمیآورد. بعضی موقعیتها بیش از آنکه از شناخت دقیق شخصیتها زاده شوند، چنان به نظر میرسند که برای رسیدن به خنده طراحی شدهاند.
در این لحظات، شوخی نهتنها به روایت عمق نمیبخشد، بلکه اندکی تصنعی جلوه میکند. تکرار بعضی الگوها نیز از نیروی غافلگیری میکاهد و باعث میشود طنز، با وجود ایدهٔ مناسبش، گاه به جای گسترش شخصیتها درجا بزند. شخصیت اصلی و تلخی پنهان روایت شخصیت محوری فیلم بیش از آنکه نمونهای از ارادهٔ پیروزمندانه باشد، مردی است گرفتار فاصلهٔ میان چیزی که میخواهد باشد و آنچه در عمل از خود نشان میدهد.
« نگاه اثر به آنان تا حدی خودآگاهانه است: گویی میداند که رفتارهایشان میتواند هم مضحک باشد و هم اندوهبار. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین تناقض، او را برای یک مطالعهٔ شخصیتمحور مناسب میکند. جاهطلبیاش در کنار بینظمی، و اعتمادش به رؤیای فیلمسازی در برابر ناتوانیاش از پیشبردن آن، تصویری کمابیش انسانی و آشنا میسازد. فیلم در لحظاتی از سطح کمدی فراتر میرود و به تلخیِ موقعیت او نزدیک میشود. بااینحال، شخصیتپردازی به اندازهای پیش نمیرود که این سویهٔ تلخ را به تحولی کامل و پیوسته بدل کند.
قهرمان داستان بیش از آنکه در طول روایت دگرگون شود، در وضعیت خود باقی میماند؛ و از آنجا که واکنشها و مسیرش چندان پویا نیست، بعضی بخشها احساس میکنند پیرامون شخصیتی میچرخند که هنوز به اندازهٔ کافی گشوده نشده است. طنز، گاهی آنچه را که درام باید روشن کند میپوشاند، و درام نیز همیشه قدرت کافی برای دگرگونکردن طنز ندارد.
ریتم و ساختار روایی ساختار فیلم با حرکت از زندگی روزمره به سوی فرصت حرفهای، نوید روایتی صعودی میدهد: شخصیت از رؤیاپردازی به نوشتن پیشنویس میرسد و سپس ناچار میشود با واقعیت تولید روبهرو شود. این مسیر در کلیت خود روشن است، اما پیشبینیپذیری برخی گامها از تازگی تجربه میکاهد.
« همین تناقض، او را برای یک مطالعهٔ شخصیتمحور مناسب میکند. »
قوتها و کاستیها
دشواریهایی که بر سر راه تولید قرار میگیرند، اغلب با همان انتظاری همراهاند که از داستانی دربارهٔ فیلمسازی نوپا داریم؛ بنابراین، خودِ موقعیتها کمتر از شیوهٔ پرداختشان غافلگیرکنندهاند. ریتم نیز میان لحظههای سرزنده و بخشهایی کمتحرک نوسان میکند. در برخی صحنهها، مکثها و گفتوگوهای پراکنده به شخصیتها مجال میدهند خودشان را آشکار کنند؛ در برخی دیگر، تکرار همان فضا و همان رفتارها انرژی روایت را میگیرد.
این نوسان با تغییر حالوهوای فیلم در بخش پایانی برجستهتر میشود: اثر ناگهان به سوی لحنی دیگر میرود و این جابهجایی، هرچند از نظر مضمونی قابلتأمل است، از نظر ساختاری کاملاً هموار احساس نمیشود. کمدی و احساس؛ پیوندی نابرابر «Cheer Up Mr. Lee» میخواهد کمدی را به دریچهای برای دیدن شکست، تلخی و آسیبپذیری تبدیل کند.
چنین پیوندی میتواند به اثری چندلایه بینجامد، زیرا خنده را از آسودگی محض بیرون میآورد و به آن آگاهی عاطفی میبخشد. فیلم گاهی در رسیدن به این تعادل موفق است: لحظهای خندهآور ناگهان معنایی غمانگیز پیدا میکند، یا رفتاری سبکسرانه از فرسودگی شخصیت خبر میدهد. اما این گذار همیشه طبیعی نیست.
« ریتم نیز میان لحظههای سرزنده و بخشهایی کمتحرک نوسان میکند. »
جمعبندی
برخی لحظات احساسی بیش از آنکه از تحول تدریجی روایت برآیند، با تأکید مستقیم به مخاطب عرضه میشوند. در نتیجه، احساس در بعضی صحنهها بهجای آنکه آرامآرام شکل بگیرد، تحمیلشده به نظر میرسد. مسئله نه در آمیختن کمدی و اندوه، بلکه در نابرابریِ پرورش این دو لحن است: فیلم برای طنز خود مصالحی روزمره و ملموس دارد، اما در لحظات جدی گاهی به همان اندازه زمینهسازی نمیکند.
جمعبندی «Cheer Up Mr. Lee» با ایدهای جذاب آغاز میشود: ثبت زندگی فیلمسازی نوپا در قالبی مستندنما، و کاوش در مرز میان خودنمایی، آرزو و واقعیت حرفهای. فضای پشتصحنه، طنز خودآگاهانه و لحظاتی که خنده را به تلخی پیوند میزنند، به فیلم هویت میبخشند. در مقابل، روایت در بخشهایی تکراری و قابلپیشبینی میشود؛ شخصیت اصلی رشد محدودی دارد؛ و جابهجایی لحن در پایان، از پیوستگی اثر میکاهد.
فیلم بیش از آنکه روایتی کاملاً منسجم دربارهٔ ساختهشدن یک فیلم باشد، تصویری ناپیوسته اما گاه نافذ از انسانی است که میان خیال و عمل معلق مانده است. ارزش آن را باید در لحظههایی جستوجو کرد که این تعلیق را با طنز و اندوه همزمان نمایان میکنند؛ لحظههایی که نشان میدهند پشت رؤیای هنری، نه همیشه الهام و پیروزی، بلکه تعلل، ناکامی و دشواریِ ادامهدادن نیز حضور دارد.
« برخی لحظات احساسی بیش از آنکه از تحول تدریجی روایت برآیند، با تأکید مستقیم به مخاطب عرضه میشوند. »


ثبت دیدگاه