نقد و بررسی
نقد ماریانه و یولیانه (Marianne and Juliane) | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
دو خواهر در آینهٔ یک عصر «Marianne and Juliane» ساختهٔ مارگارت فون تروتا، در سطح نخست داستان دو خواهر را روایت میکند که هر دو خواهان دگرگونی جامعه و گسترش حقوق زناناند، اما در شیوهٔ مبارزه راههایی متضاد برمیگزینند. یولیانه روزنامهنگاری است که به اصلاح و کنش مدنی باور دارد؛ ماریانه به مبارزهای زیرزمینی و خشونتآمیز روی میآورد.
فیلم به جای آنکه یکی را نمایندهٔ عقل و دیگری را نماد جنون معرفی کند، تنش میان این انتخابها را در بستری خانوادگی و تاریخی میکاود. تقابلشان نه فقط اختلافی سیاسی، که پرسشی اخلاقی است: آیا هدفی عادلانه میتواند هر وسیلهای را توجیه کند؟ این درام در آلمان غربیِ دهههای پرآشوب پس از جنگ میگذرد و از زندگی خواهران واقعی، کریستیانه و گودرون انسلین، الهام میگیرد؛ با این حال، شخصیتها و رخدادهای فیلم صورتهایی داستانیاند.
عنوان اصلی آلمانی، «زمان سربی»، نیز به فضایی تاریخی اشاره دارد که در آن گذشتهٔ اقتدارگرا، خانواده و سیاست را به هم پیوند میدهد. فیلم در نهایت از بازسازی صرف تاریخ سیاسی فراتر میرود و میپرسد چگونه یک دورهٔ اجتماعی در ذهن و روابط نزدیک آدمها رسوب میکند. سیاست در خانه آغاز میشود یکی از تصمیمهای هوشمندانهٔ فیلم آن است که سیاست را از زندگی خصوصی جدا نمیکند.
خواهران در خانوادهای مذهبی و زیر سایهٔ پدری کشیش بزرگ شدهاند؛ محیطی که هم نظم و اقتدار را بازتولید میکند و هم ادعای اخلاق و مسئولیت اجتماعی دارد. خاطرات کودکی، در کنار زمان حال، بهتدریج نشان میدهند که اختلاف بزرگسالی آنها ناگهان پدید نیامده است. فیلم با جابهجایی میان گذشته و اکنون، شخصیتها را محصول انتخابهای منفرد نمیبیند؛ آنان را در شبکهای از تربیت، واکنش و خاطره قرار میدهد.
« تقابلشان نه فقط اختلافی سیاسی، که پرسشی اخلاقی است: آیا هدفی عادلانه میتواند هر وسیلهای را توجیه کند؟ »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این بازگشتها بیش از آنکه اطلاعات داستانی عرضه کنند، به تماشاگر امکان میدهند تفاوت خواهران را از نو بسنجد. کودکی به گذشتهای امن و بیگناه بدل نمیشود؛ نشانههایی از همان کشمکشهای بعدی در آن حضور دارند. در نتیجه، هر دیدار خواهرانه بار دوگانهای مییابد: دو زن بالغ با مواضع سیاسی ناسازگار روبهرو هستند، اما پشت این مواضع، دو کودکی نیز ایستادهاند که زمانی جهان مشترکی داشتهاند.
عشق، مخالفت و مسئولیت قلب عاطفی فیلم در دیدارهای یولیانه و ماریانه شکل میگیرد. زندان نه فقط مکانی برای محدودکردن بدن، بلکه صحنهای است که در آن زبان، سکوت و فاصله معنای تازه پیدا میکنند. یولیانه با خواهرش همعقیده نیست و از انتخابهای او دفاع نمیکند؛ بااینحال، پیوند خانوادگی را به اطاعت سیاسی یا تأیید اخلاقی مشروط نمیسازد.
همین تمایز، رابطه را باورپذیر میکند: یاریکردن ماریانه به معنای پذیرفتن راه او نیست، همانطور که مخالفت با او به معنای قطع محبت نمیشود. فیلم در این لحظهها به جای خطابههای بزرگ، به جزئیات رفتار و واکنش تکیه دارد. مکثها، نگاهها و گفتوگوهایی که گاه به بنبست میرسند، نشان میدهند دو خواهر چقدر به هم نزدیکاند و در عین حال چه اندازه از درک کامل یکدیگر ناتوان ماندهاند.
این نزدیکی، تنش را کاهش نمیدهد؛ برعکس، اختلاف را دردناکتر میکند. تماشاگر نمیتواند فاصلهٔ سیاسی را صرفاً جدالی نظری بداند، زیرا هر موضع، مستقیماً بر زندگی کسی اثر میگذارد که برای یولیانه عزیز است. دو شیوهٔ مبارزه و مرز افراط یولیانه و ماریانه را میتوان دو پاسخ متفاوت به بیعدالتی دانست.
« این بازگشتها بیش از آنکه اطلاعات داستانی عرضه کنند، به تماشاگر امکان میدهند تفاوت خواهران را از نو بسنجد. »
شخصیتها و اجرا
یکی میکوشد از راه روزنامهنگاری و کنش درون نهادها تغییر ایجاد کند؛ دیگری به این باور میرسد که سازوکارهای موجود چنان ناکارآمدند که باید با نیرویی قاطعتر گسسته شوند. فیلم هیچیک از این دو راه را در قالبی ساده و بیتناقض عرضه نمیکند. مبارزهٔ تدریجی میتواند فرساینده و محدود به اصلاحاتی کمدامنه به نظر برسد؛ کنش رادیکال نیز، هرچند از خشم واقعی برمیخیزد، در معرض آن است که آرمان را زیر فشار خشونت و تعصب از دست بدهد.
اهمیت اثر در این نیست که پاسخ نهایی و مطمئنی به این دوراهی بدهد. در عوض، پرسش را در زندگی روزمرهٔ خواهران مجسم میکند: چه زمانی مقاومت به بازتولید همان خشونتی تبدیل میشود که قصد مقابله با آن را دارد؟ آیا پایبندی به یک آرمان، اگر با قطع رابطه با دیگران همراه شود، هنوز رهاییبخش است؟
فیلم از تماشاگر نمیخواهد یکی را بهسادگی محکوم یا تبرئه کند؛ از او میخواهد هزینهٔ انسانی هر انتخاب را ببیند. بازیها و ظرافت شخصیتپردازی جوتا لامپه در نقش یولیانه، زنی را به تصویر میکشد که ظاهر سنجیدهاش خبر از آرامشی کامل نمیدهد. بازی او بر مهار احساسات استوار است: نگرانی و اندوه معمولاً در لحن و نگاه رخنه میکنند، نه در نمایش آشکار.
این خویشتنداری با جایگاه شخصیتش تناسب دارد؛ یولیانه باید هم از موضع فکری خود دفاع کند و هم در برابر خواهرش از واکنشهای عاطفی خویش بگریزد. باربارا سوکووا در نقش ماریانه حضوری پرتنشتر دارد. او شخصیت را به چهرهای یکبعدی از مبارز سیاسی فرو نمیکاهد؛ قطعیت و سرسختی ماریانه همزمان با脆弱بودن و اضطراب انسانیاش دیده میشود.
« فیلم هیچیک از این دو راه را در قالبی ساده و بیتناقض عرضه نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فاصلهٔ میان دو بازیگر نیز به تقابل شخصیتها نیرو میبخشد: یکی با سکون و تأمل، دیگری با فشردگی و ارادهٔ آشکار. حاصل، رابطهای است که نه به تقابل نمادین محض بدل میشود و نه تفاوت سیاسی را در سایهٔ احساسات محو میکند. فرم، فضا و ریتم فون تروتا با فضایی سرد و کنترلشده، جهان فیلم را از هیجانهای پرزرقوبرق دور نگه میدارد.
دوربین بهجای آنکه خشونت سیاسی را به نمایشهای پرحادثه تبدیل کند، به فشار روانی و پیامدهای آن نزدیک میشود. این رویکرد با موضوع اثر سازگار است: مهمتر از تماشای رویدادهای بزرگ، تجربهٔ ماندن در سایهٔ آنهاست؛ تجربهٔ انتظار، نگرانی و تلاش برای فهمیدن آنچه در پس دیوارهای نهادهای رسمی رخ میدهد.
ساختار رفتوبرگشتی میان کودکی و بزرگسالی نیز با همین نگاه پیوند دارد. فیلم گذشته را توضیحی قطعی برای حال نمیسازد، بلکه آن را همچون پژواکی در کنار اکنون قرار میدهد. بدین ترتیب، هر خاطره هم به شناخت خواهران کمک میکند و هم پیچیدگی انتخابهایشان را بیشتر میسازد. بااینحال، همین روش به ریتمی آرام میانجامد.
در بخشهایی که گفتوگو و تأمل جای کنش بیرونی را میگیرند، روایت ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار تعلیق یا ضرباهنگی تند دارند، سنگین شود. محدودیتها و بهای تمرکز سیاسی تمرکز فیلم بر خواهران و زمینهٔ سیاسی، در عین قدرت، هزینهای هم دارد. شخصیتهای فرعی گاه بیشتر در خدمت بازتاب اختلاف خواهران یا نمایندگی موضعی اجتماعی قرار میگیرند تا آنکه زندگی مستقل و چندلایهای پیدا کنند.
« فاصلهٔ میان دو بازیگر نیز به تقابل شخصیتها نیرو میبخشد: یکی با سکون و تأمل، دیگری با فشردگی و ارادهٔ آشکار. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب از انسجام اثر نمیکاهد، اما جهان پیرامون دو زن را اندکی محدود میسازد. گاهی نیز تأکید بر ایدهها و کشمکشهای درونی، جزئیات روزمره و عاطفی را به حاشیه میراند. همچنین، فیلم برای ساختن موضعی روشن و اخلاقی عجله نمیکند. این امتناع از داوری قطعی ارزشمند است، اما ممکن است برای برخی مخاطبان به احساس فاصله یا کمبود گرهگشایی بینجامد.
روایت در پی سرگرمکردن از راه رخدادهای پیاپی نیست؛ میخواهد مخاطب را با پرسشهایی ناتمام تنها بگذارد. بنابراین، اثر بیش از آنکه تجربهای پرشتاب باشد، تماشایی تأملبرانگیز و گاه فرساینده است. جمعبندی «Marianne and Juliane» درامی سیاسی است که نیروی اصلی خود را از رابطهای خواهرانه میگیرد؛ رابطهای که اختلاف عقیده در آن نه کمرنگ میشود و نه جای محبت را کاملاً میگیرد.
فیلم با پیوندزدن خاطرهٔ خانوادگی به تاریخ سیاسی، مرز میان امر خصوصی و عمومی را به پرسشی زنده بدل میکند و با پرهیز از پاسخهای آسان، مخاطب را به سنجش هزینهٔ هر نوع مبارزه فرامیخواند. ریتم آرام و محدودیت پرداخت برخی شخصیتهای فرعی ممکن است برای همه دلپذیر نباشد، اما بازیهای سنجیده و تمرکز عمیق بر دو خواهر، آن را به اثری ماندگار دربارهٔ ایمان، مقاومت، افراط و دشواری دوستداشتن کسی تبدیل میکند که انتخابهایش را نمیتوان پذیرفت.
« این انتخاب از انسجام اثر نمیکاهد، اما جهان پیرامون دو زن را اندکی محدود میسازد. »



ثبت دیدگاه