نقد و بررسی
نقد مرد کامل (The Perfect Man) | 2005
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدمه: کمدی رمانتیک با مسئلهای خانوادگی «The Perfect Man» ساختهٔ مارک راسمن، در ظاهر از همان مصالح آشنای کمدی رمانتیک نوجوانانه بهره میگیرد: دختری نوجوان، مادری تنها، جابهجاییهای پیاپی و نقشهای عجیب که قرار است زندگی عاطفی خانواده را سر و سامان دهد. هالی از تکرار چرخهای خسته شده است که در آن شکست عشقی مادرش، ژان، به معنای ترک خانه و آغاز دوباره در شهری دیگر است.
او برای متوقفکردن این روند، خواستگاری خیالی میسازد؛ کسی که با پیامها و هدیههای عاشقانه اعتمادبهنفس ژان را تقویت کند. فیلم از همین ایدهٔ ساده، هم موقعیتهای کمیک میسازد و هم فرصتی برای پرداختن به رابطهٔ مادر و دختر پیدا میکند؛ فرصتی که گاه به نتیجه میرسد و گاه زیر بار تصادفها و اغراقهای داستانی کمجان میشود.
این فیلم در سال ۲۰۰۵ با بازی هیلاری داف، هدر لاکلیر و کریس ناث اکران شد. ایدهٔ مرکزی: دروغی که از محبت آغاز میشود نقطهٔ جذاب داستان، نه صرفاً حضور یک خواستگار ساختگی، بلکه انگیزهٔ عاطفی هالی است. او میخواهد مادرش را از تصمیمهای شتابزده دور کند، اما در همان حال میکوشد امنیت و ثباتی را حفظ کند که از جابهجاییهای پیدرپی نصیبش نشده است.
بنابراین نقشهاش، هرچند کودکانه و نامعقول، از دل ترسی واقعی میآید: ترس از اینکه زندگی خانوادگی بار دیگر با یک جدایی از هم بپاشد. فیلم در اینجا با تناقضی سودمند روبهرو میشود. هالی برای حمایت از مادرش به جای گفتوگوی صریح، فریب را انتخاب میکند؛ یعنی همان رفتاری که قرار است از آسیب جلوگیری کند، به تدریج خود سرچشمهٔ اضطراب و پنهانکاری میشود.
« این فیلم در سال ۲۰۰۵ با بازی هیلاری داف، هدر لاکلیر و کریس ناث اکران شد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تناقض میتوانست هستهای محکم برای یک درام خانوادگی باشد. بااینحال، روایت اغلب بهجای مکث بر پیامدهای اخلاقی و عاطفی این انتخاب، به شتابدادن ماجرا و ساختن موقعیت بعدی تمایل دارد. در نتیجه، ایده از نظر احساسی قابلفهم است، اما اجرای آن همیشه باورپذیر نیست. هالی و حضور دلنشین هیلاری داف هیلاری داف از مهمترین عوامل حفظ گرمای فیلم است.
او هالی را با انرژی و صمیمیتی بازی میکند که شخصیت را از تبدیلشدن به یک طراح نقشهٔ صرف نجات میدهد. هالی همزمان خودخواه و فداکار، زیرک و کمتجربه است: میخواهد اوضاع را کنترل کند، اما هنوز نمیداند مداخله در زندگی دیگران چه پیامدهایی دارد. داف در لحظات سبکتر، شور و سرزندگی نوجوانانهٔ شخصیت را منتقل میکند و در صحنههایی که پای نگرانی و دلسوزی در میان است، به بازیاش نرمی بیشتری میبخشد.
بااینهمه، فیلم از ظرفیت بازیگرش بیش از اندازه بهره نمیگیرد. هالی گاهی همچون شخصیتی مستقل و باهوش جلوه میکند، اما گاه فقط وسیلهای برای پیشبردن زنجیرهای از سوءتفاهمهای کمیک است. فیلم کمتر به او اجازه میدهد با پیچیدگیهای درونی تصمیمش روبهرو شود. ازاینرو، جذابیت بازی داف تا حدی جای عمقی را پر میکند که متن برای شخصیت فراهم نکرده است.
رابطهٔ مادر و دختر: گرمایی واقعی در دل داستانی ساختگی ژان و هالی مرکز عاطفی فیلماند. دلخوری هالی از مادرش فقط واکنش یک نوجوان به تغییر محل زندگی نیست؛ در پس آن، احساس نادیدهگرفتهشدن و بیاختیاری هم وجود دارد. ژان، در مقابل، زنی است که میکوشد پس از ناکامیهای عاطفی دوباره امیدوار شود، اما انتخابهایش بر زندگی دخترانش نیز اثر میگذارد.
« این تناقض میتوانست هستهای محکم برای یک درام خانوادگی باشد. »
شخصیتها و اجرا
همین رابطه، فیلم را از یک کمدی دربارهٔ پیامهای عاشقانه فراتر میبرد و به پرسشی خانوادگی نزدیک میکند: چه زمانی مراقبت از کسی به دخالت در زندگی او تبدیل میشود؟ لحظههای صمیمی میان مادر و دختر از بهترین بخشهای اثرند، زیرا در آنها امکان شنیدن و فهمیدن یکدیگر پدیدار میشود. فیلم در این صحنهها بهدرستی نشان میدهد که نزدیکی خانوادگی الزاماً به معنای شناخت کامل نیست؛ هالی میتواند مادرش را دوست بدارد و در عین حال از تصمیمهایش خشمگین باشد.
ژان نیز میتواند نیت خوبی داشته باشد، بیآنکه همیشه اثر رفتار خود بر دخترانش را درک کند. افسوس که این لایهٔ انسانی پیوسته و بهاندازهٔ کافی بسط نمییابد. در بعضی بخشها، شخصیتها زودتر از آنچه موقعیت ایجاب میکند به تفاهم میرسند. کمدی و منطق داستانی کمدی فیلم از فاصلهٔ میان واقعیت و نمایش ساخته میشود: هالی باید برای شخصیتی که وجود خارجی ندارد، هویت و گذشتهای بسازد و همزمان مراقب باشد دروغهای تازه با قبلیها ناسازگار نشوند.
این طرح، بهخودیخود ظرفیت موقعیتهای مضحک و غیرمنتظره را دارد. برخی از لحظههای حاصل از آن نیز سرگرمکنندهاند، بهویژه هنگامی که هالی در برابر پیامدهای پیشبینینشدهٔ نقشهاش درمانده میشود. مشکل آنجاست که فیلم برای دوامآوردن این فریب، بارها از منطق روزمره فاصله میگیرد. پرسشهای سادهای که مخاطب دربارهٔ انگیزهها، امکانپذیری نقشه یا واکنش آدمها مطرح میکند، اغلب با تصمیمی تازه و تصادفی کنار زده میشود.
به این ترتیب، خنده نه همیشه از شخصیتها و موقعیتهای طبیعی، بلکه از اصرار داستان بر ادامهٔ طرحی غیرمعمول به دست میآید. برخی شوخیها هم بیش از آنکه از شناخت شخصیتها برخیزند، به شکل قطعاتی جداافتاده در روایت قرار میگیرند. ریتم، پیشبینیپذیری و پرداخت «The Perfect Man» به قالبی پایبند است که از ابتدا مسیر کلی آن را کمابیش آشکار میکند.
« ژان نیز میتواند نیت خوبی داشته باشد، بیآنکه همیشه اثر رفتار خود بر دخترانش را درک کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
مسئله فقط این نیست که بیننده بتواند حدس بزند داستان به سوی آشتی و امید حرکت خواهد کرد؛ در کمدی رمانتیک، پیشبینیپذیری میتواند بخشی از لذت باشد. مسئله آن است که فیلم گاهی برای رسیدن به نقاط مورد انتظارش، میانبر میزند. گرهها بهجای آنکه از دل تحول تدریجی شخصیتها باز شوند، با تصادف یا تصمیمهایی که بهخوبی زمینهچینی نشدهاند، کنار میروند.
این ضعف در پرداخت شخصیتهای فرعی نیز دیده میشود. آنها گاه برای ایجاد شوخی، فراهمکردن اطلاعات یا پیشبردن رابطهها وارد داستان میشوند، اما فرصت چندانی برای شکلگرفتن بهعنوان آدمهایی مستقل پیدا نمیکنند. در نتیجه، جهان فیلم از نظر عاطفی کوچکتر از آن چیزی به نظر میرسد که طرح مرکزی وعده میدهد.
با وجود این، ریتم سبک و فضای روشن اثر باعث میشود تماشای آن برای مخاطبی که انتظار یک کمدی خانوادگی بیدغدغه دارد، دشوار نباشد. ظاهر و فضای اثر فیلم بر حالوهوایی نرم، رنگارنگ و دلپذیر تکیه میکند؛ فضایی سازگار با سینمای نوجوانانهٔ میانهٔ دههٔ ۲۰۰۰. این انتخاب به قصه لطافت میدهد و از تلخی بالقوهٔ مسئلهٔ جابهجاییهای مکرر میکاهد.
اما همین شیرینی گاهی مانع میشود پیامدهای جدیتر رفتار ژان یا هالی با وزن کافی دیده شوند. فیلم از نظر لحن، بیشتر به سمت سرگرمی خانوادگی میل میکند تا کاوشی واقعگرایانه در آسیبهای یک خانواده. در سطح عاطفی، این نابرابری محسوس است: داستان از موضوعی سخن میگوید که میتواند برای کودکان بیثباتکننده باشد، اما لحن و ساختار آن اغلب اجازه نمیدهد نگرانی هالی به مسئلهای واقعاً دشوار بدل شود.
« مسئله آن است که فیلم گاهی برای رسیدن به نقاط مورد انتظارش، میانبر میزند. »
قوتها و کاستیها
نتیجه، اثری است که گرمای خود را حفظ میکند، ولی گاه بهای آن را با سادهسازی تجربهٔ شخصیتها میپردازد. جمعبندی «The Perfect Man» فیلمی خوشقلب با ایدهای بهیادماندنی است: دختری که برای حفظ خانه و آرامش خانواده، رابطهای خیالی میسازد و در جریان آن ناچار میشود با پیچیدگیهای احساسات مادرش روبهرو شود.
هیلاری داف به اثر سرزندگی میبخشد و رابطهٔ هالی و ژان لحظههایی صمیمانه و اثرگذار فراهم میکند. بااینحال، داستان بهسبب منطق سست نقشهٔ مرکزی، شخصیتپردازی محدود و گرهگشاییهای شتابزده، به ظرفیت کامل خود نمیرسد. ارزش اصلی فیلم در جاهطلبی دراماتیک آن نیست، بلکه در گرمای خانوادگی و بازیگوشی طرحش قرار دارد.
تماشاگرانی که از کمدی رمانتیک نوجوانانه انتظار پیچیدگی روانشناختی یا انسجام بینقص دارند، احتمالاً از اغراقها و پیشبینیپذیری آن فاصله میگیرند؛ اما برای کسانی که با اثری سبک، مهربان و متکی بر جذابیت بازیگران همراه میشوند، هنوز لحظات دلنشینی در آن پیدا میشود.
« نتیجه، اثری است که گرمای خود را حفظ میکند، ولی گاه بهای آن را با سادهسازی تجربهٔ شخصیتها میپردازد. »



ثبت دیدگاه