نقد و بررسی
نقد شعله های نیواورلان (The Flame of New Orleans) | 1941
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به نیواورلئانِ افسانهای «The Flame of New Orleans» ساختهٔ René Clair، کمدی عاشقانهای است که ماجراهایش را در نیواورلئانِ دههٔ ۱۸۴۰ میگذراند؛ شهری که فیلم بیش از آنکه بخواهد تصویری تاریخی و واقعگرا از آن ارائه دهد، از آن صحنهای برای فریب، معاشقه و بازی با هویت میسازد.
Claire Ledoux با نام و عنوانی اشرافی وارد این جهان میشود و میکوشد از راه ازدواج، آیندهای امن و مرفه برای خود دستوپا کند. برخورد او با بانکدار ثروتمند و ناخدای دریایی، نقشهٔ حسابشدهاش را وارد مسیری تازه میکند. این طرح، از همان ابتدا بر موقعیتهای نمایشی و سوءتفاهم بنا شده است و فیلم نیز بیش از منطق واقعگرایانه، به بازیگوشی و سبکبالبودن دل میبندد.
دیتریش؛ مرکز ثقل فیلم حضور Marlene Dietrich مهمترین دلیل جذابیت فیلم است. او نقش زنی را بازی میکند که میداند ظاهرش چگونه بر دیگران اثر میگذارد و از این آگاهی همچون ابزاری برای پیشبرد نقشههایش بهره میبرد. بازی دیتریش، شخصیت را به یک فریبکار صرف تقلیل نمیدهد؛ در رفتارش هم مهارتی حسابگرانه دیده میشود و هم نوعی خستگی و احتیاط، گویی زنی است که مدتهاست ناچار بوده خود را با قواعد جهانی نابرابر سازگار کند.
« برخورد او با بانکدار ثروتمند و ناخدای دریایی، نقشهٔ حسابشدهاش را وارد مسیری تازه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نکتهٔ لذتبخش آن است که شخصیت کلر در طول فیلم به نمایشِ هویتهای گوناگون گره میخورد. او میان وقار ساختگیِ زن اشرافی، صمیمیتِ نقشی دیگر و چهرهٔ خصوصیتر خود جابهجا میشود. فیلم از این امکان برای ساختن کمدی بهره میگیرد و دیتریش نیز با تغییرهای کوچک در صدا، نگاه و طرز رفتار، این جابهجاییها را قابلتماشا میکند.
طنز فیلم فقط در اتفاقهای عجیب نیست؛ گاهی در همین فاصلهای شکل میگیرد که میان خودِ شخصیت و تصویری که از خودش به دیگران عرضه میکند وجود دارد. هویتسازی و طنزِ فریب «The Flame of New Orleans» بهجای آنکه پرسشهای اخلاقی دربارهٔ فریب را جدی و سنگین دنبال کند، آنها را به بازی کمدی تبدیل میکند.
کلر دروغ میگوید، اما فیلم او را صرفاً موضوع سرزنش قرار نمیدهد؛ تماشاگر را به تماشای مهارتش در ساختن روایتهای تازه فرامیخواند. در اینجا هویت، چیزی ثابت و تغییرناپذیر نیست: میتوان آن را با لباس، لحن و داستانی تازه بازآرایی کرد و برای هر مخاطب چهرهای مناسب ساخت. این ایده بهویژه در موقعیتهایی جواب میدهد که شخصیت ناچار است چند روایت را همزمان سرپا نگه دارد.
« نکتهٔ لذتبخش آن است که شخصیت کلر در طول فیلم به نمایشِ هویتهای گوناگون گره میخورد. »
شخصیتها و اجرا
هر ادعای تازه، امکان گرهی تازه را فراهم میکند و فیلم از این زنجیره برای ایجاد آشفتگی و خنده استفاده میکند. بااینحال، همین سازوکار گاهی بیش از حد به ترفندهای داستانی وابسته میشود. بعضی رویدادها نه از تصمیمهای باورپذیر شخصیتها، بلکه از نیاز فیلم به ادامهدادن بازی شکل میگیرند.
در نتیجه، ممکن است تماشاگر بهجای آنکه از پیچیدگی نقشهها شگفتزده شود، متوجه شود که داستان برای حفظ فریب خود به تصادف و تصنع متکی است. کمدیِ موقعیت و ریتم شوخیهای فیلم در بهترین لحظهها بر تضاد میان ظاهر آبرومندانه و نیتهای واقعی شخصیتها استوار است. مجالس رسمی، خواستگاریها و دیدارهای اجتماعی به میدانهایی برای پنهانکاری بدل میشوند؛ هرکس میکوشد چیزی را از دیگری مخفی کند و هر سوءبرداشت، راه را برای سوءبرداشتی تازه باز میکند.
این کمدی، پرشتاب و آشفته نیست؛ بیشتر به مکث، نگاه و جابهجایی حسابشدهٔ لحن تکیه دارد. چنین رویکردی با بازی کنترلشدهٔ دیتریش تناسب دارد، اما همیشه به نتیجه نمیرسد. برخی شوخیها اثرگذاری لازم را ندارند و مکثهایی که باید به ظرافت طنز بیفزایند، در جاهایی به کندی بدل میشوند. ریتم فیلم گاه چنان آرام میشود که کشمکش عاشقانه و بازیهای فریبنده توان حفظ توجه را از دست میدهند.
« هر ادعای تازه، امکان گرهی تازه را فراهم میکند و فیلم از این زنجیره برای ایجاد آشفتگی و خنده استفاده میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بنابراین فیلم میان لحظههای دلنشین و بخشهایی که بیشتر از حرکت میایستند تا پیش بروند، نوسان دارد؛ نکتهای که از یکدستی تجربه میکاهد. روابط عاشقانه و بازیگران مکمل در مرکز داستان، تقابل دو امکان زندگی قرار دارد: امنیت مالی و کشش عاطفی. این تقابل روی کاغذ ظرفیت خوبی برای ساختن کمدی رمانتیک دارد، اما پیوند میان دیتریش و Bruce Cabot همیشه به اندازهٔ ایدهٔ اصلی جان نمیگیرد.
ناخدای دریایی قرار است نقطهٔ مقابل خواستگار ثروتمند و زندگی حسابشدهٔ کلر باشد؛ بااینحال، میان این دو بازیگر گاهی صمیمیت و کششی که داستان به آن نیاز دارد بهروشنی احساس نمیشود. ازاینرو، انتخاب عاطفی کلر ممکن است بیش از آنکه از نیروی یک رابطهٔ پرشور برآید، تابع مقتضیات طرح به نظر برسد.
بازیگران مکمل، در عوض، به جهان فیلم رنگ میدهند. Roland Young با خویشتنداری و لحنی خشکتر، در برابر بازی انعطافپذیر دیتریش تضاد میسازد. Theresa Harris نیز در نقش خدمتکار کلر حضوری مؤثر دارد؛ رابطهٔ او با شخصیت اصلی فرصتی فراهم میکند تا کلر از نقشهای اجتماعیاش فاصله بگیرد و وجهی صمیمیتر از خود نشان دهد.
« روابط عاشقانه و بازیگران مکمل در مرکز داستان، تقابل دو امکان زندگی قرار دارد: امنیت مالی و کشش عاطفی. »
قوتها و کاستیها
این لحظهها، هرچند فیلم را از محور اصلیاش دور نمیکنند، به آن بافت انسانی بیشتری میبخشند. سیاهوسفید و طراحی جهان تصویر سیاهوسفید فیلم، به فضای افسانهای و تئاتری آن کمک میکند. نیواورلئانِ روی پرده بیش از آنکه مجموعهای از جزئیات تاریخی باشد، محیطی صیقلی و نمایشی است؛ جایی که لباسها، خانهها و محفلهای اجتماعی برای دیدهشدن طراحی شدهاند.
این کیفیت، با داستانی که بر ظاهر و نقشآفرینی بنا شده هماهنگی دارد: همانطور که کلر خود را در قالبی تازه عرضه میکند، محیط فیلم نیز جهانی آراسته و ساختهوپرداخته پیش چشم میگذارد. فیلم در سال ۱۹۴۱ و با مدیریت René Clair ساخته شد و Rudolph Maté فیلمبرداری آن را بر عهده داشت. حاصل کار، اثری است که زیبایی بصریاش را نه از واقعنمایی، بلکه از ترکیبِ نور، لباس و فضای صحنه میگیرد.
این جلوهها بهتنهایی ضعفهای داستانی را برطرف نمیکنند، اما سبب میشوند حتی بخشهای کمتحرک فیلم نیز از نظر دیداری مطبوع باقی بمانند. اثر همچنین نامزد جایزهٔ اسکار طراحی صحنه شد؛ نشانهای از اهمیت وجه بصری در هویت آن. جمعبندی «The Flame of New Orleans» کمدیای سبک و گاه نامتوازن است که بیش از هر چیز با حضور Marlene Dietrich در خاطر میماند.
« این لحظهها، هرچند فیلم را از محور اصلیاش دور نمیکنند، به آن بافت انسانی بیشتری میبخشند. »
جمعبندی
بازی او به فریبکاری کلر ظرافت و شوخطبعی میبخشد و ایدهٔ تغییر هویت، لحظههایی سرگرمکننده میآفریند. فیلم همچنین از تصویر سیاهوسفید و فضای آراستهاش بهره میبرد تا جهان عاشقانه و نمایشی خود را بسازد. در برابر این امتیازها، قصه گاهی مصنوعی میشود، شوخیها همیشه نمینشینند و رابطهٔ عاشقانهٔ اصلی نیروی کافی برای متقاعدکردن تماشاگر ندارد.
این اثر برای تماشاگرانی که از دیدن دیتریش در نقشی بازیگوش و چندوجهی لذت میبرند، تجربهای دلپذیر است؛ اما اگر انتظار کمدیای پرشتاب، داستانی منسجم یا عاشقانهای پرکشش داشته باشند، احتمال دارد با نوسانهای فیلم روبهرو شوند. جذابیت آن بیش از آنکه در استحکام روایت باشد، در تماشای زنی است که با خونسردی میان نقشهای گوناگون حرکت میکند و جهان اطرافش را به صحنهٔ نمایش بدل میسازد.
« بازی او به فریبکاری کلر ظرافت و شوخطبعی میبخشد و ایدهٔ تغییر هویت، لحظههایی سرگرمکننده میآفریند. »



ثبت دیدگاه