نقد و بررسی
نقد ماهان (Mahaan) | 1983
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ملودرام خانوادگی در هیئت یک ماجرای پرپیچوخم «ماهان» ساختهٔ اس. راماناتان، نمونهای پرهیاهو از سینمای تجاری هند در دههٔ ۱۹۸۰ است؛ فیلمی که در آن ملودرام خانوادگی، تعقیبوگریز، کمدی، موسیقی و ماجرای عدالتخواهی در کنار هم قرار میگیرند. نقطهٔ آغاز قصه، اتهامی ناروا علیه آمیت، وکیلی درستکار، است؛ اتهامی که او را به گریز و پنهانزیستی میکشاند و همزمان خانوادهاش را در مسیری از جدایی و سرگردانی قرار میدهد.
فیلم، بیآنکه از ابتدا همهٔ پیوندها را آشکار کند، بهتدریج شخصیتها را در شبکهای از مناسبات خانوادگی و سرنوشتهای موازی گرد هم میآورد. این شالوده، ظرفیت فراوانی برای تعلیق و عاطفه دارد. پرسش از چگونگی بازگشت اعضای خانواده به یکدیگر، تماشاگر را در مسیر روایت نگه میدارد و ماجرای اتهام و جستوجوی حقیقت نیز بُعدی جنایی به آن میافزاید.
بااینحال، «ماهان» بیش از آنکه در پی ساختن روایتی واقعگرا و دقیق باشد، به منطق نمایش و لذت سرگرمی وفادار است؛ منطقی که در آن حادثهها و برخوردهای اتفاقی، گاه بهسرعت جای رابطهٔ علت و معلولی را میگیرند. روایتی که از انباشت حادثه نیرو میگیرد فیلم با چند خط روایی پیش میرود: سرگذشت پدری که ناچار به پنهانشدن است، مادری که بار جدایی و فقدان را به دوش میکشد، و دو پسری که در محیطهایی متفاوت رشد میکنند.
این چندپارگی، در آغاز نیروی محرک قصه است؛ زیرا هر شخصیت بخشی از تصویری را در اختیار دارد که تماشاگر نیز هنوز آن را کامل نمیبیند. فاصلهٔ میان اطلاعات شخصیتها و آگاهی مخاطب، زمینهٔ مناسبی برای انتظار و کنجکاوی فراهم میکند. اما فیلم در انباشتن گرهها گاه از حد میگذرد. هر بار که روایتی به نقطهای روشن نزدیک میشود، حادثهای تازه یا سوءتفاهمی دیگر مسیر را منحرف میکند.
« ملودرام خانوادگی در هیئت یک ماجرای پرپیچوخم «ماهان» ساختهٔ اس. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چنین ساختاری با سنت ملودرامهای پرماجرای آن دوره سازگار است، ولی در «ماهان» گاهی انسجام را تضعیف میکند. رخدادها بیشتر برای رساندن شخصیتها به موقعیتهای نمایشی طراحی شدهاند تا آنکه از تصمیمها و ویژگیهای روانی آنان بهطور طبیعی برآیند. در نتیجه، تماشاگر ممکن است از پیچشهای پیدرپی سرگرم شود، اما همیشه نمیتواند آنها را باور کند.
آمیتاب باچان و وسوسهٔ سه چهره جاذبهٔ اصلی فیلم، بازی آمیتاب باچان در سه نقشِ پدر و دو پسر دوقلو است. این انتخاب، از همان ابتدا بار نمایشی قابلتوجهی دارد: بازیگر باید میان سن، منش و شیوهٔ رفتار سه شخصیت تفاوت ایجاد کند و در عین حال، ارتباط خانوادگی آنها را نیز در ذهن مخاطب زنده نگه دارد.
باچان برای این تمایزگذاری به تغییر لحن، حالت بدن و میزان جدیت یا شوخطبعی تکیه میکند؛ تفاوتی که بهویژه در برخورد میان وجه قهرمانانه و وجه کمدی نقشهایش فرصت خودنمایی مییابد. سهنقشی بودن، هم سرچشمهٔ لذت فیلم است و هم محدودیت آن. از یک سو، دیدن بازیگری که در قالبهای گوناگون ظاهر میشود، به فیلم انرژی و تنوع میبخشد؛ از سوی دیگر، شخصیتها گاه بیش از آنکه انسانهایی با گذشته و کشمکش درونی مستقل باشند، به موقعیتهایی برای نمایش دامنهٔ بازی بازیگر تبدیل میشوند.
فیلم بیشتر بر جذابیتِ دیدن سه چهرهٔ متفاوت از یک ستاره حساب میکند تا بر کاوش عمیق در هویت و تجربهٔ هر شخصیت. همین امر باعث میشود تفاوت ظاهری نقشها پررنگتر از تفاوت روانشناختی آنها باشد. بازیگران مکمل و حضور چهرههای آشنا در کنار باچان، حضور بازیگرانی چون واهیده رحمان، زینت امان، پروین بابی، اشوک کومار و امجد خان، به فیلم وزن و رنگ میدهد.
« چنین ساختاری با سنت ملودرامهای پرماجرای آن دوره سازگار است، ولی در «ماهان» گاهی انسجام را تضعیف میکند. »
شخصیتها و اجرا
واهیده رحمان نقش مادری را ایفا میکند که اندوه و پایداریاش به وجه عاطفی داستان تکیهگاه میدهد. زینت امان و پروین بابی نیز به فضای پرتحرک و عاشقانهٔ فیلم کمک میکنند، هرچند فیلمنامه فرصت چندانی برای پرداخت مستقل و عمیق شخصیتهای زن فراهم نمیآورد. آنان اغلب در نسبت با مردان و مسیر اصلی ماجرا تعریف میشوند.
امجد خان در نقش نیروی مخالف، از همان جنس حضور اغراقآمیز و پرقدرتی بهره میبرد که با فضای سینمای عامهپسند آن دوران هماهنگ است. شخصیت او بیش از آنکه پیچیدگی اخلاقی داشته باشد، کارکردی روشن در ایجاد خطر و پیشبرد درگیریها دارد. این شیوه ممکن است از نظر واقعگرایی محدودکننده باشد، اما با لحن صریح و نمایشی فیلم سازگار است.
بازیگران مکمل در مجموع به جهان داستان رنگ میدهند، هرچند سهمشان در گسترش درونی شخصیتها کمتر از سهمشان در حفظ هیجان و تنوع صحنههاست. لحن چندگانه: هیجان، کمدی و موسیقی «ماهان» خود را به یک ژانر محدود نمیکند. تعقیبوگریزها و درگیریها در کنار لحظههای کمدی، ترانهها و عاطفهٔ خانوادگی قرار میگیرند.
این ترکیب، به فیلم حالوهوایی زنده و نامتوازن میبخشد: گاهی درست در زمانی که روایت فضایی جدی میسازد، شوخی یا ترانهای تازه مسیر احساس را تغییر میدهد. برای مخاطبی که از سینمای سرگرمیمحور هند انتظار تنوع و فراوانی دارد، این جابهجاییها بخشی از جذابیت اثر است؛ برای کسی که انسجام لحن را مهم میداند، ممکن است گسستآفرین باشد.
« واهیده رحمان نقش مادری را ایفا میکند که اندوه و پایداریاش به وجه عاطفی داستان تکیهگاه میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
موسیقی آر. دی. بورمن در این میان نقشی بیش از زینت دارد. ترانهها به فیلم مجال میدهند از مسیر پرحادثهٔ روایت فاصله بگیرد و فضای نمایشی خود را گسترش دهد. برخی لحظههای موسیقایی بهواسطهٔ انرژی و شورشان در خاطر میمانند، اما جایگیری آنها همیشه به جریان دراماتیک خدمت نمیکند. فیلم گاه بهجای آنکه از موسیقی برای تعمیق احساس یا روشنکردن رابطهها بهره ببرد، آن را بهعنوان جاذبهای مستقل عرضه میکند.
این انتخاب با ساختار سرگرمکنندهٔ اثر همخوان است، گرچه ریتم کلی را ناهموارتر میسازد. طراحی بصری و ریتم روایت ساختار تصویری فیلم، در خدمت جلوهٔ پرتحرک داستان است: جابهجایی میان فضاهای مختلف، صحنههای نمایشی و موقعیتهایی که امکان حضور چندگانهٔ باچان را فراهم میکنند. جلوههای مربوط به همزمانی یا تقابل نسخههای مختلف یک بازیگر، در زمان ساخت فیلم مستلزم تمهیدهای فنی و میزانسن دقیق بودهاند؛ ازاینرو، خودِ نمایش سه نقش، بخشی از جذابیت بصری «ماهان» به شمار میرود.
بااینحال، اثر بیشتر به کارکرد نمایشی این تمهیدها توجه دارد تا به ظرافتی که بتواند حضور چند شخصیت را بیوقفه و طبیعی جلوه دهد. زمان طولانی فیلم نیز پیامدهای خود را دارد. «ماهان» برای گسترش ماجراهای فرعی، ترانهها و برخوردهای تازه مجال فراوانی میگذارد، اما همهٔ این بخشها به یک اندازه ضروری نیستند.
در میانهٔ روایت، بعضی صحنهها بیش از آنکه تعلیق را افزایش دهند، حرکت داستان را به تأخیر میاندازند. فیلم با حذف یا فشردهکردن شماری از این لحظهها میتوانست ضرباهنگی متمرکزتر داشته باشد. بااینهمه، همین فراخی زمانی برای کسانی که به جهان پرزرقوبرق و مفصل سینمای تجاری آن دوره علاقه دارند، امکان لذتبردن از مجموعهای متنوع از صحنهها را فراهم میآورد.
« بورمن در این میان نقشی بیش از زینت دارد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «ماهان» فیلمی استوار بر ایدهای عامهپسند و پربازده: خانوادهای که از هم گسیخته، سرنوشتهایی جداگانه یافته و در مسیر حقیقت و پیوند دوباره قرار میگیرد. فیلم در خلق تعلیق، تنوع موقعیتها و عرضهٔ بازی سهگانهٔ آمیتاب باچان موفقیتهایی دارد؛ همچنین موسیقی و حضور گروهی از چهرههای شناختهشده، به آن شور و رنگ میبخشد.
در برابر، روایتِ انباشته از تصادف و گره، شخصیتپردازی محدود و ریتم کشدار، مانع از آن میشود که این ظرفیتها به تجربهای کاملاً منسجم بدل شوند. ارزش تماشای فیلم بیش از هر چیز در آشنایی با شیوهٔ قصهگوییِ پراغراق و چندژانریِ سینمای عامهپسند هند و در مشاهدهٔ آمیتاب باچان در سه نقش متفاوت نهفته است.
«ماهان» را نباید در درجهٔ نخست اثری ظریف و واقعگرا دانست؛ جذابیتش در فراوانی، شور و بیپروایی نمایشی آن است. اگر تماشاگر با این قراردادها همراه شود، فیلم میتواند سرگرمکننده باشد، هرچند نه همهٔ پیچوخمهایش به یک اندازه باورپذیرند و نه همهٔ لحظههایش از نیرویی برابر برخوردارند.
« ماهان» را نباید در درجهٔ نخست اثری ظریف و واقعگرا دانست؛ جذابیتش در فراوانی، شور و بیپروایی نمایشی آن است. »



ثبت دیدگاه