نقد و بررسی
نقد آقای وکیل (Vakeel Saab) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت وکیل به میدان «Vakeel Saab» از طرحی آشنا و پرکشش آغاز میکند: وکیلی بازنشسته که گذشتهای آشفته را پشت سر گذاشته، ناچار میشود دوباره در دادگاه حاضر شود و از سه زن جوان دفاع کند؛ زنانی که در پروندهای پرسروصدا، بهناحق در جایگاه متهم قرار گرفتهاند. همین موقعیت، فیلم را به دو مسیر روایی میکشاند: از یک سو، جدالی قضایی درباره حقیقت، رضایت و قضاوت اجتماعی؛ از سوی دیگر، بازگشت قهرمان محبوبی که حضورش قرار است نیروی عاطفی و نمایشی اثر را تأمین کند.
فیلم در هسته اصلی خود ظرفیت دراماتیک روشنی دارد. اتهام، آبرو، فشار افکار عمومی و نابرابری قدرت، مصالحی هستند که میتوانند یک درام دادگاهی جدی و پرتنش بسازند. «Vakeel Saab» نیز هرگاه بر همین مصالح متمرکز میماند، به بهترین لحظههایش نزدیک میشود. مسئله اما آن است که فیلم همیشه به این تمرکز وفادار نمیماند و گاه میان درام اجتماعی و نمایش پرشور قهرمان سرگردان میشود.
مسئلهای اجتماعی، فراتر از پرونده پرونده مرکزی فقط یک ماجرای حقوقی نیست؛ آزمونی است برای سنجش نگاه جامعه به زنان و حق آنان برای تعیین مرزهای شخصیشان. فیلم میکوشد نشان دهد که اتهام و داوری عمومی چگونه میتوانند جای بررسی منصفانه واقعیت را بگیرند. در این مسیر، پرسش محوری اثر نه صرفاً «چه اتفاقی افتاده؟»، بلکه این است که جامعه با شنیدن روایت زنان چگونه برخورد میکند و تا چه اندازه آماده است آنان را بدون پیشداوری جدی بگیرد.
این وجه اجتماعی وقتی مؤثر میشود که فیلم به موقعیت شخصیتهای زن مجال میدهد تا از تجربه و انتخاب خود سخن بگویند. بااینحال، تمرکز روایی در بخشهایی از فیلم به سوی وکیل و کاریزمای او میلغزد. این تغییر مرکز ثقل، از یک طرف به اثر انرژی ستارهمحور میبخشد، اما از طرف دیگر ممکن است صدای همان زنانی را که داستان برای دفاع از آنان شکل گرفته، کمرنگ کند.
« فیلم در هسته اصلی خود ظرفیت دراماتیک روشنی دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تضاد میان این دو گرایش، یکی از مهمترین نقاط قابل بحث فیلم است: آیا قهرمان محبوب صرفاً ابزار روایت است، یا چنان بر آن سایه میاندازد که موضوع اصلی در حاشیه قرار میگیرد؟ کاریزمای پاوان کالیان و سایه ستاره پاوان کالیان حضوری دارد که بهسختی میتوان از آن چشم پوشید. او با اطمینان، وقار و آمادگی برای لحظههای خطابی، نقش وکیل را به چهرهای تماشایی بدل میکند.
ورود دوباره او به فضای دادگاه، در سطحی نمایشی، به فیلم نیرویی تازه میدهد؛ بهویژه هنگامی که کلام و نگاه شخصیت با موقعیت روبهرو میشود و جدال لفظی جای نمایش صرف را میگیرد. جذابیت بازی او بیش از آنکه بر دگرگونیهای پیچیده روانشناختی استوار باشد، بر حضور صحنهای و تسلط بر ضرباهنگ تأکید دارد.
در عین حال، همین کاریزما گاهی محدودیتی برای فیلم میسازد. هرچه قهرمان پررنگتر میشود، خطر آن بیشتر است که سایر شخصیتها به زمینهای برای درخشش او بدل شوند. در یک درام درباره آسیبپذیری و عاملیت زنان، این خطر اهمیت ویژهای دارد. فیلم در بهترین لحظهها میتواند کاریزمای ستاره را در خدمت دفاع از موضوع مرکزی قرار دهد؛ اما در بخشهایی، به نظر میرسد بیش از آنکه به پیچیدگی تجربه زنان وفادار بماند، میخواهد حضور قهرمان را جشن بگیرد.
دادگاه؛ صحنه قدرت کلام صحنههای دادگاه از برجستهترین بخشهای اثرند. گفتوگوها تند، صریح و سرشار از تقابلاند و فیلم در این لحظهها از کشمکش کلامی برای افزایش تنش بهره میگیرد. دادگاه در اینجا تنها مکانی برای صدور حکم نیست؛ صحنهای است که در آن روایتها با یکدیگر برخورد میکنند و زبان میتواند هم ابزار دفاع باشد و هم وسیله فشار.
« کاریزمای پاوان کالیان و سایه ستاره پاوان کالیان حضوری دارد که بهسختی میتوان از آن چشم پوشید. »
شخصیتها و اجرا
دیالوگهای پرقدرت، بهخصوص در رویارویی وکیل با طرف مقابل، حس رقابت و خطر را بهخوبی منتقل میکنند. بااینهمه، قدرت کلام همیشه به ظرافت درام نمیانجامد. گاه دیالوگها چنان آشکارا برای تأکید بر پیام یا برانگیختن شور مخاطب نوشته شدهاند که جای سکوت، تردید و ابهام را تنگ میکنند. دادگاه زمانی بیشترین اثر را میگذارد که استدلالها از دل شخصیتها و موقعیت بیرون بیایند، نه آنکه صرفاً جملههایی برای تشویق یا تأیید باشند.
فیلم در لحظههای موفق خود این تعادل را پیدا میکند، اما در سراسر مسیر به یک اندازه از آن برخوردار نیست. فلشبک و گسست در روایت بخش گذشتهنگر قرار است لایهای از پیشینه عاطفی و شخصی به وکیل بیفزاید و توضیح دهد که بازگشت او به دادگاه چه معنایی دارد. چنین تمهیدی میتواند به شخصیت عمق ببخشد، اما در «Vakeel Saab» این بخش بیش از آنکه روایت اصلی را روشنتر کند، گاه آن را متوقف میسازد.
ورود به گذشته، تمرکز را از پرونده و زنان دور میکند و آهنگ داستان را به مسیری دیگر میبرد؛ مسیری که پیوندش با کشمکش اصلی همیشه بهاندازه کافی محکم نیست. از همین رو، فلشبک نهفقط طولانی، بلکه در بعضی قسمتها ناموزون به نظر میرسد. اطلاعاتی که باید به درک شخصیت کمک کند، بهجای آنکه در بافت داستان حل شود، گاه همچون مکثی جداگانه ظاهر میشود.
نتیجه آن است که اثر برای بازگشت به نیروی اصلی خود زمان بیشتری صرف میکند. کوتاهتر کردن این بخش و پیوند دادن دقیقتر آن با انتخابهای امروز شخصیت، میتوانست هم ضرباهنگ را حفظ کند و هم گذشته او را معنادارتر سازد. بازیها، موسیقی و لحظههای پرتحرک در کنار پاوان کالیان، بازیها از نظر میزان اثرگذاری یکدست نیستند.
« دیالوگهای پرقدرت، بهخصوص در رویارویی وکیل با طرف مقابل، حس رقابت و خطر را بهخوبی منتقل میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
برخی لحظهها بهواسطه موقعیت یا دیالوگ به یاد میمانند، اما همه شخصیتها از پرداخت و حضور نمایشی همسنگ برخوردار نیستند. پراکاش راج در مقام حریف کلامی، نیروی تقابلی مناسبی به صحنههای دادگاه میدهد و حضورش در کنار قهرمان، کشمکش را روشنتر میکند. بااینحال، بازی گروهی در مجموع گاه زیر فشار تأکیدهای آشکار فیلمنامه قرار میگیرد و فرصت کمتری برای بیان ظریف احساسات باقی میماند.
موسیقی متن در مقابل، از عناصر مؤثر فیلم است. آهنگها و قطعات پسزمینه به صحنهها انرژی میدهند و در لحظههایی که روایت میخواهد شدت عاطفی خود را بالا ببرد، نقش مهمی در ساختن فضا دارند. این نیرو همیشه به سود فیلم تمام نمیشود: همان موسیقی پرهیجان و همان میل به تصاعد نمایشی میتواند فاصله میان تأثر و تحریک را کم کند.
افزوده شدن درگیریهای ناگهانی نیز به این مسئله دامن میزند؛ صحنههایی که برای بالا بردن هیجان طراحی شدهاند، گاه از پیوند ارگانیک با درام دور میشوند و به انسجام کلی لطمه میزنند. ریتم و لحن؛ میان جدیت و هیجان یکی از دشواریهای اصلی فیلم، حفظ تعادل میان لحن اجتماعی و قالب سرگرمکننده آن است.
از یک سو، داستان به موضوعی جدی میپردازد و برای تأکید بر پیام خود به دادگاه و استدلالهای اخلاقی تکیه میکند؛ از سوی دیگر، میخواهد با حضور قهرمان، موسیقی پرقدرت و لحظههای پرتحرک، هیجان تماشاگر را پیوسته بالا نگه دارد. این دو گرایش لزوماً ناسازگار نیستند، اما به هدایت دقیق نیاز دارند.
« موسیقی متن در مقابل، از عناصر مؤثر فیلم است. »
قوتها و کاستیها
هرجا فیلم از پرونده فاصله میگیرد تا کنشی ناگهانی یا نمایشیتر را وارد کند، پیوستگی عاطفی آن کاهش مییابد. کشآمدن روایت نیز از همین ناپایداری ناشی میشود. بعضی صحنهها پس از آنکه مضمون یا کشمکش خود را منتقل کردهاند، بیش از اندازه ادامه پیدا میکنند؛ در مقابل، برخی گذارها بهسرعت انجام میشوند و فرصت کافی برای تثبیت اثر عاطفیشان ندارند.
فیلم با تدوینی فشردهتر و حذف یا کوتاهسازی بخشهای کمپیوند میتوانست پیام اجتماعی خود را روشنتر کند و در عین حال، نیروی سرگرمکنندگیاش را از دست ندهد. جمعبندی «Vakeel Saab» فیلمی است با هستهای دراماتیک قدرتمند و لحظههایی که توانایی آن را در برانگیختن خشم، همدلی و هیجان نشان میدهند.
کاریزمای پاوان کالیان، دیالوگهای پرقدرت دادگاه و موسیقی متنِ جانبخش، به اثر حضوری پرانرژی میدهند. در سوی دیگر، فلشبک طولانی و نامنسجم، ریتم کشدار، بازیهای نهچندان یکدست و درگیریهایی که گاه بیمقدمه وارد میشوند، مانع از آناند که فیلم در تمام مسیر به اندازه ایده مرکزیاش منسجم و اثرگذار بماند.
ارزش اصلی اثر در تلاشی است که برای طرح پرسشهای جدی درباره قضاوت اجتماعی و حق زنان به انتخاب و رضایت انجام میدهد. محدودیتش نیز آنجاست که گاهی شور ستارهمحور و اغراقهای نمایشی بر همان پرسشها غلبه میکنند. حاصل، درامی دادگاهی پرحرارت است که بهترین لحظههایش در کلام و مواجهه شکل میگیرد، اما برای رسیدن به تأثیری ماندگارتر به تمرکز روایی بیشتر و اعتماد افزونتر به نیروی خودِ پرونده نیاز داشت.
« هرجا فیلم از پرونده فاصله میگیرد تا کنشی ناگهانی یا نمایشیتر را وارد کند، پیوستگی عاطفی آن کاهش مییابد. »



ثبت دیدگاه