نقد و بررسی
نقد جکسی (Jexi) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با امکانهای کمدی «Jexi» با فرضی ساده و بهروز آغاز میشود: چه میشود اگر تلفنی که همیشه در دسترس ماست، نهفقط به نیازهایمان پاسخ دهد، بلکه در تصمیمهای روزمرهمان هم دخالت کند؟ فیل، کارمندی منزوی و وابسته به تلفن همراه، پس از عوضکردن گوشیاش با دستیار هوشمندی به نام جکسی روبهرو میشود؛ دستیاری که قرار است زندگی او را آسانتر کند، اما خیلی زود حضورش از حد یک ابزار فراتر میرود.
فیلم از همین ناسازگاری میان انتظار معمول از فناوری و رفتار نامتعارف جکسی، موقعیتهای کمیک میسازد. این ایده ظرفیت خوبی برای کمدی دارد، زیرا تلفن در زندگی معاصر چیزی بیش از وسیلهای برای تماس است: راهی برای فرار از سکوت، پرکردن وقت و گاهی دورشدن از آدمهای اطراف. فیلم این وابستگی را به شکلی اغراقآمیز به نمایش میگذارد و آن را به رابطهای پرتنش میان انسان و دستگاه تبدیل میکند.
بااینحال، «Jexi» بیشتر از آنکه بخواهد درباره فناوری و تنهایی پرسشی پیچیده طرح کند، از این موقعیت برای ساختن شوخیها و دردسرهای پیدرپی بهره میگیرد. نتیجه، کمدیای است که ایدهاش از پرداخت فکریاش جذابتر است. فیل؛ قهرمانی که باید از صفحه بیرون بیاید فیل را میتوان شخصیتی دانست که زندگیاش بهتدریج در قاب کوچک تلفن خلاصه شده است.
او نه از سر بدخواهی، بلکه از روی عادت و راحتطلبی، ارتباط با صفحه را جایگزین توجه به محیط و آدمهای اطراف کرده است. این انتخاب، نقطه شروع مسیر تغییر اوست: فیلم میکوشد نشان دهد که بیرونآمدن از انزوای دیجیتال فقط به کنارگذاشتن گوشی مربوط نیست، بلکه به پذیرفتن موقعیتهای پیشبینیناپذیر و برقرارکردن رابطهای واقعی نیز نیاز دارد.
« فیلم از همین ناسازگاری میان انتظار معمول از فناوری و رفتار نامتعارف جکسی، موقعیتهای کمیک میسازد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
باوجود این، فیل بیشتر نقش مرکز یک رشته موقعیتهای کمدی را دارد تا شخصیتی که لایههای روانیاش بهدقت واکاوی شود. فیلم چند نشانه روشن از وابستگی او نشان میدهد، اما کمتر درنگ میکند تا ریشههای آن را بکاود. از همین رو، تغییر فیل گاهی بیشتر شبیه الزام داستانی کمدی رمانتیک به نظر میرسد تا نتیجه فرایندی آرام و باورپذیر.
فیلم از تماشاگر میخواهد با او همراه شود، اما همیشه فرصت کافی نمیدهد تا این همراهی از سطح خنده و سرگرمی فراتر برود. جکسی؛ صدایی که از قاب کوچک فراتر میرود جکسی مهمترین عامل سرزندگی فیلم است. او دستیار مهربان و بیطرفی نیست که فقط یادآوریها را تنظیم کند؛ رفتارش شخصیتی مستقل و گاه سلطهجو دارد و همین تضاد، اساس بسیاری از شوخیها را میسازد.
صدای رز برن برای این نقش انتخابی مؤثر است: لحن خشک و حسابشده او، به پاسخهای جکسی حالوهوایی میدهد که هم بیروحی یک سامانه رایانهای را تداعی میکند و هم از آن فاصله میگیرد. مکثها و تأکیدهای بهموقع نیز کمک میکنند که جملههای کوتاه شخصیت، گاهی بیش از آنچه متن بهتنهایی میتواند، خندهدار شوند.
منتقدان نیز از صداپیشگی برن بهعنوان یکی از نقاط قوت فیلم یاد کردهاند. جکسی در عین حال نیرویی است که رابطه فیل با جهان را به حرکت درمیآورد. بااینهمه، فیلم همیشه در استفاده از این ظرفیت یکدست نیست. گاهی شخصیت او بهخوبی میان هوش ماشینی و حسادت انسانی معلق میماند؛ گاهی نیز صرفاً به ابزاری برای اجرای شوخیهای تند تبدیل میشود.
« فیلم چند نشانه روشن از وابستگی او نشان میدهد، اما کمتر درنگ میکند تا ریشههای آن را بکاود. »
شخصیتها و اجرا
اگر تعامل فیل و جکسی از نظر ایده تازه به نظر میرسد، تکرار الگوی مشابه در چند موقعیت، بخشی از تازگی آن را کم میکند. ریتم، شوخیها و مرز سلیقه «Jexi» میخواهد سبک و پرجنبوجوش باقی بماند؛ برای همین، بهسرعت از یک دردسر به دردسر بعدی میرود و کمتر اجازه میدهد فضای فیلم سنگین یا تأملی شود.
این ریتم برای تماشاگرانی که به کمدیهای شلوغ و بیپروا علاقه دارند، میتواند کارساز باشد. موقعیتهای غیرمنتظره و جوابهای جکسی گاهی چنان بیملاحظهاند که خودِ جسارت شوخی به بخشی از جذابیت آن تبدیل میشود. واکنشهای مثبت شماری از تماشاگران نیز به همین فضای سبک و خندهدار اشاره میکند.
اما تندی و بیپروایی همیشه به شوخی موفق نمیانجامد. برخی شوخیها بیش از آنکه از شخصیت یا موقعیت بیرون بیایند، انگار صرفاً برای جلب توجه به صحنه اضافه شدهاند؛ گاهی نیز فیلم به موضوعی بازمیگردد که پیشتر از آن استفاده کرده است. شوخیهای بزرگسالانه، زبان تند و ارجاعهای جنسی، بخش جداییناپذیر لحن اثرند و ممکن است برای عدهای سرگرمکننده و برای دیگران آزاردهنده باشند.
بنابراین، میزان لذت از فیلم تا اندازه زیادی به تحمل و علاقه مخاطب به این نوع کمدی وابسته است. رابطه عاشقانه و آدمهای اطراف در کنار رابطه فیل با جکسی، فیلم خطی عاشقانه نیز دارد و آشنایی او با کیت را بخشی از حرکتش به سوی زندگی بیرون از تلفن قرار میدهد. این رابطه از نظر کارکرد داستانی روشن است: حضور کیت میتواند فیل را با شیوه دیگری از ارتباط روبهرو کند، شیوهای که به پیامرسانی و پاسخ فوری محدود نمیشود.
« این ریتم برای تماشاگرانی که به کمدیهای شلوغ و بیپروا علاقه دارند، میتواند کارساز باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما فیلم در پرداخت این پیوند به اندازهای که برای باورپذیری لازم است مکث نمیکند. گاهی پیشرفت رابطه بیش از آنکه حاصل شناخت تدریجی دو شخصیت باشد، وسیلهای برای پیشبردن مسیر فیل به نظر میرسد. شخصیتهای فرعی نیز در شکلدادن به فضای طنز سهم دارند، ولی عمدتاً در مدار قهرمان اصلی باقی میمانند.
ازاینرو، آنها همیشه فرصتی نمییابند تا مستقل از مسئلههای فیل، زندگی و ویژگیهای خود را نشان دهند. این محدودیت باعث میشود جهان فیلم کمابیش به مجموعهای از محرکهای کمدی برای شخصیت محوری تبدیل شود. بااینحال، بازیگران مکمل و موقعیتهای محل کار، هرجا با ریتم شوخیها هماهنگ میشوند، به تنوع فضای فیلم کمک میکنند.
فناوری بهمثابه ابزار قصهگویی فیلم وابستگی به تلفن را موضوعی ملموس انتخاب میکند، اما آن را به زبانی استعاری و پیچیده بسط نمیدهد. جکسی بیش از آنکه تصویری واقعگرایانه از هوش مصنوعی باشد، دستگاهی داستانی است: حضوری که با دخالت در زندگی فیل، او را وادار میکند عادتهایش را ببیند و در برابر آنها واکنش نشان دهد.
همین سادهسازی به فیلم اجازه میدهد سریع به سراغ کمدی برود، اما در عوض، پرسشهای جذابتری را نیمهکاره باقی میگذارد: چرا فیل به گوشی پناه میبرد؟ آیا استفاده از فناوری مسئله اصلی است، یا راهی برای اجتناب از ارتباط و خطر شکست؟ «Jexi» پاسخ دقیقی به این پرسشها نمیدهد و ظاهراً نیز هدفش ساختن رسالهای درباره فناوری نیست.
« اما فیلم در پرداخت این پیوند به اندازهای که برای باورپذیری لازم است مکث نمیکند. »
قوتها و کاستیها
پیام کلی فیلم درباره ضرورت توجه به زندگی بیرون از صفحه روشن است، اما چندان تازه یا غافلگیرکننده نیست. ضعف اصلی در اینجاست که مضمون، گاهی به توصیهای آشنا تقلیل پیدا میکند و ایده عجیب آغازین فرصت نمییابد به تحلیلی عمیقتر بدل شود. ارزش فیلم بیشتر در شکل کمدیای است که برای بیان این مضمون انتخاب کرده، نه در تازگی خود مضمون.
جمعبندی «Jexi» کمدیای سبک، پرهیاهو و متکی بر ایدهای بهروز است؛ فیلمی که از وابستگی به تلفن و رفتار سلطهجویانه یک دستیار هوشمند، موقعیتهایی برای خنده میسازد. نقطه قوت اصلی آن صداپیشگی رز برن و هماهنگی خشک و بهموقع او با شخصیت جکسی است. ریتم سرگرمکننده و شوخیهای جسورانه نیز برای مخاطبی که با کمدی بزرگسالانه و گاه خام راحت است، میتواند تجربهای مفرح بسازد.
در سوی دیگر، داستان مسیر نسبتاً آشنایی را طی میکند، بعضی شوخیها تکراری یا زورکیاند و پرداخت رابطهها و مضمون وابستگی به فناوری از ظرفیت ایده عقب میماند. فیلم نه کمدیای عمیق است و نه کاوشی جدی درباره هوش مصنوعی؛ موفقیتش به این بستگی دارد که مخاطب از لحن شلوغ، شوخیهای بیپرده و اغراقهایش لذت ببرد.
اگر چنین لحنی با سلیقه تماشاگر سازگار باشد، «Jexi» با وجود محدودیتهایش سرگرمکننده است؛ اگر نه، همان اغراقها و تکرارها بهسرعت خستهکننده میشوند.
« پیام کلی فیلم درباره ضرورت توجه به زندگی بیرون از صفحه روشن است، اما چندان تازه یا غافلگیرکننده نیست. »



ثبت دیدگاه