نقد و بررسی
نقد گاوبازها (The Bullfighters) | 1945
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای کمدی با ظرفیت فراوان «The Bullfighters» از موقعیتی آشنا در کمدیِ اشتباهگرفتن هویت نیرو میگیرد: استن لورل، کارآگاهی ناشی که از دست دشمنی کینهجو میگریزد، بهطرزی اتفاقی با ماتادوری نامدار اشتباه گرفته میشود. این فرض ساده، تضادی روشن و ثمربخش میسازد؛ مردی که از رویارویی با خطر میهراسد، ناچار است در هیئت کسی ظاهر شود که زندگیاش با خطر و نمایش گره خورده است.
اولی نیز در کنار او، با همان جدیتِ خودفریبانه و واکنشهای درماندهاش، به ماجراهایی کشیده میشود که کنترلشان از دست هر دو بیرون است. فیلم از همان آغاز، وعدهٔ کمدیِ موقعیت میدهد و قرار است فاصلهٔ میان ظاهر قهرمانانهٔ ماتادور و شخصیت هراسان استن، موتور اصلی شوخیها باشد. این فاصله گاهی بهخوبی به کار میافتد، اما فیلمنامه همیشه نمیداند چگونه از ظرفیت آن بهره بگیرد.
ماجرا به جای آنکه پیوسته بر سوءتفاهم مرکزی بنا شود، گاه در خردهحادثههایی پراکنده میشود که پیوندشان با ایدهٔ اصلی سست است. از همین رو، فیلم همزمان واجد طرحی جذاب و روایتی نابرابر است. کمدیِ هویت و خطر طنز اصلی اثر بر تقابل میان هویت واقعی و نقشی استوار است که دیگران به استن تحمیل میکنند.
او نه تواناییهای یک ماتادور را دارد و نه رغبت چندانی به پذیرفتن چنین مسئولیتی؛ اما شرایط، فرصت آن را نمیدهد که از این نقش کنار بکشد. این موقعیت، بهویژه در لحظههایی که استن میکوشد ظاهر خود را حفظ کند، امکان آفرینش کمدی دارد: اضطراب درونی با ژست بیرونیِ قهرمانانه برخورد میکند و هرچه این فاصله بیشتر میشود، انتظار برای شکست نمایشی او نیز افزایش مییابد.
« این فاصله گاهی بهخوبی به کار میافتد، اما فیلمنامه همیشه نمیداند چگونه از ظرفیت آن بهره بگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
با این همه، فیلم در گسترش این ایده محتاط و گاه کمرمق عمل میکند. سوءتفاهمی که میتوانست رشتهٔ پیوستهٔ رویدادها را شکل دهد، گاهی بیشتر بهانهای برای عبور از یک موقعیت به موقعیت دیگر است. بنابراین، تماشاگر از یکسو با طرحی روبهروست که فوراً توجه را جلب میکند و از سوی دیگر، احساس میکند روایت به اندازهٔ کافی در آن مکث نمیکند تا تمام توان کمیکش را آشکار سازد.
شیمی ماندگار لورل و هاردی آنچه فیلم را در لحظههای سادهاش سرپا نگه میدارد، رابطهٔ کمیک استن لورل و اولیور هاردی است. یکی با درماندگی و بیپناهیاش خنده میآفریند و دیگری با غرور، شتابزدگی و کلافگیِ آشنایش. تماشاگر بهخوبی میداند که این دو چگونه در برابر فشار بیرونی واکنش نشان خواهند داد؛ اما همین آشنایی، به جای آنکه لزوماً نقطهضعف باشد، نوعی صمیمیت میسازد.
حضورشان حتی در صحنههایی که بهتنهایی چندان ابتکاری نیستند، کیفیتی انسانی و دلپذیر به فیلم میبخشد. در بهترین لحظهها، کمدی از خودِ کنشها فراتر میرود و به زبانِ رابطهٔ میان این دو بدل میشود: هر کدام میکوشد اوضاع را سامان دهد، اما رفتار دیگری همهچیز را آشفتهتر میکند. نگاهها، مکثها و واکنشهای کوچکشان، همچنان بخشی از جذابیت دونفرهای را حفظ میکند که بهسادگی قابل تقلید نیست.
بااینحال، شور و چابکیِ آثار درخشانتر این زوج در اینجا کمتر به چشم میآید؛ شیمی بازیگران پابرجاست، اما فیلم کمتر موقعیتی تازه و نیرومند در اختیارش میگذارد. شوخیهای فیزیکی و تلافیجویانه کمدی جسمانی همچنان یکی از منابع اصلی خنده در فیلم است. بعضی از شوخیهای تلافیجویانه، که در آنها یک حرکت کوچک پاسخی بزرگتر و دردسرسازتر به دنبال دارد، از بهترین لحظههای اثرند.
« با این همه، فیلم در گسترش این ایده محتاط و گاه کمرمق عمل میکند. »
شخصیتها و اجرا
این نوع شوخی بهخوبی با شخصیتهای لورل و هاردی سازگار است: هر کدام میخواهد حق خود را بگیرد، اما زنجیرهٔ واکنشها چنان از کنترل خارج میشود که نتیجه بیش از آنکه پیروزی باشد، آشوبی تازه است. نیروی طنز در همین ناتوانی آنها برای متوقفکردن چرخهٔ مقابلهبهمثل نهفته است. بااینحال، تکرار فرمول گاهی به ضرر فیلم تمام میشود.
وقتی یک شوخی یا الگوی رفتاری بیش از اندازه کش مییابد، انتظار جای غافلگیری را میگیرد و خنده کمجان میشود. برخی موقعیتها چنان آشنا هستند که بیشتر یادآور مهارت پیشین این زوجاند تا نشانهٔ ابداعی تازه. فیلم در بهترین لحظههایش نشان میدهد که هنوز میتواند از برخورد بدنها، اشیا و خلقوخوها کمدی بسازد؛ در لحظههای ضعیفتر، اما همان ابزارها را بیآنکه تحول چشمگیری در آنها ایجاد کند، دوباره به کار میگیرد.
ریتم، روایت و نابرابری ریتم «The Bullfighters» یکدست نیست. فیلم کوتاه است، اما کوتاهی زمان بهتنهایی مانع کشآمدن بعضی صحنهها نمیشود. گذار از یک موقعیت به موقعیت بعدی همیشه روان نیست و بخشهایی از روایت، بیش از آنکه به تنش یا خنده بیفزایند، زمان میگیرند. در نتیجه، فیلم گاهی حس مجموعهای از قطعات کمیک را دارد که با خط داستانیای نسبتاً ساده به هم وصل شدهاند، نه کمدیای که هر حادثه در آن پیامد حادثهٔ پیشین باشد.
این بینظمی بهویژه از آن جهت چشمگیر است که ایدهٔ مرکزی میتوانست ساختاری فشردهتر بسازد. اگر هر سوءتفاهم، هر تعقیب و هر تلاش برای پنهانماندن، خطرِ لو رفتن هویت جعلی استن را تشدید میکرد، روایت احتمالاً انسجام و شتاب بیشتری مییافت. اما فیلم گاه مسیرهای فرعی را دنبال میکند و بعد بیآنکه آنها را به شکلی رضایتبخش جمع کند، به خط اصلی بازمیگردد.
« نیروی طنز در همین ناتوانی آنها برای متوقفکردن چرخهٔ مقابلهبهمثل نهفته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حاصل، اثری است که صحنههای خوب دارد، ولی پیوستگیِ میان آنها به اندازهٔ کافی قوی نیست. میدان گاوبازی و مسئلهٔ پایانبندی ورود داستان به فضای گاوبازی، از نظر بصری و نمایشی فرصتی برای افزایش هیجان فراهم میکند. میدان، با حضور جمعیت و خطر جسمانی، زمینهای متفاوت از موقعیتهای روزمرهٔ پیشین میسازد؛ بهخصوص آنکه شخصیت استن اساساً برای چنین آزمونی ساخته نشده است.
بااینحال، این بخش ممکن است برای همه تماشاگران خندهدار یا خوشایند نباشد. لحن کمدی در مواجهه با گاوبازی، گاه از شوخیهای ظریفِ مبتنی بر شخصیت فاصله میگیرد و به آشوبی پرتحرکتر تکیه میکند؛ آشوبی که اثرگذاریاش به سلیقهٔ مخاطب بستگی دارد. پایانبندی نیز از همین دوگانگی بینصیب نیست.
فیلم میکوشد ماجرا را با نمایشی پرهیاهو و اغراقآمیز به سرانجام برساند، اما آنچه برای یک تماشاگر غافلگیرکننده و بامزه است، ممکن است برای دیگری بیش از حد تصنعی یا نامتناسب جلوه کند. از آنجا که این بخش بر شلوغی و شدت تکیه دارد، برای برخی جذابترین قسمت فیلم و برای برخی کمقانعکنندهترین آن خواهد بود.
بدون آشکارکردن جزئیات داستانی، میتوان گفت که پایان بیش از آنکه حاصل طبیعیِ رشد تدریجی روایت باشد، میخواهد با جهشی نمایشی اثر بگذارد. جایگاه فیلم در کارنامهٔ این زوج «The Bullfighters» را میتوان در دورهای از کارنامهٔ لورل و هاردی دید که آنها دیگر به نیروی جوانی و شتاب آثار پیشین متکی نبودند و در چهارچوبهای متفاوتتری کار میکردند.
« حاصل، اثری است که صحنههای خوب دارد، ولی پیوستگیِ میان آنها به اندازهٔ کافی قوی نیست. »
قوتها و کاستیها
این فیلم آخرین اثر آمریکایی آنهاست؛ واقعیتی که هنگام تماشا به آن بُعدی تاریخی میدهد، اما نباید باعث شود ارزش اثر را فقط از دریچهٔ خداحافظیبودنش بسنجیم. فیلم نه اوج خلاقیت این زوج است و نه اثری بیاهمیت: نمونهای است از تداومِ جذابیت رابطهٔ آنها، در دورهای که مواد داستانی و ریتم اجرایی همیشه در حد تواناییهایشان نیستند.
از این منظر، اثر بیش از آنکه مجموعهای پیوسته از لحظههای درخشان باشد، یادآوریِ این حقیقت است که حضور دو بازیگر میتواند حتی در ساختاری نابرابر نیز لحظههایی دلنشین بسازد. کسانی که با آثار کلاسیکتر آنها آشنایند، احتمالاً فاصلهٔ محسوس میان این فیلم و کمدیهای پرانرژیترشان را تشخیص خواهند داد؛ تماشاگر تازهوارد نیز ممکن است از سادگی شوخیها و بازیِ دونفرهٔ آنها لذت ببرد، بیآنکه لزوماً همهٔ صحنهها را به یک اندازه موفق بیابد.
جمعبندی «The Bullfighters» فیلمی با پیشفرضی بامزه، زوجی دوستداشتنی و چند شوخی واقعاً بهیادماندنی است؛ اما توان بالقوهٔ طرح خود را بهطور پیوسته محقق نمیکند. شیمی لورل و هاردی، موقعیتهای تلافیجویانه و تضاد میان هراس استن و نقش ماتادور، لحظههایی سرگرمکننده میآفرینند. در برابر، ریتم نامتوازن، شوخیهای تکراری و بخشی از ماجرای گاوبازی از نیروی اثر میکاهند.
بهترین شیوهٔ تماشای فیلم، پذیرش آن بهعنوان کمدیای پراکنده اما گاه درخشان است: اثری که همچنان میتواند لبخند بیاورد، هرچند از انرژی و انسجام آثار ماندگارتر این زوج فاصله دارد.
« در برابر، ریتم نامتوازن، شوخیهای تکراری و بخشی از ماجرای گاوبازی از نیروی اثر میکاهند. »



ثبت دیدگاه