نقد و بررسی
نقد کیانو (Keanu) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای کوچک با ظرفیت کمدی بزرگ «Keanu» از آن فیلمهایی است که نیروی محرک خود را نه از پیچیدگی داستان، بلکه از تضاد میان موضوعی کوچک و دنیایی بزرگ و خطرناک میگیرد. ماجرا با دزدیدهشدن گربهای دوستداشتنی آغاز میشود؛ فقدانی که برای رِل جدی و عاطفی است، اما در چشم دیگران میتواند بهانهای مضحک برای ورود به ماجرایی جنایی به نظر برسد.
فیلم همین ناهمخوانی را دستمایهٔ کمدی میکند: دو مرد معمولی، برای بازگرداندن حیوانی کوچک، ناچار میشوند در محیطی پرتنش نقشهایی بازی کنند که با شخصیت واقعیشان سازگار نیست. سادگی این نقطهٔ آغاز، مزیتی روشن دارد. تماشاگر بیدرنگ میفهمد قهرمانان چه میخواهند و چرا حاضرند برای رسیدن به خواستهشان خطر کنند.
در عین حال، ماجرا بهراحتی به مجموعهای از سوءتفاهمها، نقشبازیکردنها و برخوردهای غیرمنتظره گسترش مییابد. اما همین ظرفیت، محدودیتی نیز در خود دارد: وقتی موتور اصلی روایت یک موقعیت کمدی واحد باشد، فیلم باید پیوسته آن را تازه کند تا تکراری نشود. «Keanu» همیشه در این کار موفق نیست و گاه احساس میشود ایدهای مناسب برای یک طرح کوتاه، بیش از اندازه بسط یافته است.
دو شخصیت در آستانهٔ نقشبازیکردن در مرکز فیلم، رِل و کلارنس قرار دارند؛ دو خویشاوند که با یکدیگر صمیمیاند، اما از نظر خلقوخو و شیوهٔ مواجهه با جهان تفاوتهایی دارند. این تفاوت به داستان امکان میدهد کمدی را از برخورد میان شخصیتها بیرون بکشد، نه فقط از شوخیهای لفظی. یکی از جذابیتهای فیلم، تماشای آدمهایی است که در شرایطی فراتر از توان و تجربهٔ خود قرار گرفتهاند و باید وانمود کنند بر اوضاع مسلطاند.
« تماشاگر بیدرنگ میفهمد قهرمانان چه میخواهند و چرا حاضرند برای رسیدن به خواستهشان خطر کنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هرچه فاصلهٔ میان ظاهرِ ساختگی و هویت واقعی آنها بیشتر میشود، موقعیتهای خندهآور نیز فرصت بروز پیدا میکنند. رِل در پی بازگرداندن گربه است و پیگیریاش، با وجود ظاهر اغراقآمیز ماجرا، وجهی صادقانه و قابلدرک دارد. کلارنس نیز با حساسیتها و نگرانیهای خود، به رابطهٔ میان آن دو رنگی متفاوت میبخشد.
فیلم از همین رابطه سود میبرد: قهرمانانش نه نابغههای جناییاند و نه افرادی که ناگهان در محیط تازهای کاملاً ماهر میشوند. دستوپاچلفتیبودن و تردیدشان بخشی از منبع طنز است. با این حال، شخصیتپردازی در حدی میماند که نیاز طرح را برآورده کند و کمتر به لایههای عمیقتر عاطفی یا روانشناختی میرسد.
بازیگری و هماهنگی کمدی نقطهٔ اتکای اصلی فیلم، هماهنگی دو بازیگر مرکزی است. اجرای آنها به موقعیتها جان میدهد و کمک میکند که بازیگرفتن از هویتهای جعلی، تنها به یک تمهید روایی خشک محدود نماند. تفاوت میان واکنشهایشان، مکثها و تردیدها، و شیوهای که هر کدام در برابر خطر خود را جمعوجور میکند، اغلب از خودِ دیالوگها خندهآورتر است.
این هماهنگی به فیلم نوعی انرژی دونفره میبخشد؛ انرژیای که در بخشهایی از اثر، تماشاگر را حتی هنگام سستی داستان با خود همراه میکند. نکتهٔ مهم آن است که بازیگران صرفاً شوخیها را اجرا نمیکنند؛ تا اندازهای به آنها وزن میدهند. هنگامی که شخصیتها در موقعیتهایی نامأنوس قرار میگیرند، واکنشهایشان باورپذیرتر از خودِ موقعیت به نظر میرسد.
« هرچه فاصلهٔ میان ظاهرِ ساختگی و هویت واقعی آنها بیشتر میشود، موقعیتهای خندهآور نیز فرصت بروز پیدا میکنند. »
شخصیتها و اجرا
همین جدیت نسبی در دل یک ماجرای نامتعارف، تضادی کمیک میسازد. البته کیفیت بازیها نمیتواند بهتنهایی همهٔ شوخیهای کمجان را نجات دهد. برخی لحظات بیش از آنکه بر پایهٔ رابطهٔ شخصیتها شکل بگیرند، به اجرای یک لطیفه یا تکرار یک الگوی آشنا وابستهاند و در نتیجه اثرگذاری کمتری دارند.
ریتم، حرکت و جهان پرهیاهو «Keanu» از حیث ریتم، فیلمی پرتحرک و شتابزده است. روایت با توقفهای طولانی چندان میانهای ندارد و پیدرپی شخصیتها را به موقعیت تازهای میکشاند. این ویژگی به اثر جنبوجوش میدهد و با ساختار ماجراجویانهٔ آن سازگار است. جابهجایی از فضای آشنا به محیطی پرخطر، امکان برخوردهای متفاوت و موقعیتهای تازه را فراهم میآورد و مانع از آن میشود که فیلم برای مدتی طولانی در یک صحنهٔ ثابت بماند.
با این همه، سرعت بهتنهایی معادل ریتم مؤثر نیست. گاهی فیلم بهجای آنکه هر موقعیت را بهدرستی بپرورد، از آن عبور میکند تا هرچه زودتر به شوخی بعدی برسد. چنین شتابی ممکن است در آغاز سرگرمکننده باشد، اما در ادامه فرصت لازم را از بعضی صحنهها میگیرد. فیلم میتوانست با انتخاب دقیقتر و پرداخت بیشتر، از تعداد کمتری موقعیت، طنزی ماندگارتر بسازد.
در شکل کنونی، پرتحرکی اثر هم امتیاز آن است و هم عاملی که گاهی به پراکندگیاش میانجامد. شوخیهای نابرابر و طنزی متکی بر تضاد طنز فیلم بیش از همه بر برخورد میان دو قلمرو استوار است: زندگی معمولی قهرمانان و محیطی که آنها میکوشند در آن خود را جا بزنند. این تضاد، زمینهای مناسب برای شوخی دربارهٔ اعتمادبهنفس، ظاهرسازی، مردانگی نمایشی و فاصلهٔ میان ادعا و توان واقعی فراهم میکند.
« همین جدیت نسبی در دل یک ماجرای نامتعارف، تضادی کمیک میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در بهترین لحظات، خنده از دل همین تناقض بیرون میآید؛ شخصیتها قصد دارند خطرناک و مسلط جلوه کنند، اما رفتار و واکنشهایشان حقیقت دیگری را آشکار میکند. با این حال، شوخیها کیفیت یکسانی ندارند. بعضی از آنها بر مشاهدهٔ دقیق رفتار آدمها یا بازی خوب دو بازیگر تکیه میکنند و بهخوبی مینشینند؛ برخی دیگر بیشتر بر اغراق، تکرار یا غافلگیری لحظهای متکیاند.
نتیجه آن است که تماشاگر ممکن است در یک صحنه با فیلم همراه شود و در صحنهٔ بعد، با شوخیای روبهرو شود که کشش لازم را ندارد. این نوسان بهویژه زمانی محسوس میشود که فیلم برای گسترش یک ایده، بارها به همان الگوی کمدی بازمیگردد. گویی اثر میداند چه چیزی میتواند خندهدار باشد، اما همیشه نمیداند چه زمانی باید از آن دست بکشد.
بسط داستان و مسئلهٔ مقیاس درام «Keanu» بر پایهٔ هدفی بسیار روشن بنا شده است: بازگرداندن گربه. این هدف، برای یک کمدی ماجراجویانه جذاب و قابلفهم است، اما دشواری از جایی آغاز میشود که فیلم میکوشد آن را به رشتهای طولانی از موانع و برخوردها تبدیل کند. هر گام تازه باید هم داستان را جلو ببرد و هم لحن کمیک را زنده نگه دارد؛ اگر یکی از این دو کارکرد تضعیف شود، روایت شبیه زنجیرهای از صحنههای جدا از هم به نظر میرسد.
در بخشهایی از فیلم، گسترش ماجرا بیش از آنکه از تحول طبیعی شخصیتها برخیزد، برای فراهمکردن فرصتهای تازهٔ کمدی انجام میشود. این انتخاب ذاتاً ناموجه نیست؛ در کمدی، اغراق و بیپروایی میتوانند بخشی از لذت تماشاگر باشند. مسئله آن است که اثر برای حفظ انسجام، به پلی میان شوخیها و مسیر روایی نیاز دارد.
« با این حال، شوخیها کیفیت یکسانی ندارند. »
قوتها و کاستیها
هنگامی که این پیوند سست میشود، فیلم حالوهوای طرحی کوتاه را پیدا میکند که با افزودن رویدادهای بیشتر امتداد یافته است. پایانبندی نیز از نظر میزان اغراق، ممکن است برای همهٔ مخاطبان یکسان قانعکننده نباشد؛ بیآنکه لازم باشد جزئیاتی از سرانجام داستان آشکار شود. جمعبندی «Keanu» کمدیای پرجنبوجوش با ایدهای بامزه و نامتعارف است که بهترین لحظاتش را از هماهنگی دو بازیگر اصلی و تضاد میان شخصیتهای معمولی و موقعیتهای خطرناک میگیرد.
فیلم با تکیه بر خواستهای ساده، راهی برای ساختن ماجرایی پر از نقشبازیکردن و سوءتفاهم پیدا میکند و در بخشهایی واقعاً سرگرمکننده میشود. گربهٔ مرکز داستان نیز صرفاً بهانهای برای شروع ماجرا نیست؛ حضورش به روایت نوعی انگیزهٔ عاطفی میدهد که در میان هیاهوی کمدی قابلتشخیص میماند.
در مقابل، نابرابری شوخیها، تکرار بعضی الگوها و دشواری حفظ کشش در طول روایت، مانع از آن میشود که فیلم از ایدهٔ اولیهاش فراتر برود. «Keanu» بیش از آنکه کمدیای ظریف و پیوسته باشد، مجموعهای از لحظههای موفق و ناموفق است که با انرژی بازیگران به هم پیوند خوردهاند. حاصل، اثری است که میتواند برای تماشاگرِ خواهان سرگرمی سبک و پرتحرک دلپذیر باشد، اما با پرداخت سنجیدهتر و فشردهتر میتوانست هم خندههای مؤثرتری بسازد و هم داستانی منسجمتر ارائه کند.
ثبت دیدگاه